Archive for دسامبر 2012

ارنست پرون یارگرمابه و گلستان شاه

دسامبر 29, 2012

آیا میدانید چه کسی  صمیمیترین دوست شاه و رفیق گرمابه و گلستان او  بود ؟ اگر نمیدانید حتما این مقاله کوتاه تاریخی  را بخوانید .

برگی دیگر از تاریخ جذاب ایران را ورق میزنیم و اینبار به یک دوستی عجیب و مرموز میپردازیم . ماجرای دوستی شاه و ارنست پرون یک از نکات غریب تاریخ ایران  است که هیچ کس سرانجام به راز واقعی آن  پی نبرد .

شاه در دوازده سالگی برای تحصیل به سوییس اعزام شد   .عباس میلانی در کتاب the shah مینویسد که شاه درسال 1935 در مدرسه لا روزه در سوییس با پرون آشنا شد .ارنست پرون    پسر باغبان مدرسه لاروزه بود و برای شاگردان مدرسه مستخدمی میکرد  . پرون یک همجنسگرای ناب بود با رفتاری به شدت مونث و زنانه  و این جنبه شخصیت خویش را از هیچکس پنهان نمیکرد.

پرون  ده سال از شاه بزرگتر بود .  اومورد تحقیر اکثر دانش آموزان پولدار مدرسه بود که پیوسته  اورا به دلیل رفتار زنانه اش مسخره میکردند  ولی از زمان آشنایی با شاه خردسال  که  پولدارترین دانش آموزمدرسه به شمار میرفت وضعش در مدرسه تغییرکرد . این مرد بزرگسال وآن  پسر نوجوان  اکثر اوقات  فراغتشان را در اتاق مجلل شاه در مدرسه باهم میگذراندند .

چرا شاه در سن دوازده سالگی به سوییس فرستاده شد ؟  آن زمان رسم خانواده های اشرافی ایران این بود که فرزندان خود را برای تحصیل به خارج میفرستادند .  اصل و نسب و  گذشته و خانواده رضاشاه  ناشناس بود و حتی امروز نیز کمابیش در هاله ای از ابهام پیچیده است . رضا شاه  به همین دلیل از طرف خانواده های بزرگ و اشرافی ایران تحقیر میشد .  در عکس العمل به این تحقیر که تا پایان عمر او را آزار میداد   سعی میکرد با تقلید از آنان جای پای خانواده خود را محکم کند . یکی از اقدامات او برای رفع این تحقیر تقلید از اشرافِ آن روز و فرستادن پسرش برای تحصیل به خارج بود البته زود از این تصمیم منصرف شد و شاه جوان را در شانزده سالگی به ایران عودت داد تا در مدرسه نظامی درس  بخواند.

همانطور که ذکر کردیم  پرون ده سال از شاه بزرگتر بود ولی دوستی آنان در سنین 12 تا شانزده سالگی شاه بسیار عمیق و صمیمانه شد و پرون تا لحظه مرگ ، نزدیکترین همراه وصمیمیترین  دوست شاه باقی ماند .هیچ کس در سوییس و بعدها در ایران  نمیفهمید چگونه این دو با وجود اختلاف سن ، ملیت ، خانواده ، مذهب و زبان چنین دوستان جدایی ناپذیری شده اند . سفیر بلژیک در سوییس پس از اطلاع از آشنایی شاه و پرون گفته بود اگر من نظارت بر زندگی شاه را بر عهده  داشتم محال بود اجازه دوستی با چنین فردی  را به  یک کودک خردسال چون شاه بدهم . وقتی شاه خردسال  به اصرار رضا شاه که در مورد آشنایی او با پرون خبرها شنیده بود   به ایران بازگشت پرون را نیز با خود به ایران آورد.  رضا شاه از اینکه ولیعهد خردسال او   با یک مرد همجنسگرا و زن نما که  ده سال بزرگتر از خود برگشته است به شدت خشمگین بود ولی به ملاحظه علاقه شدید شاه به پرون او را از ایران اخراج نکرد. او فقط به گماشتگان دربار سپرده بود  نگذارید این کوتوله  زن صفت  جلوی چشمم بیاید که زیرمشت و  لگد لهش میکنم . به نقل از خاطرات فردوست رضا شاه اتفاقا یکبار در بازدید از کاخهای خود به پرون برخورده بود و او را با عصای خود دنبال کرده بود تا بزند که پرون فرارکرده و جان سالم در برده بود . پرون به همین سبب تا وقتی رضا شاه در ایران بود  زندگی نسبتا مخفیانه ای داشت و فقط با شاه  ملاقات میکرد .رضا شاه در عین حال بر این باور بود که پرون جاسوس انگلیس است (به نقل از خاطرات فردوست ) ولی مدرکی دال بر صحت باور رضا شاه در دست نیست  (اصولا رضا شاه مانند استالین در اواخر عمر دچار بیماری پارانویا شده بود و نیمی از دربار و اطرافیان خود را به نادرست جاسوسان انگلیس میپنداشت. چون خود ش را انگلیسها بر سرکار آورده بودند او میپنداشت که اینبار نیز توطئه دیگری دارند تا او را سرنگون کرده و نوکری دیگر بر سرکار آورند) .

اینکه شاه خشم پدری مقتدرو مستبد  را برای آوردن پرون به ایران تحمل کرد نشان از دوستی و عشق بسیار عمیق این دو به یک دیگر دارد . در عین حال باید پذیرفت که در جامعه بسیار سنتی و بسته آن روز ایران ، و حتی در جهان آن روز در پیشرفته ترین کشورهای غربی  نیز همجنسگرایی هنوز یک امر بسیار زشت و نا معمول به شمار میرفت . قبول خشم پدر، تحمل پچ پچ های درباریان و خانواده و همچنین  شایعات گسترده در جامعه آن روز ایران در مورد نوع رابطه اش با پرون نشانگر علاقه عاشقانه و بسیار شدید شاه به پرون است که همه اینها را تحمل کرد ولی پرون را در کنار خود نگاه داشت.

اما اوضاع پس از  گریز خائنانه و بزدلانه  رضا شاه از برابر مهاجمان خارجی (و دستگیری او در اصفهان و تبعیدش به آفریقا) عوض شد.  با موافقت انگلیس  و آمریکا شاه   بر تخت سلطنت نشست  و از آن پس پرون  همواره در کنار او در میهمانیها و ملاقاتهای خانوادگی حضور داشت و از قدرتمندان پشت پرده به شمار میرفت چون همه در ایران  میدانستند اگر نظر او را جلب کنند نظر شاه را جلب کرده اند . پرون در عین حال به علت خصلت زنانه اش با زنان دربار روابط خوبی برقرار کرده بود و به علت خرافاتی بودن و  اعتقاد به فالگیری ، برای آنان فال تاروت و قهوه  میگرفت ورمالی و  پیشگویی میکرد و به همین دلیل نیز بین آنان  محبوب شده بود . تنها زن دربار که او را دوست نداشت ثریا زن دوم شاه بود زیزا او را رقیبی برای خود میپنداشت . ثریا ، در خاطرات خود  چنین تصویری از سالهای آخر اقامت پرون در دربار و کاخ شاه ارائه داده است :«ارنست پرون زشت و نامطبوع است. چشمهایش نفرت انگیز است……همجنس باز است…… مزدور است….. نادرست…. ماکیاول صفت….. شیطان صفت…… رمال….. غیبگو……» ثریا در این کتاب عنوان نموده که پرون و شاه هر روز صبح یکدیگر را در اتاق شاه ملاقات می‌کنند و پرون در این ملاقات‌ها به دسیسه چینی علیه دشمنانش می‌پردازد. پرون در عین حال که آدمی خرافاتی بود که برای شاه و سایر اعضای دربار  فالگیری و رمالی میکرد ، یک کاتولیک معتقد نیز بود. به نقل از عباس میلانی  او پس از اینکه شمس خواهر شاه به مذهب کاتولیک گروید مراد و مرشد شمس شده بود و به طور مرتب با او دیدار میکرد.

رمز دوستی عمیق و صمیمانه شاه با پرون چه بود ؟ البته مسئله تمایلات و روابط جنسی افراد یک مسئله خصوصی است. به نظر من این امر مربوط به خود فرد است و شاه میتواند دوجنسگرا هم بوده باشد و از این حیث عاشق پرون . سوال اصلی این است ، با وجود آن همه ایرانیان فرهیخته و تحصیلکرده و روشنفکر در دربار و جامعه ایران ، چرا شاه دوستی با یک آدم  خرافاتی ، مذهبی و از ملیت و فرهنگی دیگر را بر دوستی آنان ترجیح میداد ؟ میدانیم که شاه نسبت به روشنفکران تنفر عمیقی داشت . علم در خاطراتش ذکر میکند که شاه برای تحقیر روشنفکران ،  با تغییر دادن تلفظ کلمه فرانسوی انتلکتوئل ، آنان را «عن تلکتوئل » خطاب میکرد . ولی حتی با درنظر گرفتن تنفر شاه از روشنفکران ، باید پرسید آیا کسی در ایران نبود که دوستی با او بیش از دوستی با این فرد برای شاه ارزش داشته باشد ؟ چرا شاه با وجود شایعات گسترده در دربار و سطح جامعه به روابط خود با این فرد که به علت تمایلات جنسی خود در ایران آن زمان به شدت منفور و مورد تحقیر بود  ادامه داد ؟ آیا پرون آنطور که رضا خان قزاق میپنداشت یک جاسوس انگلیس بود یا  علاقه و تمایلات جنسی در این دوستی نقشی داشت ؟ این هم رمزی تاریخی است که هنوز گشوده نشده است .

