Archive for نوامبر 2012

نسرین را یادمان نرود

نوامبر 30, 2012

نسرین ستوده وارد چهل و دومین روز اعتصاب غذای خود شد . رژیم جنایتکار اسلامی شاهد و ناظر این اعتصاب است و در خفا میخواهد که اعتصاب غذای نسرین منجر به فوت این مبارز حقوق آزادی شود . رضا خندان همسر نسرین نسبت به وضعیت سلامت نسرین اعلام خطر کرده است و در صفحه فیسبوک خود نوشته است که وضعیت نسرین بحرانی است . فشار خون نسرین به شدت پایین افتاده و از دیروز به بهداری زندان منتقل شده است و قرار شده هرروز به بهداری برود . رضا خندان میگوید : «نسرین خواسته غیرقانونی ندارد.او میگوید: چرا بچه ی 12 ساله ی ما را به خاطر مادر مجازات می کنید!!؟»

Advertisements

طلیعه پیروزی دموکراسی و شکست دیکتاتوری در ایران و مصر

نوامبر 29, 2012

جنبش سبز یادتان هست ؟ مردم در خیابانها بودند و تظاهرات ملیونی میکردند ، اما رهبران جنبش چشمشان به وزارت کشور جمهوری اسلامی و دادگاههای آن بود که مجوز تظاهرات دهند و چون البته هیچوقت مجوز داده نمیشد هربار از مردم میخواستند به خانه ها برگردند چون «مجوز صادر نشده » . خودمان را کشتیم که آخر دوستان مگر میشود از وزارت کشور و قضات دادگاههای جمهوری اسلامی که خود برکشیده و تعیین شده توسط این دیکتاتوری آزادی کش هستند مجوز تظاهرات بر علیه آن گرفت ؟ نشد که نشد .

حال ماجرای مصر و سیستم قضایی آن و بی خبری ایرانیان از ماهیت واقعی این سیستم است . سیستم قضایی مصر تا مغز استخوان فاسد است . تمام قضات مصر به خصوص قضات عالیرتبه برکشیده سیستم کودتایی سادات /مبارک هستند و حتی یک نفر طرفدار انقلاب و دموکراسی بین آنها پیدا نمیشود . دستشان در دست ارتشی است که سالم باقی مانده و در جریان انقلاب مصر کوچکترین لطمه ای ندیده است  . ارتشی که به شدت از احتمال کوتاه شدن دستش از کنتراتها و دزدیها نگران است . ارتش مصر مانند سپاه پاسداران ایران و ارتش چین ، در سالهای دیکتاتوری سادات / مبارک به قول معروف در هر کنتراتی انگشتی داشت و رانت خوار درجه یک کشور بود . این ارتش و این سیستم قضایی با چنگ و دندان برای برگرداندن عقربه ساعت به زمان مبارک و ادامه دزدیها و رانت خواریهایشان خواهند کوشید .

قضات دست نشانده ارتش تا کنون خوب به اربابان خود خدمت کرده اند . امسال پارلمان مصر را که تحت نظارت بین المللی و در یک انتخابات آزاد برگزیده شده بود منحل کردند . سپس یک مجلس موسسان را که قبلا انتخاب شده بود منحل کردند . سپس مانع شرکت محبوبترین و شناخته شده ترین  کاندیدای اخوان در انتخابات ریاست جمهوری شدند و اخوان در آخرین روزها مجبور شد مرسی را که به هیچوجه نه محبوبیت کاندید اصلیش را داشت و نه شناخته شده بود  وارد انتخابات کند ولی معهذا مردم به مرسی رای دادند و او در یک انتخابات آزاد مورد تایید سازمان ملل و عفو بین الملل و سایر سازمانهای حامی حقوق بشر به ریاست جمهوری رسید .

اکنون دادگاه قانون اساسی مصر ، که همه قضات آن مستقیما توسط مبارک دستچین و انتخاب شده اند و هیچیک عوض نشده اند ، سعی دارد روز یکشنبه مجلس موسسان جدید مصر را نیز منحل کند . این یک دهن کجی بزرگ به دموکراسی و به مردم قهرمان مصر است .

