عدم رهبری و سازماندهی یکی از مشکلات بزرگ جنبش ضد دیکتاتوری ایران

ژوئیه 16, 2020

مردم ناراضیند و آماده براندازی این حکومت . مردم خشمگینند . کارد به استخوان مردم رسیده است. دیکتاتوری و فقر اقتصادی و عدم آزادیهای اجتماعی و فساد مالی و اخلاقی بیداد میکند. همه شرایط برای یک انقلاب بزرگ بر علیه جمهوری اسلامی آماده است ولی انقلاب و جنبش صورت نمیگیرد. چرا؟

دلایل متعددی برای این امر میتوان برشمردولی یکی از این دلایل عدم رهبری و عدم سازماندهی توسط احزاب و سازمانهای مورد اعتماد مردم است. مردم ایران رهبری برای هدف دادن به جنبش و برنامه ریزی برای آن ندارند. بدون رهبری و سازمان، انقلاب فقط یک جنبش کور و بی نتیجه خواهد بود.

در انقلاب 57 یک رهبری مشترک و یک رهبر مشترک برای توده مردم وجود داشت . شاه همه سازمانها و احزاب و رهبران سیاسی را از بین برده بود و فقط مساجد و ملاها و سازمانهای مذهبی را باقی گذاشته بود و حمایت کرده بود . درنتیجه وقتی کارد به استخوان مردم رسید و به خیابانها ریختندبه لطف حماقت شاهنشاه آریامهر! فقط یک رهبر و یک سازمان رهبری باقی مانده بود که در دورافتاده ترین دهات ایران هم عضو و سازمان داشت . دستور از نجف صادر میشد و بلافاصله به دورترین نقاط ایران میرسید و عملی میشد. اگر نبود آن رهبری با شدت سرکوبی که شاه در پیش گرفته بود آن انقلاب هم پیروز نمیشد. (البته مایه تاسف است که چرا شاه فقط از اسلام و ملایان حمایت کرد و ای کاش سازمانهای دیگر را باقی گذاشته بود تا آن انقلاب عظیم و غرور آفرین به آن سرنوشت تیره دچار نمیشد)

یکی از تفاوتهای امروز با آن روز عدم رهبری ، عدم وجود سازمانها و احزابی است که با مردم در تماس باشند و در همه جا حضور داشته باشند.

چه باید کرد؟

روشنگری در باره دیکتاتوری پهلوی بخشی از مبارزه همه جانبه ما بر علیه دیکتاتوری اسلامی است. از آن غافل نباشیم.

آوریل 10, 2021

داشتم لینکهای بالاترین را مرور میکردم به این مطلب در تعریف و تمجید از یک دیکتاتور نظامی برخوردم. البته میدانم که در همه کشورهای جهان درصدی از مردم طرفدار دیکتاتوری هستند. در آلمان هیتلر طرفدار داشت و در اسپانیا فرانکو . در همین پنجاه شصت سال اخیر در شیلی یک کودتاچی آدمکش مثل پینوشه هم طرفدار داشت . در نتیجه نباید حیرت کنیم که چطور ممکن است کسانی که مثلا اسم خود را برانداز و مبارز میگذارند طرفدار کودتاچیان و سرنگون کنندگان حکومتهای قانونی و دموکراتیک هستند.

اما این لینک و نظرات زیر آن صحت اعتقاد مرا به پیچ خطرناکی که در جاده حصول به دموکراسی در ایران وجود دارد تایید میکند. این گروه بزرگ فاشیستهای ایرانی و طرفداران دیکتاتوری که میتوانید نظراتشان را زیرلینک ببینید خطر بزرگی برای حصول به دموکراسی در ایران محسوب میشوند.

به نظر من فرماندهان سپاه از هم اکنون بر روی ایجاد یک دیکتاتوری نظامی از قماش دیکتاتوری پهلوی تمرکز کرده اند و فقط منتظر مرگ خامنه ای هستند که چندان هم دور نیست . تبلیغ برای رضا خان قزاق و برای کودتای آزادیکش وی و برای حکومت فاسد و مزدور او فقط یک نقاب ظاهری است . هدف چیز دیگری است.

کسانی که در صفحات بالاترین و سایتهای اجتماعی در ایران دیکتاتوری پهلوی را تبلیغ میکنند هدف شومی را تعقیب مینمایند. هدف آماده کردن ذهن ملت برای ظهور یک دیکتاتور نظامی دیگر از قماش رضا خان است . اینها آگاهانه و ناآگاهانه صحنه را برای ظهور چنان دیکتاتوری فراهم میکنند و در صورت ظهور یک رضا خان دیگر اینها طرفداران و قمه کشان آن دیکتاتور خواهند شد. به همین سبب است که معتقدم مبارزان راه آزادی و دموکراسی نباید این خطر را دست کم بگیرند . روشنگری در باره دیکتاتوری نظامی رضا خان و پسرش بخشی از مبارزه ما بر علیه دیکتاتوری اسلامی در ایران است و نباید از آن غافل شویم و میدان را به دست مبلغان دیکتاتوری نظامی و سپاهی وا بگذاریم .

«آزادی»

یک طرفه به قاضی رفتن جناح فاشیست و راست افراطی اپوزیسیون

مارس 29, 2021

اخیرا دو کشور جهان سوم ایران و چین یک قرارداد بسته اند. حملات شدیدی از همه جانب بر علیه این قرارداد انجام شده و اگر متن حملات را بخوانیم مثل این است که ایران را دربست به چین فروخته اند. از نظر من این یک طرفه به قاضی رفتن  و قضاوت غیر علمی و غیر تاریخی کردن است. آخر وقتی متن قرارداد را نمیدانید و نخوانده اید چطور به این نتیجه رسیده اید که در این قرارداد ایران به فروش رسیده است؟ من خود اپوزیسیون جمهوری اسلامی و خواهان سرنگونی آن هستم ولی با دید غیر علمی و غیر منطقی و برخورد احساسی و بی منطق شدیدا مشکل دارم . فردا که متن قرارداد در بیاید و فرضا معلوم شود که چنان  نبوده است که این دوستان دست راستی و فاشیست میگویند آنوقت چه دارند بگویند؟ آیا اعتماد ملت ایران را از دست نخواهند داد؟ آخر چطور میشود شکمی و از پیش خود حکم داد و نتیجه گرفت و قاضی و دادستان و وکیل با هم بود؟ پس سند و مدرک و استدلال علمی و تحقیق علمی  و بر پایه مدرک چه میشود؟

مطلب دیگری که فکر کنم همه متوجه شده اند و انسان را به تامل وا میدارد این است که این حملات از جانب کسانی انجام میشود که تا دیروز برای ترامپ کف میزدند و خاضعانه و نوکرمآبانه از او میخواستند به کشورشان حمله کند و ایران را نیز تبدیل به عراق و افغانستان کند. وقتی این یک بام و دوهوا را میبینم کمی شک میکنم این فاشیستهای دشمن آزادی و طرفدار دیکتاتور پهلوی که از ترامپ میخواستند به میهنشان حمله کند و ایران را شخم بزند چطور حالا مخالف دخالت خارجی شده اند؟ آیا کاسه ای زیر نیمکاسه است؟ حمله آمریکا به ایران و تبدیل آن به یک عراق دیگر خوب است ولی ناگهان پیش نویس یک قرارداد بد؟

*چین یک کشور جهان سوم است که به تازگی صنعتی شده و با قدرت فراوان وارد بازار جهانی شده است و صنعت آن به طور اعجاب آوری از صنایع استعمارگران امپریالیست جلو زده است . کشورهای امپریالیست و استعمارگران سابق مثل آمریکا و انگلیس  چنین امری را به راحتی بر نمیتابند و میبینیم که روز و شب در پی توطئه بر علیه چین هستند و همه نیروهای خود را بسیج کرده اند که چین را به جای سابق آن که یک کشور مستعمره و ناتوان بود بازگردانند. دید امپریالیستی این قدرتها کاملا روشن و مشخص است . از نظر رهبران این کشورها ، فقط کشورهای غرب حق دارند صنعتی و متمدن باشند و جهان سوم فقط برای خدمت و استعمار خلق شده است. اینها همانها هستندکه در دهه هفتادو هشتاد قرن سابق به جان ِژاپن افتاده بودند که چرا صنعتی شده و بازارهای اتومبیل و الکترونیک در غرب را تسخیر کرده . حال که به سختی صنعتی شدن ژاپن را پذیرفته اند و با آن کنار آمده اند نوبت چین است . همانطور که در قرن پیش سعی کردند مانع صنعتی شدن ژاپن شوند و  از فروش محصولات آن جلوگیری کنند اینبار نوبت چین است. به جای آن که سعی کنند صنعت و کیفیت محصولات خود را ارتقابخشند تا از طریق اقتصادی *بازارها را به دست آورند سعی میکنند به روش امپریالیستی و با قلدری و زورگویی جلوی صنعتی شدن چین را بگیرند.

ما ایرانیان  خود یک ملت  جهان سومیم که سابقه تاریکی از استعمار روس و انگلیس و آمریکا در دویست سال اخیر داریم و هنوز جراحتهای آن استعمار و استثمار بر پیکر تاریخ و فرهنگمان تازه است . آیا ما نباید شادمان باشیم که لا اقل یک کشور جهان سوم دیگر که مثل ما تحت استثمار غربیان بود اخیرا توانسته پیشرفت کند و به جایی برسد که این کشورهای استعماری از صعود و قدرت یافتن آن نگران شده اند؟ آیا اپوزیسیون و سیاستمداران ما باید در جبهه استعمارگران بایستند و به چین بتازند ،  یا درکنار سایر کشورهای جهان سوم و در جبهه و گوشه استعمار شدگان باشند؟ به نظر من ما ایرانیان با سابقه تاریخی خود بسیار به چینیها با سابقه دهشتباری که چین از استعمار توسط غربیان دارد نزدیکتریم تا با غربیان و آمریکاییها . وقتی ما ایرانیان به رابطه با کشورهای دیگر می اندیشیم باید همیشه این سابقه تاریخی و مکان فعلی خود را در نظر داشته باشیم . ما هنوز یک کشور جهان سوم مثل چین هستیم نه یک کشور جهان اول مثل آمریکا یا انگلیس .