آمریکا ، ای سرزمین آزادی و اسلحه اتوماتیک

دسامبر 28, 2012

این هم از کشور شریف آمریکا به گفته فرید زکریا : Lets look at the facts. According to the U.N.’s office on drugs and crime, the U.S. gun homicide rate is 30 times that of France or Australia and it is 12 times higher than the   average for other developed countries. Why is that   (به موجب آمار اداره مواد مخدر و جرائم سازمان ملل متحد ، نرخ آدمکشی آمریکا سی برابر فرانسه یا استرالیا و دوازده برابر رقم متوسط سایر کشورهای پیشرفته است . چرا ؟ )

دیدن این ویدئو را به همه توصیه میکنم http://globalpublicsquare.blogs.cnn.com/2012… رسما میگوید چاره این مشکل در محدود کردن دسترسی مردم به اسلحه است ، امری که در آمریکا به صورت یک آرزوی محال در آمده چون لابی قدرتمند اسلحه که توسط سرمایه داران پشتیبانی میشود اجازه نمیدهد . آنقدر هم پروپاگاند کرده اند که توی کله پوک این ملت فرورفته که هرچه اسلحه زیادتر باشد جرم و جنایت کمترخواهد شد . حالا که کم کم دارند نغمه دسترسی معلمها به اسلحه را سر میدهند و میگویند مدارس نیز باید به محلهای نگهداری اسلحه اتوماتیک تبدیل شوند . آیا میخواهید در چنین کشوری زندگی کنید ؟

دموکراسی

دسامبر 27, 2012

تنها ملتی لیاقت دموکراسی را دارد که طاقت تحمل نظر مخالف را داشته باشد و به مرحله ای از آگاهی و شعور رسیده باشد که در آن اقلیت نظر اکثریت را پذیرا شود . تا وقتی اقلیتهای قدرتمند در یک کشور بتوانند و بخواهند خواست اکثریت را با زور و پول زیر پا گذارند دموکراسی در آن ملت جا نخواهد افتاد .

پیروزی دموکراسی در مصر و مرحله بعد

دسامبر 26, 2012

63 درصد از رای دهندگان در مصر قانون اساسی جدید را تایید کرده اند . مرحله بعد انتخابات مجلس است . اگر مصر به یک دموکراسی با ثبات دست یابد آینده خاورمیانه دموکراتیک خواهد بود زیرا هر آنچه در مصر رخ دهد دیر یا زود در سایر کشورهای عرب خاورمیانه تکرار خواهد شد.

پیروزی دموکراسی در مصر

دسامبر 24, 2012

از صمیم قلب تبریک به ملت مصر برای تصویب قانون اساسی . یک پیچ اساسی بر سرراه دموکراسی در مصر رد شد . طرفداران رژیم سابق و ضد انقلابیان که خود را در صفوف مخالفان قانون اساسی قاطی کرده بودند تمام تلاش خود را برای ایجاد آشوب و سرنگونی دولت قانونی و دموکراتیک مصر به کار بردند ولی موفق نشدند . مخالفان در روزهای آخر متوجه این توطئه شوم شده و صفوف خود را جدا کردند و در رفراندوم قانون اساسی شرکت کردند . با تصویب قانون اساسی اختیارات همه شعبات دولت مصر مشخص میشود و دیگر رییس جمهور نمیتواند خودسرانه بر اختیارات خود بیفزاید . مرحله بعدی انتخابات مجلس مصر است که دفعه پیش به ناحق توسط ارتش مصر منحل شده بود . اکنون که مخالفان در طی یک سال اخیر توانسته اند یک جبهه متحد به وجود آورند هیچ بعید نیست در انتخابات پیش رو موفق به کسب اکثریت کرسیهای مجلس شوند . به هرحال ، هرکس پیروز شود مهم آن است که دموکراسی بر قرار بماند و هردوطرف به حکم قانون و صندوق رای گردن نهند . امید که به زودی احترام به نتیجه انتخابات و قبول حکم اکثریت، که بنیادیترین اصل دموکراسی است ، در مصر نهادینه شود .

