Archive for 22 ژوئن 2013

همه اش کار انگلیساست ، توهم توطئه مهندسی انتخابات

ژوئن 22, 2013

فکر میکنم همه ما در حلقه فامیل و دوستان معمولا یک پیرمرد بازنشسته را سراغ داریم که همه وقایع سیاسی را نتیجه توطئه انگلیس میداند . این نسل که خوشبختانه به آخر خط رسیده اند و نتوانسته اند ذهن نسل جوان مارا با لا طائلات خود بیالایند معمولا هرچه رخ میدهد بلافاصله سر تکان میدهند و با ادای فیلسوفانه ای  میگویند من که گفتم اینها همه اش زیرسر انتلجنس سرویس و بی بی سیه . هرچه در دنیا رخ دهد به نظر این پیران توطئه انگلیس است . از نظر این آدمها انگلیس همیشه و در همه توطئه هایش نیز پیروز است درست مثل مذهبییان که میپندارند خداوند قادرمطلق هرکار بخواهد میکند . نویسنده بزرگ ما ایرج پزشکزاد کاریکاتور زیبایی از این قسم آدمها در دایی جان ناپلئون برای ما به یادگار گذاشته است . دایی جان ناپلئون که کنایه ای از خاندان پهلوی و رضا شاه است در واقع نماینده این نسل از ایرانیان است . خوشبختانه پس از انقلاب تئوری توطئه کم کم رنگ باخت و نسل جوان این چنین اسیر این توهمات بی مقدار نیستند . اما در ماجرای انتخابات اخیر دیدیم بعضی از فرزندان و نوادگان آن بازنشستگان همان قدرت را به خامنه ای رهبر انقلاب نسبت داده  و حکایت از یک «مهندسی بزرگ » در انتخابات کرده اند . غافل از آنکه خامنه ای نیزمانند انگلیس کنترل کامل بر ابزار قدرت ندارد . اصولا ساختار قدرت در ایران مانند دیکتاتوریهای شاه یا استالین یا هیتلر یک ساختار هرمی و از بالا به پایین نیست که رهبر واقعا قدرتی داشت  بود و فرمانش در حکم فرمان خدا بود . ساختار حکومت ایران بسیار شبیه ساختار دستگاهی است که این حکومت از آن برخاسته ، یعنی سیستم روحانیت شیعه. در این سیستم بر خلاف مذهب کاتولیک ، هرگز یک فرمانروای اعظم و پاپ بر همه امور مسلط نبوده است  بلکه هر آیت الله برای خود دستگاه جدایی دارد و مریدانی دارد و خط آیت الله های دیگر را نمیخواند. سیستم قدرت شیعه هرمی نیست ، بلکه سیستم مسطحی است  با پستی و بلندیهایی که در افق آن چند آیت الله از دیگران سر هستند ولی کماکان هیچیک خط دیگری را نمیخواند و همین سیستم به ساختار دولت ایران منتقل شده است . سی سال است این دولت با جناحهای مختلف خود سروکله زده است و هرگز نتوانسته از شر آنها خلاص شود و هر جناحی برای خود طرفداران پروپاقرص  و قدرتمندی دارد که تصمیم گیری واحد و یکپارچه را برای سیستمم تقریبا غیر ممکن میسازد .به همین سبب حتی اگرفرض کنیم  خامنه ای نقشه ای چنان پیچیده در سر داشت  هرگز نمیتوانست با توجه به مخالفت جناحهای دیگر آن را پیاده کند .

ضمن اینکه اضافه کنیم که خامنه ای اصولا رهبر زیرکی نیست .  اگروی  هوش و زیرکی یک رهبر داهی را داشت وضع مملکت ما الان این نبود که نیست . در همین همسایگی ما دولت پاکستان به همان روش ایران ولی  با کمال هوشیاری  به بمب اتمی دست یافت و هرگز مورد تحریم قرار نگرفت . خامنه ای مانند صدام یک رهبر قلدر است نه زیرک و دچار همه مشکلات همان رهبران قلدر نیز هست . قدرت خامنه ای بر چماق استوار است نه هوش و زیرکی و فطانت سیاسی . او به دلایل متعدد از جمله اینکه  جناحهای قدرتمند قم و تهران این اجازه را به او نمیدادند نمیتوانست انتخابات را مهندسی کند. خامنه ای حداکثر تلاشی که توانست بکند این بود که رفیق صدیق و قدیم خود هاشمی را با آن افتضاح که بیشتر مایه آبروریزی خودش شد رد صلاحیت کرد. به گواه همه ،این  احمقانه ترین تصمیم ممکن بود و آبروی دستگاه را بیش از پیش نزد مردم و رای دهندگان برد . اتفاقا رد صلاحیت هاشمی به وضوح نشان میدهد حد اکثر هوش و زیرکی آقا همین است که چماق را بردارد و جلوی چشم همه بکوبد بر سر یکی از رهبران اولیه انقلاب . کسی که اینطور بند را آب میدهد شعور و درایت لازم برای یک توطئه پیچیده از قبیل آنچه عاشقان تئوری توطئه به او نسبت میدهند ندارد . و دیدیم که  سرانجام نیز با وجود همه دست و پا زدنها از ملت ایران شکست خورد چون همه میدانیم تمایل او  بر نوکر گوش به فرمان و مطیع خود جلیلی بود و نه بر روحانی که حمایت هاشمی زخم خورده و اصلاح طلبان را پشت سر دارد . منتها اینبار از ترس تکرار یک جنبش سبز دیگر که میدانستند میتوانست عظیمتر و خطرناکتر باشد سر به رای و نظر مردم گذارد و تسلیم شد . به دین ترتیب تومار تئوری زیبای مهندسی انتخابات در هم پیچیده میشود زیرا در شرایط فعلی ایران چنین امکانی وجود ندارد .