آنطور که من در قراردادهای چین با کشورهای جهان سوم آفریقایی و آسیایی دیده ام هدف چین ارتقای تجارت است و این امر با کمک به زیرساختهای کشورهای مربوطه از راه ساختن جاده ها و بندرها برای چین امکان دارد. این قراردادها تا آنجا که من فهمیده ام با قراردادهای امپریالیستی از نوع آمریکایی و انگلیسی و قراردادهای قرن نوزدهمی مثل قرارداد دارسی و تنباکو و قرارداد تقسیم ایران بین انگلیس و روسیه تفاوت دارد.

حتی برنامه belt and road چین هم در واقع چیزی بیش از *احیای جاده ابریشم* نیست که دو هزار و پانصد سال ارتباط چین با اروپا را برقرار کرده و باعث رونق اقتصاد همه کشورهایی که بر سرراه این جاده بودند میشد. از جمله کشور ما ایران نیز که بر سر این مسیر بزرگ اقتصادی قرارداشت از این جاده و از این ارتباط بهره فراوانی در این دوهزار و پانصد سال برده بود. چین اکنون میخواهد همان جاده ابریشم را منتها اینبار به صورت مدرن و با قطارهای سریع و جاده های مدرن احیا کند تا تجارت بین همه کشورهای مسیر را رونق بخشد . این امر هم به نفع چین است و هم به نفع همه کشورهایی که در این مسیر قراردارند همانطور که برای دوهزار و پانصد سال چنین بود. به نظر من هیچ منطقی نمیتواند یک کشور جهان سومی را مخالف احیای جاده ابریشم بسازد . من میدانم که قدرتهای استعماری از احیای جاده ابریشم که کشورهای جهان سوم را از اتکا به این قدرتها آزاد میکند نگرانند ولی هیچ همدردی با نگرانیهای استعمار گران ندارم .

برخوردهای غیر علمی و غیر منطقی و احساسی روزهای اخیر  مرا به یاد داستان زلزله طبس در اواخر دوران شاه می اندازد . شاه در آن زمان  به اندازه ای منفور  بود که یک شایعه به صورت گسترده میان مردم پخش شده بود . همه میگفتند و اعتقاد داشتند که علت زلزله زباله های اتمی آمریکاست که شاه به عنوان نوکر آمریکا برای آمریکاییها در کویر خاک کرده و زباله ها یک انفجار اتمی زیرزمینی داده و باعث زلزله طبس شده است. من آن موقع هم با اینکه شدیدا بر ضد دولت دیکتاتوری فاشیستی و توتالیتر شاه بودم به دوستان میگفتم چنین امری از لحاظ علمی امکان ندارد و آن موقع هم بسیار  مورد تخطئه قرار گرفتم که اگر تو در اپوزیسیون هستی باید این شایعه را بپذیری و آن را اشاعه و گسترش دهی . حالا هم دقیقا همان امر تکرار شده است . من خودم به شدت دشمن دیکتاتوری اسلامی هستم و بهای مبارزه با آن را هم با زندان رفتن در دوران جوانی  پرداخته ام ولی تا وقتی متن قرارداد را به چشم نبینم نمیتوانم حکم دهم که چیست و چقدر بد است و آیا اصولا بد است یا نه . این یک منطق علمی ساده است . تاوقتی پدیده ای را ندیده ای و آزمایش نکرده ای  نمیتوانی در مورد آن حکم صادر کنی و اگر حکم صادر کنی با ملایان و کشیشها هیچ فرقی نداری که تفسیر همه جهان را بر مبنای یک مذهب خیالی و یک خدای ندیده و نشناخته دارند. من با یک ملا و یک کشیش فرق دارم و نتیجه گیریها و احکام من نیز باید منطقی و بر مبنای داده های واقعی و علمی باشد و نه خیالی و با تصوراتی که هیچ پایه ای در واقعیت ندارد.

من به شخصه  چون به  منطق علمی و استدلال و تحقیق علمی بر مبنای واقعیت  اهمیت بسیار زیادی قائلم  نمیتوانم بدون مدرک و دلیل درهیچ مورد حکم صادر کنم . در عین حال میدانم که جرئت زیادی میخواهد وقتی توده عوام خشمگین و عصبانی هستند در مقابل آنها ایستادو درخواست منطق و استدلال و بحث علمی کرد چون توده همانجا سرت را بالای دار خواهند کرد و بعد که ارام شدند به خود خواهند آمدکه عجب کاری کردیم . میدانم که اکثر افراد در چنین مواقعی ترجیح میدهند سر پایین بیندازند و همراه توده شوند و به قول معروف در شهر نی سواران سوار نی شوند تا مبادا گربه شاخشان بزند ولی من به شخصه به وجدان و اعتقادات خود بهایی بیش از این قائلم که در مقابل توفان نظر عوام سر خم کنم و تسلیم باشم .اگر آن موقع پذیرفتم که زلزله طبس به علت زباله های اتمی بوده است الان هم بدون دیدن متن قرارداد چشم بسته ادعای جناح راست و فاشیستی اپوزیسیون را خواهم پذیرفت .

خطاب من به مخالفان این قرارداد این است : علمی و منطقی رفتار کنید. متن قرارداد را بیاورید و بندهایی از آن را که خیانت آمیز است از متن استخراج کنید و اینجا بگذارید و مطمئن باشید من که نه همه ملت ایران با شما هم رای خواهند شد

درانتها اضافه میکنم که البته بسیار خوشحالم که چنین غوغایی بر سر قراردادی که هنوز حتی متن آن نیز مشخص نیست برپاشده چون این امر نشان میدهد که این حکومت هم مانند حکومت شاه به پایان خط رسیده و مورد تنفر عمومی است و به اصطلاح معروف تاریخ مصرفش به پایان رسیده است. این حکومت هم مثل حکومت شاه دیگر پایان یافته  و هرکاری هم بکند بازگشت و نجاتی برای آن متصور نیست حتی اگر مثل شاه بیایند جلوی دوربین تلوزیون و گریه و زاری کنند که شکر خوردیم و ما را ببخشید وصدای انقلابتان را از راه دور شنیدیم .

جمهوری اسلامی مدتهاست مرده . این جنازه فقط به نفسهای آخر خامنه ای بند است

مارس 25, 2021

جمهوری اسلامی مدتهاست مرده و به فنا رفته است. شاید حداکثر تا بیست درصد جمعیت طرفدار آن باشند و بس. اکثریت ملت ایران با آن مخالفند. آن چه جمهوری اسلامی را تا کنون نگاه داشته بقای دیکتاتور است و بس.

این جنازه فقط به نفسهای خامنه ای بند است و بس . به محض اینکه خامنه ای سرش را زمین بگذارد جمهوری اسلامی هم تمام خواهد شد. نمونه آن چین پس از مائو است . دیکتاتوری مائوئیستی مدتها بود مرده بود و حتی نزدیکترین اطرافیان مائو نیز دیگر میانه ای با کمونیسم نداشتند و میدانستند که دیکتاتوری مائوئیستی شکست خورده است . آنچه آن دیکتاتوری زا زنده نگاه داشته بود فقط مائو بود و بس .

به محض اینکه مائو فوت کرد در عرض چند سال چین صد و هشتاد درجه تغییر مسیر داد و به کلی تغییر کرد و مائوئیسم از بین رفت.

در ایران هم به محض اینکه خامنه ای سرش را زمین بگذارد و جهان را از لوث وجود خود آزاد کند دیکتاتوری اسلامی پایان خواهد یافت.

چه خیانتی کرد اسم ایران را عوض کرد

مارس 6, 2021

کتاب تاریخ ایران مدرن آبراهامیان را میخوانم و وقتی به ماجرای تغییر نام ایران میرسم تاسف میخورم . واقعا رضا خان بیسواد و نادان چه خیانتی به تاریخ و شهرت ایران در جهان کرد وقتی در سال ۱۹۳۴ تحت تاثیر هیتلر و ترهات او در باره نژاد آریایی اسم شناخته شده و بین المللی پرشیا راتبدیل به ایران کرد و ازکشورهای جهان خواست در مکاتبات رسمی و در مطبوعات به جای پرشیا از نام ایران استفاده کنند.

همه دنیا از دو هزارو پانصد سال پیش ما را به اسم پرشیا میشناختند . از هر کودک مدرسه رو در جهان غرب بپرسی پرشیا چیست از کوروش و داریوش و تمدن ایران و امپراتوری پارس و برخوردهای ایران با یونان و رم برایت میگوید ولی اگر بپرسی ایران چیست میگوید: ایران، ایراک؟ حتی فرق ایران و عراق را نمیدانند و فکر میکنند ایران یکی از همان کشورهای مصنوعی جدید التاسیس انگلیسی در خاورمیانه است .

اصلا توی ذهنشان بین پرشیای تاریخی با آن تمدن و آن قالیها و گربه ها و امپراتوریها با ایران هیچ ارتباطی وجود ندارد. ایران را فقط به لطف خمینی و گروگانگیری و غیره میشناسند و اصلا نمیدانند که این همان پرشیای تاریخی است. نام ایران بدنام است و نام پرشیا خوشنام . و چه کسی میخواهد با یک نام بد شناخته شود؟

چه باختی کردیم که یک دیکتاتور بیسواد فقط برای اینکه خود را پیش هیتلر عزیز کند که بله ما هم آریایی هستیم از جهان خواست ما را ایران صدا کنند در حالی که دوهزار و پانصد سال بود به ما پرشیا میگفتند و هیچ اشکالی هم نداشت.

در بسیاری از کشورهای جهان مردم آن کشورها کشور خود را به نامی میشناسند متفاوت از نامی که جهانیان آن کشور را میشناسند . مثلا در ژاپن مردم کشور خود را نیپون مینامند ولی آیا دولت ژاپن از دنیا میخواهد به آن بگویند نیپون ؟ آلمانیها کشور خود را به اسم دویچلاند مینامند ولی آیا آلمانیها از دنیا خواسته اند به آنها بگویند دویچه لاند؟ چینیها کشور خود را ژونگوا مینامند اما آیا چین از دنیا میخواهد به آن بگویند ژونگوا؟ یا مصریها از دنیا خواسته اند به جای اجیپت از لفظ مصر استفاده کنند؟ آیا یونانیها کسی را زور کرده اند به جای یونان از لفظ محلی که مردم یونان برای کشور خود استفاده میکنند یعنی الاس استفاده کنند؟ چه کسی در جهان وقتی لغت مصر یا الاس را بشنود به یاد تمدنهای قدیم و باستانی و مشهور مصر و یونان می افتد؟ فقط یک مشت دیکتاتورهای بیسواد جهان سومی هستند که اصرار دارند که همه دنیا باید اسم داخلی کشور را به کار ببرد. مثل دیکتاتورهای برمه یا کنگو که اسامی شناخته شده بین المللی کشورهای خود را عوض کردند و چه نتیجه ای عایدشان شد؟

الان از هر انسان غربی بپرسی پرشیا چیست برایت تاریخش را میگوید و پرسپولیس را و اسکندر را و جنگهایش را با یونان و کوروش و داریوش و جنگهای ایران با رم و تمدن ایران . ولی ازشان بپرس ایران چیست به جرئت به شما میگویم اگر هم کسی بداند ایران چیست و کجاست فقط خمینی و جمهوری اسلامی یادش می آید و بس و یک مشت خاطرات بسیار منفی . اصلا در ذهن غربیها هیچ رابطه ای بین ایران و پرشیا وجود ندارد. به نظر اکثرشان ایران مثل عراق یک کشور جدید و بدون تاریخ است.

برای تقریبا اکثر مردم جهان خیام یک شاعر پرشین است نه یک شاعر ایرانی . حافظ پرشین است نه ایرانی . فردوسی و اساطیرش پرشین هستند نه ایرانی. ابو علی سینا و مولانا پرشین هستند نه ایرانی . پرسپولیس و پاسارگاد پایتخت پرشیا بوده است نه ایران. صد سال هم زحمت بکشی نمیتوانی این رابطه را در ذهن آنها عوض کنی وتبدیل به ایرانی بکنی . همانطور که برای ما دیوار چین ، دیوار چین است نه دیوار ژونگوا. کنفوسیوس یک فیلسوف چینی است نه یک فیلسوف ژونگوایی . یا گوته یک شاعر و نویسنده آلمانی است نه دویچه لاندی و نیچه یک فیلسوف آلمانی است نه یک فیلسوف دویچه لاندی.

حتی اکثر ایرانیها در خارج وقتی ازشان میپرسند کجایی هستی میگویند پرشین هستم نه ایرانی . چون لغت ایرانی خشونت و بی فرهنگی و اسلام شیعه را به ذهن غربیها متبادر میکند ولی پرشین یعنی اهل یک کشور باستانی متمدن و ایرانیها در خارج این را به تجربه دریافته اند. درست مثل اینکه از یک چینی بپرسی کجایی هستی او بگوید من اهل ژونگوا هستم . هرچه هم در ذهنت بکاوی نمیفهمی ژونگوا همان چین است و چینیها بین خودشان به چین میگویند ژونگوا. من هرگز ندیده ام چینیها در این مورد هیچ تعصبی به خرج دهند و بخواهند به زور جهان را وادار کنند به جای چین بگوید ژونگوا. هرگز ندیده ام ژاپنیها به زور از ما بخواهند به کشورشان بگوییم نیپون یا آلمانها از انگلیسها یا فرانسویها بخواهند به جای جرمانی و آلمان به کشور آنها بگویند دویچلاند.

صد و بیست سال پس از انقلاب مشروطه شبکه راه آهن ما این است؟

مارس 2, 2021

غم انگیز است. مقایسه کنیم با سایر کشورها . به عنوان مقایسه چین ، که در عرض بیست سال اخیر همه کشور را با راه آهن سریع السیر با سرعتهای بالانی سیصد کیلومتر در ساعت به هم وصل کرده است.

داشتم فکر میکردم اگر ما زمان شاه مثل حالا اینترنت داشتیم شاید اصلا انقلاب نمیکردیم

مارس 2, 2021

آیا واقعا نشستن پای اینترنت و دق دلی در آوردن در اینترنت باعث سست شدن انسانها در مبارزه واقعی و فیزیکی میشود؟ آیا وقتی همه خشم و نفرت خود را در اینترنت خالی کردی یک نفس راحت میکشی و فکر میکنی واقعا وظیفه ات را انجام داده ای و دیگر لازم نیست به خیابان بروی و جلوی گلوله بروی و اعتصاب کنی و تظاهرات کنی و جان برای آزادی فدا کنی ؟ آیا اگر زمان شاه ما اینترنت داشتیم انقلاب نمیکردیم ؟

برای آشنایی با فاکس نیوز و سایر شبکه های فیک و دست راستی آمریکا خواندن این کتاب را به همه توصیه میکنم

فوریه 26, 2021

این کتاب را اخیرا دست گرفته ام . بسیار کتاب شیرینی است و بسیار خوب نوشته شده است. نویسنده برایان استلتر است که یکی از خبرنگاران و جورنالیستهای درجه یک آمریکایی است . موضوع کتاب درمورد تاریخ شبکه فاکس از آغاز ایجاد آن تا ریاست جمهوری ترامپ و سال 2020 (البته قبل از انتخابات نوامبر) است .

با خواندن این کتاب به ماهیت راست افراطی آمریکا و پروپاگاندهای تبلیغاتی آن پی خواهید برد و پشت پرده توطئه حزب جمهوریخواه و جناح راست افراطی در آمریکا را برای سرنگونی دموکراسی مشاهده خواهید کرد.

ترامپ چهار سال در سوریه هیچ کاری نکرد . بایدن هنوز یک ماه نشده پایگاه نیروهای ایرانی را بمباران کرد.

فوریه 25, 2021

این را خطاب به پهلوی طلبان  و سایبریهای هم جبهه آنان میگویم . ترامپ چهار سال رییس جمهور بود. در سوریه چه کرد؟  نیروهای آمریکایی را عقب کشید و سوریه را دو دستی تقدیم ایران و روسیه و ترکیه کرد. بایدن یک ماه بیشتر نیست رییس جمهور آمریکاست ، هنوز در آمریکا گرفتار کرونا و عواقب کودتای ششم ژانویه ترامپ است و باید خرابکاریهای چهار ساله ترامپ را جبران کند که واقعا وقت هیچ کار دیگری به او نمیدهد  اما هنوز هیچ نشده دستور داد به پایگاههای نیروهای مورد حمایت ایران در سوریه حمله شود .

حال من از پهلوی طلبان عاشق ترامپ و سایبریهای رژیم که همرزم  آنان هستند میپرسم . کدامیک برای ما مبارزان بهترند؟ ترامپ یا بایدن؟ صبر کنید همین بایدن با پنبه چنان سری از این جمهوری اسلامی خواهد برید که آن ترامپ ابله چهار سال تمام با بی سیاستی و داد و فریاد و عربده کشیدن نتوانست ببرد.

تسلیتی عمیق و از صمیم قلب به ملت ایران در صدمین سالگرد کودتای ضد ایرانی رضا خان قزاق

فوریه 20, 2021

با دلی دردمند و و عزادار آزادی و دموکراسی صدمین سالگرد این روز شوم را از صمیم قلب به ملت بزرگ ایران تسلیت عرض میکنم . ملتی که بیش از صد سال پیش اولین انقلاب مدرن خاورمیانه برای دموکراسی را رقم زد و سالها برای دموکراسی جنگید و شهید و کشته داد. ملتی که اگر گذاشته بودند به راه دموکراسی برود اکنون ایرانی آبادو آزاد ساخته بود که کم از ژاپن در این سوی آسیا نداشت.

اما یک خائن کبیر ، یک نظامی بیسواد ، یک مزدور روس و سپس انگلیس ، در یک کودتای شوم بر ضد مشروطه و مشروطه خواهان وبرضد  آزادی و دموکراسی برای همیشه درخت آزادی را در این مملکت از ریشه کند و ایران را تبدیل به یک دیکتاتوری نظامی /انگلیسی  کرد. پسر او نیز در کودتایی دیگر مصدق قهرمان را سرنگون ساخت و جنبش ملی کردن نفت را به خاک و خون کشید و دیکتاتوری نظامی پدر را اینبار در خدمت آمریکا  ادامه داد.

از صمیم قلب صدمین سالروز کودتای سیاه سوم اسفند را به ملت ایران تسلیت میگویم . ای دو صد ننگ و نفرین بر رضای قزاق و خاندان پهلوی باد که ایران را بر باد دادند .

همانها که آن موقع دنبال خمینی دویدند اکنون دنبال رضا پهلوی میدوند. همانها که آن موقع برای خمینی عربده کشیدند اکنون برای رضا عربده میکشند

فوریه 16, 2021

هرگز یادم نمیرود چقدر در بحث با طرفداران بیسواد خمینی میگفتیم نکنید این کار را . مملکت را به نابودی نکشانید. انقلاب کردیم و شاه فاشیست مزدور آمریکا را سرنگون ساختیم که دموکراسی داشته باشیم نه یک دیکتاتوری مذهبی . خمینی یک بیسواد نادان و کاریزماتیک و یک عوامفریب است  و مملکت را به نابودی خواهد کشاند. ولی به گوششان نرفت که نرفت تا مملکت همانطور که میبینید نابود شد.

اکنون هم دقیقا همان وضع را با طرفداران بیسواد و بی خبر از تاریخ رضا پهلوی داریم . باز میگوییم نروید دنبال نوه و پسر دو کودتاچی تاریخ اخیر ایران . نروید دنبال این بیسواد دوازده کلاس تحصیلکرده که حتی کاریزمای خمینی را هم ندارد. ولی میروند . اینها فرزندان و نوادگان همان نسل پیروان خمینی هستند . اینها محکومند همیشه اشتباه کنند و همیشه کشتی مملکت را با خود غرق کنند و ما قربانیان همیشگی این بیسوادان هستیم و محکومیم در آن کشتی همراه با آنان غرق شویم .

هیچ چیز بیش از دوره فاجعه بار ریاست جمهوری چهارساله ترامپ واقعیت وضعیت این قشر را برای من روشن نکرد. هرکاری ترامپ کرد هر دروغی گفت هر ریایی کرد هر بار بیسوادی خود را مقابل دوربینها به معرض نمایش گذاشت چهل درصد جمعیت با او ماندند. با بی کفایتی تمام چهارصدهزار آمریکایی را کشت و نابود کرد باز با او ماندند. جلوی دوربینها گفت برای مبارزه با کرونا آب ژاول بخورید و نور خورشید را از سوراخهای بدنتان بدهید تو باز با او ماندند. تا دروازه های جهنم با او ماندند و روز ششم ژانویه شورش  کردند تا او را در قدرت نگاه دارند چون دروغ او درمورد تقلب در انتخابات را باور داشتند و البته خوشبختانه شکست خوردند . چهل درصد جمعیت همیشه محکومند فریب بخورند و زیرپرچم  عوامفریبان کاریزماتیک عربده بکشند و باقی جمعیت را نیز با خود به پرتگاه نابودی بکشانند.

این گروه فریب خوردگان همیشگی تاریخ هستند. به دنبال عوامفریبان دیکتاتور میدوند و خود و مملکت را به ویرانی میکشانند و تازه وقتی مملکت ویران شد و خودشان ازنفس افتادند به خود می آیند که عجب اشتباهی کردیم . آنگاه هم اصلاح نمیشوند. میفهمند که اشتباه ه کرده اندولی باز اشتباهی دیگر میکنند و اینبار دنبال یک عوامفریب جدید دوان میشوند. وضع چهل درصدیهای ایران نیز در حال حاضر این است که پس از چهل سال متوجه شده اند چه اشتباهی کرده اند و حالا یک مشت از اینها به جای خمینی رضا را نشانده اند و به دنبال او روانند. فردا هم اگر یک دیکتاتور عوامفریب کاریزماتیک از درون سپاه ظهور کند او را به جای رضا خواهند نشاند و عربده کشان به دنبال او خواهند دوید.  

این  چهل درصد ساده لوح ترامپیست ، خمینیست ، پهلویست همیشه با ما خواهند بود. درهرکشوری خواهند بود. وظیفه شان این است که مته را بردارند و دیواره کشتی را سوراخ کنند تا کشتی مملکت غرق شود و ما نیز با آنان غرق شویم . هنر یک سیاستمدار و مبارز سیاسی  با تجربه و مطلع این است که بداند چگونه بر احساسات آنی این کودکان فکری غالب شود و نورعقل و منطق را به دنیای تاریک و متوهم  آنان بتاباند و حاکم سازد.

از انقلاب 57 بیاموزید ، از جنبش ملی کردن نفت بیاموزید ، ننویسید ، پای کامپیوتر ننشینید ، اقدام کنید

فوریه 14, 2021

چرا با وجود وضع بحرانی مملکت و نارضایتی گسترده توده های مردم هیچ حرکتی در داخل ایران مشاهده نمیشود؟ به نظر من یکی از دلایل اصلی آن این است که گروههای سیاسی فراموش کرده اند که سرنگونی حکومتها فقط با اقدام در کف خیابان ممکن است نه با تلگرام و واتس اپ و فیسبوک و توییتر. تفاوتی که من با انقلاب 57 ) که خود به چشم شاهد آن بودم و در آن شرکت فعالانه داشتم( میبینم این است که به نظر می آید فعالان سیاسی راضی به نشستن پای کامپیوتر و چت و بحث و جدل و درگیری و نوشتن در اینترنت هستند و بس . آنها به خیابان نمی آیند و فکر میکنند از طریق اینترنت و در فضای مجازی میتوان دیکتاتوری اسلامی را سرنگون کرد.

برای سرنگونی دیکتاتوری باید در جهان واقعی اقدام کرد نه در دنیای مجازی . باید متحد شد ، تظاهرات کرد ، اعتصاب کرد . سرنگونی دیکتاتورها از راه کامپیوتر و تلفن موبایل نمیگذرد ، از جنبش در کف خیابان و در اعتصاب  و درتظاهرات میگذرد.

سوالی مهم برای همه ایرانیان : صدسال از کودتای شوم سوم اسفند و نابودی مشروطه گذشت. آیا پس از صد سال کودتایی دیگر در راه است؟

فوریه 12, 2021

صد سال پیش در سوم اسفند ۱۲۹۹ یک قزاق بیسواد و مزدور انگلیس به کمک انگلیسها در تهران کودتا کرد تا دموکراسی مشروطه را نابود کند و راه را بر فروش نفت ارزان به انگلیس و سرکوب جنبشهای سوسیالیستی و آزادیخواهانه در ایران بگشاید. انگلیس به شدت متکی به نفت ایران بود ، بزرگترین پالایشگاه جهان را در آبادان تاسیس کرده بود و بدون نفت ایران ناوگان دریایی آن فلج میشد. از سوی دیگر در روسیه یک انقلاب کارگری رخ داده بود و ندای آن به ایران نیز رسیده بود و جنبشهای سوسیالیستی درنقاط مختلف ایران سربرداشته بود. انگلیس باید این جنبشها را سرکوب میکرد ، راه را بر نفوذ و گسترش سوسیالیسم میبست و کنترل خود برمنابع نفت ایران را تثبیت میکرد . همه خواسته های انگلیس با کودتای خائنانه و مشئوم یک قزاق بیسواد به نام رضا شصت تیری برآورده شد.

اکنون نیز به صورتی دیگر ایران در آشوب است . البته وضع نسبت به صد سال پیش بسیار تفاوت کرده است . جمعیتی هشتاد ملیونی و عمدتا باسواد و بسیار آگاهتر از صد سال پیش در این مملکت زندگی میکنند که همه از حکومت فعلی ناراضی هستند و در عین حال قدرتهای خارجی دیگر در ایران نفوذی آن چنانی ندارند. وضع مملکت شبیه یک دیگ بخار است که راه خروج بخار آن بسته شده و هر لحظه به انفجار نزدیکتر میشود. رضا خان از درون فوج منفور قزاق ظهور کرد . آیا اکنون از درون فوج منفور سپاه رضا خان دیگری ظهور خواهد کرد؟

این سوالی است که باید از خود بپرسیم . آرزوی همه ما برای ایران عزیزمان یک حکومت جمهوری دموکراتیک است ولی اگر کودتایی دیگر و رضا خانی دیگر در راه باشد باید این آرزو را به گور ببریم . اگر با استفاده از نارضایی مردم و در آشوبهای پس از مرگ خامنه ای یک دیکتاتور نظامی دیگر در ایران به قدرت برسد قدرت نظامیان در ایران برای پنجاه سال دیگر نیز تثبیت خواهد شد همانطور که پس از کودتای رضا خان تثبیت شد و کشور ما نیز شبیه دیکتاتوریهای نظامی مثل مصر و برمه و سوریه خواهد شد که به نظر نمی آید هرگز بتوانند از قید نظامیان خلاص شوند.

دیگر آن چنان انقلاب نخواهد شد

فوریه 12, 2021

امروز چند کلیپ کوتاه از انقلاب سال 57 را تماشا میکردم . روش ارتباط مردم با هم که فقط از طریق تلفن بود و بس و خبر رسانی با روزنامه و تلوزیون . سخنان صاحب نظران و مردم . همه و همه آن چنان با عصر حاضر فرق کرده که مثل اینکه مال هزار سال پیش است نه چهل سال پیش .

در این چهل سال آن چنان تکنولوژی پیشرفت کرده و آن چنان جامعه عوض شده که به نظرم دیگر چنان انقلابی به چنان صورتی امکان پذیر نیست . این مردم آن مردم نیستند و این جامعه آن جامعه نیست . در عصر اینترنت وارتباطات آنی جهانی انقلاب و خیزش فرق میکند و به صورتی دیگر رخ میدهند.

سه چیز همیشه مایه حیرت من بوده است ، شاه ، بختیار ، موسوی. چرا اعتقادات عوام به این سرعت عوض میشود؟

فوریه 4, 2021

در سالهای پس از انقلاب از سه چیز همیشه حیرت کرده ام . اول نظر یک گروه از عوام  نسبت به شاه . قبل از انقلاب شاه به دلیل دیکتاتوری مخوف و وحشتناک خود ، شکنجه های ساواک ، مزدوری آمریکا ، دزدی و فساد مالی ، سانسور و سرکوب به شدت منفور بود . به جرئت میگویم من در آن سالها هرگز کسی را ندیدم از شاه حمایت کند. همه به صورتی از او متنفر بودند و انتقاد داشتند. اما حالا لا اقل محبوب عده ای شده است که حتی دیکتاتور بودن او را نیز قبول ندارند.

دوم شاپور بختیار است که در آن یک ماهی که مثلا نخست وزیر بود (درواقع هیچکاره بود و ارتش ، و شاه از دور،  همه چیز را کنترل میکردند) به شدت مورد تنفر مردم بود که نخست وزیری آن شاه فراری را پذیرفته است و در واقع همدست شاه در سرکوب مردم شده است. ارتش در خیابانها کشتار میکرد و او به روی خود نمی آورد و طبعا به شدت منفور بود و شعار عمومی بختیار بختیار نوکر بی اختیار به خوبی وضعیت او را بیان میکرد . او نام نیک مبارزه طولانیش با دیکتاتوری پهلوی را بر سر همین یک ماه بی مصرف گذاشت و به هیچ نتیجه ای نرسید . اما اکنون میبینم بعضی جوانان بی خبر از تاریخ او را به عرش میرسانند. اگر مثل من آن یک ماه خونین را دیده بودند هرگز در مورد او چنین فکر نمیکردند.

سوم میرحسین موسوی است که به شدت مورد تنفر نیروهای آزادیخواه و مبارز ایران در دهه شصت بود . نخست وزیر خمینی بود و شریک همه جنایتهای او از جمله جنایت مخوف سال ۱۳۶۷. من کسی را نمیشناختم که حامی او باشد به جز البته جناح خمینی و اراذل و اوباش و ساده لوحان طرفدار خمینی . وقتی در سال ۱۳۸۸ در انتخابات شرکت کرد و جنبش سبز پیش آمد من به شدت جا خوردم که چطور بعضی از جوانان از چنان جنایتکاری جوری حمایت میکنند مثل اینکه فرشته دوران است . وقتی نوشته هایشان را میخواندم با خود میگفتم آیا این همان موسوی است که من از دهه شصت به یاد دارم یا مصدق است؟

عشق عوام به شخصیتها مثل عشق دختر نوجوان است . با اندک ابری در آسمان متغیر میشود و از صد به صفر میرسد و دوباره ممکن است از صفر به صد برسد. ای کاش ملت ما و لا اقل آن گروهی که به این سادگی فریفته میشوند کمی مطالعات تاریخی بیشتری داشتند و به این سادگی گول نمیخوردند و نظر خود را عوض نمیکردند. همه عوامفریبان عالم ، همه هیتلرها  و همه  ترامپها،  بر پشت چنین گروههایی به قدرت میرسند.  متاسفانه همین عوام الله فردا که عوامفریبی دیگر در ایران سر بلند کند به دنبال او خواهند دوید و فرشته دموکراسی را در پای او سرخواهند برید.