آیا حالا ثابت شد که طرفدار دموکراسی است و که نیست

خوشحالم که نظر و اعتقادم در مورد انقلاب مصر درست از آب درآمد و معلوم شد که مرسی مبارک نیست (و روسیاهی به ذغالهایی ماند که فریادشان گوش فلک را کرکرده بود که مرسی یک مبارک جدید است ). فکر کنم برای مردم مصر ثابت شد که مرسی مبارک نیست و حاضر است حتی به درخواست اقلیتی تظاهرکننده که به خیابان آمده اند نیز پاسخ دهد . او اختیارات ویژه را لغو کرد و دیگر قرار نیست کسی از قاتلان و جنایتکاران و دزدان رژیم سابق مجازات شود . قاعده دموکراسی آن است که اکنون که او به خواست این تظاهرکنندگان  پاسخ داده است تظاهرات تمام شده و سپس در رفراندومی که در راه است اگر با قانون اساسی مخالفند به آن رای منفی دهند تا لغو شود. این معیا رو محکی خواهد بود . اگر تظاهرات ادامه یابد و خواست آن سرنگونی رییس جمهور قانونی مصر باشد قاعدتا باید گفت آنان که هنوز در این تظاهرات شرکت دارند اصول اولیه دموکراسی را نیز نمیدانند و در نمی یابند رییس جمهوری که با رای مردم انتخاب شده باید یک دوره چهارساله راس کار باشد و سپس در «انتخابات» و با رای مردم برکنار شود . اگر این تظاهرکنندگان در خیابان بمانند و خواستار برکناری مرسی از راههای غیر قانونی شوند باید فاتحه دموکراسی نوپای مصر را خواند .

من فقط امیدوارم دموکراسی در مصر پابرجا بماند  و ریشه بگیرد و مردم کم کم یاد بگیرند که راه حل اختلافات صندوق رای است نه کتک کاری در خیابان و یا انحلال مجلس قانونی و مجلس موسسان (مجلس منتخب مردم توسط ارتش منحل شد، مجلس اول قانون اساسی هم باز توسط ارتش منحل شد و این مجلس دومین مجلس قانون اساسی بود که در انتخابات برگزیده شده بود ، کاندید اصلی اخوان برای ریاست جمهوری هم توسط ارتش از شرکت در انتخابات منع شد و اخوان مجبور شد در روزهای آخر انتخابات مرسی را که اصلا شناخته شده نبود کاندید کند ) .این آرزوی من هم   برای مردم مصراست ،  که حقشان نیست انقلابشان ضایع شود و هم برای مردم ایران برای اینکه اگر مصر دموکرات باقی بماند این در سرنوشت ایران هم تاثیر خواهد گذاشت . سوال کوچکی هم که دارم این است  که چطور میشود مجلسی که توسط مردم برگزیده شده و نمایندگانش منتخب مردم هستند قانون اساسی ضد خواست این مردم تصویب کند ؟ نمایندگانی  هم که مجلس را تحریم کردند چون میدانستند اقلیت هستند و با رای آزاد و دموکراتیک خود نمیتوانند قانون را لغو کنند استعفا دادند ولی تعدادشان به حدی کم بود که حتی اینکارشان باعث ابستراکسیون هم نشد و مجلس باز در اکثریت باقی ماند و قانون را تصویب کرد تا به رفراندوم گذاشته شود . حالا هم مسئله ای نیست ، رفراندوم قانونی در راه است . اگر مخالفان این قانون در اکثریت هستند که با رای منفی خود قانون را لغو خواهند کرد و خوشحال و خندان به هدفشان میرسند . اگر هم در اقلیت هستند قانون اساسی با رای اکثریت تصویب میشود . دیگه چه مشکلی دارند ؟ مگر دموکراسی چیز دیگری غیر از رای اکثریت و اقلیت است ؟؟ امیدوارم اگر این قانونی که با رای نمایندگان مردم نوشته و تصویب شده آنقدر  بداست  که اینها میگویند در رفراندوم قانونی لغوشود  . ولی راه لغو این قانون کتک کاری در خیابان و دفتر حزب آتش زدن نیست ، این راه دموکراتیکش نیست . نتیجه این قلدر بازیها فقط ضربه خوردن دموکراسی است  نه قوی شدن آن . نتیجه اش این است  که وقتی این رسم شود که هرکسی نظر خودرا با کتک کاری در خیابان و نه از راه صندوق رای به کرسی بنشاند  فردا قلدرترین نیروی کشور هم که ارتش هست با بهره برداری از همین قانون شکنیها وارد میدان میشود و با قلدری و کتک کاری کار دموکراسی را تمام میکند . به هرحال دموکراسی یعنی احترام به رای اکثریت حتی اگر این رای مخالف میل بنده و شما باشد .

Advertisements

برچسب‌ها: ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: