صدای انقلابتان را شنیدم

من در عجبم  گوش دیکتاتورها چرا کر میشود  ؟ چرا از شنیدن غرش انقلاب توده ها عاجزند ؟ قذافی آنقدر این صدا را نشنید تا سرانجام با چوبی در اندرون متوجه شد کار از کار گذشته است . بشار نیز هنوز غرش رعدآسای انقلاب مردم قهرمان سوریه را نشنیده است و او نیز لاجرم با چوبی دیگر متوجه خواهد شدکه  کار از کار گذشته .

شاه نیز بسیار دیر صدای انقلاب و غرش کرکننده توده ها در خیابانها را شنید . وقتی شاه در تلوزیون آن جمله معروف را برزبان آورد مدتها بود که  کار از کار گذشته بود .  آن روزها لطیفه ای  دهان به دهان میگشت . میگفتند  شاه مثل یک شاگرد تنبل است که  تمام سال درس نخوانده و حالا یک روز مانده به امتحان ناگهان به خود آمده و متوجه شده که فردا امتحان دارد و شتابان مشغول درس خواندن شده شاید نمره قبولی بیاورد که صد البته دیگر امکان نداشت .

به نظر من همه دیکتاتورها شاگرد تنبلند . تا لحظه آخر متوجه نیستند که روز حساب فرا رسیده و زمانی به خود می آیند که دیر شده و کار از کار گذشته و دیگر نمیتوان در امتحان توده ها قبول شد .

برچسب‌ها: , , , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: