Archive for ژوئن 2013

تبریکی از صمیم قلب به ملت بزرگ ایران

ژوئن 15, 2013

تبریک به ملت عزیز ایران . تبریک به ملتی که دوباره نشان داد شعور و بلوغ سیاسیش بیش از همه  به اصطلاح روشنفکرانی بود که به آنان  توصیه تحریم انتخابات میکردند . بسیار بسیار خوشحالم و از صمیم قلب به هموطنانم تبریک میگویم . دورانی جدید در ایران آغاز شد . دوران سیاه احمدی نژاد به پایان رسید و خامنه ای نتوانست جلیلی ، کاندید برگزیده خود را به مردم ایران تحمیل کند. این شکستی بس بزرگ برای خامنه ای و پیروزی بزرگی برای ملت ایران است . امشب حق است ملت ایران تا صبح شادی کنند وطلیعه عصری جدید را جشن بگیرند .البته ملت از قبل در خیابانهای تهران و سایر شهرهای تهران به جشن و پایکوبی پرداخته اند ، باشد تا خامنه ای برخود بلرزد.

امیدوارم مردم ما  اینبار از دوران خاتمی درس گرفته باشند و امید به رهبران نبندند و با استفاده از فضای سیاسی بازتری که به وجود می آید هرچه سریعتر همت به ایجاد سازمانهای سیاسی مستقل از اصلاح طلبان بگمارند . وظیفه جدید روشنفکران راستین نیز از همین امروز آغاز میشود تا درکنار ملت به شکل گرفتن سازمانهای مدنی مستقل یاری رسانند. هر شش انتخاب توسط شورای نگهبان بود اما فرق بود بین روحانی و جلیلی . ملت ایران  نشان داد این بلوغ سیاسی را دارد که حتی از این شکاف کوچک در سیستم حاکم نیز استفاده کند و مهر خود را برروند سیاسی ایران بکوبد . اضافه کنم که من نگران صعود قالیباف در مرحله دوم انتخابات بودم . قالیباف بوی دیکتاتور نظامی میداد . قالیباف میتوانست با حمایت سپاه کودتا کند و اینبار روز از نو ، روزگاری از نو باز باید سی سال دیگر با یک دیکتاتوری نظامی نبرد میکردیم . روحانی بین این شش کاندید منتصب ، بهترین انتخابی بود که ملت میتوانست بکند . انتخاب روحانی گام اول به خاک مالیدن دماغ خامنه ای و سپاه است . اکنون باید از فرصت به دست آمده استفاده کرد و برخلاف  دوران خاتمی منتظر اقدام اصلاح طلبان نشد که از آنان آبی گرم  نمیشود . باید خود سعی کنیم هرچه زودتر سازمانهای مستقل مبارزه سیاسی را با استفاده از فرصتی که  به دست آمده است تشکیل داده  و روند مبارزه را شکل دهیم .

ایران و سوریه و خطر انقلاب خونین

ژوئن 15, 2013

وقتی با مردم سوریه صحبت میکنی و وضع دلخراش آن کشور را میبینی متوجه میشوی که همین ایران خودت هم میتواند روزی به آن وضع وحشتناک بیفتد . ایران کشور پهناوری است با اقوام مختلف ، اگریک انقلاب خونین در کشور ما رخ دهد هیچ بعید نیست کشور تکه پاره شود و به روز مردم سوریه یا یوگسلاوی بیفتیم . به همین سبب فکر میکنم گذار مسالمت آمیز بهتر است .

آمریکا وارد میشود ….. !

ژوئن 15, 2013

مثل اینکه با اعلام کشته شدن 93 هزار انسان بیگناه در سوریه که بیش از 1700 تن از آنان کودکان زیر ده سال بوده اند و در قتل عامهای نیروهای بشار و پاسداران و حزب الله لبنان کشته شده اند ، و اثبات اینکه بشار از گاز شیمیایی استفاده کرده ، سرانجام حتی اوبامای ترسو و منفعل هم داره وارد میدان میشه .تا حالا سیاست این بود که بگذار همدیگه رو تیکه پاره کنن (برمبنای ضرب المثل ز هر طرف شود کشته سود اسلام است ) اما حالا که دیدن حزب الله و ایران دارند دست بالا رو به دست میارن و بعید نیست سوریه هم مثل بخش شیعه نشین عراق بشه دست نشانده ایران ، ترسیدن . به خصوص که سوریه هم مرز اسرائیله و شوخی بردار نیست .

چه به روز بالاترین آمده است ؟

ژوئن 15, 2013

این را صبح روز بعد از انتخابات 92 نوشتم : دلم به حال بالاترین میسوزه . تو این مواقع هست که آدم درک میکنه چه جوری افتاده دست گروهکهای حاشیه ای و بی ریشه . یک نگاهی کردم همش فحش و بدوبیراه بود به روحانی و ملت ایران که به روحانی رای دادند . بیچاره ها سوزش شدید از اینکه ملت به حرفشون گوش نکردند را باید یک جوری آرام کنند ، آنهم از راه فحش و بدوبیراه تو بالاترینه .

سی سال بی عملی و تشویق به بی عملی

ژوئن 15, 2013

سی ساله این اپوزیسیون خارج نشین ما بی استثنا تو هر انتخاباتی گفته تحریم کنید . سی ساله مردم رو به انفعال و بی عملی ترغیب کرده . خوب بعد از سی سال ، چه کارنامه ای دارند که به مردم ما نشان دهند ؟ حزبی درست کردند ، جنبشی راه انداختند و راهبری کردند ؟ هرچه بود از داخل ایران بود . رای به خاتمی باعث باز شدن فضای سیاسی و قدرت یافتن جامعه مدنی شد .رای به موسوی باعث راه افتادن جنبش سبز شد . اپوزیسیون در مقابلش چه دارد که نشان دهد ؟ بس نیست این قهرمان بازیهای بچگانه ؟ سی سال دیگر هم تحریم کنید نتیجه ای میگیرید؟

تحریم تنها در صورتی کارمیکند که در کنارش پیشنهاد یک اقدام عملی مثبت نیز داشته باشیم