ادب و سواد شاه مملکت

دسامبر 21, 2012

شاه مملکت به وزرای خود میگوید قرمساق . این چنین شاهی باید هم که میرفت . بگو آخر شاه مشروطه ، به تو چه . به موجب قانون مشروطه تو باید سلطنت میکردی نه حکومت .

shah tells vazir is ghoromsagh

فقط یک روز :-(

دسامبر 21, 2012

فکر کنید اگر روز 28 مرداد سال 32 کودتای آمریکاییها موفق نشده بود و دکتر مصدق سرنگون نشده بود الان ما ایرانیها کجابودیم و حالا کجاییم . گاهی یک روز ، فقط یک روز ، در واقع چند ساعت ، تاریخ یک قوم و یک سرزمین و یک ملت را برای ابد تغییر میدهد . 28 مرداد از آن روزهاست . آمریکاییها موفق شدند و شاه را برگرداندند و دیکتاتوری سیاه پهلوی منجر به انقلاب و تسلط آخوندها شد . هنوز که که هنوز است ما ایرانیان داریم تاوان آن چند ساعت سرنوشت ساز 28 مرداد را میپردازیم . شصت سال است بهای یک روز را با خون و درد و زندان و شکنجه و مهاجرت و غم و سقوط اقتصادی میپردازیم .

نژاد آریا، کدام نژاد آریا ؟

دسامبر 21, 2012

خدا لعنت کند این رضا شاه را که تخم لق نژاد آریایی را در دهان ما ایرانیها شکاند .

رضا شاه یک دیکتاتور نظامی دست نشانده انگلیس بود که برای تسلط امپراتوری انگلیس بر منابع نفت ایران در یک کودتای انگلیسی در ایران به قدرت رسید . اواخر دوران حکومت عاشق هیتلر شده بود و سعی میکرد به هر طریق خود را به هیتلر نزدیک کند چون به غلط باورکرده بود که هیتلر در جنگ پیروز است و او باید ارباب جدیدی بجوید . یکی از روشهای نزدیکی به هیتلر تبلیغ نژاد آریایی بود . هیتلر رفت و نازیها شکست خوردند و رضا هم  وقتی تاریخ مصرفش تمام شد ارباب گرفتش انداختش تو آفریقا ، ولی این تخم لق نژاد آریایی در دهان بعضی از ماها باقی مانده و این را چنان بر سر دیگران میکوبیم که واقعا باورمان شده ما از نژاد خالص و خلص آریایی هستیم . حالا اگر فقط یک نژاد پرستی ساده بود مسئله ای نبود ولی در یک کشور چند زبانه و چند قومیتی این فخر نژادی باعث تفرقه و نفرتهای بسیار خطرناک قومی میشود و هیزم به آتش تجزیه طلبان می افکند .اگر عاقل باشیم باید شدیدا از این فخر فروشیهای نژادپرستانه  کودکانه و احمقانه احتراز کنیم که آینده خوبی ندارد .

لیست تروریستی ؟

دسامبر 21, 2012

دولت کانادا مجاهدین را از لیست تروریستی خارج کرد . باید منتظر یک جشن بزرگ دیگر توسط مجاهدین باشیم . اما…. اگر این مجاهدین میتونستند به همین آسونی از لیست تروریستی توی قلب تک تک ایرانیها هم بیرون بیان شاهکار میشد ، ولی حیف ……..

(راستی کسی میدونه آقا مسعود کجاست ؟ میخواستم حضورا بهش تبریک عرض کنم ولی مثه اینکه چند ساله ایشون به غیبت صغری رفته و خبری ازش نیست )

ماجرای نور به قبر

دسامبر 20, 2012

ببینید جمهوری اسلامی چه بلایی سر مردم آورده که یک مشت جنایتکار ساواکی اینروزها جرئت میکنند آشکارا بگویند نور به قبر دیکتاتور رژیم سابق  بباره و کسی هم چیزی نگه . خوشبختانه ملت ایران درک و شعور بالایی دارند . از سر تنفر از دیکتاتور فعلی نمیروند عاشق دیکتاتور سابق شوند . ملت ایران از همه دیکتاتورها ، چه شاه و چه شیخ ، متنفر و فقط خواهان دموکراسی است .