شرکت در انتخابات ، آری یا نه ؟

رای میدهم نه به عشق خاتمی ، یا موسوی ، یا روحانی . رای میدهم چون راهی است برای نه گفتن به دیکتاتوری اسلامی. برای مبارزه با دیکتاتوری از هر فرصتی ، هرچند کوچک ، باید استفاده کرد . هرکاری از دست روی دست گذاشتن و بی عملی بهتر است . حتی اگر یک درهزار احتمال آن رود که از درون این انتخابات جنبشی مثل جنبش سبز سر بر آورد بر ماست که نگذاریم این فرصت طلایی از دست برود، به خصوص دراین زمان که میهنمان دچار بحرانی جدی است. ما در یک مملکت ساکت و آرام و مرفه زندگی نمیکنیم که فکر کنیم فعلا وقت هست و میشود دست روی دست گذاشت و صبر کرد ده سال دیگر، یا بیست سال دیگر، مردم آماده شوند و بعد اقدام کرد . ما در کشوری زندگی میکنیم که اقتصاد آن در پرتگاه سقوط قرار دارد و درعین حال ممکن است در یک حمله خارجی از هم بپاشد . من نمیگویم ممکن است روحانی انتخاب شود و میدانم حتی اگر هم انتخاب شود حد اکثر مانند خاتمی خواهد بود نه بیشتر. من میگویم نگاه کنید در همین چند روزی که به دلیل انتخابات مردم و جوانان فرصت تجمع یافته اند چه تغییربزرگی در فضای سیاسی کشور به وقوع پیوسته است . برای اولین بار پس از سه سال دوباره مردم فرصت گردهمایی یافته اند، شعار میدهند و دعوت به تجمع سیاسی میکنند . باید از این فرصت استفاده کرد . باید هزینه تقلب را با شرکت مردم در انتخابات به حدی بالا برد که تقلب منجر به یک خیزش مردمی شود. به این هم اعتقاد ی ندارم که رهبران جنبش ، اگر ادامه یابد ، اصلاح طلبان خواهند بود. اصلاح طلبان و رای به آنها فقط وسیله و موتور محرک شروع این جنبش خواهند بود و کم خردی است اگر فکر کنیم میتوانند رهبری جنبش را به دست گیرند. اما ایمان دارم اگر جنبش تداوم یابد از میان همین مردم صدها رهبر برای هدایت آن تا سرمنزل دموکراسی ظهورخواهد کرد . نمونه عملی چنین جنبشی در تاریخ اخیرما جنبش مشروطه است . جنبش مشروطه توسط برخی شاهزادگان و رجال دولت قاجار شروع شد که مانند اصلاح طلبان به هیچوجه خواستار سرنگونی نبودند بلکه تنها میخواستند تغییراتی در سیستم دولتی قاجار دهند . اما جنبش ادامه یافت و با تداوم آن رهبری آن به دست مردانی چون ستارخان و باقرخان افتاد که از میان مردم برخاسته بودند و با شهامت تمام انقلاب را به پیروزی رساندند .

==============================================

دیکتاتوریهای از قماش جمهوری اسلامی ایران ، از کسی که رای نمیدهد هراسی به دل ندارند . آن که رای نمیدهد انتظاری هم ندارد و فردا هرکه از صندوق در آید برای او علی السویه است  و بی تفاوت میماند .

حکومتهای دیکتاتوری از آن میترسند که رای میدهد . آن کس که رای میدهد انتظاری دارد ، و اگر حس کند انتظارش بر آورده نشده و تقلبی صورت گرفته مثل سال 88 فریادش را به خیابان میبرد و  دست به تظاهرات و آشوب میزند و میپرسد رای من کو  . درست است که خامنه ای و مزدورانش به زبان میگویند رای دهید ، ولی درنهان آرزویشان آن است که مردم بی تفاوت باشند و رای ندهند تا مثل سال 84 بتوانند کاندیدای خود را بی شورش و آشوب از صندوق در آورند و به مردم تحمیل کنند .

استراتژی سرنگونی دیکتاتوری اسلامی در لحظه فعلی حکم میکند تاکتیک شرکت گسترده در انتخابات را برگزینیم . هرچه تعداد بیشتری از رای دهندگان در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدایی که قطعا مورد نظر خامنه ای  نیست رای دهند به همان نسبت امکان تقلب خامنه ای  به نفع کاندیدای محبوبش سخت تر میشود و هزینه سنگینتری باید بپردازد. به همین سبب نیز سران این رژیم همیشه از شرکت گسترده توده ها در انتخابات هراس داشته اند. درسال 76 شرکت گسترده توده های مردم باعث شکست کاندیدای مورد نظر خامنه ای شد و تغییراتی که در هشت سال بعددر فضای اجتماعی به وجود آمد دیگر پاک کردنی نبودو  خامنه ای هرگز نتوانست عقربه زمان  را به پیش از 76 بازگرداند . در سال 88 هم شرکت گسترده توده های وسیع مردم هزینه تقلب را به حدی بالا برد که منجر به جنبش سبز شد و قداست خامنه ای برای اولین بار کاملا در هم شکست . با این انتخابات نسلی که از تاریخ و گذشته خود بی خبر بود برای اولین بار وارد میدان سیاست شد و معنی اقدام سیاسی را دریافت . اما مهمتر از همه اینکه قداست خامنه ای، که حتی در روزهای اول پس از تقلب هنوزکسی جرئت توهین به او را نداشت ، برای همیشه درهم شکست و شعار مرگ بر دیکتاتور شعار استاندارد تظاهرات شد .

اما ، هرگاه مردم در خانه نشسته اند خامنه ای و سپاه با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورده اند . یادمان نرفته بی عملی و خانه نشینی مردم را در سال 84 که منجر به تحمیل موجودی چون احمدی نژاد شد . اینبار هم اگر ساکت بنشینیم فردی بدتر از احمدی نژاد را به ما تحمیل میکنند . این رژیم در سراشیب سقوط است و اگر به حال خود گذاشته شود روز به روز وضع مردم بدتر خواهد شد تا سرانجام به فروپاشی کامل مملکت بینجامد . کسانی که میگویند از این بدتر که نمیشود یادشان رفته است در سال 84 نیز میگفتند ما در خانه مینشینیم و رای نمیدهیم ، از این بدتر که نمیشود . دیدیم که میتواند بدتر شود و بدترهم شد . اگر بی عمل بمانیم ، اگر رای ندهیم ، قطعا اوضاع بدتر میشود چون خامنه را اگر آزاد گذارند سر سوریه ای کردن ایران دارد . عده ای میگویند روحانی در همه جنایات رژیم شریک بوده است و و چه و چه . من هم قبول دارم ولی درد فعلی ما گذشته روحانی نیست ، آینده ایران است ، مملکتی که اگر در مسیری که خامنه ای برای آن تعیین کرده پیش رود دیر نیست به سرنوشت تلخ سوریه یا عراق و افغانستان دچار گردد (گذشته روحانی را فعلا بگذارید برای پس از سقوط جمهوری اسلامی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک و دادگاههای آن زمان!)   یک مبارز سیاسی باید بر احساسات تند خود فائق باشد و اجازه ندهد احساس عامل تصمیم گیری او در مورد وقایع سیاسی شود. در مواقع لزوم باید احساس را به نفع عقل و منطق و هدف دراز مدت کنارزد و با مغز تصمیم گرفت نه با دل. لازم نیست طرفدار روحانی باشید تا به او رای دهید . به روحانی رای دهید نه به دلیل علاقه به او، بلکه برای  مستعد کردن شرایط برای ضربه زدن به دشمن اصلی ایران ، به خامنه ای و سپاه . سال 88 من از روی عشق به موسوی رای ندادم . سابقه او را در دهه شصت میدانستم و آگاه بودم  که هنگام کشتار موحش سال 67 او نخست وزیر بود و به هیچوجه با این سابقه مورد تایید من نبود اما به او رای دادم  . به او رای دادم برای  ضربه زدن به خامنه ای ، نه از روی عشق به موسوی ،  و از رایم  راضی هستم زیرا ضربه ای که جنبش سبز به خامنه ای زد جبران ناپذیر است . به همین سبب به نظر من خامنه ای و سپاه سعی خواهند کرد ایده تحریم انتخابات را جا بیندازند تا با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق به در آرند. متاسفانه گروهی ساده لوح نیز فریب تبلیغات اینان  در مورد تحریم را خورده اند و ناخواسته در جهت منافع دیکتاتوری اسلامی گام بر میدارند . تحریم ، عدم شرکت در انتخابات ، در خانه را به روی خود بستن و با خیال راحت پشت در بسته غرزدن خیلی ساده است . خامنه ای هم همین را میخواهد . پیام او به مردم اینست : تحریم کنید و توی خانه هایتان بنیشینید و تا قیام قیامت غرغر کنید تا من بتوانم کار خودم را بکنم.

گروهی بهانه میگیرند  پس چرا خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید و اگر ما شرکت کنیم  به میل او رفتار کرده ایم پس از لج او هم که شده باید در خانه بنشینیم  . به این دوستان باید عرض کرد وقتی خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید روی سخن و خطاب او فقط با طرفدارانش است نه من و شما . او من و شما و سایر مخالفان را اصلا آدم حساب نمیکند که انتظار داشته باشد و بخواهد ما در انتخابات شرکت کنیم . او میخواهد فقط طرفدارانش در انتخابات شرکت کنند تا بتواند کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورد . خامنه ای مانند رهبر یک حزب است : وقتی رهبر یک حزب سیاسی قبل از شروع انتخابات از همه  میخواهد در انتخابات شرکت کنند میدانیم مقصودش چیست . رهبر حزب با این سخن  درواقع فقط از حزب خود خواسته شرکت کنند و این را هم میدانیم که در عین حال کمال آرزویش است طرفداران حزب مخالف در انتخابات شرکت نکنند تا او پیروز شود . پس با خیال راحت در انتخابات شرکت کنید که در واقع شرکت شما ، شرکت حزب مخالف خامنه ای است . مطمئن باشید که خامنه ای آرزویش این است شما شرکت نکنید و تیمهای سایبری سپاه پاسداران نیز در راستای آرزوی رهبر سعی در جا انداختن عقیده تحریم دارند .به نفع خامنه ای است که تود ه های مردم ، مایوس و سرخورده ، در خانه بنشینند .  تحریم این انتخابات ، در خانه نشستن ، بی عمل بودن ، در به روی خود بستن و پشت درهای بسته غرزدن تا قیامت راه مبارزه با این دیکتاتوری نیست . باید از هر امکانی که فراهم می آید برای مبارزه استفاده کرد .برای خامنه ای فرقی نمیکند مردم درانتخابات شرکت کنند یا نه . دستگاه تبلیغاتی رژیم به هرحال تصاویرو فیلمهای  شرکت عظیم مردم در انتخابات را ، حتی به رغم عدم شرکت مردم ، آماده کرده است . آن که این میان از خانه نشستن ضرر خواهد دید ملت ایران است که شانس یک خیزش دیگر همچون سال 88 و کوبیدن یک مشت دیگر بر دیکتاتور را از دست خواهد داد، مشتی که شاید اینبار برای همیشه دیکتاتور را بر زمین افکند . تحریم کنندگان انتخابات با این درخواست غیر منطقی خود در واقع آب به آسیاب رژیم میریزند ،  به خصوص که این فرصت کم نظیر شاید یکی از آخرین شانسهای ما برای یک تحرک همگانی و گسترده در طی سالهای آینده باشد . ظن قریب به یقین آن است که عصر ریاست جمهوری در دیکتاتوری اسلامی با این انتخابات به پایان خواهد رسید . خامنه ای برای اینکه خیال خود را از این تکانهای چهارساله راحت کند به راه شاه خواهد رفت و  به یک نخست وزیر ابد مدت گوش به فرمان مانند هویدا،  بدون نیاز به انتخابات سراسری ، قناعت خواهد کرد .

و اما در مورد کاندیدای اصلاح طلبان و انتقاداتی که بر او وارد است : یادمان هست که  منتظری در اوایل انقلاب به شدت منفور مردم بود و بدترین جوکها را در موردش میگفتند. اما وقتی به مخالفت با خمینی برخاست محبوب و محبوبتر شد تا به جایی که در تشییع جنازه اش صدها هزار ایرانی از جنبش سبز شرکت کردند . انسانها ثابت نمیمانند و تغییر میکنند . همین امر در مورد موسوی، نخست وزیر محبوب امام و فردی  که در عهد قدرتش گسترده ترین کشتارهای زندانیان در تاریخ جمهوری اسلامی  رخ داد صادق است . کروبی نیز عزیز خمینی بود و میبینیم تغییر کرد و اکنون به جرم همراهی با مردم هردو در زندانند. چرا بعضیها به این شدت با تغییر مواضع اینان مخالفند؟ آن که از این تغییر مواضع بهره میبرد ملت ایران است و بس. اتفاقا به نظر من باید تشویقشان کرد تا به آهستگی با ملت همسو شوند ، همانطور که منتظری و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر از سران دهه نخست انقلاب  شدند .

و اما سخنی هم در باره تحریم کنندگان عافیت طلبی که خارج از ایران  پا روی پا انداخته اند و با یک گیلاس کوکتل در دست در هوای فرحبخش کالیفرنیا، در راستای منویات خامنه ای و سپاه پاسداران  ،  برای ما نسخه  تحریم میپیچند و به خود تبریک میگویند که چقدر آزادیخواه و رادیکال تشریف دارند . اینها همان تحریم کنندگان سال 88 هستند که قیل و قالشان دنیا را برداشت که تحریم کنید و وقتی ملت گوش نکرد و کار خود را کرد و رای داد و سپس توده های ملیونی مردم در خیزشی  بزرگ به خیابانها ریخت همینها هرکدام یک دستبند سبز به مچ بستند و به جنبش پیوستند . کاش میشد توماری از این تحریم نامه ها  تهیه کرد و سپس «اگر» دوباره کار به خیزش ملیونی کشید با همان تومار برسرشان کوبید .

و اما به آنان که از روی خشم و لجبازیهای آنی و کودکانه و یا رادیکالبازیهای انقلابی میگویند ما اصلا با کل رژیم مخالفیم و صداقت  انقلابی یعنی آن که در انتخابات این رژیم داخل نشویم میگویم : سیاست یعنی جنگ . در میدان جنگ برای حصول به استراتژی پیروزی بر دشمن گاه باید تاکتیکهایی در پیش گرفت که سخت و ناگوار است ولی اگر بخواهید بر دشمن پیروز شوید چاره ای جز اتخاذ این تاکتیکها ندارید . در میدان جنگ سیاسی فعلی ایران ، در لحظه کنونی ، برای حصول به استراتژی دموکراسی و آزادی در ایران و سرنگونی دیکتاتوری اسلامی ، باید پا بر احساسات تند و کودکانه گذاشت و در انتخابات شرکت کرد. نه به عشق روحانی  یا خامنه ای یا جمهوری اسلامی ، بلکه  تا بتوان با استفاده از شکافهای درون رژیم جنبشی مانند جنبش سبز را از نو به راه انداخت .

گروه دیگری از تحریم کنندگان انتخابات نیز دوستان و همرزمان عزیزی هستند که متاسفانه ذهن و فکرشان در سال 88 یخ زده و منجمد شده وهنوز مشغول انتقامگیری بابت ضربات آن سال هستند .این دوستان  که مانند خود من از مبارزان سال 88 و جنبش سبز هستند به خیال  انتقامگیری بابت شهدای آن خیزش عظیم و کتکهایی که در آن سال خوردند فکر میکنند راه انتقام آن است که لج کنند و رای ندهند . این رفقا در واقع سعی میکنند بازی سال 88 را دوباره در زمین سال 92 پیاده کنند ، یعنی چهار سال عقبند . به این دوستان عزیز عرض میکنم که نفرت از این حکومت به خاطر سرکوب سال 88 بسیار پسندیده است ولی مجرای صحیح هدایت این نفرت ، انجام یک بازی جدید مطابق شرایط فعلی و در زمین سال 92است . باید از یخ 88 به در آمد و شرایط فعلی را رصد کرد . البته شما نمیخواهید مانند پیران فرتوتی شوید که ارتباط خود را با واقعیات جامعه به کلی از دست داده اند و در خیال خود درعصر و زمانی دیگر به سر میبرند. مانند توده ایهای پیر از خارج آمده در انقلاب 57 که ارتباط خود را با واقعیات جامعه از دست داده و هنوز در زمین سال 32 بازی میکردند در حالی که شرایط و زمان به کلی فرق کرده بود . یا مانند مجاهدین پیرو فرتوتی که هنوز مشغول بازی دهه 60 در زمین دهه 90هستند. از این دوستان انتظار میرود یخ 88 را بشکنند و دریابند که عرصه شطرنج سیاست محل احساسات و تند رویهای کودکانه نیست . برای پیروزی در این عرصه باید تدبیر داشت و بر احساسات فائق آمد و با نیرویی مجدد با شرکت در انتخابات نه بزرگ دیگری به خامنه ای و سپاه گفت بدان امید که جنبش سبز دیگری رقم خورد . از روحانی  متنفرید؟ هیچ اشکالی ندارد. آینده ایران مهمتر از این نفرت است ، روز رای گیری مثل خود من دماغ خود را بگیرید ولی رای را به صندوق بیاندازید .گاه برای رهای از شر بیماری باید شربت تلخ را نوشید و مثل کودکان چهره در هم نکشید .

درانتها اضافه کنم که در عین حال به نظر آنان که شق تحریم را برگزیده اند احترام میگذارم اما معتقدم همان طور که در بالا ذکر کردم در یک دیکتاتوری باید از هر فرصتی برای ضربه زدن به دیکتاتور استفاده کرد، و هر اقدامی از بی عملی بهتر است .صحبت تحریم را کسی میکند که یک حزب قوی و متشکل داخل ایران دارد . به اعضا و هواداران دستور تحریم میدهد ، در عین حال به آنان میگوید به جای رای دادن چه کار کنند . مثلا میگویند تحریم کنید ، اما فردا در یک تظاهرات یک ملیون نفری  در خیابانها با دولت در افتید . صادقانه از تحریمیان میپرسم آیا ما چنین امکانی داریم ؟ شما باید در کناراقدام منفی تحریم ، یک اقدام مثبت عملی هم به مردم نشان دهید . وقتی نمیتوانید هیچ اقدام دیگری کنید ، از مردم خواستن که در خانه بنشینند و دست روی دست بگذارند درست نیست . تحریم را کسانی میکنند که یک سازمان سیاسی قوی دارند و قادرند لا اقل اقدامات دیگری کنند . ما که هیچ سازمان سیاسی قوی اپوزیسیون در داخل ایران نداریم واقعا بی انصافی است از مردم بخواهیم درخانه ها را ببندند و توی خانه بنشینند . این که نشد فعالیت سیاسی .

Advertisements

برچسب‌ها:

یک پاسخ to “شرکت در انتخابات ، آری یا نه ؟”

  1. azadh Says:

    تردیدی نیست که از هر موقعیتی می بایست به دیکتاتور ضربه زد اما چرا هر ۴ سال یکبار این اراده شکستن بت دیکتاتور؟! چرا فقط در زمان انتخابات فقط انجام می گیرد ؟!مبارزه مشکوکی است این گهی تند گهی خسته رفتن . اگر بنا به طغیان، فریادی کوتاه است همانا این دیکتاتور نماینده واقعی این ملت است. مبارزه به مرد در میا ن میدان نیاز دارد ومهم تر از همه تشکل تا با انبوهی از مشکلات پنجه نرم کند نه آنکه هر ۴ سال یک بار به میدان در آمده عربده مرگ بر دیکتاتور سر دهد . این کجا و مبارزه مشروطه و مقایسه با ستارخان و باقرخان کجا !؟ ترا به آنکه برایتان عزیز است قدری تاریخ مطا لعه کنید. این خود خواهی و نخوت جنبش سبز که مدتی است شکست خورده و حتی دلیل شکست آنرا هم مشخص است اما به ان توجه نمی خواهیم بکنیم تا توشه ای شود برای پیروزی آینده را بیخود بدون گرفتن تجربه چرا به رخ خود می کشیم اگر لیا قت جمع بندی آنرا نداریم .
    نگاه کنید به بهار عربی در تمامی این جنبش ها مسلمانان علیرغم عدم ابتکار های عملی مناسب در این قیام هادر تشکیل حکو مت اسلامی موفق تر بودند صرفا به دلیل همین تشکل های نماز جماعت و گرد همایی های مستمر مذهبی و نیم بند بوده است که موفق به گرفت حکومت شده اند. مبارزه کردن حتما نباید با داد فریاد در خیا بان همراه باشد بلکه حضور مستمر و فراگیر در تمامی حرکت های اجتماعی است که به وجود آمدن تشکل شده و رهبریتی بنا بر مقتضیات روز جامعه ایران را متبلور می کند. ای کاش بجای تعصب و جوش و خورش گذرا به تعقل و تشکل به صورت دائمی روی آورده تا در اولین فرصت دیکتاتوری را برای همیشه در کفن کرده و به خاک بسپاریم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: