Archive for فوریه 2013

اندرباب مصاحبه رقت انگیز رضا پهلوی و عکس العمل ابلهانه جمهوری اسلامی

فوریه 18, 2013

اینکه پهلوی پرستان یک مصاحبه ساده با رضا پهلوی را اینقدر توی بوق کردند و تبلیغات مسخره ای حول آن به راه انداختند  برایم جالب و خنده دار، و در عین حال رقت انگیزاست  . تلوزیونها و مطبوعات جهان گاهی با بازماندگان خاندانهای سلطنتی ساقط شده مصاحبه میکنند چون برای خوانندگان و بینندگان این رسانه ها  جالب است  بدانند این نگون بختان  چه کار میکنند و چه حالی دارند . تقریبا مثل مصاحبه هایی است که با ستاره های سینما و خوانندگان معتاد و غیره میشود و اصلا دلیل بر این که چین اهمیتی برای رضا پهلوی  قائل است نیست . یک نفر در  تلوزیونی در چین گفته است  با این بابا مصاحبه کنیم ، مثل سایر برنامه ها ، که برای جلب تماشاچی است و بس . حالا از یک طرف پهلوی طلبان به خودشان گرفته اند که مثلا این مصاحبه نشانه این است  که رضا مطرح  است  ، از طرفی هم مثل اینکه سفارت جمهوری اسلامی اعتراض کرده . هر دوطرف واقعا نادانند و از مرحله پرت  . یک نگاه به صدها هزار برنامه تلوزیونی و مقالات روزنامه های دنیا بیندازید از اینجور مصاحبه ها  در آنها فراوان می یابید .  هیچکس هم فکر نمیکند که  دلیل آن است که  مصاحبه کننده یا کشورمربوطه  طرفدار مصاحبه شونده هستند یا برنامه ای برایش دارند و  غیره .

اما بینوا سلطنت طلبان  با این مصاحبه چه جشن و سروری برپا کردند آنچنان که پنداری خود حضرت اوباما با رضا پهلوی صحبت کرده است !  آنچه رقت انگیز است  اینکه  سلطنت طلبان  اینقدر در میان ملت ایران و اپوزیسیون ما تنها هستند که از یک مصاحبه معمولی و پیش پا افتاده یک کانال تلوزیونی در چین و ماچین  با پیشوا و رهبرشان باید اینقدر خوشحال شوند . سرنوشت خاندان پهلوی به واقع  غم انگیز و مایه عبرت همه دیکتاتورهای جهان است .

Advertisements

بیانیه نوشتن چه آسان ، مبارزه چه دشوار !

فوریه 16, 2013

آقای رضا پهلوی بنا به سنت دیرینه خود ، با در اختیار داشتن کاغذ و مرکب و پرینتر ارزان ، بیانیه جدیدی صادر نموده اند (بیانیه هزار و چندم ؟ ) . این بیانیه در مورد خوزستان و سوریه است . مبارزه ایشان با جمهوری اسلامی ، از ناف کشورشان آمریکا ، به صدور بیانیه و پست کردن آن در سایتهای اجتماعی خلاصه میشود . پس از اینکه یک بیانیه صادر میشود با استفاده از صدها آیدی تقلبی که درست کردن آن بیش از چند ثانیه وقت نمیبرد دهها لایک و مثبت میخورد و دل رضا پهلوی هم به همین خوش است که در فیسبوک و چند سایت دیگر چند تا لایک میگیرد و به این طریق خود را محبوب قلوب میپندارد . البته ایشان دستش از قدرت کوتاه است ، پدرش به جای لایک دستبوسی داشت و چاپلوسان و روزنامه های درباری و جشنهای سپاس و غیره ، ولی خوب ، فعلا که دست رضای ما کوتاه است و با همین بیانیه ها دل خود را خوش داشته که شاید روزی به تخت سلطنت بازگردد و سوگند خود دائر بر برقراری مجدد سلطنت پهلوی بر ایران را عملی کند .

باید به ایشان گفت اگر با این بیانیه ها و لایکها کسی شاه میشد که بسیارند افرادی با ناراحتیهای روانی که خود را شاه و امپراتور و رییس جمهور و پیامبر میپندارند و  شب وروزشان پشت کامپیوتر میگذرد و با اسپم و لایک زدن با آیدیهای مختلف خیلی بیشتر از شما هم امتیاز میگیرند . شما اگر میخواهید کار اساسی کنید ابتدا سوگند سلطنت خود را  رسما باطل اعلام نمایید تا به شما ظن توطئه برای برقراری مجدد سلطنت پهلوی نرود ، آنوقت ادعای مبارزه کنید .

کشتی از لیست ورزشهای المپیک حذف شد

فوریه 12, 2013

خبر بدی برای ورزش ایران . ورزش کشتی در جلسه دیروز کمیته بین المللی المپیک از لیست ورزشهای المپیک حذف شده و از سال 2020 دیگر کشتی گیران را در المپیک نخواهیم دید (امید بسیار کمی میرود که کشتی در لیست ورزشهای المپیک باقی بماند ). این خبر بسیار بدی برای ورزش  ایران در المپیک به شمار میرود .

نامه نویسیها که شروع شد ،…. شاه سرنگون شد!

فوریه 11, 2013

آیا آقای خامنه ای متوجه نیست که نامه هایی که اینروزها چپ و راست به او نوشته میشود یاد آور سه سال قبل از پیروزی انقلاب 57 است ؟ چه کسانی این نامه ها را به او مینویسند ؟ اینها چپهای انقلابی و کمونیست و مجاهدین و غیره نیستند ! اینها همه خودی هستند . خودیهایی که تا همین چند سال پیش در رکاب او و در صف دولت او بودند . زمان شاه ، وقتی نامه نویسیها شروع شد ، شاه بی اعتنا به این نامه ها در مسیر بن بست دیکتاتوری خود به پیش میرفت و به این نامه ها پوزخند میزد .هیچکس باور نمیکرد درست دو سال بعد این شاه قدر قدرت را در حال فرار به مصر ببینند .  اکنون نیز همان مسیر پیش پای خامنه ای کشیده شده است .

کاش دیکتاتورها از سرنوشت شوم سایر دیکتاتورها درس میگرفتند . کاش خامنه ای متوجه میشد که این ناقوس مرگ اوست که از درون این نامه ها به صدا در آمده است .

Shah caricature pagoons bg

از مقاله اخیر کشتگر در باره خمینی

فوریه 6, 2013

«معجزه» جامعه بسته و ديکتاتور زده را ببين که در غياب آزادی احزاب سياسی و آزادی بيان، مردم چنان کروکور می شوند، که هرکس با ديکتاتور مخالفت کند ودر اين راه سرسختی و لجاجت از خود نشان دهد محبوب قلوب می شود. حتی اگر ابليس باشد! «علی کشتگر»

ماجرای رضا پهلوی است و جوانان دیکتاتور زده امروز ایران

چرا انقلاب ایران به دیکتاتوری انجامید و انقلاب مصر به دموکراسی خواهد رسید

فوریه 4, 2013

انقلاب مصر به راه دموکراسی میرود نه دیکتاتوری . دلایل زیادی دال بر این امر در دست است :

1. مهمترین دلیل آن است که مردم مصر، مانند سایر ملل خاورمیانه  تجربه تلخ انقلاب اسلامی ایران را سی سال است دنبال کرده اند و به همین دلیل محال است مصر مانند ایران شود زیرا میدانند اگر به زیر یوغ اسلامیها بروند چه سرنوشتی در انتظارشان است . در ایران تجربه ای از انقلاب اسلامی در کشور دیگری در کار نبود و رهبران انقلاب میتوانستند وعده های بزرگ دهند و ملت هم باور میکردند  .

2.مصر درگیر جنگی سرنوشت ساز با یک کشور دیگر نیست تا سران مملکت به بهانه جنگ صداهای مخالف را خاموش سازند . جنگ با عراق بهترین بهانه برای سرکوب همه صداهای مخالف را به دولت ایران داد .

3. جهان یک جهان دوقطبی مانند زمان انقلاب ایران نیست که هر حرکتی در هر ملتی در جهان توسط ابرقدرتها در چهارچوب نبرد کمونیسم و سرمایه داری ارزیابی شده و نسبت به ان عکس العمل نشان داده شود . جهان غرب دیگر از ترس کمونیسم دیکتاتور پروری نمیکند .

4. ایده انقلاب خونین  نخ نما شده و از رونق افتاده است . در قرن بیستم  به سبب وقوع  انقلاب روسیه و چین و انقلابهای دیگر در جهان سوم مانند الجزایر و کوبا و نبرد قهرمانانه مردم ویتنام بر علیه امپریالیسم آمریکا اصولا تصور نیروهای انقلابی از انقلاب، یک انقلاب خونین و سپس برقراری یک دیکتاتوری پرولتاریا و خلقی  برای سرکوب مخالفت رژیم سرنگون شده  و پس از آن دخالت وسیع دولت در امور اقتصادی بود . اکنون دید دموکراسی جایگزین دید دیکتاتوری پرولتاریا و انقلاب خونین شده است .

5. نسل جوان ایران در زمان شاه زاده بیست و پنج سال دیکتاتوری مطلقی بودند که آنان را بی خبر از تاریخ گذشته خود و انقلاب مشروطه و اصولا سیاست و دموکراسی بار آورده بود . نه مجلسی درست و حسابی در کار بود و نه انتخاباتی و نسل جوان اصولا نمیدانست دموکراسی یعنی چه و طبعا خیلی نرمتر و راحتتر جذب ایده لوژیهای انحصار طلب میشد .

6. انقلاب 57 دوسال طول کشید و در طی آن ارتش و ساواک کشتارهای وسیعی در همه شهرهای ایران و حتی دور افتاده ترین روستاها به راه انداختند . این دوسال کشتار کینه عمیقی نسبت به ساواک و ارتش و عمال رژیم شاه ایجاد کرده بود که به محض پیروزی انقلاب منجر به انتقامگیریهای گسترده شد حال آن که انقلاب مصر خیلی کوتاهتر بود و آمریکا با درس گرفتن از تجربه انقلاب ایران خیلی سریع مبارک را کنار زد و ارتش مصر دست نخورده باقی ماند در حالی که ارتش در ایران در یک انتقام وسیع مردمی به کلی از هم پاشید .

7. ایرانیان تجربه تلخ کودتای آمریکایی 28 مرداد را داشتند و ترس از کودتایی دیگر توسط امپریالیسم آمریکا و بازگرداندن رژیم پهلوی باعث میشد که نیروهای چپ دست به عصا راه روند در حالیکه مصریها سالهاست مستقل بوده اند (از زمان ناصر ) و ترس و تجربه ای در مورد یک کودتای خارجی ندارند و به سبب عدم وجود این خاطره تلخ تاریخی احزاب مخالف اجازه فعالیتهای گسترده تری به خود میدهند .

8 .اما یک امر بسیار مهم دیگر کاریزمای رهبری خمینی بود که از سالها پیش از پیروزی انقلاب 57 هاله ای بر گرد این مرد پدید آورده بود و توده های محروم او را مانند یک قدیس میپرستیدند . همین باعث شد که خمینی حرف آخر را میزد و همین کاریزما منجر به برقراری دیکتاتوری اسلامی شد . حال آنکه در مصر به هیچوجه شخصیت مشابهی نمیتوان یافت . حد اکثر مرسی است که او هم سابقه و کاریزمایی ندارد و محبوب نیست و مورد نفرت بسیاری از مردم است و هرگز نخواهد توانست مانند خمینی در سیر انقلاب تاثیر بگذارد .

به همه این دلایل انقلاب مصر به راه دموکراسی میرود و به سبب همه این دلایل متاسفانه انقلاب ما به راه دیکتاتوری توتالیتر اسلامی در غلطید . متاسفانه ملت ما باید فدا میشد تا سراسر خاورمیانه درس بگیرند و تجربه تلخ انقلاب اسلامی دیگر هرگز تکرار نشود.

گفتگو با آمریکا و عکس العمل سلطنت طلبان

فوریه 3, 2013

سلطنت طلبان را در اپوزیسیون ایران به پشیزی نمیگیرند و نمونه اش شورای ملی رضا پهلوی است که دوسال از پس تشکیل هنوز حتی یک گروه وزین عضو آن نشده است . اما این گروه مانند مجاهدین در سایتهای اجتماعی بسیار فعالند (هرچه محبوبیت کمتر ، فعالیت اینترنتی بیشتر ) . به هرحال ، سلطنت طلبان عموما عاشق ابر قدرت آمریکا هستند . طرفداران رضا در سایتهایشان پیوسته آرزوی حمله آمریکا به ایران را میکنند و امیدوارند آمریکا حکومت ایران را ساقط سازد و رضا را در اقدامی مشابه کودتای 28 مرداد به قدرت برساند .

حال میخواهم ببینم عکس العمل اینان در مورد گفتگوی احتمالی جمهوری اسلامی با آمریکا چیست ؟ اگر روزی روزگاری ، مانند مائو ، آقای خامنه ای جام زهر را سر بکشد و وارد گفتگو با آمریکا شود عکس العمل سلطنت طلبان چه خواهد بود ؟ آیا از این اقدام جمهوری اسلامی حمایت خواهند کرد ؟ به هرحال آمریکا، آمریکاست و کاری که میکند لابد مورد تایید آنان است . آیا از آن پس طرفدار جمهوری اسلامی میشوند ؟به هرحال این هم احتمالی است که ممکن است رخ دهد . در آن صورت امید سلطنت طلبان به اینکه آمریکا در یک حمله نظامی رضا پهلوی را مانند پدرش در کودتای 28 مرداد بر سر قدرت آورد بر باد میرودو باید سیاست جدیدی اتخاذ کنند .

این رژیم به آهی بند است و زود سقوط خواهد کرد

فوریه 3, 2013

یک تفاوت بزرگ رژیم شاه با رژیم جمهوری اسلامی در این است که در رژیم شاه مجلس کاملا مرده بود . انتخابات می آمد و میرفت و نه در روزنامه خبری از انتخابات میشد و نه کسی میفهمید انتخاباتی بوده . مذاکرات مجلس را که دیگر نگو . فکر کنم خود مجلسیها هم خبر نداشتند چه میگذرد . اما در جمهوری اسلامی هنوز هم مجلس مطرح است و مذاکراتش توجه مردم را جلب میکند.نمونه اش برخورد شدید احمدی نژاد و لاریجانی دیروز . چنین چیزی در رژیم شاه امکانپذیر نبود . در آن رژیم همه راهها به شاه ختم میشد . فقط شاه بود که حرف میزد و دستور میداد و در روزنامه ها هم فقط شاه مطرح بود . نخست وزیر مملکت رسما گفته بود ما همه نوکر اعلیحضرتیم (بگذریم که این به کلی برخلاف قانون اساسی مشروطه بود ولی کاری بود که شاه و آمریکا کرده بودند ) . خلاصه اینکه در رژیم شاه سالها میگذشت و چنین سرگرمیهایی برای مردم وجود نداشت ، دیکتاتوری کامل و مطلق برقرار بود . آخوندها هنوز که هنوز نتوانسته اند چنان دیکتاتوری توتالیتری درست کنند و هنوز شکافهای بسیاری در رژیمشان وجود دارد که به صورت این برخوردها و جناحها چهره نشان میدهد. کاش جوانان ما و مردم ما یک صدم غیرت مردم آن زمان را از خود بروز میدادند و اینقدر دلسرد نبودند .  باور کنید این رژیم بر خلاف رژیم شاه که قویترین ارتش خاورمیانه را داشت و تمام قدرتهای غربی پشتیبانش بودند به آهی بند است و با یک حرکت ساقط میشود .

آیا میتوان شهامت یک ملت در بر انداختن یک دیکتاتوررا تقبیح کرد ؟

فوریه 1, 2013

جسته و گریخته میشنویم کسانی شهامت بی مثال ملت ایران در سرنگونی شاه را تقبیح میکنند . ملتی که جان خود را کف دست گذاشت و یکی از قویترین دیکتاتورهای نظامی خاورمیانه را با دست خالی و فقط تظاهرات در خیابان  مقابل گلوله ژ-3 و تانک سرنگون کرد . آیا پسندیده است شهامت و شجاعت چنین ملتی را تقبیح و انتقاد کردن ؟ آیا دیکتاتوری نظامی و دست نشاندهُ بیگانه پهلوی حکومت خوبی بود و نباید ملت بر علیه آن انقلاب میکردند ؟ البته که باید بر علیه ظالم و ستمگر قیام کرد و اوراسرنگون ساخت. همین افراد ناله و فریادشان از دست ملت ما بلند است که چرا در خانه نشسته اند و بر علیه خامنه ای به پا نمیخیزند . برای چه ملت به خیابان بیاید و جان فدا کند و شهید دهد  ؟ که سی سال دیگر همین شماها قیام و انقلاب آنان را سرزنش کنید و به ریش شهدا و کشته های آنان بخندید و آرزوی دوران خامنه ای را بکنید ؟

آیا اگر از درون انقلاب شکوهمند و پر افتخار یک ملت یک دیکتاتوری ظهور کند دلیل بر آن است که  شهامت و شجاعت و آرمان شهدای آن ملت را زیر سوال برد ؟ از درون انقلاب مشروطه هم قزاق ظالم و نوکرصفتی چون رضا شاه بیرون آمد آیا این دلیل  میشود که انقلاب مشروطه را زیر سوال ببریم و بگوییم همان قاجار بهتر بودند چون نتیجه انقلاب مشروطه 50 سال دیکتاتوری خونبار پهلوی بود؟

خطاب این مقاله به امثال نوریزادهاست که از شدت نفرت به خامنه ای به نفی اصل انقلاب بر علیه ظلم و ستم و ظالمان رسیده اند . نفرت به خامنه ای را  باید تبدیل به نیرو و موتور محرکه انقلابی دیگر بر علیه جور و ستم جمهوری اسلامی  کرد نه تقبیح انقلاب شکوهمند یک ملت بر علیه یک ظالم خونخوارو یک دیکتاتور نظامی دست نشانده آمریکا .

خرده نگیرید ، اگر تجربه انقلاب اسلامی را دیده بودند اشتباه نمیکردند

فوریه 1, 2013

اگر حزب توده و فداییان خلق تجربه ای مانند جمهوری اسلامی در یک کشور را با همه فجایع مترتب بر آن در کشور دیگری دیده بودند و میدانستند چه در انتظارشان خواهد بود (همانگونه که احزاب مصری الان با توجه به تجربه ایران میدانند) ، اگر جهان آن روز دو قطبی نبود و احزاب مجبور به انتخاب بین دو قطب نبودند ، اگر ایده انقلاب خونین و دیکتاتوری انقلابی ملهم از تعلیمات مارکس و انقلاب کمونیستی شوروی و کوبا و جنگ ویتنام و سایر انقلابهای نیمه اول قرن بیستم مانند امروز نخ نما نشده بود ، اگر کشتارهای شاه طی دوسال انقلاب مردم را به مرحله انفجار و نفرت خونین نرسانده بود که پس از انقلاب خواستار انتقام خشن شوند (مانند سوریه فعلی ) ، اگر شاه طی بیست و پنج سال دیکتاتوری خفقان آور نسلی جوان درست نکرده بود که حتی از اصول اولیه سیاست نیز بی خبر بود ،   شاید انقلاب ایران مانند انقلاب مصر میشد . نیروهای چپ که در اوان انقلاب بسیار قدرتمند بودند به جای سکوت در مقابل فجایع و زورگوییهای خمینی (از ترس آن که اگر به خیابان بریزند ابرقدرت آمریکا با استفاده از آشوبهای خیابانی دوباره یک کودتای 28 مرداد راه خواهد انداخت*) ، به مجاهدین و جبهه دموکراتیک مردم ایران میپیوستند و با تظاهرات مدام و پیوسته میتوانستند دولت خمینی را وادار به عقب نشینی کنند .

حتی در سال 59 یکسال و نیم پس از انقلاب نیز نیروهای چپ و لیبرال هنوز قدرتمند بودند و میتوانستند تظاهرات خیابانی بزرگ به راه اندازند اما متاسفانه صدام با حمله به ایران و شروع جنگ بهترین بهانه برای سرکوب نیروهای مخالف و خفه شدن هر صدای منتقدی را به سران جمهوری اسلامی داد . اگر ایران درگیر جنگ نشده بود جمهوری اسلامی نمیتوانست به بهانه جنگ همه احزاب و گروههای مخالف را با قساوت و خشونت سرکوب کند .

=====

* آن روزها و آن ماهها و در سال اول انقلاب  ، مردم واقعا از تکرار 28 مرداد و بازگشت دوباره شاه میترسیدند . بر دیوارها نوشته بودند کودتای 28 مرداد یادتان نرود و هرگاه شلوغ میشد گروههای چپ  اینرا به طرفداران خود یاد آوری میکردند . خاطره 28 مرداد هنوز تازه بود و داغ از دست دادن یک لحظه تاریخی بر ذهنها مانده بود . کودتای نوژه هم در واقع تاییدی بود بر این بیم سیاسی که امکان کودتا هنوز وجود دارد .