آگهی تسلیت مرحوم مغفور خلد آشیان بشار اسد دیکتاتور محترم سوریه

اوت 6, 2012

جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط ، اما اپوزیسیون آماده نیست

ژانویه 12, 2020

جمهوری اسلامی پس از چهل سال بی تدبیری و خرابکاری ، با و جود اینکه دین هزار ساله اسلام پشت و پناهش بوده است ولی در سراشیب سقوط افتاده است و حتی اعتقادات دینی مردم نیز دیگر آن را حفظ نخواهد کرد.

تنها مانع قطعی سقوط این دیکتاتوری عدم اتحاد اپوزیسیون ماست . اکنون مانند زمان شاه نیست که اپوزیسیون خارج از کشور در تماس با داخل نباشد. با ترقی حیرت آور اینترنت و وسایل ارتباط جمعی دیگر تقریبا فرقی بین خارج و داخل نیست. اپوزیسیون خارج کشور کم از اپوزیسیون داخل کشور در ارتباط با داخل ندارد. دیگر بهانه ای مثل زمان شاه نیست که ما هیچ وسیله ارتباطی با داخل ایران نداریم و کسی از ما در داخل ایران خبر ندارد . خیر ، اکنون اپوزیسیون حتی اگر در قطب جنوب هم باشد میتواند به همان سرعت و سادگی با ایران تماس برقرار سازد که فردی از ناف تهران .

اگر اپوزیسیون متحد باشد ، اگر یک شعار و برنامه جامع داشته باشد، اگر یک رهبری جامع و مورد قبول مردم ایران موجود باشد بی تردید میتواند مبارزات مردم ایران را به مسیر مطلوب هدایت کند و سد دیکتاتوری اسلامی را بشکند. شازده و مریم و قراضه هایی مانند آنان رهبر این جنبش نمیتوانند باشند.

اپوزیسیون باید بر خود بجنبد و اختلافات را کنار بگذارد . گروههای حاشیه ای طرفدار دیکتاتوری مانند مجاهدین و سلطنت طلبان را از صفوف خود بیرون بیندازد و برگرد یک برنامه جمهوریخواهانه برای برقراری دموکراسی و آزادی و حکومت قانون در ایران حلقه زند و متحد شود. باید یک جبهه متحد گسترده از تمام نیروهای دموکرات هرچه زودتر تشکیل شود .

بدون رهبری و برنامه،  اعتراضات مردم ایران هرچند گسترده و هرچند با شهامت و دلاوری ، به نتیجه ای نخواهد رسید. یک بدن بدون سر و بدون مغز هرگز نمیتواند به مقصدی برسد.

ترامپ : » 52 بنای تاریخی و فرهنگی ایران ، به رقم تعداد شهدای›! واقعه گروگان گیری ، بمباران خواهد شد›.»

ژانویه 6, 2020

خدا نجار نیست ولی درو تخته را خوب جور میکنه . بیله دیگ بیله چغندر . همانطور که آخوندهای ما همیشه هرچیزی را به رقم شهدای حادثه کربلا میرسانند ترامپ هم کربلای دیگری درست کرده که واقعه گروگان گیری است . یادتان هست که پس از انفجار مرکز حزب جمهوری اسلامی تبلیغات بر این بود که «بیش از » هفتادو دوتن شهید شدند؟

حالا هم نوبت ترامپ است که کربلای خود را علم کند و اعلام کند که 52 بنای تاریخی و فرهنگی ایران را بمباران خواهد کرد. این رقم عجیب 52 را هم از اینجا صادر کرده است که تعداد 52 نفر آمریکایی در سفارت آمریکا در تهران گروگان گرفته شدند.

کربلایی دیگر و آخوندی دیگرو ما ایرانیان قربانیان همیشگی کربلا و آخوندها.

«آزادی»

ترامپ : » 52 بنای تاریخی و فرهنگی ایران ، به رقم تعداد شهدای واقعه گروگان گیری ، بمباران خواهد شد.»

