خود را برای سقوط رژیم آماده سازیم ؟

مِی 27, 2021

بوی الرحمن جمهوری اسلامی بلند است. وضعیت رژیم مرا به یاد سالهای آخر حکومت شاه می اندازد . خاموشیهای گسترده برق ، تورم افسارگسیخته ، دزدیهای مالی وسیع که همه از آن مطلع بودند ، سانسور مطلق و کامل ،جدایی کامل شاه از مردم ، دیکتاتوری تک حزبی رستاخیز و بی اعتنایی کامل به افکار عمومی و نظر مردم ، جاسوسی و خبرچینی گسترده ، سرکوب و شکنجه و کشتار مخالفان همه و همه کمابیش مانند سالهای آخر حکومت خودکامه و تک حزبی شاه است.

وضعیت فعلی رژیم بی خرد ایران کم از آن دوران ندارد. خامنه ای نیز مثل شاه به کلی ارتباط خود با افکار عمومی و کف خیابان در جامعه ایران را از دست داده است و در دنیایی خیالی سیر میکند. وضعیت انتخابات ریاست جمهوری نشان میدهد که رژیم اسلامی تصمیم گرفته است مانند رژیم شاه به کلی انتخابات را تعلیق کرده و کاملا آن را دولتی کند. همه چیز بوی الرحمن میدهد.

البته واقعا پیش بینی سقوط محتمل هیچ رژیمی امکان پذیر نیست و هیچ سیاستمدار و فعال سیاسی نمیتواند تاریخ سقوط را تعیین کند ولی این رژیم به نظر ماندنی نمی آید . تغییری بزرگ در راه است ولی نمیدانیم به چه صورت و چگونه خواهد بود.

آنچه میدانیم این است که باید از هم اکنون خود را برای آن تغییر بزرگ آماده سازیم تا غافلگیر نشویم . یکی از دلایل شکست انقلاب عظیم سال 57 عدم آمادگی سیاستمداران برای هدایت توفانی بود که در راه بود. امیدوارم اینبار غافلگیر نشویم و آماده باشیم و برنامه روشن و مشخصی برای برخورد با همه احتمالات داشته باشیم .

عدم رهبری و سازماندهی یکی از مشکلات بزرگ جنبش ضد دیکتاتوری ایران

ژوئیه 16, 2020

مردم ناراضیند و آماده براندازی این حکومت . مردم خشمگینند . کارد به استخوان مردم رسیده است. دیکتاتوری و فقر اقتصادی و عدم آزادیهای اجتماعی و فساد مالی و اخلاقی بیداد میکند. همه شرایط برای یک انقلاب بزرگ بر علیه جمهوری اسلامی آماده است ولی انقلاب و جنبش صورت نمیگیرد. چرا؟

دلایل متعددی برای این امر میتوان برشمردولی یکی از این دلایل عدم رهبری و عدم سازماندهی توسط احزاب و سازمانهای مورد اعتماد مردم است. مردم ایران رهبری برای هدف دادن به جنبش و برنامه ریزی برای آن ندارند. بدون رهبری و سازمان، انقلاب فقط یک جنبش کور و بی نتیجه خواهد بود.

در انقلاب 57 یک رهبری مشترک و یک رهبر مشترک برای توده مردم وجود داشت . شاه همه سازمانها و احزاب و رهبران سیاسی را از بین برده بود و فقط مساجد و ملاها و سازمانهای مذهبی را باقی گذاشته بود و حمایت کرده بود . درنتیجه وقتی کارد به استخوان مردم رسید و به خیابانها ریختندبه لطف حماقت شاهنشاه آریامهر! فقط یک رهبر و یک سازمان رهبری باقی مانده بود که در دورافتاده ترین دهات ایران هم عضو و سازمان داشت . دستور از نجف صادر میشد و بلافاصله به دورترین نقاط ایران میرسید و عملی میشد. اگر نبود آن رهبری با شدت سرکوبی که شاه در پیش گرفته بود آن انقلاب هم پیروز نمیشد. (البته مایه تاسف است که چرا شاه فقط از اسلام و ملایان حمایت کرد و ای کاش سازمانهای دیگر را باقی گذاشته بود تا آن انقلاب عظیم و غرور آفرین به آن سرنوشت تیره دچار نمیشد)

یکی از تفاوتهای امروز با آن روز عدم رهبری ، عدم وجود سازمانها و احزابی است که با مردم در تماس باشند و در همه جا حضور داشته باشند.

چه باید کرد؟

به حزب رستاخیز جناب آقای خامنه ای خوش آمدید

جون 20, 2021

دیکتاتورها هرگز از تاریخ درس نمیگیرند. اگر میگرفتند که اینقدر بدبختی و آدمکشی و دنائت در جهان نمیدیدیم .

تشکیل حزب رستاخیز اوج قدرت شاه بود ولی در عین حال آغاز سقوط او نیز محسوب میشد. با حزب رستاخیز شاه آخرین روزنه های امید مردم ایران برای امکان ایجاد تغییر و دموکراسی را بست و حکمران قدر قدرت ایران شد. دولت ازمردم قهر کرد و مردم از دولت قهرکردند و کار تمام شد و تنها چند سال بیشتر طول نکشید که شاه دمش را گذاشته بود لای پایش و گریان و لرزان و ترسان داشت از مهرآباد فرار میکرد. من یادم است وقتی حزب رستاخیز را تشکیل داد و باد در غبغب انداخت که همه ملت ایران عضو این حزب هستند واگر کسی نخواهد عضو شود شناسنامه اش را میدهیم از ایران برود چه احساسی داشتم . احساس نا امیدی و تاریکی مطلق . فکر میکردم دیگر تمام شد . دیگر هرگز امیدی به دموکراسی و آزادی نمیرود. شاه در اوج قدرت است و تا بیست سی سال دیگر هم گرفتار ساواک و شکنجه و دزدی و آدمکشی خواهیم بود. ولی از درون همان نا امیدی و تیرگی عمیق گل سرخ انقلاب رویید و دیکتاتور را سرنگون ساخت.

اکنون خامنه ای نیز با انتخاب رییسی حزب رستاخیز خود را تاسیس کرده است و حساب خود را به کلی از حساب مردم ایران جدا کرده است و دیگر آن اداهای دموکراسی و انتخاباتی و شرکت مردم در انتخابات را کنار گذاشته . نقابها به کلی کنار رفته و حساب مردم با دولت و دولت با مردم کاملا روشن شده است.

به جای نا امیدی باید امیدوار بود. این آغاز سقوط است نه آغاز یک دوره عمیقتر از دیکتاتوری اسلامی .

ای آفپوزیسیون ، ای قمپزیسیون

جون 19, 2021

چرا ما چنینیم ؟  کلیپهای تظاهرات مقابل سفارتهای ایران در هنگام رای دادن را تماشا میکردم . سه گروه حاضرند و دادو فریاد میکنند و جیغ میکشند. مجاهدین خلق با پرچمهای زردشان ، طرفداران دیکتاتوری نظامی/ تک حزبی پهلوی با پرچمهای شیروخورشید نشانشان ، و کمونیستها با پرچمهای سرخشان . هیچ گروه طرفدار دموکراسی بینشان دیده نمیشود.

هیچکدامشان داخل ایران طرفداری ندارند. هیچکدامشان حتی طرفدار دموکراسی هم نیستند و اعتقاداتشان کمابیش فرقی با ایدئولوژی دولتی که با آن مخالفند ندارد.  مرا به یاد کنفدراسیون اواخر دوران شاه می اندازد که چپ و کمونیست و مائوئیست و آلبانیست و آنارشیست و  غیره تویش پر بود ولی پس از انقلاب دیدند حتی یک طرفدار هم داخل ایران ندارند.

نقدی بر یک مقاله و نظری به آینده ای محتمل

جون 18, 2021

https://news.gooya.com/2021/06/post-52936.php

من با تحلیلی که در این مقاله میخوانید مخالفم . به نظر من کل جامعه ایران اسلام را پس زده است و نمیتوان اسلام را به زور در حلق مردم فرو کرد. به نظر من ایران آماده جهش به جلوست نه به عقب حال باید دید این جهش چگونه خواهد بود . امید من البته این است که ما به سوی یک جمهوری دموکرات برویم ولی راههای «آمرانه» جهش به جلو نیز متاسفانه وجود دارد . در صورت جهش آمرانه به جلو . من بیشتر وضعیت چین پس از فوت مائو ، و تا حدی شوروی پس از استالین را در ایران میبینم . حتی بالاترین مقامات حکومت (به جز رهبر، مائو ، استالین ، خامنه ای ) میدانند و به این نتیجه رسیده اند که اداره مملکت به صورت سابق دیگر امکان ندارد. یا باید سر اسب را کج کرد و صدو هشتاد درجه چرخید و به راهی دیگر رفت و یا مملکت از هم خواهد پاشید. از هم پاشیدن مملکت یعنی از دست رفتن قدرتی که چهل سال است داشته اند و این را نمیخواهند. به نظر من برنامه یک دست کردن حکومت برای تغییر جهت از نوع شیائو پینگ و خروشچفی و رضا شاهی است . قلدری قدرتمند و احتمالا نظامی از درون سپاه حاکم خواهد شد . به خصوص که خامنه ای سالمند و مشرف به موت است و همه برای دوران پس از او خیز برداشته اند. این قلدر رابطه با غرب را برقرار خواهد کردو آزادیهای اجتماعی را بر خواهد گرداند. دیگر تاکیدی بر حجاب و ممنوعیت مشروب و آواز و جشن و غیره نخواهد بود. موانع رشد اقتصادی برطرف خواهد شد ومگر نود درصد مردم در شرایط فعلی چیزی بیش از این میخواهند؟ من از روشنفکران نمیگویم که آزادی میخواهند من از مردم میگویم که فعلا با همین رفورمها راضی خواهند بود. اگر چنان قلدری رضا خانی ، یا فردی  شیائو پینگی ، یا خروشچفی ظهور کند و اوضاع را سریع عوض کند مردم برای سالها طرفدارش خواهند بود. البته من به شخصه چنین راه حلی را تایید نمیکنم و خواستار دموکراسی برای ایران هستم ولی جبر تاریخ گاه قویتر از خواست من و شماست . من خیلی بعید میدانم که به جای خروشچف و تنگ شیائو پینگ ما «طالبان» داشته باشیم (آنطور که نویسنده این مقاله میگویند) . جامعه ایران خیلی پیشرفته تر از جامعه افغانستان است و اصولا پذیرای طالبان و حکومت طالبانی نیست.

البته تنها زمان است که نشان خواهد داد به کدامین سوی خواهیم رفت. من طالبانی شدن را به هیچوجه محتمل نمیدانم ولی آشفتگی و از هم پاشیدگی و جنگ داخلی ممکن است و خدا نکند چنان امری رخ دهد که وای بر ایران . به هرحال باید منتظر ماند و دید جبر تاریخ و خواست مردم و فشار نیازهای جامعه و البته بازی شانس و اقبال  ما را به کجا خواهد برد.

متاسفانه همه دارند به یک نتیجه میرسند ، توسل به یک دیکتاتور برای نجات مملکت

جون 4, 2021

این مقاله را امروز در سایت گویا دیدم . ایشان نویسنده ای است که بد نمینویسد. گرچه گاهی نظرات غریبی دارد ولی اطلاعاتش خوب است و تحلیلهای نسبتا خوبی میکند. ایشان تا کنون طرفدار دموکراسی در ایران بود اما با کمال تاسف دیدم ایشان هم به صف مبلغان دیکتاتوری (برای نجات ایران ) پیوسته است .

چشم پوشی موقت از دمکراسی برای نجات ایران

دیکتاتوری هرگز نتیجه خوبی نمیدهد. نمونه بسیار واضح آن را در تاریخ اخیر خودمان داریم . با کمال تاسف ، پس از جنگ اول به دلیل عوارض جهانی آن جنگ که خاص ایران هم نبود و همچنین تلفات آنفلوآنزای اسپانیایی وضع در ایران بسیار خراب شده بود . به همین سبب گروهی از روشنفکران ما به این نتیجه رسیدند که در شرایط حاضر بهتر است دموکراسی را فراموش کنیم و دست به دامان یک دیکتاتور مقتدر شویم تا ایران نجات یابد. اما نتیجه چه شد ؟  دیکتاتوری سیاه رضا خان. دزدی که نصف مملکت را به زور ملک شخصی خود کرده بود و اگر باقیمانده بود همه مملکت را از آن خود میکرد . آدمکشی که همه مخالفان سیاسی را به قتل رساند و سپس به جان اطرافیان و همگنان وفادار خود افتاد و آنها را نیز کشت . فردی که خائن به منافع ایران بود و قرارداد دارسی را برای رضای ارباب تمدید کرد و سپس دنباله رو هیتلر شد.

آنها که پس از جنگ اول به دلیل شرایط بحرانی مملکت درخواست ظهور یک دیکتاتور میکردند به آرزوی خود رسیدند ولی آیا این دیکتاتور برای ایران خوب بود؟ وقتی به خود آمدند که دیگر دیر شده بود و در زندانهای رضا خان زیر مشت و لگد او کشته میشدند و یا با آمپول هوا راهی آن دنیا میشدند.

ای کسانی که اکنون میگویید یک دیکتاتور برای نجات ایران لازمست . آیا از تاریخ اخیر درس نگرفته اید؟ آیا ما ایرانیان محکومیم تاریخ را همیشه تکرار کنیم ؟

من از هم اکنون اخطار میدهم که دست به دامان یک رضا شاه دیگر شدن نتیجه ای بهتر از مورد اول به ارمغان نخواهد آورد. ممکن است در چند سال اول به ظاهر اوضاع بهتر شود ولی  زمانی فرا خواهد رسید که بابت فرار و شکست او از ارتشهای خارجی مثل سال ۱۳۲۰ در خیابانها شیرینی توزیع کنید و از خارجیان تشکر کنید که شر او را کم کردند.  

نکنید . اشتباه نکنید. مارگزیده نباید دوبار از یک سوراخ گزیده شود.

تاسیس حزب رستاخیز توسط رهبر جمهوری اسلامی

جون 2, 2021

خامنه ای پا جای پای شاه گذاشته است . شاه هم در آخرین سالهای حکومتش کله اش پرباد شده بود و فکر میکرد هرکار بخواهد میتواند بکند و هیچ عکس العملی از ملت نخواهد دید . سرانجام به آنجا رسید که احزاب فرمایشی ایران نوین و مردم را منحل کرد و به جایش حزب رستاخیز راه انداخت و گفت هرکه عضو این حزب نشود ایرانی نیست و باید از ایران برود. از همه خنده دارتر انتخاباتش بود که کاندیدهایی که همه از یک حزب بودند در تلوزیون بر علیه یکدیگر مناظره انتخاباتی میکردند و از مردم انتظار میرفت رای هم بدهند.

خامنه ای هم اکنون با اقدام اخیر شورای نگهبان در رد صلاحیتها به مرحله تاسیس حزب رستاخیز شاهنشاه آریامهر رسیده . فقط کم مانده مثل آن مرحوم ملعون بگوید هرکه به این چند تا کاندید رای ندهد مسلمان نیست و پاسپورتش را میدهیم از ایران برود.

همه دیکتاتوریها آخر عمر شبیه هم میشوند ، به خصوص دیکتاتوریهایی که از یک کشور و یک فرهنگ نشئت گرفته و از یک خاک روییده باشند.

قبل از مرگ خامنه ای هم سقوط رژیم امکان دارد

مِی 28, 2021

دیکتاتوری اسلامی یک دیکتاتوری توتالیتر است . در دیکتاتوریهای مطلقا توتالیتر امکان تغییر رژیم معمولا فقط با مرگ رهبر امکان پذیر است . نمونه های قرن بیستم آن را بیش از همه در روسیه استالین و چین مائو میبینیم . دیکتاتور آن چنان مسلط بود که تا وقتی زنده بود تغییر امکان نداشت ولی بلافاصله پس از مرگ دیکتاتور همه چیز عوض شد . اما .. دیکتاتوری اسلامی ایران شکافهای زیادی دارد و یک دیکتاتوری  توتالیتر یک پارچه نیست . روابط و سفر به داخل و خارج از آن امکان دارد. حکومت تسلط مطلق بر وسائل ارتباط جمعی و مطبوعات ندارد و نتوانسته سانسور مطلق از قماش دیکتاتوریهای  کمونیستی زمان روسیه یا چین به وجود بیاورد و همه شاهدیم که ماهواره و اینترنت به کلی دیوار سانسور را شکسته و فرو ریخته . به همین سبب هم با اینکه رژیم سعی میکند ماهیت توتالیتر خود را حفظ کند اما به هیچوجه قابل مقایسه با دیکتاتوریهای فراگیر و یک پارچه استالینی یا مائوئیستی یا هیتلری نیست . بیش از آن که یک دیکتاتوری هیتلری باشد یک دیکتاتوری فاشیستی از نوع ایتالیایی به رهبری موسولینی است و دیدیم که موسولینی را قبل از پایان جنگ برکنار کردند. امکان دارد در شرایط فروپاشی عمومی که گریبانگیر رژیم شده است بتوان قبل از مرگ خامنه ای ، مانند ایتالیا ، یا لیبی ، یا ایران زمان شاه ،  دیکتاتور را سرنگون ساخت . اگر از هم پاشیدن رژیم عمیقتر شود و سرعت بیشتری بگیرد میتوان مانند سرنگونی قذافی یا شاه ، خامنه ای را نیز سرنگون ساخت.

گردان سایبری ارتش اسرائیل و نفوذ آن در اینترنت ایرانی را بهتر بشناسیم

مِی 16, 2021

دولت اسرائیل در خرابکاری و جاسوسی اینترنتی در جهان مشهور است . همه دیکتاتوریها برای خرید نرم افزارهای جاسوسی و پیگیری مخالفان دیکتاتوری به اسرائیل روی می آورند و از خدمات نرم افزاری اسرائیل بهره مند میشوند. اسرائیل قویترین گردان سایبری جهان را که حتی از بخشهای ویژه این امر در آمریکا نیز قدرتمندتر است در اختیار دارد. چون دولت اسرائیل به دشمن احتیاج دارد تا باقی بماند فعلا ایران را در این مقام قرار داده است . البته دولت دیکتاتوری اسلامی هم دقیقا به همین دلیل اسرائیل را درمقام دشمن قرار داده است . دو دیکتاتوری که هردو از دشمنی با هم تغذیه میکنند .