مبارزه  ای که در مصر جریان دارد بین سکولاریسم و اسلام نیست . بین دموکراسی و دیکتاتوری است . بین ارتش مبارکی و مردم مصر است .متاسفانه در این میان بخشی از گروههای سکولار مصر که مشی سیاسی خود را دارند و نیتشان نیز پاک است در این نبرد سرنوشت ساز جانب ارتش و قضات را گرفته اند . اقدام و عمل سیاسی کار بسیار ظریفی است .« دشمنِ دشمن من لزوما همیشه دوست من نیست ». این گروهها احتمالا میدانند که سازماندهی تظاهرات و پشتیبانی مالی آن با کیست ولی به دلیل آن که فعلا این پشتیبانی به ظاهر در جهت اهداف آنان است اهمیتی به این مسئله نمیدهند . دشمنی این گروهها با اخوان المسلمین به کلی با دشمنی ارتش و کادر عالیرتبه دولت مبارک با اخوان المسلمین فرق دارد و از قماش دیگری است . این گروهها نباید اجازه دهند طرفداران دیکتاتوری از تظاهرات آنان در جهت سرنگونی دموکراسی در مصر حمایت کنند . اولین قربانیان کودتای خزنده مبارکیان ، پس از پیروزی آنان ، همین گروههای سکولار و دموکراسی خواه خواهند بود زیرا ارتش مصر ظرف شصت سال اخیر نشان داده است که دموکراسی را بر نمیتابد.

به هرحال : نتیجه این مبارزه مرگ و زندگی بین دیکتاتوری و دموکراسی  روز یکشنبه معلوم خواهد شد . اگر ارتش موفق شود مجلس موسسان را منحل کند احتمالا باید فاتحه دموکراسی در مصر را خواند .

آنچه غم انگیز است حمایت بعضی از کاربران بی اطلاع ایرانی از تظاهرات میدان تحریر است . اینان بدون دانستن هیچیک از این حقایق ، فکر میکنند مبارزه بین سکولاریسم و اسلام است . آنها نقش  ارتشیان و نیروهای ضد دموکرات و تفاله های سادات/مبارک را در این شورش نمیبینند و یا متاسفانه خود را به ندیدن زده اند . مردم مصر سی سال تجربه غم انگیز دولت اسلامی در ایران را دیده اند و محال است اجازه دهند یک دیکتاتوری اسلامی در مصر برقرار شود و ضمنا اخوان نیز با آخوندهای شیعه فرق دارد و دنیا نیز فرق کرده است اما دوستان ما هنوز در سی سال پیش درجا میزنند و فکر میکنند تاریخ  تکرار میشود . این دوستان مانند مارگزیدگانی هستند که از ریسمان سیاه و سفید میترسد واین فوبیا را به حد افراط رسانده اند به صورتی که درهر اقدام انقلابی در جهان  ظهور دیکتاتوری اسلامی را میبینند و شوربختانه این باعث میشود که گاه خود را در کنار دشمنان آدمکش دموکراسی بیابند  . خیر دوستان ، تاریخ هرگز تکرار نمیشود و «دشمن دشمن من لزوما دوست من نیست »  و ماجرا به کلی با آنچه شما میپندارید فرق دارد.

این دوستان ما ، با حمایت از تظاهرات برای سرنگونی مرسی و دولت قانونی مصر  در واقع از بازگشت دیکتاتوری به مصر پشتیبانی میکنند . اینها احتمالا اگر روز یکشنبه ارتش دوباره موفق به بستن مجلس موسسان دوم مصر شود برایش دست خواهند زد و هورا خواهند کشید بدون اینکه بدانند چه ضربه سهمگینی به دموکراسی نوپای مصر خورده است . نفرت از جمهوری اسلامی نباید چشم مارا به حقیقت آن چه در مصر میگذرد ببندد . اگر ما خواهان دموکراسی هستیم ، باید از دموکراسی در کشورهای دیگر نیز حمایت کنیم نه آنکه برای دموکراسی کشان و تفاله های ساداتی/مبارکی دست بزنیم . به خصوص باید توجه داشته باشیم که حفاظت از دموکراسی نوپای مصر وظیفه هر ایرانی نیز هست ، زیرا اگر مصر که وزنه اصلی اعراب خاورمیانه است به دموکراسی دست یابد مبارزه ما ایرانیان در راه دموکراسی نیز شدیدا تسهیل خواهد شد .

در رفراندوم رای منفی دهند

نوامبر 29, 2012

به نقل از رادیو فردا

«مجلس تدوین قانون اساسی مصر روز پنج شنبه تصویب کرد که موازین شرع اسلام منبع «اصلی» قانونگذاری است. همچنین اسلام، دین رسمی، و زبان عربی، زبان رسمی کشور خواهد بود.
این مواد در قانون اساسی سابق نیز به همین شکل وجود داشت.
پیش نویس قانون اساسی مصر پس از تصویب باید به همه پرسی گذاشته شود.»

آنان که ادعا دارند قانون اساسی مصر ممکن است اسلامی باشد یک راه ساده برای ابراز مخالفت خود دارند . مصر اکنون یک کشور دموکرات است و بدون رای مردم هیچ چیز تایید و تصویب نمیشود . به جای سعی در سرنگونی اولین رییس جمهوری منتخب مردم در تاریخ مصر ، در رفراندومی که در راه است به این قانون اساسی رای منفی دهند تا لغو شود . دموکراسی را باید یاد گرفت . دموکراسی جر زدن نیست . دموکراسی این نیست که نتیجه انتخابات را تنها وقتی بپذیریم که مطابق میل ما باشد و اگر مطابق میلمان نبود جر بزنیم و خواهان سرنگونی سیستم شویم . اینها همانها هستند که مجلس مصر را که با رای آزاد مردم انتخاب شده بود منحل کردند و حال میخواهند همان بلا را سر رییس جمهور منتخب مردم و قانون اساسی دموکراسی نوپای مصر بیاورند . اگر این تفاله های ساداتی /مبارکی بتوانند قدم به قدم دستاوردهای دموکراتیک مردم مصر را از راههای غیر دموکراتیک لغو کنند به زودی اثری از دموکراسی در مصر باقی نخواهد ماند .

سخت برای دموکراسی مصر نگرانم

نوامبر 28, 2012

اگر قوه قضاییه مصر که از تفاله های زمان مبارک تشکیل شده ، با پشتیبانی ارتشیان که به شدت از کوتاه شدن دستشان از دزدیهای کلان نگرانند ، مرسی را سرنگون سازد باید فاتحه دموکراسی و انقلاب مصر را خواند . این میان طبقه متوسط سکولار شوربختانه فقط ابزاری در دست این قدرتمندان شده است برای ضربه  زدن  به دموکراسی نوپای مصر . اولین کاری که این ارتشیان پس از سرنگونی مرسی و تصرف قدرت بکنند سرکوب همین طبقه متوسط است .

فاشیسم ایرانی

نوامبر 28, 2012

گاهی اوقات هزار نکته باریکتر از مو در یک عکس نهفته است . این نیز یکی از آنهاست : یکی از رهبران حزب نازی؟ یا فاشیست ایتالیا؟ یا یکی دیگر از احزاب فاشیست معاصر آن احزاب در اروپا .  در بازدید از ایران ،  در مراسم سان و رژه  نظامی همراه پیراهن سیاهان حزب در حال دادن سلام حزبی . آیا میدانید این فرد کدامیک از رهبران حزب بود ؟

لباسها شبیه پیراهن سیاهان فاشیست و یا اس اس هیتلری است . پرچم حزب برایم جالب است چون شبیه پرچم حزب نازی است و به طور مسلم از روی آن پرچم کپی شده ولی با آن فرق دارد . سلام حزبی خیلی شبیه سلام حزبی فاشیستهای ایتالیا و آلمان است فقط خواسته تفاوت کوچکی بگذارد و دست روی سینه است .

===========

* بازدید محسن پزشکپور رهبر حزب پان ایرانیست از خرمشهر همراه با پیراهن سیاهان آن حزب  . حزب پان ایرانیست با تقلید از اصول و نمادهای احزاب فاشیست اروپا پایه گذاری شد ه بود که نمونه ای از آن را درفوق میبینید . بعدها پس از شکست فاشیسم در اروپا و آشکار شدن جنایات نژادی هیتلر حزب مجبور شد اندکی از حمایت آشکارش از ایدئولوژی فاشیسم و برتری نژادی آریا بکاهد ولی به همان منوال به کارش ادامه داد و متاسفانه در دوره آزادی پس از حمله متفقین تا کودتای آمریکایی 28 مرداد ابزاری در دست شاه و طرفدارانش برای سرکوب مخالفان بود . البته شاه پس از کودتا پاداش آنان را داد و بر خلاف همه احزاب دیگر به آنان اجازه فعالیت داد و حتی در مجلس نماینده داشتند تا اینکه جنون خودبزرگ بینی  شاه منجر به تاسیس حزب رستاخیز و طبعا انحلال این حزب شد .

رضا شاه ، جاسوسان آلمانی و نژاد آریایی

نوامبر 27, 2012

کتابی در مورد مصدق رو دارم میخونم . میگه قبل از حمله متفقین به ایران نصف تجارت خارجی ایران با آلمان بوده و هزاران مهندس و متخصص و مشاور و جاسوس آلمانی در ایران مشغول به کار بودند . رضا شاه فکر میکرد هیتلر برنده جنگ دوم میشه و سخت خودش رو به هیتلر چسبونده بود . این اداهای نژاد آریایی هم از اون زمان برای ما ایرانیان به یادگار مونده .

تصفیه حساب

نوامبر 27, 2012

به نظر می آید تصفیه حسابهای رهبران جمهوری اسلامی با یکدیگر به اندازه دوران استالین و رهبران حزب بلشویک خونین نیست . رفسنجانی هنوز سرش بالای دار نرفته . سایر رهبران جنبش سبز نیز در زندانند و اعدام نشده اند . اگر زمان استالین بود مدتها بود همه با گلوله ای در سر دارفانی را وداع گفته بودند .

گلوله معمولا در راهروهای زیرزمینی لوبیانکا توسط یک سرباز از پشت در گردن شلیک میشد .

مراسم تعزیه و صنعت توریسم

نوامبر 26, 2012

رادیو صدای آمریکا 26 نوامبر : » سازمان یونسکو اخیرا تعزیه را به عنوان بخشی از میراث معنوی و شفاهی جهان ثبت کرد .»  پس از سقوط جمهوری اسلامی ، اگر دولت آینده شعور داشته باشد ، همین تعزیه میتواند منبع عظیم درآمد توریستی باشد . درست مثل کارناوال برزیل و سایر مراسم سنتی در کشورهای دیگرجهان .

انقلاب مصر ، کودتای 28 مرداد و سرکوب ضد انقلاب

نوامبر 26, 2012

دکتر محمد مصدق ، قهرمان ملی ما ایرانیان و از سیاستمداران محبوب جهان سوم در قرن بیستم ، دکترای حقوق داشت . او به همین دلیل ، بیش از حد پروای قانون و رعایت اصول قانونی را داشت و این امر یکی از دلایل اصلی شکست او در مقابله با ضد انقلاب پهلوی بود. او د ر طی سه سال پس از ملی کردن نفت در نبردی بی امان با استعمار پیر انگلیس و ایادی داخلی آن ، دربار پهلوی ، ملایان و حقوق بگیران شاه از اراذل بی مخ تا ارتش درگیر بود . بزرگترین اشتباه مصدق آن بود که در این نبرد هرگز از خط قانون خارج نشد و میپنداشت که طرف مقابل نیز مانند او به قانون احترام خواهد گذاشت . حال آن که طرف مقابل برای حفظ منافع ارثی و فامیلی و سنتی خود حاضر بود از هر وسیله ای و هر روشی استفاده کند . دربار پهلوی که دست نشانده انگلیسها بود در این مبارزه ، با بهره گیری از ملایان و ارتش و ساختار دولت که کاملا وابسته به دربار بود و مصدق هرگز در آن دست نبرده بود ، سرانجام در کودتای آمریکایی 28 مرداد به پیروزی رسید . شکست مصدق بهترین نمونه است بر آن که اگر یک تحول اساسی در ساختارهای سنتی حکومت ، که ما آن را انقلاب مینامیم ، بخواهد برقرار بماند باید این ساختارها ی فاسد را در هم شکسته و آنها را از نو با ساختارهای دموکراتیک جایگزین سازد . دکتر مصدق برای پیروزی جنبش باید در مرحله ای از سیر صعودی آن این نیروها را با قدرت در هم میشکست و برکنار میکرد و به جای آنان طرفداران و فرزندان راستین این مرزو بوم را جایگزین میساخت. بهترین موقع برای این تغیر و خانه تکانی اساسی زمانی بود که  نیروهای ضد انقلاب هنوز از ضربه و گیجی اولیه پس از شکست به در نیا مده و برگرد سلطنت پهلوی جمع نشده بودند تا حمله ای جدید را آغاز کنند. در این لحظات تاریخی پیروی از قانون فقط ضد انقلاب را قدرتمند میسازد . زیرا تمام ساختارهای حکومت که در دهه های قبل توسط  ضد انقلاب پهلوی شکل داده شده بود و همه پر بود از نوکران گوش به فرمان پهلوی و انگلیس ، از ارتش تا دستگاه قضایی و اداری به کل پیرو و تابع ضد انقلاب پهلوی بودند ، در دزدیهای آن منافع آشکار داشتند و آشکار و پنهان به آن کمک میرساندند ، همان امر که اکنون در مصر نیز شاهدیم .

انقلاب مصر وارد یکی از آن بزنگاههای تاریخی شده که هر انقلابی مدتی پس از پیروزی انقلاب میشود و این مرحله را کمابیش در همه انقلابهای موفق میتوان مشاهده کرد. نیروهای ضد انقلابی که در ضربه اول پس از پیروزی انقلاب گیج و منگ و پراکنده شده اند فرصت کافی یافته اند که دوباره گرد هم جمع شوند و یک ضد حمله وسیع و نبرد مرگ و زندگی را آغاز کنند . نیروهای ضد انقلاب در مصر بر گرد ارتش مصر حلقه زده اند. آمریکا توانست ارتش مصر را در انقلاب مصر دست نخورده نگاه داشته و نجات دهد حال آن که در ایران همین تلاش توسط هایزر شکست خورد چون ارتش ابلهانه دست به کودتا در روز 20 بهمن زد و همین باعث از هم پاشیدن ارتش در نبردهای خیابانی در روز 22 بهمن توسط مردم شد.

ارتش در این نوع دیکتاتوریهای وابسته ستون فقرات قدرت دیکتاتوری است و از هم پاشیدن آن دیکتاتوری را از یکی از مهمترین ابزار حمله اش محروم میسازد . ارتش مصر که مانند سپاه پاسداران در همه کنتراتهای دولتی و غیر دولتی دست داشت و بخش عمده ای از تولید و در آمد مصر را به صورت رانت بالا میکشید اکنون حس میکند که در حال از دست دادن موقعیت ویژه و ممتازی است که دهه ها بود به آن عادت کرده بود . اگر دموکراسی واقعی در مصر برقرار شود ارتشیان باید به پادگانها باز گردند و دستشان از دزدیهای ملیونی و ملیاردی کوتاه میشود و این ارتشیان را خوش نمی آید . به همین سبب در اتحادی نامقدس با سرمایه داران عصر مبارک و  مجموعه ساختار اداری مصر که همه از منصوبان زمان مبارک میباشند و هنوز عوض نشده اند ارتش تهاجم جدیدی را آغاز کرده و شعبان بی مخهای خود را به خیابانهای مصر فرستاده است .