ژانویه 6, 2020

خدا نجار نیست ولی درو تخته را خوب جور میکنه . بیله دیگ بیله چغندر . همانطور که آخوندهای ما همیشه هرچیزی را به رقم شهدای حادثه کربلا میرسانند ترامپ هم کربلای دیگری درست کرده که واقعه گروگان گیری است . یادتان هست که پس از انفجار مرکز حزب جمهوری اسلامی تبلیغات بر این بود که «بیش از » هفتادو دوتن شهید شدند.

حالا هم نوبت ترامپ است که کربلای خود را علم کند و اعلام کند که 52 بنای تاریخی و فرهنگی ایران را بمباران خواهد کرد. این رقم عجیب 52 را هم از اینجا صادر کرده است که تعداد 52 نفر آمریکایی در سفارت آمریکا در تهران گروگان گرفته شدند.

کربلایی دیگر و آخوندی دیگرو ما ایرانیان همیشه قربانی این آخوندها و این کربلاها

 

«آزادی»

ترور قاسم سلیمانی به سیستم اسرائیلی انجام گرفته است

ژانویه 2, 2020

دقایقی پیش تلوزیون عراق اعلام کرد که قاسم سلیمانی و چند فرمانده نیروهای شیعی عراق در حمله به فرودگاه بغداد کشته شده اند. این ترور دقیقا به روش اسرائیلی انجام شده است. با یک حمله مستقیم و با صرف فقط  چند راکت چند مقام مهم را درکنار هم به قتل رسانده اند. اسرائیل متخصص این قبیل ترورهاست و بارها در اسرائیل و نقاط مختلف جهان از این روش استفاده کرده است.

باید دید عکس العمل جمهوری اسلامی به این ترور چه خواهد بود. آیا به سیستم جام زهری تسلیم خواهند شد و فقط چند اقدام نمایشی خواهند کرد؟

به هرحال با این ترور قلب جمهوری اسلامی را هدف قرار داده اند . به جرئت میتوان گفت قاسم سلیمانی پس از خامنه ای یکی از قدرتمندترین مقامات جمهوری اسلامی بوده است. او مسئول گسترش انقلاب اسلامی در منطقه بود و سرنخ همه گروههای وابسته به دیکتاتوری اسلامی ایران در دستان او بوده است .

پس از ترور او این نخها را که جمع خواهد کرد؟ به نظر نمی آید جمهوری اسلامی بتواند در کوتاه مدت فردی مثل سلیمانی را برای رهبری تهاجم در خاورمیانه بیابد.

خامنه ای و ترامپ به نجات یکدیگر میشتابند

دسامبر 31, 2019

ترامپ در شرایطی بحرانی به سر میبرد . شمشیر داموکلس استیضاح و اخراج از پست ریاست جمهوری به دلیل فساد مالی و اخلاقی و رفتاری بر بالای سرش در نوسان است و روز به روز وضعش در دادگاه افکار عمومی آمریکاییان بدتر میشود. همه دیکتاتورها و دیکتاتور مسلکان در شرایطی مثل ترامپ محتاج اتفاقی هستند که توجه افکار عمومی را از آنان منحرف کند و آنان را نجات دهد. هیچ چیز بهتر از جنگ و یا یک بحران بر علیه یک دشمن خارجی نمیتواند مردم را زیر پرچم یک رهبر و دولت گرد آورد و اورا محبوب سازد. ترامپ در این روزها سخت محتاج یک بحران خارجی است تا خود را از چاهی که به دست خود کنده است نجات دهد.

خامنه ای نیز این روزها وضعی بهتر از ترامپ ندارد. او در داخل کشور منفور است و روز به روز کنترلش بر اوضاع را بیشتر از دست میدهد و شاهد تظاهرات پیوسته تر و بزرگتر ملت ایران بر علیه دیکتاتوری اسلامی است . هم ترامپ به بحران احتیاج دارد و هم خامنه ای . به نظر می آید این دو یکدیگر را در بهترین موقع ممکن پیدا کرده اند . درست در آغاز سال نو و زمانی که ترامپ در گرداب استیضاح و بحران داخلی دست و پا میزد خامنه ای در یک کادوی سال نو به ترامپ حلقه نجاتی برای او پرتاب کرد که هم او را نجات دهد و هم خود را . و این حلقه نجات بحران عراق است .

(یادم می آید کادوی خمینی به ریگان را در روز اول ریاست جمهوری او که آزادی گروگانهای آمریکایی بود)

 

skynews-iran-us-trump-supreme-leader_4701668

آیا نمیتوان خامنه ای را مانند موگابه و چائوشسکو برکنار کرد ؟

دسامبر 30, 2019

دیکتاتور پیر و مخبط زیمبابوه را که یادتان می آید؟ در عرض چهل سال رهبری خود یک کشور آباد را تبدیل به یک کشور فقیر قحطی زده کرد که مردمش به همه جای جهان مهاجرت میکردند و در داخل کشور فقر و قحطی و فساد مالی غوغا میکرد. همه میگفتند متاسفانه تا وقتی زنده است کاری نمیشود کرد و باید منتظر ماند تا بمیرد و سپس اوضاع تغییر کند. ولی وقتی کار خیلی خراب شد از درون دولت خودش بر علیه او شورش کردند و او را برکنار کردند.

چائوشسکو دیکتاتور خودشیفته و فاسد رومانی را هم که یادتان هست . کشور را به جایی کشانده بود که برق جیره بندی شده بود و بسیاری شبها مردم برق نداشتند تا چه برسد به خوراک مکفی و سایر چیزها. سرانجام کار به حدی خراب شد که افرادی از درون دولت خودش دست به هم دادند و برکنارش کردند .

آیا ایران اکنون به آن مراحل نزدیک نشده است ؟ کشوری نفت خیز با سومین ذخایر نفتی جهان که دچار بحران اقتصادی شده وفقر و . فساد مالی در آن بیداد میکند. آیا سران این دولت عرضه سران آن دولتها را دارند؟ بادیدن سقوط هرچه بیشتر مملکت آیا سرانجام گروهی از آنها تصمیم خواهند گرفت که مانع اصلی بر سر رفاه و ترقی ایران را که در حال حاضر خامنه ای است برکنار سازند؟

 

سخنی با سلطنت طلبان بالاترین و سایبریهای همراه و همگام آنان

دسامبر 23, 2019

از لحظه ای که موضوع داغ فراخوان برای پنجم دیماه را در وبسایت بالاترین پست کردم حس کردم شور و غلیان عجیبی در گروههای مرتجع دست راستی سلطنت طلب و سایبریانی که بین آنها فراوان هستند به وجود آمده است . یک حمله گسترده و هماهنگ به من شروع شد . به حدی  گزارش برای بالاترین رد کردند تا حساب من موقتا بسته شد و موضوع داغم حذف شد. بیش از ده سال است در بالاترین هستم به جرئت میگویم چنین حمله گسترده و هماهنگی را کمتر مشاهده کرده بودم .

رژیم ترسیده است . رژیم برای اولین بار واقعا ترسیده و این حمله و این همه فحاشی و تهمت و افترا به من بی دلیل نبود . گروه به اصطلاح سلطنت طلب بالاترین نظراتم را با استفاده از شناسه های یدکی و زیر خاکی خود سانسور کردند و بدترین دشنامها را نثار کردند. آشکارا دروغ گفتند و تهمت زدند. مسئله ای نیست .اتفاقا به من ثابت میکند که حق داشتم و دارم . ما بالاترینیها همیشه میدانستیم  که گروهی که در بالاترین خود را سلطنت طلب مینامد ناخالصیهای فراوانی دارد . تعدادی ساده لوح و بیسواد و بی خبر از تاریخ اخیر ایران در میانشان هستند ولی گروهی سایبری سازمان یافته نیز به عنوان سلطنت طلب با اینها همراهی میکنند چون هیچ گروهی مثل سلطنت طلبان نمیتواند این چنین مثل موم در دست رژیم  باشد. یک سلطنت طلب عاشق دیکتاتوری تک حزبی است و با شکنجه مشکلی ندارد و از کودتا و سرکوب خوشش می آید و با مطبوعات آزاد و مستقل مشکل دارد و از مبارزان راستین اپوزیسیون مثل شیرین عبادی یا نسرین ستوده و دیگران بیزار است و تشویق به خشونت و تروریسم میکند . آیا این همان دیکتاتوری اسلامی نیست ؟ یک سایبری بهتر از گروههای سلطنت طلب برای رسوخ کجا را پیدا کند؟ تجربه ده ساله ام نشان میدهد فقط سلطنت طلبان میتوانند این چنین فحاشی کنند وتهمت بزنند و دروغ بگویند . آیا این خصلت  یک  سایبری نیست ؟

من همیشه به دوستان و یاران و همراهان دموکراتم که اشاره میکردند که اینها اکثرا سایبری هستند و ماموریت دارند میگفتم نه ، اینها یک مشت بیسواد و ساده لوح و بی خبر از تاریخ ایران هستند که به دنبال دیکتاتوری سلطنتی به راه افتاده اند و با بحث و مناظره و اشاره به تاریخ اخیر ایران و جنایات دیکتاتوری پهلوی  میتوان اینان را آرام آرام به جاده روشن  دموکراسی هدایت کرد ولی تجربه این چند روز اخیر به من ثابت کرد مثل اینکه دوستان  بر حق بودند. دیدن وحشت سلطنت طلبان بالاترین   و حمله سراسری و همه جانبه آنها به من که حتی باعث شد موضوع داغ من در فراخوان به تظاهرات پنجم دی ماه را حذف کنند و همه نظرات مرا با شناسه های یدکی سانسور کنند تردیدی برایم نگذاشت با چه گروهی طرفم . پس از ده سال کل کل و درگیری با این تنها عاشقان دیکتاتوری در بالاترین دیگر به جرئت میتوانم بگویم که سایبریها سلطنت طلبند و سلطنت طلبان سایبری هستند. اینها شناسه هایی را به میدان آوردند که سالها بود فعال نبود و کسانی را بسیج کردند که چند ماه است با نازو ادای  فراوان از بالاترین قهر کرده اند و رفته اند و سوگند خورده اند دیگر برنگردند ولی  همه در این دوروز زیر لینکها و نظرات من دوباره حضور به هم رساندند.  فعالیتی که در این دوروز از خود نشان دادند نمیتواند از چند کاربر معمولی صادر شود که کار و زندگی و مشغولیات دیگر دارند ، فقط کسی که شغلش این است میتواند اینگونه هماهنگ به یک کاربر حمله ور شود.

به این سلطنت طلبان سایبری میگویم حق دارید بترسید. این هجوم همه جانبه شما به من ثابت کرد که این تو بمیری دیگر از آن تو بمیریها نیست و واقعا ترسیده اید. از خشم مردم و از انقلاب مردم ترسیده اید .

بترسید و از این ترس بمیرید که سزایتان است . ملت ایران سرانجام به سراغتان خواهد آمد . روز سقوط و عذابتان نزدیک است . این حقوق و ساندیسی  که از خون ملت ایران به دست می آورید به زودی قطع خواهد شد ووای بر شما وقتی ملت به سراغتان بیاید.

چرا تحریم انتخابات در رژیمهای دیکتاتوری نتیجه نمیدهد و برعکس ، شرکت در انتخابات گاه منجر به نهضتهای عظیم ضد دیکتاتوری میشود

دسامبر 14, 2019

این مطلب حاصل بحثی سریع و چند دقیقه ای با یکی از منتقدان شرکت در انتخابات در بالاترین است. فکر کردم با سایر خوانندگان این وبلاگ به اشتراک بگذارم چون بر مبنای تجارب تاریخی نتیجه گیریهایی درمورد شرکت در انتخابات کرده ام :

به یک سوال من جواب دهید . نهضت عظیم سبز مگر بعد از شرکت مردم در انتخابات ایجاد نشد؟ جنبش سبز جمهوری اسلامی را تا پای سقوط برد و وسیعترین جنبش مردمی در چهل سال اخیر بود. اگر مردم در آن انتخابات شرکت نکرده بودند آیا امکان داشت حرکت عظیمی مثل جنبش سبز به وجود بیاید؟

امیدوارم بدون فحش و بدوبیراه و تهمت و افترا جوابگو باشید که چه چیز اکنون با آن زمان فرق کرده است و آیا امکان ندارد دوباره از درون یک انتخابات رژیم یک جنبش سبز دیگر بیرون بیاید که اینبار بتواند رژیم را سرنگون سازد؟ چرا مردم خود را از یک امکان سرنگونی محروم سازیم ؟ من خود یک اپوزیسیون دموکرات و مخالف استبداد و دیکتاتوری هستم و معتقدم از همه امکانات ، نه فقط بخشی از آنها ، باید برای براندازی استفاده کرد و یکی از این امکانات همین انتخابات رژیم است که جنبشی به عظمت جنبش سبز را رقم زد.

———————————–

ممنون که جواب دادید و فحش ندادید و تهمت نزدید.

من تکرار میکنم من استمرار طلب نیستم . من یک دموکرات ، آزادیخواه و مبشر و مبارز دموکراسی هستم . من معتقدم از همه اهرمهای ممکن برای سرنگونی رژیم باید استفاده کرد و انتخابات نیز در بعضی زمانها میتواند یکی از این اهرمها شود.

اگر به علم معتقد باشیم علم میگوید باید از تجربه آموخت و درس گرفت . تجربه چهل سال اخیر به ما میگوید بزرگترین نهضتهای ضد رژیم پس از انتخاباتها رخ داده است . هم در زمان سید محمد خاتمی و شورش دانشجویی و باز شدن فضای سیاسی و هم در جنبش سبز . هربار ، شرکت گسترده مردم در انتخابات ، رژیم را کیش و مات کرد و نهضتهای بزرگ را رقم زد.

این یک درس تاریخ است ، آیا نباید از این درس بیاموزیم که گاه شرکت در انتخابات میتواند منجر به سرنگونی رژیم شود؟ آیا مردم هنگ کنگ نباید در انتخابات اخیر شرکت میکردند تا بیش از نود درصد به طرفداران دموکراسی رای دهند و دماغ دیکتاتوری چین را به خاک بمالند؟ اگر امثال شما در نهضت هنگ کنگ بودند من مطمئنم به مردم میگفتید در انتخابات شرکت نکنید و نتیجه این میشد که طرفداران دموکراسی به قدرت نمیرسیدند.

به نظر من اصولا یک رژیم دیکتاتوری از خدا میخواهد مردم در انتخابات شرکت نکنند تا بتواند با خیال راحت منتخبان خود را در راس قدرت نگاه دارد. در زمان شاه اصولا انتخاباتی درکار نبود و همه مجلسیان و مسئولان به انتخاب مستقیم شاه برگزیده میشدند و در پستهای خود قرار میگرفتند و به این طریق یک دیکتاتوری خشن استمرار می یافت . رژیم جمهوری اسلامی هرگز نتوانست یک دیکتاتوری هرمی به وجود آورد که همه قدرت از یک فرد منشا میگرفت و به همین سبب و به دلیل برخوردهای درونی رژیم هنوز مجبور است انتخابات برگزار کند و هر انتخاباتی در این رژیم میتواند تبدیل به میدان زور آزمایی میان مردم و رژیم شود همانطور که در زمان خاتمی و سپس در جنبش سبز شاهد بودیم .

استراتژی ما سرنگونی دیکتاتوری است . تاکتیک ما بر حسب زمان و موقعیت فرق میکند و میتواند گاهی شرکت در انتخابات در راستای استراتژی باشد. رژیم هم از این میترسد وگرنه همانطور که گفتم از خدایش است که ملت در سیاست و در انتخابات شرکت نکنند.البته همه چیز در راستای استراتژی است . گاهی هم در راستای همان استراتژی میتوان انتخابات را تحریم کرد ولی این حکم خدانیست که همه انتخابات درهمه دیکتاتوریها باید از قبل تحریم شده باشد. آخرین نمونه اش ، به جز از جنبش سبز، انتخابات هنگ کنگ و شرکت گسترده مردم در آن بر علیه دیکتاتوری چین است که نتیجه هم داد.

درجای دیگر در جواب به کاربری که گفته است کاندیداها از فیلتر رد میشوند و در نتیجه رای دادن به فیلتر شدگان نتیجه ای ندارد  گفته ام مگر در سال 88 همین دستچینها نبود؟ عینا مثل حالا . ولی ما توانستیم از شکاف موجود در حاکمیت استفاده کنیم و رژیم را به سمت سقوط هول دهیم .

استدلال من اینست که تاکتیک استفاده از انتخابات برای استراتژی مبارزه با دیکتاتوری قدمتی به اندازه دموکراسی و دیکتاتوری داردو در همین چهل سال اخیر هم چند بار شاهد بوده ایم با استفاده از همین انتخابات رژیم چه لطمه ای خورده است .

در انتها اضافه میکنم که یک مبارز هرگز نباید بر مبنای احساسات تند و آنی و ایدئولوژیک خود را از امکاناتی که برای مبارزه با دیکتاتوری به وجود می آید محروم کند.

یک مبارز سیاسی و یک انقلابی باید پراگماتیک باشد و بر مبنای داده های علمی درمورد اقدامات سیاسی تصمیم بگیرد.نه برمبنای احساسات خام و کودکانه . پراگماتیسم حکم میکند که گاهی اگر این داده ها حکم داد که بر مبنای تجربه تاریخی شرکت در انتخابات یک دولت دیکتاتور میتواند منجر به سرنگونی آن حکومت شود یا لا اقل از شدت استبداد آن دولت بکاهد باید با وجود همه احساسات انقلابی و تندی که تشویق به تحریم انتخابات میکند رای داد تا بتوان به تضعیف حکومت یا حتی سقوط آن کمک کرد. آخرین نمونه اش را میتوان در هنگ کنگ دید که پس از شش ماه تظاهرات و سرکوب شدید و در حالی که مردم به شدت از دولت خشمگین بودند معهذا گروههای مخالف تسلیم احساسات آنی خود نشدند و به مردم گفتند که در انتخابات شرکت کنند و دیدیم که چه پیروزی عظیمی به دست آورند. حال مجسم کنید مثل بعضی از جوجه انقلابیون احساساتی و جوان خودمان میگفتند چون شش ماه است دولت ما را سرکوب کرده و ما خشمگین هستیم پس انتخابات را تحریم میکنیم تا انتقام بکشیم . کدام روش بهتر بود و کدام بهتر نتیجه میداد؟

 

رژیم آماده برخوردو سرکوب بود

دسامبر 6, 2019

کشتار حیرت آور و سرکوب مطلق درمقابل تظاهرات مردم بر علیه گران کردن قیمت بنزین نشانگر یک چیز است . رژیم درسش را خوب یاد گرفته و احتمالا از مورد سوریه هم کاملا تجربه آموخته اند. شاید بعدها معلوم شود که پاسداران و کارمندان امنیتی رژیم که در سوریه خدمت کرده اند در برخورد خشن رژیم واقعا دست داشته اند و در روش برخورد موثر بوده اند.

به هرحال کاملا معلوم است که رژیم از قبل مقدمات برخورد با خیزش را ریخته بود و آماده بود. دستور تیرباران صادر شده بود و به نیروهای نظامی و انتظامی آزادی کامل داده بودند که با خشونت تمام بکشند و سرکوب کنند. چنین برخوردی با تظاهراتی که برای  اعتراض به بالارفتن قیمتهاست و حتی یک تظاهرات سیاسی و هدفمندنیز نیست واقعا حیرت آور است به خصوص آن هم در اولین روز شروع تظاهرات . یعنی دولت حتی چند روز یا چند هفته هم فرصت نداد تا مردم تظاهرات آرام کنند و سپس عکس العمل خشنتری نشان دهد. همه جای جهان اولین برخوردها با تظاهرات ، آنهم تضاهرات اقتصادی در اعتراض به بالارفتن قیمتها ملایمتر و کنترل شده تر است و اگر تظاهرات گسترش یابد آنگاه شاید خشنتر شوند ولی جمهوری اسلامی از همان روز اول طوری برخورد کرد که انگار قیام مسلحانه رخ داده است و این یک جنگ مسلحانه شهری است.

رژیم شمشیر را از رو بسته و تصمیم گرفته بود اجازه گسترش مقاومت را ندهد. حتما درسهای تظاهرات دی ماه  سال 1396 هم در این تصمیم رژیم موثر بوده است .

به هرحال این روشی نیست که اکثر دولتهای دنیا با تظاهرات اقتصادی برخورد میکنند. رژیم نشان داده است که روش بشار اسد را در پیش گرفته و سعی خواهد کرد هر تظاهراتی را در نطفه خفه کند و به مردم اجازه گسترش حرکت را ندهد. اپوزیسیون ایران باید این چهره جدید و مطلق گرای کامل رژیم را مد نظر قرار دهد و برنامه های اعتراضی آینده را با در نظر گرفتن تجربیات آبان 1398 آماده کند.

«آزادی»

عمر دیکتاتوری اسلامی به تدریج به عمر دیکتاتوری پهلوی در ایران نزدیک میشود

دسامبر 3, 2019

دیکتاتوری خونین پهلوی در ایران از زمان کودتای انگلیسی رضا خان قزاق بر علیه دموکراسی مشروطه تا فرار پسرش از مقابل موج عظیم انقلاب توده های مردم 57 سال طول کشید.

متاسفانه کم کم و به تدریج عمر دیکتاتوری اسلامی دارد باعمر دیکتاتوری پهلوی رقابت میکند. اگر دیکتاتوری پهلوی امید به دموکراسی در ایران را از بین برد و مارا سرانجام به مهلکه دیکتاتوری اسلامی در انداخت ، دیکتاتوری اسلامی چه بلایی بر سرما آورده است ؟ آیا پس از سقوط این دومین دیکتاتوری تاریخ صد ساله اخیر ما اصولا چیزی از میهنمان ایران باقی خواهد ماند ؟

گاه انسان دچار یاس میشود که در حالی که ملتهای دیگر در قرن بیستم مشغول سازندگی بودند و به پیش میرفتند ما صد سال است گرفتار دیکتاتوری بوده ایم . این دیکتاتوریها چه بلایی بر سر ما ایرانیان آوردند؟ آیا پس از سقوط دیکتاتوری اسلامی میتوانیم سرانجام کمر راست کنیم یا باز گرفتار دیکتاتوری دیگری خواهیم شد؟

یک نفر جرئت نکرد از شاه بپرسد چرا رآکتور اتمی خود را درست کنار تهران ساخته ای

دسامبر 1, 2019

اخیرا داشتم مقاله ای درمورد تاریخ فعالیتهای اتمی در ایران میخواندم . شاه ایران هم مثل این رهبران فعلی جاه طلبی اتمی داشت و فکر میکرد روزی روزگاری باید بمب اتمی به دست آورد و این جاه طلبی او باعث نگرانی روسای جمهور آمریکا و کشورهای همسایه نیز بود.

یکی از اولین گامهای شاه به سوی بمب اتم تاسیس اولین رآکتور اتمی در تهران بود. همانطور که سران دولت فعلی رآکتور پشت رآکتور میسازند او هم با رآکتور امیرآباد شروع کرد و بعد به بوشهر رسید که دیگر انقلاب مجالش نداد.

ولی سوالی که برایم پیش آمده این است . همه میدانیم که انرژی اتمی و تشعشات اتمی خطرناک و مرگبار است . آلودگی اتمی شوخی نیست . به همین سبب هم معمولا رآکتورهای اتمی را در مناطق دور افتاده و خالی از جمعیت میسازند. ولی آن دیکتاتور خود شیفته رآکتور اتمی امیرآباد را درست بیخ گوش تهران ساخت . فکر کنید اگر به هر دلیل این رآکتور خراب میشد چه فاجعه بشری به بار می آمد همانطور که درموارد مشابه دیگر دیده ایم .

واقعا آیا هیچیک از اطرافیان این شاه قدر قدرت جرئت نداشتند به او عرض کنند که قربان رآکتور اتمی را نباید بیخ گوش چند ملیون جمعیت درست کرد و درست نیست.؟

وا

 

پیروزی دموکراسی در هنگ کنگ

نوامبر 26, 2019

پس ازماهها مبارزه برای دموکراسی سرانجام مردم هنگ کنگ توانستند در یک انتخابات نسبتا آزاد تمایل خود را نسبت به دموکراسی نشان دهند.در هنگ کنگ، احزاب دموکراسی خواه در انتخابات محلی به یک پیروزی چشمگیر و بی سابقه دست یافته‌اند. از ۱۸ شورای محلی، همه به جز یکی، به کاندیداهای مخالف دولت رسیده است.

آرزوی مردم جهان برای دموکراسی و آزادی برقرار و باقی است و دیکتاتوریها نمیتوانند بر این خواسته پیروز شوند.

 

جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده است و به پرتگاه سقوط نزدیک میشود

نوامبر 25, 2019

با توجه به حوادث اخیر که تدوام بیشتری یافته و  هر سال تکرار میشود من دیگر تقریبا شکی ندارم که آفتاب عمر این حکومت بر لب بام است و بسیار به پرتگاه سقوط نزدیک شده است .

این را از تجربه شخصی خود درمورد حکومت شاه و همچنین تجربه تاریخی ملت ایران در مورد دیکتاتوری توتالیتر شاه میگویم . در آن سالهای آخر دیکتاتوری شاه به جایی رسیده بود که دیگر امکان تغییر مسیر برایش وجود نداشت . آنقدر ملت را اذیت کرده بود که هرگونه بازکردن فضای سیاسی منجر به انفجار میشد نه آشتی ، همانگونه که دیدیم شد.

شاه دیگر نمیتوانست مسیر خود را تغییر دهد. وقتی مجبور شد تحت فشاردولت کارتر کمی مسیر را تغییر دهد و ادای دموکراسی در آورد شد آنچه شد . ملت ایران به مرحله ای رسیده بود که دیگر حاضر به آشتی کردن با شاه نبود و به محض اینکه فضای سیاسی را کمی باز کرد جامعه از شدت خشم و نفرت سی ساله منفجر شد .

اکنون نیز جمهوری اسلامی مانند شاه به آخر خط رسیده است . اولا  که این دولت هم مانند دولت شاه  قادر نیست مسیر خود را تغییر دهد. اما اگر به دلیل شرایط داخلی یا خارجی هم بخواهد کمی تغییر مسیر دهد و دست به آشتی ملی بزند و کمی آزادی بدهد دادن آزادی همان و انفجار خشم ملت همان .

ممکن است راه دیگری پیش پای سران این حکومت باشد و آن یک کودتای نظامی/سپاهی به رهبری قلدری مانند رضا خان قزاق است که تسلط حکومت را حفظ کند اما ظاهر دیکتاتوری را تغییر دهد و غربی کند. این شعارهای رضا شاه هم ممکن است توسط بعضی از آرزومندان آن کودتا ترویج میشود تا ببینند بازار و خریداری دارد یا نه .

نمیدانم آیا کودتایی آن چنان موفق خواهد شد از انفجار خشم ملت جلوگیری کند یا نه اما یک چیز را میدانم که ادامه سیاست فعلی رژیم سرانجام منجر به انقلاب خواهد شد.

ملت ایران به جز از دیکتاتوری اسلامی و دیکتاتوری توتالیتر پهلوی راه سومی هم دارد : راه دموکراسی

نوامبر 21, 2019

اینروزها اگر کسی اینترنت ایرانی را نگاه کند فکر میکند ملت ایران فقط دو راه پیش پا دارد . یا ادامه دیکتاتوری اسلامی یا بازگشت به دیکتاتوری تک حزبی رستاخیز تحت حکومت ساواک و شکنجه های مخوف آن .

آنها که در اینترنت ایرانی و به خصوص با حمایت عربستان سعودی و  سایر دولتهای مرتجع منطقه سعی دارند به ملت ایران بقبولانند که فقط دو راه حل پیش پایش است سخت در اشتباه هستند .

ملت ایران میداند که راه سومی هم پیش پادارد که راه روشن دموکراسی از طریق برقراری یک جمهوری دموکراتیک است.