ژوئن 13, 2013

در یک دیکتاتوری باید از هر فرصتی برای ضربه زدن به دیکتاتور استفاده کرد. هر اقدامی از بی عملی بهتر است .صحبت تحریم را کسی میکند که یک حزب قوی و متشکل داخل ایران دارد ،  به اعضا و هواداران دستور تحریم میدهد ، در عین حال به آنان میگوید به جای رای دادن چه کار کنند . مثلا میگویند تحریم کنید ، اما فردا در یک تظاهرات یک ملیون نفری  در خیابانها با دولت در افتید . صادقانه از تحریمیان میپرسم آیا ما چنین امکانی داریم ؟؟ آیا ما حزب و سازمان متشکلی در ایران داریم که بتوانیم گزینه دیگری در مقابل تحریم روی میز بگذاریم ؟

شما باید در کناراقدام منفی تحریم ، یک اقدام مثبت عملی هم به مردم نشان دهید . وقتی نمیتوانید هیچ اقدام دیگری کنید ، از مردم خواستن که در خانه بنشینند و دست روی دست بگذارند درست نیست و تنها باعث دلسردی بیشتر مردم میشود . بیش از سی سال است در هر انتخابات ندای تحریم سر داده اید ، چه فایده ای داشته است ؟ به جز آن که هرگاه مردم به فراخوان شما گوش فراداده اند کسی مانند احمدی نژاد از صندوق سر در آورده و هرگاه گوش نکرده اند و رای نداده اند خامنه ای مجبور به عقب نشینی شده است . کسانی دعوت به تحریم میکنند د که یک سازمان سیاسی قوی دارند و قادرند لا اقل اقدامات دیگری کنند . ما که هیچ سازمان سیاسی قوی اپوزیسیون در داخل ایران نداریم واقعا بی انصافی است از مردم بخواهیم درخانه ها را ببندند و توی خانه بنشینند .آیا این است فعالیت سیاسی ؟ تحریم تنها به خامنه ای فرصت خواهد داد تا هیولایی مانند جلیلی را از صندوق بیرون کشد و ایران را بیش از پیش به سوی بحران و نابودی پیش راند .

باید از موقعیت استفاده کرد

ژوئن 13, 2013

شورواشتیاقی که جامعه را فراگرفته باورکردنی نیست . مثل اینکه از خوابی سه ساله بیدار شده ایم .من هنوز معتقدم متاسفانه مثل سال 88 همان دور اول جلیلی با هفتاد درصد از صندوق بیرون می آید ، و اگر خامنه ای خیلی به مردم لطف کند یک دوردوم بین جلیلی و ولایتی ، یا جلیلی و قالیباف هم راه بیندازد. اما این دلیل نمیشود از فرصت به دست آمده استفاده نکرد.

گزارش گاردین از تهران : همه در باره روحانی حرف میزنند

ژوئن 13, 2013

http://www.guardian.co.uk/world/2013/jun/13/iran-elections-rouhani-frenzy

شرکت در انتخابات ، آری یا نه ؟

ژوئن 12, 2013

رای میدهم نه به عشق خاتمی ، یا موسوی ، یا روحانی . رای میدهم چون راهی است برای نه گفتن به دیکتاتوری اسلامی. برای مبارزه با دیکتاتوری از هر فرصتی ، هرچند کوچک ، باید استفاده کرد . هرکاری از دست روی دست گذاشتن و بی عملی بهتر است . حتی اگر یک درهزار احتمال آن رود که از درون این انتخابات جنبشی مثل جنبش سبز سر بر آورد بر ماست که نگذاریم این فرصت طلایی از دست برود، به خصوص دراین زمان که میهنمان دچار بحرانی جدی است. ما در یک مملکت ساکت و آرام و مرفه زندگی نمیکنیم که فکر کنیم فعلا وقت هست و میشود دست روی دست گذاشت و صبر کرد ده سال دیگر، یا بیست سال دیگر، مردم آماده شوند و بعد اقدام کرد . ما در کشوری زندگی میکنیم که اقتصاد آن در پرتگاه سقوط قرار دارد و درعین حال ممکن است در یک حمله خارجی از هم بپاشد . من نمیگویم ممکن است روحانی انتخاب شود و میدانم حتی اگر هم انتخاب شود حد اکثر مانند خاتمی خواهد بود نه بیشتر. من میگویم نگاه کنید در همین چند روزی که به دلیل انتخابات مردم و جوانان فرصت تجمع یافته اند چه تغییربزرگی در فضای سیاسی کشور به وقوع پیوسته است . برای اولین بار پس از سه سال دوباره مردم فرصت گردهمایی یافته اند، شعار میدهند و دعوت به تجمع سیاسی میکنند . باید از این فرصت استفاده کرد . باید هزینه تقلب را با شرکت مردم در انتخابات به حدی بالا برد که تقلب منجر به یک خیزش مردمی شود. به این هم اعتقاد ی ندارم که رهبران جنبش ، اگر ادامه یابد ، اصلاح طلبان خواهند بود. اصلاح طلبان و رای به آنها فقط وسیله و موتور محرک شروع این جنبش خواهند بود و کم خردی است اگر فکر کنیم میتوانند رهبری جنبش را به دست گیرند. اما ایمان دارم اگر جنبش تداوم یابد از میان همین مردم صدها رهبر برای هدایت آن تا سرمنزل دموکراسی ظهورخواهد کرد . نمونه عملی چنین جنبشی در تاریخ اخیرما جنبش مشروطه است . جنبش مشروطه توسط برخی شاهزادگان و رجال دولت قاجار شروع شد که مانند اصلاح طلبان به هیچوجه خواستار سرنگونی نبودند بلکه تنها میخواستند تغییراتی در سیستم دولتی قاجار دهند . اما جنبش ادامه یافت و با تداوم آن رهبری آن به دست مردانی چون ستارخان و باقرخان افتاد که از میان مردم برخاسته بودند و با شهامت تمام انقلاب را به پیروزی رساندند .

==============================================

دیکتاتوریهای از قماش جمهوری اسلامی ایران ، از کسی که رای نمیدهد هراسی به دل ندارند . آن که رای نمیدهد انتظاری هم ندارد و فردا هرکه از صندوق در آید برای او علی السویه است  و بی تفاوت میماند .

حکومتهای دیکتاتوری از آن میترسند که رای میدهد . آن کس که رای میدهد انتظاری دارد ، و اگر حس کند انتظارش بر آورده نشده و تقلبی صورت گرفته مثل سال 88 فریادش را به خیابان میبرد و  دست به تظاهرات و آشوب میزند و میپرسد رای من کو  . درست است که خامنه ای و مزدورانش به زبان میگویند رای دهید ، ولی درنهان آرزویشان آن است که مردم بی تفاوت باشند و رای ندهند تا مثل سال 84 بتوانند کاندیدای خود را بی شورش و آشوب از صندوق در آورند و به مردم تحمیل کنند .

استراتژی سرنگونی دیکتاتوری اسلامی در لحظه فعلی حکم میکند تاکتیک شرکت گسترده در انتخابات را برگزینیم . هرچه تعداد بیشتری از رای دهندگان در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدایی که قطعا مورد نظر خامنه ای  نیست رای دهند به همان نسبت امکان تقلب خامنه ای  به نفع کاندیدای محبوبش سخت تر میشود و هزینه سنگینتری باید بپردازد. به همین سبب نیز سران این رژیم همیشه از شرکت گسترده توده ها در انتخابات هراس داشته اند. درسال 76 شرکت گسترده توده های مردم باعث شکست کاندیدای مورد نظر خامنه ای شد و تغییراتی که در هشت سال بعددر فضای اجتماعی به وجود آمد دیگر پاک کردنی نبودو  خامنه ای هرگز نتوانست عقربه زمان  را به پیش از 76 بازگرداند . در سال 88 هم شرکت گسترده توده های وسیع مردم هزینه تقلب را به حدی بالا برد که منجر به جنبش سبز شد و قداست خامنه ای برای اولین بار کاملا در هم شکست . با این انتخابات نسلی که از تاریخ و گذشته خود بی خبر بود برای اولین بار وارد میدان سیاست شد و معنی اقدام سیاسی را دریافت . اما مهمتر از همه اینکه قداست خامنه ای، که حتی در روزهای اول پس از تقلب هنوزکسی جرئت توهین به او را نداشت ، برای همیشه درهم شکست و شعار مرگ بر دیکتاتور شعار استاندارد تظاهرات شد .

اما ، هرگاه مردم در خانه نشسته اند خامنه ای و سپاه با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورده اند . یادمان نرفته بی عملی و خانه نشینی مردم را در سال 84 که منجر به تحمیل موجودی چون احمدی نژاد شد . اینبار هم اگر ساکت بنشینیم فردی بدتر از احمدی نژاد را به ما تحمیل میکنند . این رژیم در سراشیب سقوط است و اگر به حال خود گذاشته شود روز به روز وضع مردم بدتر خواهد شد تا سرانجام به فروپاشی کامل مملکت بینجامد . کسانی که میگویند از این بدتر که نمیشود یادشان رفته است در سال 84 نیز میگفتند ما در خانه مینشینیم و رای نمیدهیم ، از این بدتر که نمیشود . دیدیم که میتواند بدتر شود و بدترهم شد . اگر بی عمل بمانیم ، اگر رای ندهیم ، قطعا اوضاع بدتر میشود چون خامنه را اگر آزاد گذارند سر سوریه ای کردن ایران دارد . عده ای میگویند روحانی در همه جنایات رژیم شریک بوده است و و چه و چه . من هم قبول دارم ولی درد فعلی ما گذشته روحانی نیست ، آینده ایران است ، مملکتی که اگر در مسیری که خامنه ای برای آن تعیین کرده پیش رود دیر نیست به سرنوشت تلخ سوریه یا عراق و افغانستان دچار گردد (گذشته روحانی را فعلا بگذارید برای پس از سقوط جمهوری اسلامی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک و دادگاههای آن زمان!)   یک مبارز سیاسی باید بر احساسات تند خود فائق باشد و اجازه ندهد احساس عامل تصمیم گیری او در مورد وقایع سیاسی شود. در مواقع لزوم باید احساس را به نفع عقل و منطق و هدف دراز مدت کنارزد و با مغز تصمیم گرفت نه با دل. لازم نیست طرفدار روحانی باشید تا به او رای دهید . به روحانی رای دهید نه به دلیل علاقه به او، بلکه برای  مستعد کردن شرایط برای ضربه زدن به دشمن اصلی ایران ، به خامنه ای و سپاه . سال 88 من از روی عشق به موسوی رای ندادم . سابقه او را در دهه شصت میدانستم و آگاه بودم  که هنگام کشتار موحش سال 67 او نخست وزیر بود و به هیچوجه با این سابقه مورد تایید من نبود اما به او رای دادم  . به او رای دادم برای  ضربه زدن به خامنه ای ، نه از روی عشق به موسوی ،  و از رایم  راضی هستم زیرا ضربه ای که جنبش سبز به خامنه ای زد جبران ناپذیر است . به همین سبب به نظر من خامنه ای و سپاه سعی خواهند کرد ایده تحریم انتخابات را جا بیندازند تا با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق به در آرند. متاسفانه گروهی ساده لوح نیز فریب تبلیغات اینان  در مورد تحریم را خورده اند و ناخواسته در جهت منافع دیکتاتوری اسلامی گام بر میدارند . تحریم ، عدم شرکت در انتخابات ، در خانه را به روی خود بستن و با خیال راحت پشت در بسته غرزدن خیلی ساده است . خامنه ای هم همین را میخواهد . پیام او به مردم اینست : تحریم کنید و توی خانه هایتان بنیشینید و تا قیام قیامت غرغر کنید تا من بتوانم کار خودم را بکنم.

گروهی بهانه میگیرند  پس چرا خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید و اگر ما شرکت کنیم  به میل او رفتار کرده ایم پس از لج او هم که شده باید در خانه بنشینیم  . به این دوستان باید عرض کرد وقتی خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید روی سخن و خطاب او فقط با طرفدارانش است نه من و شما . او من و شما و سایر مخالفان را اصلا آدم حساب نمیکند که انتظار داشته باشد و بخواهد ما در انتخابات شرکت کنیم . او میخواهد فقط طرفدارانش در انتخابات شرکت کنند تا بتواند کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورد . خامنه ای مانند رهبر یک حزب است : وقتی رهبر یک حزب سیاسی قبل از شروع انتخابات از همه  میخواهد در انتخابات شرکت کنند میدانیم مقصودش چیست . رهبر حزب با این سخن  درواقع فقط از حزب خود خواسته شرکت کنند و این را هم میدانیم که در عین حال کمال آرزویش است طرفداران حزب مخالف در انتخابات شرکت نکنند تا او پیروز شود . پس با خیال راحت در انتخابات شرکت کنید که در واقع شرکت شما ، شرکت حزب مخالف خامنه ای است . مطمئن باشید که خامنه ای آرزویش این است شما شرکت نکنید و تیمهای سایبری سپاه پاسداران نیز در راستای آرزوی رهبر سعی در جا انداختن عقیده تحریم دارند .به نفع خامنه ای است که تود ه های مردم ، مایوس و سرخورده ، در خانه بنشینند .  تحریم این انتخابات ، در خانه نشستن ، بی عمل بودن ، در به روی خود بستن و پشت درهای بسته غرزدن تا قیامت راه مبارزه با این دیکتاتوری نیست . باید از هر امکانی که فراهم می آید برای مبارزه استفاده کرد .برای خامنه ای فرقی نمیکند مردم درانتخابات شرکت کنند یا نه . دستگاه تبلیغاتی رژیم به هرحال تصاویرو فیلمهای  شرکت عظیم مردم در انتخابات را ، حتی به رغم عدم شرکت مردم ، آماده کرده است . آن که این میان از خانه نشستن ضرر خواهد دید ملت ایران است که شانس یک خیزش دیگر همچون سال 88 و کوبیدن یک مشت دیگر بر دیکتاتور را از دست خواهد داد، مشتی که شاید اینبار برای همیشه دیکتاتور را بر زمین افکند . تحریم کنندگان انتخابات با این درخواست غیر منطقی خود در واقع آب به آسیاب رژیم میریزند ،  به خصوص که این فرصت کم نظیر شاید یکی از آخرین شانسهای ما برای یک تحرک همگانی و گسترده در طی سالهای آینده باشد . ظن قریب به یقین آن است که عصر ریاست جمهوری در دیکتاتوری اسلامی با این انتخابات به پایان خواهد رسید . خامنه ای برای اینکه خیال خود را از این تکانهای چهارساله راحت کند به راه شاه خواهد رفت و  به یک نخست وزیر ابد مدت گوش به فرمان مانند هویدا،  بدون نیاز به انتخابات سراسری ، قناعت خواهد کرد .

و اما در مورد کاندیدای اصلاح طلبان و انتقاداتی که بر او وارد است : یادمان هست که  منتظری در اوایل انقلاب به شدت منفور مردم بود و بدترین جوکها را در موردش میگفتند. اما وقتی به مخالفت با خمینی برخاست محبوب و محبوبتر شد تا به جایی که در تشییع جنازه اش صدها هزار ایرانی از جنبش سبز شرکت کردند . انسانها ثابت نمیمانند و تغییر میکنند . همین امر در مورد موسوی، نخست وزیر محبوب امام و فردی  که در عهد قدرتش گسترده ترین کشتارهای زندانیان در تاریخ جمهوری اسلامی  رخ داد صادق است . کروبی نیز عزیز خمینی بود و میبینیم تغییر کرد و اکنون به جرم همراهی با مردم هردو در زندانند. چرا بعضیها به این شدت با تغییر مواضع اینان مخالفند؟ آن که از این تغییر مواضع بهره میبرد ملت ایران است و بس. اتفاقا به نظر من باید تشویقشان کرد تا به آهستگی با ملت همسو شوند ، همانطور که منتظری و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر از سران دهه نخست انقلاب  شدند .

و اما سخنی هم در باره تحریم کنندگان عافیت طلبی که خارج از ایران  پا روی پا انداخته اند و با یک گیلاس کوکتل در دست در هوای فرحبخش کالیفرنیا، در راستای منویات خامنه ای و سپاه پاسداران  ،  برای ما نسخه  تحریم میپیچند و به خود تبریک میگویند که چقدر آزادیخواه و رادیکال تشریف دارند . اینها همان تحریم کنندگان سال 88 هستند که قیل و قالشان دنیا را برداشت که تحریم کنید و وقتی ملت گوش نکرد و کار خود را کرد و رای داد و سپس توده های ملیونی مردم در خیزشی  بزرگ به خیابانها ریخت همینها هرکدام یک دستبند سبز به مچ بستند و به جنبش پیوستند . کاش میشد توماری از این تحریم نامه ها  تهیه کرد و سپس «اگر» دوباره کار به خیزش ملیونی کشید با همان تومار برسرشان کوبید .

و اما به آنان که از روی خشم و لجبازیهای آنی و کودکانه و یا رادیکالبازیهای انقلابی میگویند ما اصلا با کل رژیم مخالفیم و صداقت  انقلابی یعنی آن که در انتخابات این رژیم داخل نشویم میگویم : سیاست یعنی جنگ . در میدان جنگ برای حصول به استراتژی پیروزی بر دشمن گاه باید تاکتیکهایی در پیش گرفت که سخت و ناگوار است ولی اگر بخواهید بر دشمن پیروز شوید چاره ای جز اتخاذ این تاکتیکها ندارید . در میدان جنگ سیاسی فعلی ایران ، در لحظه کنونی ، برای حصول به استراتژی دموکراسی و آزادی در ایران و سرنگونی دیکتاتوری اسلامی ، باید پا بر احساسات تند و کودکانه گذاشت و در انتخابات شرکت کرد. نه به عشق روحانی  یا خامنه ای یا جمهوری اسلامی ، بلکه  تا بتوان با استفاده از شکافهای درون رژیم جنبشی مانند جنبش سبز را از نو به راه انداخت .

گروه دیگری از تحریم کنندگان انتخابات نیز دوستان و همرزمان عزیزی هستند که متاسفانه ذهن و فکرشان در سال 88 یخ زده و منجمد شده وهنوز مشغول انتقامگیری بابت ضربات آن سال هستند .این دوستان  که مانند خود من از مبارزان سال 88 و جنبش سبز هستند به خیال  انتقامگیری بابت شهدای آن خیزش عظیم و کتکهایی که در آن سال خوردند فکر میکنند راه انتقام آن است که لج کنند و رای ندهند . این رفقا در واقع سعی میکنند بازی سال 88 را دوباره در زمین سال 92 پیاده کنند ، یعنی چهار سال عقبند . به این دوستان عزیز عرض میکنم که نفرت از این حکومت به خاطر سرکوب سال 88 بسیار پسندیده است ولی مجرای صحیح هدایت این نفرت ، انجام یک بازی جدید مطابق شرایط فعلی و در زمین سال 92است . باید از یخ 88 به در آمد و شرایط فعلی را رصد کرد . البته شما نمیخواهید مانند پیران فرتوتی شوید که ارتباط خود را با واقعیات جامعه به کلی از دست داده اند و در خیال خود درعصر و زمانی دیگر به سر میبرند. مانند توده ایهای پیر از خارج آمده در انقلاب 57 که ارتباط خود را با واقعیات جامعه از دست داده و هنوز در زمین سال 32 بازی میکردند در حالی که شرایط و زمان به کلی فرق کرده بود . یا مانند مجاهدین پیرو فرتوتی که هنوز مشغول بازی دهه 60 در زمین دهه 90هستند. از این دوستان انتظار میرود یخ 88 را بشکنند و دریابند که عرصه شطرنج سیاست محل احساسات و تند رویهای کودکانه نیست . برای پیروزی در این عرصه باید تدبیر داشت و بر احساسات فائق آمد و با نیرویی مجدد با شرکت در انتخابات نه بزرگ دیگری به خامنه ای و سپاه گفت بدان امید که جنبش سبز دیگری رقم خورد . از روحانی  متنفرید؟ هیچ اشکالی ندارد. آینده ایران مهمتر از این نفرت است ، روز رای گیری مثل خود من دماغ خود را بگیرید ولی رای را به صندوق بیاندازید .گاه برای رهای از شر بیماری باید شربت تلخ را نوشید و مثل کودکان چهره در هم نکشید .

درانتها اضافه کنم که در عین حال به نظر آنان که شق تحریم را برگزیده اند احترام میگذارم اما معتقدم همان طور که در بالا ذکر کردم در یک دیکتاتوری باید از هر فرصتی برای ضربه زدن به دیکتاتور استفاده کرد، و هر اقدامی از بی عملی بهتر است .صحبت تحریم را کسی میکند که یک حزب قوی و متشکل داخل ایران دارد . به اعضا و هواداران دستور تحریم میدهد ، در عین حال به آنان میگوید به جای رای دادن چه کار کنند . مثلا میگویند تحریم کنید ، اما فردا در یک تظاهرات یک ملیون نفری  در خیابانها با دولت در افتید . صادقانه از تحریمیان میپرسم آیا ما چنین امکانی داریم ؟ شما باید در کناراقدام منفی تحریم ، یک اقدام مثبت عملی هم به مردم نشان دهید . وقتی نمیتوانید هیچ اقدام دیگری کنید ، از مردم خواستن که در خانه بنشینند و دست روی دست بگذارند درست نیست . تحریم را کسانی میکنند که یک سازمان سیاسی قوی دارند و قادرند لا اقل اقدامات دیگری کنند . ما که هیچ سازمان سیاسی قوی اپوزیسیون در داخل ایران نداریم واقعا بی انصافی است از مردم بخواهیم درخانه ها را ببندند و توی خانه بنشینند . این که نشد فعالیت سیاسی .

کمک به انقلاب سوریه

ژوئن 10, 2013

اگر میخواهید به ملت و انقلاب سوریه کمک کنید به این وبسایت بروید :

http://www.syrian-expatriates.org/

شرکت در انتخابات ، آری یا نه ؟

ژوئن 10, 2013

رای میدهیم نه به عشق خاتمی ، یا موسوی ، یا روحانی . رای میدهیم چون این رای وسیله ای است برای نه گفتن به دیکتاتوری اسلامی . برای مبارزه با یک دیکتاتوری از هر امکانی ، هرچند کوچک ، باید استفاده کرد . هرکاری از دست روی دست گذاشتن و هیچ کاری نکردن بهتر است . حتی اگر یک درهزار احتمال آن باشد که انتخابات منجر به جنبشی مثل جنبش سبز شود بر ماست که نگذاریم این فرصت طلایی از دست برود . به خصوص در شرایطی که میهن ما در این موقعیت بحرانی قراردارد و شاید تا چند سال دیگر اصلا ایرانی باقی نمانده باشد . ما در یک مملکت ساکت و آرام و لا اقل از لحاظ اقتصادی مرفه زندگی نمیکنیم  که بگوییم فعلا  وقت داریم و میشود دست روی دست گذاشت و صبر کرد ده سال دیگر مردم آماده شوند بعد اقدام کرد . ما در کشوری  زندگی میکنیم  که اقتصاد آن در پرتگاه سقوط قرار دارد و درعین حال ممکن است  با حمله خارجی روبرو شود و  از هم بپاشد . من نمیگویم ممکن است روحانی انتخاب شود و اگر انتخاب شود چه ها خواهد شد . من  میگویم نگاه کنید در همین چند روزی که به دلیل انتخابات مردم و جوانان فرصت تجمع یافته اند چه تغییری در فضای سیاسی کشور به وقوع پیوسته است . برای اولین بار پس از سه سال دوباره مردم گرد هم جمع میشوند و شعار میدهند و دعوت به تجمع سیاسی میکنند . باید از این فرصت استفاده کرد . باید هزینه تقلب را با شرکت مردم در انتخابات به حدی بالا برد که تقلب منجر به یک خیزش مردمی شود.  هرگز هم اعتقاد ندارم که رهبران جنبش  ، اگر امتداد یابد ، اصلاح طلبان خواهند بود. اصلاح طلبان و رای به آنها فقط وسیله شروع این جنبش خواهند بود و کم خردی است از آنان انتظار پیشبرد جنبش را داشتن . اما ایمان دارم اگر جنبش تداوم یابد از میان همین مردم صدها رهبر برای هدایت آن تا سرمنزل دموکراسی ظهورخواهد کرد . در همین تاریخ خودمان نیز چنین تجربه ای را داریم .  جنبش مشروطه توسط برخی شاهزادگان و رجال دولت قاجار شروع شد که مانند اصلاح طلبان به هیچوجه خواستار سرنگونی نبودند بلکه تنها میخواستند تغییراتی در سیستم دولتی قاجار دهند . اما جنبش ادامه یافت و با تداوم آن رهبری آن به دست مردانی چون ستارخان و باقرخان افتاد  که از میان مردم برخاسته بودند و با شهامت تمام انقلاب را به پیروزی رساندند .

==============================================

دیکتاتوریهای از قماش جمهوری اسلامی ایران ، از کسی که رای نمیدهد هراسی به دل ندارند . آن که رای نمیدهد انتظاری هم ندارد و فردا هرکه از صندوق در آید برای او علی السویه است  و بی تفاوت میماند .

حکومتهای دیکتاتوری از آن میترسند که رای میدهد . آن کس که رای میدهد انتظاری دارد ، و اگر حس کند انتظارش بر آورده نشده و تقلبی صورت گرفته مثل سال 88 فریادش را به خیابان میبرد و  دست به تظاهرات و آشوب میزند و میپرسد رای من کو  . درست است که خامنه ای و مزدورانش به زبان میگویند رای دهید ، ولی درنهان آرزویشان آن است که مردم بی تفاوت باشند و رای ندهند تا مثل سال 84 بتوانند کاندیدای خود را بی شورش و آشوب از صندوق در آورند و به مردم تحمیل کنند .

استراتژی سرنگونی دیکتاتوری اسلامی در لحظه فعلی حکم میکند تاکتیک شرکت گسترده در انتخابات را برگزینیم . هرچه تعداد بیشتری از رای دهندگان در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدایی که قطعا مورد نظر خامنه ای  نیست رای دهند به همان نسبت امکان تقلب خامنه ای  به نفع کاندیدای محبوبش سخت تر میشود و هزینه سنگینتری باید بپردازد. به همین سبب نیز سران این رژیم همیشه از شرکت گسترده توده ها در انتخابات هراس داشته اند. درسال 76 شرکت گسترده توده های مردم باعث شکست کاندیدای مورد نظر خامنه ای شد و تغییراتی که در هشت سال بعددر فضای اجتماعی به وجود آمد دیگر پاک کردنی نبودو  خامنه ای هرگز نتوانست عقربه زمان  را به پیش از 76 بازگرداند . در سال 88 هم شرکت گسترده توده های وسیع مردم هزینه تقلب را به حدی بالا برد که منجر به جنبش سبز شد و قداست خامنه ای برای اولین بار کاملا در هم شکست . با این انتخابات نسلی که از تاریخ و گذشته خود بی خبر بود برای اولین بار وارد میدان سیاست شد و معنی اقدام سیاسی را دریافت . اما مهمتر از همه اینکه قداست خامنه ای، که حتی در روزهای اول پس از تقلب هنوزکسی جرئت توهین به او را نداشت ، برای همیشه درهم شکست و شعار مرگ بر دیکتاتور شعار استاندارد تظاهرات شد .

اما ، هرگاه مردم در خانه نشسته اند خامنه ای و سپاه با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورده اند . یادمان نرفته بی عملی و خانه نشینی مردم را در سال 84 که منجر به تحمیل موجودی چون احمدی نژاد شد . اینبار هم اگر ساکت بنشینیم فردی بدتر از احمدی نژاد را به ما تحمیل میکنند . این رژیم در سراشیب سقوط است و اگر به حال خود گذاشته شود روز به روز وضع مردم بدتر خواهد شد تا سرانجام به فروپاشی کامل مملکت بینجامد . کسانی که میگویند از این بدتر که نمیشود یادشان رفته است در سال 84 نیز میگفتند ما در خانه مینشینیم و رای نمیدهیم ، از این بدتر که نمیشود . دیدیم که میتواند بدتر شود و بدترهم شد . اگر بی عمل بمانیم ، اگر رای ندهیم ، قطعا اوضاع بدتر میشود چون خامنه را اگر آزاد گذارند سر سوریه ای کردن ایران دارد . عده ای میگویند روحانی در همه جنایات رژیم شریک بوده است و و چه و چه . من هم قبول دارم ولی درد فعلی ما گذشته روحانی نیست ، آینده ایران است ، مملکتی که اگر در مسیری که خامنه ای برای آن تعیین کرده پیش رود دیر نیست به سرنوشت تلخ سوریه یا عراق و افغانستان دچار گردد (گذشته روحانی را فعلا بگذارید برای پس از سقوط جمهوری اسلامی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک و دادگاههای آن زمان!)   یک مبارز سیاسی باید بر احساسات تند خود فائق باشد و اجازه ندهد احساس عامل تصمیم گیری او در مورد وقایع سیاسی شود. در مواقع لزوم باید احساس را به نفع عقل و منطق و هدف دراز مدت کنارزد و با مغز تصمیم گرفت نه با دل. لازم نیست طرفدار روحانی باشید تا به او رای دهید . به روحانی رای دهید نه به دلیل علاقه به او، بلکه برای  مستعد کردن شرایط برای ضربه زدن به دشمن اصلی ایران ، به خامنه ای و سپاه . سال 88 من از روی عشق به موسوی رای ندادم . سابقه او را در دهه شصت میدانستم و آگاه بودم  که هنگام کشتار موحش سال 67 او نخست وزیر بود و به هیچوجه با این سابقه مورد تایید من نبود اما به او رای دادم  . به او رای دادم برای  ضربه زدن به خامنه ای ، نه از روی عشق به موسوی ،  و از رایم  راضی هستم زیرا ضربه ای که جنبش سبز به خامنه ای زد جبران ناپذیر است . به همین سبب به نظر من خامنه ای و سپاه سعی خواهند کرد ایده تحریم انتخابات را جا بیندازند تا با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق به در آرند. متاسفانه گروهی ساده لوح نیز فریب تبلیغات اینان  در مورد تحریم را خورده اند و ناخواسته در جهت منافع دیکتاتوری اسلامی گام بر میدارند . تحریم ، عدم شرکت در انتخابات ، در خانه را به روی خود بستن و با خیال راحت پشت در بسته غرزدن خیلی ساده است . خامنه ای هم همین را میخواهد . پیام او به مردم اینست : تحریم کنید و توی خانه هایتان بنیشینید و تا قیام قیامت غرغر کنید تا من بتوانم کار خودم را بکنم.

گروهی بهانه میگیرند  پس چرا خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید و اگر ما شرکت کنیم  به میل او رفتار کرده ایم پس از لج او هم که شده باید در خانه بنشینیم  . به این دوستان باید عرض کرد وقتی خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید روی سخن و خطاب او فقط با طرفدارانش است نه من و شما . او من و شما و سایر مخالفان را اصلا آدم حساب نمیکند که انتظار داشته باشد و بخواهد ما در انتخابات شرکت کنیم . او میخواهد فقط طرفدارانش در انتخابات شرکت کنند تا بتواند کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورد . خامنه ای مانند رهبر یک حزب است : وقتی رهبر یک حزب سیاسی قبل از شروع انتخابات از همه  میخواهد در انتخابات شرکت کنند میدانیم مقصودش چیست . رهبر حزب با این سخن  درواقع فقط از حزب خود خواسته شرکت کنند و این را هم میدانیم که در عین حال کمال آرزویش است طرفداران حزب مخالف در انتخابات شرکت نکنند تا او پیروز شود . پس با خیال راحت در انتخابات شرکت کنید که در واقع شرکت شما ، شرکت حزب مخالف خامنه ای است . مطمئن باشید که خامنه ای آرزویش این است شما شرکت نکنید و تیمهای سایبری سپاه پاسداران نیز در راستای آرزوی رهبر سعی در جا انداختن عقیده تحریم دارند .به نفع خامنه ای است که تود ه های مردم ، مایوس و سرخورده ، در خانه بنشینند .  تحریم این انتخابات ، در خانه نشستن ، بی عمل بودن ، در به روی خود بستن و پشت درهای بسته غرزدن تا قیامت راه مبارزه با این دیکتاتوری نیست . باید از هر امکانی که فراهم می آید برای مبارزه استفاده کرد .برای خامنه ای فرقی نمیکند مردم درانتخابات شرکت کنند یا نه . دستگاه تبلیغاتی رژیم به هرحال تصاویرو فیلمهای  شرکت عظیم مردم در انتخابات را ، حتی به رغم عدم شرکت مردم ، آماده کرده است . آن که این میان از خانه نشستن ضرر خواهد دید ملت ایران است که شانس یک خیزش دیگر همچون سال 88 و کوبیدن یک مشت دیگر بر دیکتاتور را از دست خواهد داد، مشتی که شاید اینبار برای همیشه دیکتاتور را بر زمین افکند . تحریم کنندگان انتخابات با این درخواست غیر منطقی خود در واقع آب به آسیاب رژیم میریزند ،  به خصوص که این فرصت کم نظیر شاید یکی از آخرین شانسهای ما برای یک تحرک همگانی و گسترده در طی سالهای آینده باشد . ظن قریب به یقین آن است که عصر ریاست جمهوری در دیکتاتوری اسلامی با این انتخابات به پایان خواهد رسید . خامنه ای برای اینکه خیال خود را از این تکانهای چهارساله راحت کند به راه شاه خواهد رفت و  به یک نخست وزیر ابد مدت گوش به فرمان مانند هویدا،  بدون نیاز به انتخابات سراسری ، قناعت خواهد کرد .

و اما در مورد کاندیدای اصلاح طلبان و انتقاداتی که بر او وارد است : یادمان هست که  منتظری در اوایل انقلاب به شدت منفور مردم بود و بدترین جوکها را در موردش میگفتند. اما وقتی به مخالفت با خمینی برخاست محبوب و محبوبتر شد تا به جایی که در تشییع جنازه اش صدها هزار ایرانی از جنبش سبز شرکت کردند . انسانها ثابت نمیمانند و تغییر میکنند . همین امر در مورد موسوی، نخست وزیر محبوب امام و فردی  که در عهد قدرتش گسترده ترین کشتارهای زندانیان در تاریخ جمهوری اسلامی  رخ داد صادق است . کروبی نیز عزیز خمینی بود و میبینیم تغییر کرد و اکنون به جرم همراهی با مردم هردو در زندانند. چرا بعضیها به این شدت با تغییر مواضع اینان مخالفند؟ آن که از این تغییر مواضع بهره میبرد ملت ایران است و بس. اتفاقا به نظر من باید تشویقشان کرد تا به آهستگی با ملت همسو شوند ، همانطور که منتظری و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر از سران دهه نخست انقلاب  شدند .

و اما سخنی هم در باره تحریم کنندگان عافیت طلبی که خارج از ایران  پا روی پا انداخته اند و با یک گیلاس کوکتل در دست در هوای فرحبخش کالیفرنیا، در راستای منویات خامنه ای و سپاه پاسداران  ،  برای ما نسخه  تحریم میپیچند و به خود تبریک میگویند که چقدر آزادیخواه و رادیکال تشریف دارند . اینها همان تحریم کنندگان سال 88 هستند که قیل و قالشان دنیا را برداشت که تحریم کنید و وقتی ملت گوش نکرد و کار خود را کرد و رای داد و سپس توده های ملیونی مردم در خیزشی  بزرگ به خیابانها ریخت همینها هرکدام یک دستبند سبز به مچ بستند و به جنبش پیوستند . کاش میشد توماری از این تحریم نامه ها  تهیه کرد و سپس «اگر» دوباره کار به خیزش ملیونی کشید با همان تومار برسرشان کوبید .

و اما به آنان که از روی خشم و لجبازیهای آنی و کودکانه و یا رادیکالبازیهای انقلابی میگویند ما اصلا با کل رژیم مخالفیم و صداقت  انقلابی یعنی آن که در انتخابات این رژیم داخل نشویم میگویم : سیاست یعنی جنگ . در میدان جنگ برای حصول به استراتژی پیروزی بر دشمن گاه باید تاکتیکهایی در پیش گرفت که سخت و ناگوار است ولی اگر بخواهید بر دشمن پیروز شوید چاره ای جز اتخاذ این تاکتیکها ندارید . در میدان جنگ سیاسی فعلی ایران ، در لحظه کنونی ، برای حصول به استراتژی دموکراسی و آزادی در ایران و سرنگونی دیکتاتوری اسلامی ، باید پا بر احساسات تند و کودکانه گذاشت و در انتخابات شرکت کرد. نه به عشق روحانی  یا خامنه ای یا جمهوری اسلامی ، بلکه  تا بتوان با استفاده از شکافهای درون رژیم جنبشی مانند جنبش سبز را از نو به راه انداخت .

گروه دیگری از تحریم کنندگان انتخابات نیز دوستان و همرزمان عزیزی هستند که متاسفانه ذهن و فکرشان در سال 88 یخ زده و منجمد شده وهنوز مشغول انتقامگیری بابت ضربات آن سال هستند .این دوستان  که مانند خود من از مبارزان سال 88 و جنبش سبز هستند به خیال  انتقامگیری بابت شهدای آن خیزش عظیم و کتکهایی که در آن سال خوردند فکر میکنند راه انتقام آن است که لج کنند و رای ندهند . این رفقا در واقع سعی میکنند بازی سال 88 را دوباره در زمین سال 92 پیاده کنند ، یعنی چهار سال عقبند . به این دوستان عزیز عرض میکنم که نفرت از این حکومت به خاطر سرکوب سال 88 بسیار پسندیده است ولی مجرای صحیح هدایت این نفرت ، انجام یک بازی جدید مطابق شرایط فعلی و در زمین سال 92است . باید از یخ 88 به در آمد و شرایط فعلی را رصد کرد . البته شما نمیخواهید مانند پیران فرتوتی شوید که ارتباط خود را با واقعیات جامعه به کلی از دست داده اند و در خیال خود درعصر و زمانی دیگر به سر میبرند. مانند توده ایهای پیر از خارج آمده در انقلاب 57 که ارتباط خود را با واقعیات جامعه از دست داده و هنوز در زمین سال 32 بازی میکردند در حالی که شرایط و زمان به کلی فرق کرده بود . یا مانند مجاهدین پیرو فرتوتی که هنوز مشغول بازی دهه 60 در زمین دهه 90هستند. از این دوستان انتظار میرود یخ 88 را بشکنند و دریابند که عرصه شطرنج سیاست محل احساسات و تند رویهای کودکانه نیست . برای پیروزی در این عرصه باید تدبیر داشت و بر احساسات فائق آمد و با نیرویی مجدد با شرکت در انتخابات نه بزرگ دیگری به خامنه ای و سپاه گفت بدان امید که جنبش سبز دیگری رقم خورد . از روحانی  متنفرید؟ هیچ اشکالی ندارد. آینده ایران مهمتر از این نفرت است ، روز رای گیری مثل خود من دماغ خود را بگیرید ولی رای را به صندوق بیاندازید .گاه برای رهای از شر بیماری باید شربت تلخ را نوشید و مثل کودکان چهره در هم نکشید .

تبریک به رهبر جمهوری اسلامی

ژوئن 6, 2013

بدینوسیله از فرصت استفاده کرده و پیروزی ایران ، روسیه و حزب الله در سوریه را به رهبر معظم جمهوری اسلامی تبریک میگویم . با پیروزی سربازان سپاه دست در دست برادران حزب الله لبنان ، اسد رسما تبدیل به دست نشانده حزب الله لبنان و ایران خواهد شد . این شکست عظیم را به اوباما و کشورهای غربی که دست روی دست گذاشتند تا چنین فاجعه ای اتفاق بیفتد تسلیت میگویم.ماجرای جنگ داخلی اسپانیاست که دست گرمی بود برای هیتلر و موسولینی تا خود را با تمرین قتل عام مردم اسپانیا برای جنگ دوم جهانی آماده کنند . هیتلر هواپیماهای جدید جنگی خود را برای بمباران مردم بیگناه اسپانیا به کار برد و از کارکرد آنها مطمئن شد و خلبانهایش تمرین کردند و بعد همان تجربه را در جنگ دوم استفاده کردند . دولتهای غربی هم دست به دست میمالیدند و در زبان از جمهوریخواهان اسپانیا حمایت میکردند ولی کوچکترین کمکی به نبرد آنان در دفاع از جمهوری جوان اسپانیا بر علیه کودتاچیان سلطنت طلب نکردند . چرا ، چون نگران بودند مبادا کمونیستها به قدرت برسند . دقیقا همان ماجرا در سوریه تکرار میشود . منتها جای لولو خورخوره کمونیسم را حالا القاعده گرفته . پیروزی ایران و حزب الله در سوریه شکست بسیار بزرگی برای دموکراسیهای غربی خواهد بود چون باعث کنترل عملی سوریه توسط تروریستهای اسلامی ایران و حزب الله میشود و آغازگر جنگهای بزرگتر و ویرانگرتری در منطقه خواهد بود .

ارتش کمک نمیکند ، کودتا میکند

ژوئن 2, 2013

در میدان تقسیم با یکی از تظاهرکنندگان صحبت میکنند . میگوید من مطمئنم ارتش مارا تنها نمیگذارد و به کمک ما می آید و از شر این دولت خلاص میشویم . آه از نهادم بر می آید . ارتش ترکیه سابقه کودتاهای خونین را یدک میکشد و نقشی بسیار ارتجاعی درتاریخ نوین ترکیه ایفا کرده و مانع اصلی و عمده بر سرراه دموکراسی درترکیه بوده است . کجایی ای بی خبر ! اگر ارتش بیاید برای کمک به تو نیست ، برای یک کودتای دیگر و سرکوب دموکراسی در ترکیه است . این ارتش اول حساب اردوغان و حزبش را میرسد ، بعد همه احزاب مستقل را منحل میکند ، آخرش هم می آید سراغ تو و آدمهایی مثل تو که جرئت تظاهرات دارید چون ارتش از هیچ تظاهراتی خوشش نمی آید. حالا جالب است که جمهوری اسلامی هم با خوشحالی تمام تظاهرات را نشان میدهد که مثلا بیداری اسلامی به ترکیه هم رسیده است و دولت ترکیه که به ارتش آزاد سوریه کمک میکند مورد غضب خداوند قرار گرفته است .

عکسها

ژوئن 2, 2013

photo for meli card