حال نیروهای ضد انقلابی ، بازماندگان مبارک ،دستگاه اداری مبارک که دست نخورده مانده ، قضات و کارمندان عالیرتبه دولت که همه از منتخبان مبارک و جیره خواران فساد دوران او بوده اند ، سرمایه داران فاسد که دستشان در دست امرای عالیرتبه ارتش بوده است ، به پشتیبانی ارتش و با سازماندهی ارتشیان و سازمانهای مخفی مصر متحد شده و حمله برای پس راندن انقلابیان و حذف دستاوردهای انقلاب آغاز شده .این نیروهای متحد یک خواست بیش ندارند . برگرداندن عقربه ساعت به زمان مبارک ، برقراری رژیم مبارک بدون مبارک و بر کشیدن یک دیکتاتور دیگر در آشوبی که ایجاد میشود با کودتای ارتش . اکنون حفظ دستاوردهای انقلاب همه به تلاش مرسی و انقلابیان مصری بستگی دارد . در مرحله اول انقلاب همانطور که گفتیم ارتش و دولت مبارک دست نخورده باقی ماندند و بر خلاف انقلاب ایران ازهم نپاشیدند و اکنون سعی دارند انقلابیان را سرنگون سازند . باید دید آیا مرسی و انقلابیان مصری میتوانند از دستاوردهای انقلاب دفاع کنند یا سرانجامشان در یک کودتای خونین رقم خواهد خورد . ضد انقلابیان درچند روز اخیر نشان داده اند که از خشونت ابایی ندارند . دفاتر احزاب انقلابی را به آتش کشیده اند و انقلابیان را زیر ضرب و شتم قرار داده وکشته و مجروح ساخته اند. انقلاب در این مرحله چاره ای جز پاسخ خشونت با خشونت ندارد وگرنه شکست خواهد خورد و این آن گذرگاه بسیار دشوار انقلاب است . وقتی انقلاب مجبور به خشونت برای دفاع از خود میشود اولین قربانی این خشونت میتواند دموکراسی نوزاد و نوپا باشد که هنوز ریشه ندوانده و ذاتی حکومت نشده است . چون انقلابیان مجبورند روندهای دموکراتیک را برای دفاع از خود کنار بگذارند .چرا؟ زیرا دشمنان انقلاب به این روندها وفادار نیستند و برای سرکوب انقلاب از ابراز خشونت دریغی ندارند . اگر انقلابیان بخواهند به صورت دموکراتیک با کسانی که برای دموکراسی ارزشی قائل نیستند روبرو شوند سقوط انقلاب و دستاوردهای آن حتمی است(غم انگیزترین نمونه آن در خاورمیانه همانطور که گفتم مصدق کبیر بود که تا آخرین لحظه سعی کرد به روش دموکراتیک با شاه و ملایان و نوکران بی مخ آنان برخورد کند و آنان نیز او را در کودتایی آمریکایی سرنگون ساختند ) و اگر مجبور به ابراز خشونت برای دفاع از انقلاب شوند مجبورند بعضی از اصول دموکراسی را زیر پا بگذارند .

در مورد محمد مرسی رییس جمهور فعلی مصر باید همیشه در نظر داشته باشیم که قضات وابسته ارتش در انتخابات ریاست جمهوری کاندید اصلی اخوان را که بسیار بسیار محبوب بود و رای بسیار بالایی می آورد از شرکت در انتخابات به بهانه ای من در آوردی محروم کردند واخوان در آخرین روزها مجبور شد مرسی را که اصلا شناخته شده نبود جانشین آن کاندید کند وگرنه رای کاندید اصلی اخوان مطابق همه پیش بینیها خیلی بالا بود . ارتش مصر هنوز همان ارتش مبارک است و انقلابیان مصر نتوانسته اند آن را تغییر دهند و هنوز مجبورند بسیار دست به عصا نسبت به آن راه روند . یادمان  باشد در ترکیه تازه پس از هفتاد سال دموکراسی است که  دولت اخیر توانسته دم ارتش را قیچی کند و ارتش آتاتورکی هفتادسال تمام بر سیاست ترکیه مسلط بود . گمان من این است که کنار زدن تفاله های مبارکی/ساداتی در ارتش مصر هم شاید یکی دو دهه و یک نسل طول بکشد .