به دلیل دشمنی این دو دیکتاتوری با هم گردان سایبری ارتش اسرائیل روی اینترنت ایرانی تمرکز یافته و نفوذ زیادی در اینترنت ایرانی دارد. فعالیت این گردان را این روزها در اینترنت ایرانی به خوبی میشود مشاهده کرد. اسرائیل مشغول کشتار فلسطینیان بیگناهی است که سرزمینشان را به زور اشغال کرده است و سایبریهای اسرائیل میگویند این مردم خودشان خودشان را میکشند تا اسرائیل را بدنام کنند.

هر آدم بی خبری هم که چند دقیقه پای تلوزیون بنشنید و اخبار بمباران اسفبار غزه را تماشا کند به خوبی در می یابد که این تبلیغات دروغ است و اسرائیل مشغول قتل عام مردم بی گناه غزه است . از همه تاسفبارتر کشتار کودکان بی گناه فلسطینی است که قلب انسان را به درد می آورد. من چند روز است بادیدن اجساد این کودکان خواب و خوراک از دست داده ام و آن گاه این بیشرمان مزدور میگویند کار خود فلسطینیهاست که بچه هایشان را به دست خود میکشند تا اسرائیل را بدنام کنند.

این مرا به یاد آلمان نازی و جنگ دوم می اندازد. دقیقا تبلیغات گوبلز در آن زمان چنین بود که ملتهای تحت اشغال فاشیستها تروریست هستند و با ارتش پر افتخار آلمان میجنگند. تروریست هستند که برای آزادی از یوغ فاشیسم آلمان نبرد میکنند و سربازان آلمانی را به قتل میرسانند. یعنی آلمان مظلوم است و این ملتها که نمیخواهند یوغ اسارت آلمان را بپذیرند و از خانه و خانواده خود دفاع میکنند تروریست هستند که با موشک و بمب و خمپاره با ارتش آلمان میجنگند و سربازان بیگناه اس اس را میکشند و شهرهای آلمان را بمباران میکنند. یا تبلیغات صدام در زمان جنگ با ایران که سرزمین ما را اشغال کرده بود و میگفت چرا ما ایرانیها بر علیه ارتش عراق میجنگیم .

اسرائیلیها الحق خوب درس خود را در محضر گوبلز و فاشیستها یاد گرفته اند. البته تبلیغات سایبری اسرائیل به نظر من به جز در آمریکا زیاد کارگر نیست . در ایران خودمان هم فقط طرفداران بازگشت دیکتاتوری خونریز پهلوی هستند که این تبلیغات سایبری را تکرار میکنند. به عنوان نمونه این مقاله را که امروز در بالاترین دیدم نقل میکنم . دقیقا تکرار و نشخوار ترهات و دروغهای سایبری اسرائیل است و نشان میدهد آبشخورش چیست و از کجاست .

تکنیک این چند روز سایبریهای اسرائیلی خیلی مشخص است . مانند مقاله فوق ، دستور صادر شده که فقط بحث را منحرف کنید. هرگاه کسی از جنایات اسرائیل در فلسطین یاد کرد بلافاصله بحث را به دیکتاتوری اسلامی منحرف سازید و آن فرد را متهم سازید که طرفدار دیکتاتوری اسلامی است. این تکنیک نخ نما به حدی استفاده شده که خنده دار است . این روزها به محض اینکه کسی از دیکتاتوری و نژادپرستی و آدمکشی اسرائیل در اینترنت ایرانی انتقاد میکند بلافاصله گردان سایبری وارد میدان میشود و آن فرد را متهم به حمایت از دیکتاتوری اسلامی میکند تا بحث را منحرف سازد. خوشبختانه به نظر می آید هموطنان ما به تدریج متوجه این ترفند پیش پا افتاده شده اند و دیگر فریب آن را نمیخورند!

داستان اشغال فلسطین در دو خط

مِی 16, 2021

نشسته ای توی خانه ات در بیت المقدس . در میزنند . میروی در را باز میکنی یک آقای اروپایی دم در ایستاده با یک کتاب در دستش . میگویی چه میخواهید .اشاره میکند به کتاب و میگوید به موجب این کتاب خداوند خانه شما را سه هزار سال پیش به من بخشیده چون من برگزیده خداوند هستم  و این خانه مال من است . تا می آیی بگویی این چرندیات یعنی چه تفنگش را میکشد بیرون و زن و بچه ات را درجا میکشد و خودت را از خانه آواره میسازد.

خیلی ساده داستان اشغال فلسطین است توسط صهیونیستهای اروپایی و آمریکایی .

اسرائیل باید به قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل متحد گردن گذارد و از سرزمینهای اشغالی خارج شود

مِی 14, 2021

همان سال ۱۹۶۷ که اسرائیل به سرزمینهای فلسطینی حمله کرد و آنها را اشغال کرد سازمان ملل متحد به اتفاق آرای همه کشورهای عضو سازمان حتی آمریکا قطعنامه مشهور ۲۴۲ را صادر کرد و از اسرائیل خواست بلافاصله سرزمینهای اشغالی را تخلیه کرده و به پشت مرزهای بین المللی خود بازگردد.

بیش از پنجاه سال است که اسرائیل به این قطعنامه گردن نگذارده و کماکان در سرزمینهای اشغالی باقی مانده و آبادی سازی کرده و سعی میکند این سرزمینها را به خاک اسرائیل ملحق کند. قطعنامه ۲۴۲ سازمان ملل متحد هنوز مبنای حل مسئله خاورمیانه است . به محض اینکه اسرائیل از سرزمینهای اشغالی عقب نشینی  کرده و به پشت مرزهای بین المللی خود بازگردد جنگ و برخورد در فلسطین حل خواهد شد .

تا زمانی که اسرائیل در سرزمینهای اشغالی است ملت فلسطین حق دارند برای آزادی سرزمینهای خود بر علیه اشغالگر بجنگند همانطور که در سراسرتاریخ ملتهای تحت اشغال برای آزادی جنگیده اند. اگر روزی اشغالگری میهن ما ایران را نیز اشغال کند ما نیز حق داریم بر علیه اشغالگر به هر صورت بجنگیم تا او را وادار به فرار سازیم .

مزدوران سایبری اسرائیل و فاشیستهای راستگرای ایرانی طرفدار دیکتاتوری پهلوی به جای اینکه از مبارزه بر حق ملت فلسطین برای آزادی سرزمینهای اشغالی حمایت کنند آنها را محکوم میکنند که چرا مبارزه میکنند . درست مثل اینکه کسی در زمان جنگ دوم ملتهای تحت اشغال ارتش آلمان نازی را محکوم میکرد که چرا برای آزادی بر علیه ارتش آلمان میجنگند.

«آزادی»

زمینهایی که توسط پهلویها از دست رفت و دزدیده شد

آوریل 26, 2021

این روز‌ها برای قرارداد بین ایران و چین، برخی سلطنت‌طلب‌ها، رژیم پهلوی را حافظ تمامیت ارضی ایران معرفی می‌کنند و نظام را مورد انتقاد قرار می‌دهند؛ این در حالی است که پهلوی‌ها هم در تاریخ به عنوان زمین‌خوار مردم و زمین‌ده به بیگانگان شناخته می‌شوند.

رضاخان پس از به قدرت رسیدن و تاسیس سلسله پهلوی، انتقادات بسیاری را متوجه پادشاهان قاجار ساخت. یکی از آن انتقادات واگذاری امتیازات بسیار به کشور‌های خارجی و کوچکتر شدن کشور در دوره قاجاریه بود. این انتقادات در حالی از سوی رضاخان و حامیان او مطرح می‌شد که کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با حمایت دولت انگلیس صورت گرفت و رضاخان با پشتیبانی انگلیسی‌ها ابتدا سردار سپه، سپس رئیس‌الوزرا و پس از آن با تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی، شاه کشور شد.

زمین‌هایی که از ایران جدا شد:
پهلوی اول هرچند از منتقدان سیاست موازنه مثبت شاهان قاجار بود، اما در امتیازدهی به بیگانگان و تحمیل قرارداد‌های استعماری به مردم ایران نسبت به شاهان قاجار اقدامی فروگذار نکرد و به قول معروف دست قاجار را از پشت بست. ضمن اینکه هم در دوره رضاشاه و هم در دوره پادشاهی پسرش، بخش‌هایی از خاک کشورمان جدا شد که نمونه برجسته آن جدایی بحرین از ایران است که البته به گفته خودشان بحرین دختری بود که شوهر داده شد!

امتیازدهی رضاخان به بیگانگان پیش از سلطنتش آغاز شد. او آن زمانی که سردار سپه و رئیس‌الوزرا بود، برای اینکه با مخالفت روس‌ها برای تغییر سلطنت مواجه نشود، حق بازگشت «قصبه فیروزه» و منطقه «خلیج حسین‌قلی» به ایران طبق قرارداد ۱۹۲۱ را مسکوت گذاشت و علاوه بر آن پادگان‌های ایران در مناطق مرزی با شوروی را هم از نیرو خالی کرد. قصبه فیروزه ییلاق عشق‌آباد پایتخت فعلی ترکمنستان است.

همچنین در اسفند ماه سال ۱۳۰۴، رضاشاه طی قراردادی ۷۰ درصد آب‌های منطقه‌ای که سرمنشا آن داخلی بوده را به روسیه می‌دهد.

در سال ۱۳۱۶ پیمان‌نامه چهارجانبه‌ای که به پیمان «سعدآباد» مشهور شد، بین ایران، عراق، افغانستان و ترکیه به امضا رسید. این پیمان در راستای سیاست‌های انگلیس و برای مقابله با نفوذ کمونیسم و شوروی منعقد شد. در پی این قرارداد رضاشاه شهر قطور را که از ابتدا متعلق به ایران بود و در تصرف حکومت عثمانی باقی‌مانده بود، پس گرفت، اما به‌جایش ۸۰۰ کیلومتر مربع اراضی مرغوب شامل کوه آرارات کوچک و دامنه‌ها و اراضی اطراف آن را به ترکیه واگذار کرد. دشت ناامید نیز به مساحت ۳ هزار کیلومتر مربع در شرق ایران به افغانستان واگذار شد. همچنین حق کشتیرانی در اروندرود به جز ۵ کیلومتر از آب‌های مقابل آبادان تا خط تالوگ به عراق داده شد.

جدایی بحرین از ایران نیز هرچند در دوران پهلوی دوم رقم خورد، اما در سال ۱۳۰۶ رضاخان رضایت داد تا بحرین از ایران جدا شود. محمدرضا شاه نیز طبق میل پدر که تابع تصمیم دولت انگلیس بود، عمل کرد. او در سال ۱۳۴۷ در سفر به هند و در شهر دهلی‌نو اعلام کرد که «دولت شاهنشاهی نمی‌خواهد با اعمال زور بحرین را تصاحب کند، بلکه حاکمیت بحرین را به دلخواه اکثریت مردم، در یک همه پرسی آزاد زیرنظر سازمان ملل متحد می‌گذارد، تا اگر اکثریت مردم بحرین علاقه به ملحق شدن به ایران داشتند، بحرین در حاکمیت ایران بماند و اگر خواستند از ایران تجزیه شوند، کشوری مستقل شوند.»

در نتیجه همه‌پرسی نمایشی با دخالت انگلیسی‌ها در بحرین انجام شد. این همه‌پرسی در حالی انجام شد که مردم ایران و مجلس شورای ملی مخالف برگزاری آن و جدا شدن بحرین از ایران بودند.

محمدرضا شاه شهریور ۱۳۴۹ گفت: «با توجه به این که ذخایر مروارید بحرین به پایان رسیده است، بحرین از نظر ایران دیگر اهمیتی ندارد». هویدا نخست وزیر وقت هم عنوان کرد: «به هیچ کس مربوط نیست. دختر خودمان بود، به هر کس می‌خواستیم شوهرش دادیم.»

زمین‌هایی که از مردم ایران دزدیده شد:
پهلوی اول و دوم علاوه بر اینکه بخش‌هایی از خاک ایران را از وطن جدا کردند، زمین‌های مردم را هم غصب کردند و به نام خود سند زدند. این اقدام به قدری گسترده و آشکار بود که یک روزنامه فرانسوی، رضاشاه را به جانوری زمین‌خوار تشبیه کرد.

رضاشاه هر ملکی را که می‌خواست تصاحب می‌کرد. سفیر آمریکا در تهران در یکی از گزارش‌هایش نوشته است که رضاخان برای اراضی هر قیمتی که دلش بخواهد می‌پردازد. رضاخان برای تصاحب املاک، روش‌ها و شیوه‌های متفاوت داشت. او با فرستادن افسران خود به شمال کشور دستور می‌داد تا هر ملک مرغوبی را دیدند، برای او بگیرند.

میزان املاکی که رضاخان غصب کرده بود به قدری زیاد شد که در سال ۱۳۱۴ برای مدیریت آن‌ها، اداره املاک اختصاصی تأسیس شد. رضاشاه پس از ۱۶ سال سلطنت در نهایت ۴۴ هزار سند به نام خودش داشت. تقریباً تمامی مازندران و اراضی مرغوبش و بخش‌های بزرگی از گرگان و گیلان متعلق به وی بود. این تملک سراسری اراضی شمالی ایران به‌قدری چشمگیر شده بود که خاندان پهلوی توجیه کردند: «رضا‌شاه، املاک شمال را از صاحبان آن‌ها خرید تا از نفوذ روس‌ها در آن منطقه و اشاعه کمونیسم در ایران و بخصوص در مناطق شمالی آن جلوگیری کند.»

رضاخان برای تصاحب اموال مردم، به مجلس شورای ملی دستور داد که قانونی را به تصویب رساند تا او بتواند بهترین املاک را به نام خود و فرزندانش منتقل کند.

درآمد رضاخان از یک و نیم میلیون هکتار اراضی کشاورزی و جنگلی، مراتع، باغات و شکارگاه‌ها در سراسر ایران (۱۰ درصد کل اراضی کشاورزی ایران) به سالانه ۷۰۰ میلیون تومان می‌رسید که از این رقم حدود ۶۰ میلیون تومان معادل ۲۵ میلیون دلار آمریکا در آن زمان، به بانک‌های خارجی منتقل شد. تعداد روستا‌هایی هم که رضا‌شاه در مدت سلطنت خود تصاحب کرد، بالغ بر ۲ هزار و ۱۷۶ روستا بود که درآمد روستاییان به جیب شاه می‌رفت.

پس از سقوط رضاشاه و روی کار آمدن فرزندش توسط انگلیسی‌ها هر چند ۳۸ هزار برگ سند برای شکایت تنظیم شد، اما تنها برخی از افرادی که صاحب نفوذ و یا ثروتمند بودند، توانستند به حق و حقوق خود برسند؛ چراکه اگرچه محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۲۰ برای فرونشاندن خشم مردم و نمایندگان مجلس، تمام اموالی را که از سوی پدرش به نام وی شده بود، به دولت واگذار کرد، اما بعد از گذشت ۷ سال دولت لایحه‌ای به مجلس فرستاد که با تصویب آن بسیاری از اموال به محمدرضا شاه و خاندان پهلوی بازگشت.

به هرحال حامیان و موافقان رضاخان در مجلس شورای ملی با طرح اینکه شاهان قاجار حافظ ایران نبودند و رضاخان حافظ تمامیت ارضی و امنیت‌آفرین این کشور خواهد بود، سلطنت را تغییر دادند و او را به قدرت رساندند.

روشنگری در باره دیکتاتوری پهلوی بخشی از مبارزه همه جانبه ما بر علیه دیکتاتوری اسلامی است. از آن غافل نباشیم.

آوریل 10, 2021

داشتم لینکهای بالاترین را مرور میکردم به این مطلب در تعریف و تمجید از یک دیکتاتور نظامی برخوردم. البته میدانم که در همه کشورهای جهان درصدی از مردم طرفدار دیکتاتوری هستند. در آلمان هیتلر طرفدار داشت و در اسپانیا فرانکو . در همین پنجاه شصت سال اخیر در شیلی یک کودتاچی آدمکش مثل پینوشه هم طرفدار داشت . در نتیجه نباید حیرت کنیم که چطور ممکن است کسانی که مثلا اسم خود را برانداز و مبارز میگذارند طرفدار کودتاچیان و سرنگون کنندگان حکومتهای قانونی و دموکراتیک هستند.

اما این لینک و نظرات زیر آن صحت اعتقاد مرا به پیچ خطرناکی که در جاده حصول به دموکراسی در ایران وجود دارد تایید میکند. این گروه بزرگ فاشیستهای ایرانی و طرفداران دیکتاتوری که میتوانید نظراتشان را زیرلینک ببینید خطر بزرگی برای حصول به دموکراسی در ایران محسوب میشوند.

به نظر من فرماندهان سپاه از هم اکنون بر روی ایجاد یک دیکتاتوری نظامی از قماش دیکتاتوری پهلوی تمرکز کرده اند و فقط منتظر مرگ خامنه ای هستند که چندان هم دور نیست . تبلیغ برای رضا خان قزاق و برای کودتای آزادیکش وی و برای حکومت فاسد و مزدور او فقط یک نقاب ظاهری است . هدف چیز دیگری است.

کسانی که در صفحات بالاترین و سایتهای اجتماعی در ایران دیکتاتوری پهلوی را تبلیغ میکنند هدف شومی را تعقیب مینمایند. هدف آماده کردن ذهن ملت برای ظهور یک دیکتاتور نظامی دیگر از قماش رضا خان است . اینها آگاهانه و ناآگاهانه صحنه را برای ظهور چنان دیکتاتوری فراهم میکنند و در صورت ظهور یک رضا خان دیگر اینها طرفداران و قمه کشان آن دیکتاتور خواهند شد. به همین سبب است که معتقدم مبارزان راه آزادی و دموکراسی نباید این خطر را دست کم بگیرند . روشنگری در باره دیکتاتوری نظامی رضا خان و پسرش بخشی از مبارزه ما بر علیه دیکتاتوری اسلامی در ایران است و نباید از آن غافل شویم و میدان را به دست مبلغان دیکتاتوری نظامی و سپاهی وا بگذاریم .

«آزادی»

یک طرفه به قاضی رفتن جناح فاشیست و راست افراطی اپوزیسیون

مارس 29, 2021

اخیرا دو کشور جهان سوم ایران و چین یک قرارداد بسته اند. حملات شدیدی از همه جانب بر علیه این قرارداد انجام شده و اگر متن حملات را بخوانیم مثل این است که ایران را دربست به چین فروخته اند. از نظر من این یک طرفه به قاضی رفتن  و قضاوت غیر علمی و غیر تاریخی کردن است. آخر وقتی متن قرارداد را نمیدانید و نخوانده اید چطور به این نتیجه رسیده اید که در این قرارداد ایران به فروش رسیده است؟ من خود اپوزیسیون جمهوری اسلامی و خواهان سرنگونی آن هستم ولی با دید غیر علمی و غیر منطقی و برخورد احساسی و بی منطق شدیدا مشکل دارم . فردا که متن قرارداد در بیاید و فرضا معلوم شود که چنان  نبوده است که این دوستان دست راستی و فاشیست میگویند آنوقت چه دارند بگویند؟ آیا اعتماد ملت ایران را از دست نخواهند داد؟ آخر چطور میشود شکمی و از پیش خود حکم داد و نتیجه گرفت و قاضی و دادستان و وکیل با هم بود؟ پس سند و مدرک و استدلال علمی و تحقیق علمی  و بر پایه مدرک چه میشود؟

مطلب دیگری که فکر کنم همه متوجه شده اند و انسان را به تامل وا میدارد این است که این حملات از جانب کسانی انجام میشود که تا دیروز برای ترامپ کف میزدند و خاضعانه و نوکرمآبانه از او میخواستند به کشورشان حمله کند و ایران را نیز تبدیل به عراق و افغانستان کند. وقتی این یک بام و دوهوا را میبینم کمی شک میکنم این فاشیستهای دشمن آزادی و طرفدار دیکتاتور پهلوی که از ترامپ میخواستند به میهنشان حمله کند و ایران را شخم بزند چطور حالا مخالف دخالت خارجی شده اند؟ آیا کاسه ای زیر نیمکاسه است؟ حمله آمریکا به ایران و تبدیل آن به یک عراق دیگر خوب است ولی ناگهان پیش نویس یک قرارداد بد؟

*چین یک کشور جهان سوم است که به تازگی صنعتی شده و با قدرت فراوان وارد بازار جهانی شده است و صنعت آن به طور اعجاب آوری از صنایع استعمارگران امپریالیست جلو زده است . کشورهای امپریالیست و استعمارگران سابق مثل آمریکا و انگلیس  چنین امری را به راحتی بر نمیتابند و میبینیم که روز و شب در پی توطئه بر علیه چین هستند و همه نیروهای خود را بسیج کرده اند که چین را به جای سابق آن که یک کشور مستعمره و ناتوان بود بازگردانند. دید امپریالیستی این قدرتها کاملا روشن و مشخص است . از نظر رهبران این کشورها ، فقط کشورهای غرب حق دارند صنعتی و متمدن باشند و جهان سوم فقط برای خدمت و استعمار خلق شده است. اینها همانها هستندکه در دهه هفتادو هشتاد قرن سابق به جان ِژاپن افتاده بودند که چرا صنعتی شده و بازارهای اتومبیل و الکترونیک در غرب را تسخیر کرده . حال که به سختی صنعتی شدن ژاپن را پذیرفته اند و با آن کنار آمده اند نوبت چین است . همانطور که در قرن پیش سعی کردند مانع صنعتی شدن ژاپن شوند و  از فروش محصولات آن جلوگیری کنند اینبار نوبت چین است. به جای آن که سعی کنند صنعت و کیفیت محصولات خود را ارتقابخشند تا از طریق اقتصادی *بازارها را به دست آورند سعی میکنند به روش امپریالیستی و با قلدری و زورگویی جلوی صنعتی شدن چین را بگیرند.

ما ایرانیان  خود یک ملت  جهان سومیم که سابقه تاریکی از استعمار روس و انگلیس و آمریکا در دویست سال اخیر داریم و هنوز جراحتهای آن استعمار و استثمار بر پیکر تاریخ و فرهنگمان تازه است . آیا ما نباید شادمان باشیم که لا اقل یک کشور جهان سوم دیگر که مثل ما تحت استثمار غربیان بود اخیرا توانسته پیشرفت کند و به جایی برسد که این کشورهای استعماری از صعود و قدرت یافتن آن نگران شده اند؟ آیا اپوزیسیون و سیاستمداران ما باید در جبهه استعمارگران بایستند و به چین بتازند ،  یا درکنار سایر کشورهای جهان سوم و در جبهه و گوشه استعمار شدگان باشند؟ به نظر من ما ایرانیان با سابقه تاریخی خود بسیار به چینیها با سابقه دهشتباری که چین از استعمار توسط غربیان دارد نزدیکتریم تا با غربیان و آمریکاییها . وقتی ما ایرانیان به رابطه با کشورهای دیگر می اندیشیم باید همیشه این سابقه تاریخی و مکان فعلی خود را در نظر داشته باشیم . ما هنوز یک کشور جهان سوم مثل چین هستیم نه یک کشور جهان اول مثل آمریکا یا انگلیس .

آنطور که من در قراردادهای چین با کشورهای جهان سوم آفریقایی و آسیایی دیده ام هدف چین ارتقای تجارت است و این امر با کمک به زیرساختهای کشورهای مربوطه از راه ساختن جاده ها و بندرها برای چین امکان دارد. این قراردادها تا آنجا که من فهمیده ام با قراردادهای امپریالیستی از نوع آمریکایی و انگلیسی و قراردادهای قرن نوزدهمی مثل قرارداد دارسی و تنباکو و قرارداد تقسیم ایران بین انگلیس و روسیه تفاوت دارد.

حتی برنامه belt and road چین هم در واقع چیزی بیش از *احیای جاده ابریشم* نیست که دو هزار و پانصد سال ارتباط چین با اروپا را برقرار کرده و باعث رونق اقتصاد همه کشورهایی که بر سرراه این جاده بودند میشد. از جمله کشور ما ایران نیز که بر سر این مسیر بزرگ اقتصادی قرارداشت از این جاده و از این ارتباط بهره فراوانی در این دوهزار و پانصد سال برده بود. چین اکنون میخواهد همان جاده ابریشم را منتها اینبار به صورت مدرن و با قطارهای سریع و جاده های مدرن احیا کند تا تجارت بین همه کشورهای مسیر را رونق بخشد . این امر هم به نفع چین است و هم به نفع همه کشورهایی که در این مسیر قراردارند همانطور که برای دوهزار و پانصد سال چنین بود. به نظر من هیچ منطقی نمیتواند یک کشور جهان سومی را مخالف احیای جاده ابریشم بسازد . من میدانم که قدرتهای استعماری از احیای جاده ابریشم که کشورهای جهان سوم را از اتکا به این قدرتها آزاد میکند نگرانند ولی هیچ همدردی با نگرانیهای استعمار گران ندارم .

برخوردهای غیر علمی و غیر منطقی و احساسی روزهای اخیر  مرا به یاد داستان زلزله طبس در اواخر دوران شاه می اندازد . شاه در آن زمان  به اندازه ای منفور  بود که یک شایعه به صورت گسترده میان مردم پخش شده بود . همه میگفتند و اعتقاد داشتند که علت زلزله زباله های اتمی آمریکاست که شاه به عنوان نوکر آمریکا برای آمریکاییها در کویر خاک کرده و زباله ها یک انفجار اتمی زیرزمینی داده و باعث زلزله طبس شده است. من آن موقع هم با اینکه شدیدا بر ضد دولت دیکتاتوری فاشیستی و توتالیتر شاه بودم به دوستان میگفتم چنین امری از لحاظ علمی امکان ندارد و آن موقع هم بسیار  مورد تخطئه قرار گرفتم که اگر تو در اپوزیسیون هستی باید این شایعه را بپذیری و آن را اشاعه و گسترش دهی . حالا هم دقیقا همان امر تکرار شده است . من خودم به شدت دشمن دیکتاتوری اسلامی هستم و بهای مبارزه با آن را هم با زندان رفتن در دوران جوانی  پرداخته ام ولی تا وقتی متن قرارداد را به چشم نبینم نمیتوانم حکم دهم که چیست و چقدر بد است و آیا اصولا بد است یا نه . این یک منطق علمی ساده است . تاوقتی پدیده ای را ندیده ای و آزمایش نکرده ای  نمیتوانی در مورد آن حکم صادر کنی و اگر حکم صادر کنی با ملایان و کشیشها هیچ فرقی نداری که تفسیر همه جهان را بر مبنای یک مذهب خیالی و یک خدای ندیده و نشناخته دارند. من با یک ملا و یک کشیش فرق دارم و نتیجه گیریها و احکام من نیز باید منطقی و بر مبنای داده های واقعی و علمی باشد و نه خیالی و با تصوراتی که هیچ پایه ای در واقعیت ندارد.

من به شخصه  چون به  منطق علمی و استدلال و تحقیق علمی بر مبنای واقعیت  اهمیت بسیار زیادی قائلم  نمیتوانم بدون مدرک و دلیل درهیچ مورد حکم صادر کنم . در عین حال میدانم که جرئت زیادی میخواهد وقتی توده عوام خشمگین و عصبانی هستند در مقابل آنها ایستادو درخواست منطق و استدلال و بحث علمی کرد چون توده همانجا سرت را بالای دار خواهند کرد و بعد که ارام شدند به خود خواهند آمدکه عجب کاری کردیم . میدانم که اکثر افراد در چنین مواقعی ترجیح میدهند سر پایین بیندازند و همراه توده شوند و به قول معروف در شهر نی سواران سوار نی شوند تا مبادا گربه شاخشان بزند ولی من به شخصه به وجدان و اعتقادات خود بهایی بیش از این قائلم که در مقابل توفان نظر عوام سر خم کنم و تسلیم باشم .اگر آن موقع پذیرفتم که زلزله طبس به علت زباله های اتمی بوده است الان هم بدون دیدن متن قرارداد چشم بسته ادعای جناح راست و فاشیستی اپوزیسیون را خواهم پذیرفت .

خطاب من به مخالفان این قرارداد این است : علمی و منطقی رفتار کنید. متن قرارداد را بیاورید و بندهایی از آن را که خیانت آمیز است از متن استخراج کنید و اینجا بگذارید و مطمئن باشید من که نه همه ملت ایران با شما هم رای خواهند شد

درانتها اضافه میکنم که البته بسیار خوشحالم که چنین غوغایی بر سر قراردادی که هنوز حتی متن آن نیز مشخص نیست برپاشده چون این امر نشان میدهد که این حکومت هم مانند حکومت شاه به پایان خط رسیده و مورد تنفر عمومی است و به اصطلاح معروف تاریخ مصرفش به پایان رسیده است. این حکومت هم مثل حکومت شاه دیگر پایان یافته  و هرکاری هم بکند بازگشت و نجاتی برای آن متصور نیست حتی اگر مثل شاه بیایند جلوی دوربین تلوزیون و گریه و زاری کنند که شکر خوردیم و ما را ببخشید وصدای انقلابتان را از راه دور شنیدیم .

جمهوری اسلامی مدتهاست مرده . این جنازه فقط به نفسهای آخر خامنه ای بند است

مارس 25, 2021

جمهوری اسلامی مدتهاست مرده و به فنا رفته است. شاید حداکثر تا بیست درصد جمعیت طرفدار آن باشند و بس. اکثریت ملت ایران با آن مخالفند. آن چه جمهوری اسلامی را تا کنون نگاه داشته بقای دیکتاتور است و بس.

این جنازه فقط به نفسهای خامنه ای بند است و بس . به محض اینکه خامنه ای سرش را زمین بگذارد جمهوری اسلامی هم تمام خواهد شد. نمونه آن چین پس از مائو است . دیکتاتوری مائوئیستی مدتها بود مرده بود و حتی نزدیکترین اطرافیان مائو نیز دیگر میانه ای با کمونیسم نداشتند و میدانستند که دیکتاتوری مائوئیستی شکست خورده است . آنچه آن دیکتاتوری زا زنده نگاه داشته بود فقط مائو بود و بس .

به محض اینکه مائو فوت کرد در عرض چند سال چین صد و هشتاد درجه تغییر مسیر داد و به کلی تغییر کرد و مائوئیسم از بین رفت.

در ایران هم به محض اینکه خامنه ای سرش را زمین بگذارد و جهان را از لوث وجود خود آزاد کند دیکتاتوری اسلامی پایان خواهد یافت.