اما با وجود ناشناخته و تازه کار بودن مرسی باید اذعان داشت او تاکنون  بسیار ماهرانه با این آزادی کشان برخورد کرده است به صورتی که به دموکراسی لطمه ای نخورده است . محمد مرسی با صدور فرمان جدیدی دستورات خود را از احکام قضایی مصون و اختیار دستگاه قضایی را در انحلال مجلس و هیئت تدوین قانون اساسی سلب کرد. مرسی همچنین انتخاب دادستان کل را بر عهده رئیس جمهوری گذاشت. علت این اقدام مرسی این است که دادستان کل که برگزیده مبارک بود و پستش مادام العمر است به شدت با به دادگاه کشانده شدن جنایتکارانی که سال پیش سعی در سرکوب انقلاب داشتند و مصریان را به قتل رساندند و مجروح کردند مخالفت میکرد و با این اقدام خود در واقع به دفاع از ضد انقلاب برخاسته و مانع بر کناری جنایتکاران از پستهای دولتی و ارتشی بود . قضات مصر که همگی در دوران مبارک منصوب شده اند از ارکان اصلی نیروهای ضد انقلاب در مصر هستند و قدم به قدم بر علیه پیشرفت انقلاب جنگیده اند . همین قضات به دستور ارتش پارلمان مصر را که با رای گیری آزاد و دموکراتیک پس از انقلاب انتخاب شده بود منحل کردند و در پی انحلال مجلس موسسان قانون اساسی نیز بودند. اگر مرسی دست این قاضیان برکشیده ارتش و مبارک را باز بگذارد گام به گام انقلاب مصر را به پس خواهند راند تا سرانجام نشانی از آن باقی نماند.

تراژدی بزرگ این روزها آن است که به نظر می آید متاسفانه طبقه متوسط سکولار مصر که مخالف اخوان است به جای اینکه پیشتاز حرکت ضد اسلامی شود دنباله روی عناصر فاسد ارتش و بازماندگان رژیم مبارک شده است . آنچه من در این روزها در مصر میبینم بهره برداری ژنرالهای فاسد ارتش و عناصر رژیم مبارک از سکولارها برای پیشبرد مقاصد و نیات شومشان است . آنها میخواهند عصر مبارک را برگردانند ، اینها میخواهند مانع اسلامی شدن مصر شوند . منافع کاملا متضاد است منتها متاسفانه سکولارها رفته اند زیر پرچم اراذل مبارک . اشتباه بسیار بزرگی است و بهایش را خواهند پرداخت چون مطمئنا اگر ارتش پیروز شود به سکولارها نیز میدان نخواهد داد و دموکراسی بر باد رفته است .

بگذارید ضمن آرزوی موفقیت برای انقلابیان مصر آرزو کنیم که هرچه زودتر تلاش ارتش مصر برای شکست انقلاب را خنثی سازند و ضمنا بتوانند پس از این مرحله هرچه زودتر پارلمانی را که ارتش منحل کرده بود دوباره ایجاد کرده و قانون اساسی جدید را تصویب کنند . پیروزی انقلاب مصر پیروزی دموکراسی در خاورمیانه است و برای ما ایرانیان نیز در نبردمان برای دموکراسی بسیار موثر خواهد بود.

اسرائیل و دیوان بین المللی لاهه

نوامبر 24, 2012

عده ای از سلطنت طلبان طرفدار اسرائیل استدلال مسخره ای مطرح میکنند تا دلیل اقدام ابلهانه اسرائیل در بسیج هفتاد هزار سرباز و کشتار فلسطینیان و سپس صلح با حماس و عقب نشینی از مرز غزه را ظرف شش روز توجیه کنند .  همه این کشتارهای فلسطینیان توسط اسرائیل برای این بود که گنبد آهنین خود را آزمایش کند . من میگویم ننگ بر آن دولت و ایدئولوژیی که برای آزمایش یک سیستم دفاعی خود باید 150انسان بیگناه را که اکثر آنان زنان و کودکان بیگناه بودند  بکشد و بیش از هشتصد نفر را زخمی کند . آیا هر دولتی چنین کاری کند شما آن دولت را به دیوان بین المللی لاهه علیه جنایات بشری نمیکشانید . اگر جمهوری اسلامی چنین کاری میکرد اینها به همین سادگی از کنارش میگذشتند ؟ استدلال اینان در واقع از آن استدلالهاست که طرف میخواهد چشم طرف را سرمه بکشد میزند کورش میکند . متوجه نیستند با این کار خود آبروی دولت جنایتکار و کودک کش اسرائیل را بیشتر میبرند و بر مظلومیت ملت بیگناه فلسطین گواهی میدهند. ملتی که از نظر نژاد پرستان صهیونیست دولت اسرائیل آنقدر بی ارزش است که کودکان و زنانش فدای «آزمایش » دفاعی میشوند . خوشبختانه این کشتار حتی در داخل اسرائیل نیز از سوی یهودیان با وجدان از احزاب و گروههای مختلف مورد انتقاد قرار گرفته است .