Archive for 3 ژوئیه 2013

صد رحمت به آلنده ….

ژوئیه 3, 2013

مرسی تسلیم شد ….

نکاتی در باب کودتای مصر

ژوئیه 3, 2013

– من به عنوان یک هواخواه دموکراسی ، با کودتای ارتش و تغییر دولت به زور ، به هرعنوان ، مخالفم . منی که سنگ دموکراسی در ایران را برسینه میکوبم به اعتقادات و آرمانها ی خود خیانت کرده ام اگردر جایی دیگر از کودتا بر علیه قانون و دموکراسی حمایت کنم .

-دموکراسی یعنی اینکه هر شهروند کشور ، با هر عقیده ای ، حق بیان آزاد عقیده خود ، رای دادن و انتخاب شدن را داشته باشد . اگر اخوان که قدیمیترین و بزرگترین حزب مصر است اجازه فعالیت نداشته باشد یعنی فاتحه دموکراسی مصر خوانده است  . من خود موافق اخوان نیستم ولی ترجیح میدهم در یک دموکراسی که مخالف عقیدتی من در آن  حق ابراز نظر و حتی حکومت دارد زندگی کنم تا در یک دیکتاتوری که مخالف عقیدتی مرا زندانی و دربند میکند  .

-اگر من جزء آن اکثریتی باشم که در یک انتخابات آزاد به مرسی رای دادم اکنون از کودتای ارتش که اور ا به صورت غیر قانونی و با توسل به زور برکنار کرده است چه حالی دارم ؟ مرسی ، برادعی یا هرکس دیگر ، فرقی نمیکند . درهرکشور جهان هم فرق نمیکند . اگر شما جزء اکثریتی باشید که در یک انتخابات آزاد با رای خود فردی را رییس جمهور کرده اید و سپس این رییس جمهور دریک کودتای ارتشی ، به زور و بر خلاف قانون برکنار شود چه احساسی خواهید داشت ؟

-در جریان کودتای مصر شاهد بودم خیلیها از سرکوب گروههای اسلامی ابراز خوشحالی میکردند و نظر میدادند که اصلا اینها باید برای همیشه نابود شوند و حق ابراز نظر نداشته باشند . این نشان درک نادرست از دموکراسی است . آنجور که اینان در مورد اسلامیها حرف میزنند مثل اینکه در رژیم موردنظر اینان گروههای اسلامی حق ابراز نظر و تشکیل حزب و گروه ندارند ؟ در آن صورت آن رژیم دموکراتیک نیست چون در یک رژیم دموکراتیک همه شهروندان یک کشور، صرف نظر از هر عقیده ای که دارند ، باید آزاد باشند که حزب و دسته و گروه تشکیل دهند و در پروسه سیاسی شرکت داشته باشند . اینکه من از یک گروه خوشم نمی آید پس آن گروه باید حذف شود یک عقیده دموکراتیک نیست . یک اعتقاد دموکراتیک یعنی این که » من  با نظر تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی عقیده ات را آزادانه بیان کنی «. من خود به اسلام اعتقاد ندارم و از آن بیزارم ولی طرفدار دولت و رژیمی که اسلامگرایان را سرکوب کند نیز نیستم چون اعتقاد من به دموکراسی یک اعتقاد بنیادین است و دموکراسی حکم میکند حتی مخالفان عقیدتی من نیز حق ابراز نظر و فعالیت سیاسی داشته باشند .

 -مملکتی که اکثریتی از تحصیلکردگان آن از کودتا و دخالت ارتش در سیاست طرفداری کنند و برای آن هورا بکشند شاید هنوز آماده دموکراسی نیست چون به نظر می آید اینان هنوز درک درستی از دموکراسی ندارند و آن را فقط تا آنجا قبول دارند که مخالفانشان در آن سیستم حق ابراز نظر و فعالیت سیاسی نداشته باشند . مصر را نمیگویم .

شادی و هلهله بسیاری از تحصیلکردگان ما درسایتهای اجتماعی برای کودتای ارتش در مصر هشداردهنده و نگران کنند ه است . این شادمانی نشانگر آن است که حتی تحصیلکردگان ما هنوز با درک سازوکارهای اساسی دموکراسی فاصله زیادی دارند . از نظر آنان دموکراسی تنها وقتی خوب است که گروهی که آنان دوستش دارند در راس کار باشد و اگر یک گروه مخالف در یک انتخابات آزاد به قدرت برسد هیچ مشکلی با اینکه گروه مخالف با کودتا سرنگون شده و نابود شود ندارند و به هیچوجه درک نمیکنند که این امر یعنی زیر پا گذاشته شدن اصل اول دموکراسی که احترام به رای اکثریت است .

-یک روز پس ازکودتا بیش از سیصد نفر از رهبران اخوان المسلمین دستگیر شده اند . شاید هنوز عده ای عقیده داشته باشند این دموکراسی است ؟؟؟ ماجرای ناصر دارد تکرار میشود که هزاران نفر از اعضای اخوان را دستگیر و بسیاری را کشتند . ارتش مصر شصت سال است با اخوان میجنگد و هنوز در نیافته که راهش سرکوب نیست بلکه دموکراسی و اجازه به اخوان برای فعالیت سیاسی است . اخوان نماینده بخش بزرگی از مردم مصر است و در یک دموکراسی باید اجازه فعالیت داشته باشد . اگر کسی معتقد باشد اخوان در یک دموکراسی حق فعالیت ندارد باید دوباره یک کلاس دموکراسی برایش بگذارند و یادش دهند که دموکراسی یعنی » من با عقیده تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم برای اینکه تو بتوانی عقیده ات را به آزادی بیان کنی «

-اخوان المسلمین قدیمیترین و پر سابقه ترین حزب سیاسی مصر است و حدود  صد سال دوام داشته است . اخوان  حزب بسیار پرتجربه ای است که بالا و پایین زیاد دیده و بارها در مصر غیر قانونی اعلام شده و اعضایش به زندان افتاده اند و شکنجه شده اند و اعدام شده اند ولی هربار پس از تغییر اوضاع دوباره سربلند کرده و موجودیت یافته . به دلیل این سابقه و تجربه سیاسی خیلی بعید میدانم اخوان دست به خشونت بزند ولی سلفیها که گروههای کوچک و بسیار متعصب هستند ممکن است دست به خشونت و ترور بزنند . در این صورت مستقیما با ارتش درگیر خواهند شد و اگر ترور و کشتار بالا بگیرد بهانه دست ارتش خواهد افتاد که حکومت نظامی اعلام کند و برای مدتها اعاده دموکراسی را به تعویق بیندازد.

—ارتش مصر هیچ فرقی با سپاه پاسداران ندارد . ارتش مصر برای شصت سال تمام حاکم بلا منازع میدان سیاست مصر بوده است . ارتش بر جان و مال مردم مصر حاکم بود . ارتش اجازه فعالیت سیاسی به هیچ حزب و دسته و گروهی نمیداد . ارتش مانند سپاه رانت خوار عمده اقتصادی در مصر بود . دست ارتش در جیب همه مصریان بود و از همه میدزدید . فسادارتش به حدی رسید که سرانجام مردم مصر دوسال پیش بر علیه این ارتش برخاستند و مبارک را که در راس دیکتاتوری نظامی بود سرنگون ساختند اما ارتش همان ارتش باقی ماند و تغییری نکرد . همان افراد و همان سیستم در ارتش باقی ماندند . درست مثل اینکه در ایران شما خامنه ای را سرنگون سازید اما سپاه پاسداران را کاملا دست نخورده و با همان فرماندهان نگاه دارید . فکر میکنید سپاه کوتاه می آید ؟ خیر ، پس از فرونشستن شوک اولیه ناشی از سقوط دیکتاتور، سپاه و عوامل رژیم جمهوری اسلامی که کاملا دست نخورده مانده اند (در قوه قضاییه و پلیس ) دست به دست هم میدهند تا دوباره قدرت را به دست آورند . ارتش مصر که حاضر نبود فواید اقتصادی ناشی از رانت خواری شصت ساله خود را وانهد منتظر نشست و اکنون دخالت کرد و از این پس قدرت اصلی پشت پرده سیاست خواهد بود . فاتحه دموکراسی در مصر خوانده شده است .

—تجربه ای که از کودتای ارتش در مصر میگیریم همان است که بیش از صد سال است انقلابیان جهان به آن اشاره کرده اند . برای تغییر یک سیستم دیکتاتوری ، فقط تغییر رهبر کافی نیست . باید ارگانهای سرکوب رژیم شامل ارتش ، پلیس و نیروی قضایی را نیز تصفیه کرد وگرنه اگر این دستگاههای سرکوب به حال خود باقی بمانند دیر یا زود بر علیه مردم و انقلابشان برخواهند خاست . تجربه مصر برای اپوزیسیون ایران نیز باید سرمشقی باشد . اگر فردا بالفرض خامنه ای سرنگون شود و  ما فقط به تغییر رهبر قانع باشیم ، خانه بر آب ساخته ایم . باید ارگانهای سرکوب خامنه ای یعنی سپاه ، پلیس و نیروی قضایی نیز تصفیه و پاکسازی شوند وگرنه بر ما همان میرود که امروز بر مردم مصر رفت و این ارگانها پس از شوک اولیه ناشی از سقوط رژیم دوباره خود را بازسازی کرده و با برنامه ریزی درازمدت حکومت مردمی  را با پشتیبانی آن بخشی از جامعه که از این تغییر لطمه دیده است و منافع خود را از دست داده سرانجام سرنگون خواهند ساخت.

—ارتش در زمان انقلاب مصر به خیابان آمد برای آن که بر خلاف سپاه ، عمده بودجه آن را آمریکا میدهد و ارتش مصر باید گوش به فرمان آمریکا باشد وگرنه آن بودجه ملیاردی قطع میشود . آمریکا هم به سران ارتش گفت مبارک را تنها بگذارند تا سقوط کند . آمریکا تجربه انقلاب ایران را داشت . در ایران شاه در مقابل مردم ایستاد و دوسال با مردم جنگید ودراین نبرد ارتش ایران به کلی نابود شد و از بین رفت . دستگاه سیاسی آمریکا درس بزرگی از انقلاب ایران گرفت و آن این بود که اگر ملتی خواستار سرنگونی دیکتاتور خود هستند بهتر است آن دیکتاتور هرچه زودتر ساقط شود تا خشم مردم فرو بنشیند و در عوض سیستم حاکم در زمان دیکتاتور نسبتا دست نخورده باقی بماند . درسی را که از تجربه فروپاشی ارتش در ایران گرفتند با مهارت فراوان در مصر به خوبی پیاده کردند که باید به آنان آفرین گفت . مبارک را قربانی کردند تا سیستم مبارک و ارتش او دست نخورده باقی بمانند . البته تفاوت ایران با مصر در آن است که دولتهای ایران ، چه دولت شاه و چه این دولت ، به دلیل درآمد نفت میتوانند مستقل از قدرتهای خارجی عمل کنند اما ارتش مصر به دلیل فقر اقتصادی مصر به هرحال وابسته به کمکهای آمریکاست و باید گوش به فرمان باشد .

—-من با دموکراسی کنترل شده و ویترینی که یک ارتش آن را از پشت پرده کنترل کند مخالفم . میشود مثل دموکراسی ترکیه که نود سال تمام تحت کنترل ارتش بود و هر از گاهی وقتی کسی با رای مردم روی کار می آمد که از او راضی نبودند با یک کودتا حسابش را میرسیدند و دوباره روز از نو روزگاری از نو . دراین نوع دموکراسیها مثل موردترکیه فساد به علت عدم آزاد بودن قوه قضاییه بسیار گسترده است و تضادهای اجتماعی به صورت حل نشده مثل استخوانی در گلوی سیستم سیاسی باقی میماند و به محض آن که کنترل ارتش برداشته میشود این تضادهای حل نشده دوباره سر بر میدارند چون فرصت حل شدن به آنها داده نشده . در ترکیه نود سال تمام ارتش بر علیه اسلام مبارزه کرد اما به محض اینکه کنترل سیاسی برداشته شد حزب عدالت و توسعه که یک حزب اسلامگرا بود به قدرت رسید یعنی ارتش پس از نود سال نتوانسته بود این تضاد را حل کند . فقط دموکراسی است که این تضادها را حل میکند . حالا پس از ده سال دموکراسی بدون دخالت ارتش در ترکیه این تضاد خود به خود در حال حل شدن است . باورکنید اگر حکومت ارتش در ترکیه باقی مانده بود تا صد سال دیگر هم این تضاد حل نمیشد .

— آیا در آمریکا ، یا در انگلیس ، یا کانادا یا استرالیا یا هلند یا سایر دموکراسیهای دنیا ، اگر مردم از حاکمی ناراضی باشند ، به خیابان میریزند و از ارتش میخواهند آن حاکم را به زور برکنار کند ؟ یا اینکه به قانون گردن میگذارند و صبر میکنند تا در انتخابات بعدی ، مسالمت آمیز و از راه قانونی و با رای خود او را سرنگون کنند ؟ اگر قرار شد هر سیاستمداری را که در راس قدرت است با کودتا و زور برکنار کینم که دیگر باید فاتحه دموکراسی را خواند . دموکراسی یعنی حاکمیت قانون ، یعنی زیر پا گذاشتن احساسات تند و اجتناب از تصمیمهای آنی و صبر برای تغییر .

—اعتقاد به حکومت قانون و  دموکراسی حکم میکند که با کودتای ارتش در مصر مخالف باشیم . کودتا دموکراسی و حکومت قانون را خاتمه میدهد و ارتشیان را بر جان و مال مردم حاکم میکند . فرق نمیکند هدف کودتا که و چه گروه سیاسی باشد . مرسی یا برادعی یا هر فرد دیگری که با رای مردم روی کار آمده باشد نباید با کودتا سرنگون شود . در یک دموکراسی راه سرنگون کردن حزب و گروهی که مخالف میل ماست کودتا نیست ، صندوق رای است و این را قرنهاست که ملتهای دموکرات جهان دریافته اند . در عجبم ما در خاورمیانه کی درخواهیم یافت که در دموکراسی با رای مستقیم مردم حکومتها را عوض میکنند نه با کودتای ارتش . تا وقتی این حقیقت ساده را درک نکرده ایم لایق دموکراسی نخواهیم بود .

—ارتش مصر سابقه شصت ساله  ای از کودتا و فساد دارد و در این دوسال پس از انقلاب نیز تغییر اساسی نکرده است .اگر انقلاب مصر رخ نداده بود قرار بود جمال ، پسر مبارک ، جانشین او شود و فساد و تسلط ارتش بر جان و مال مصریان ادامه یابد . چیزی مانند حکومت  بشار اسد در سوریه یا سیف الاسلام  قذافی در لیبی یا رژیم سلطنتی کره شمالی. فساد ارتش در دوران مبارک به حدی بود که سرانجام کارد به استخوان مردم  رسید و بر علیه حکومت ارتشیان و در راس آنان مبارک ، دیکتاتور مصر ، انقلاب کردند. ارتش مصر در واقع کپیه سپاه پاسداران ماست که رانت خوار اصلی مملکت است و تمام اقتصاد ایران را تصرف کرده است . ارتش مصر نیز مانند سپاه پاسداران رانت خوار اصلی در مصر بود تا ا ینکه به یمن انقلاب دو سال پیش دستش را از جیب ملت بیرون کشیدند و به همین سبب ارتشیان از این انقلاب راضی نبودند و سرانجام نیز انتقام گرفتند . پلیس تا مغز استخوان فاسد مصر نیز دستچین این ارتش است و متاسفانه پس از انقلاب هیچ تصفیه ای در دستگاه پلیس صورت نگرفت . دستگاه قضایی مصر از راس تا ذیل همه گماشتگان ارتش در دوره پنجاه ساله تسلط آن بر مصر هستند و هیچیک از آنان پس از انقلاب از پست خود برکنار یا تصفیه نشده اند . حال مشاهده این امر که  این گروه  «خوشنام »،ارتش و پلیس و دستگاه قضایی ، در یک کودتا   اولین رییس جمهور قانونی مصر پس از پنج هزار سال دیکتاتوری را سرنگون میسازد لرزه بر اندام انسان می افکند .

ارتش روزنامه الاهرام ، پر تیراژترین روزنامه رسمی کشور را تسخیرکرده و آن را به زور تبدیل یه سخنگوی خود ساخته است . تمام تلوزیونهای اخوان و روزنامه ها و مجلات آنان را بسته است ، آیا این است دموکراسی ؟ آزادیخواهان مصری باید خط روشنی بین خود و این دستگاه فاسد بکشند و از همکاری وابستگان دیکتاتوری سابق مصر با خود شادمان نباشند. آزموده را آزمودن خطاست ، شصت سال دخالت ارتش در سیاست در مصر باید درسی بنیادین به آزادیخواهان مصری داده باشد که هرگز نباید از ارتش برای دخالت در سیاست دعوت کرد و براشتهای آن برای بازگشت به قدرت افزود . یکی از اصول اولیه دموکراسی این است که  هرگز به ارتش و نیروهای مسلح اجازه دخالت در فرایند سیاست ندهند چون صد هاسال است آزموده اند که دخالت ارتش در سیاست همان و کودتا و سقوط دموکراسی همان . شما در هیچیک از دموکراسیهای پیشرفته دنیا شاهد این نیستید که حتی در عمیقترین بحرانها ارتش را وارد برخوردهای سیاسی کنند. در مصر نیز به همچنین ، همکاری با ارتش و پلیس آینده خوبی برای دموکراسی در مصر رقم نمیزند و به ضرر دموکراسی نوپای مصر است . اینکه اولین رییس جمهور قانونی مصرکه با رای آزاد مردم انتخاب شده است  به این سادگی توسط ارتش و به زور  سرنگون شود یعنی چراغ سبز به این نهاد فاسد  که از این پس نیز هر رییس جمهوری را که مطابق میل آنان رفتار نمیکند  به سادگی سرنگون کنند. وقتی ارتش بتواند اولین رییس جمهور را به این صورت سرنگون سازد در سالهای آینده نیز با عطف به  این مورد به راحتی میتواند روسای جمهور دیگری را سرنگون کند که اینبار از جناح اخوان المسلمین نیستند . یک رییس جمهور سکولار را نیز میتوان با ارجاع دادن به این سرنگونی به راحتی کنار زد. با این کار ارتش مصر در واقع قدرت پس پرده نمایش دموکراسی مصر خواهد بود ، چیزی شبیه به نقش ارتش ترکیه در نود سال اخیر که خوشبختانه با پیشرفت ونهادینه شدن دموکراسی در ترکیه سرانجام در چند سال اخیر این نقش از ارتش ترکیه گرفته شد .

امیدوارم طرفداران دموکراسی در مصر دریابند که دخالت ارتش در سیاست ، به هردلیل و به هر صورت ،  آینده دموکراسی در مصر را تیره و تارخواهد کرد. حمایت از ارتش و اعمال ضد دموکراتیک آن یعنی پروردن ماری در آستین که دیر یا زود تبدیل به اژدهایی خواهد شد که بود و به جان همین آزادیخواهان خواهد افتاد .  آزادیخواهان باید صفوف خود را از صف طرفداران رژیم دیکتاتوری سابق جدا کنند و به ارتش بگویند از پیشنهاد کمک شما ممنونیم اما خود میتوانیم این کار را انجام دهیم و لزومی به حمایت شما و پلیس و دستگاه قضایی فاسد رژیم پیشین نداریم .

در یک دموکراسی راه تغییر حکومت صندوق رای است نه کودتا

ژوئیه 3, 2013

اعتقاد به حکومت قانون و  دموکراسی حکم میکند که با کودتای ارتش در مصر مخالف باشیم . کودتا دموکراسی و حکومت قانون را خاتمه میدهد و ارتشیان را بر جان و مال مردم حاکم میکند . فرق نمیکند هدف کودتا که و چه گروه سیاسی باشد . مرسی یا برادعی یا هر فرد دیگری که با رای مردم روی کار آمده باشد نباید با کودتا سرنگون شود . در یک دموکراسی راه سرنگون کردن حزب و گروهی که مخالف میل ماست کودتا نیست ، صندوق رای است و این را قرنهاست که ملتهای دموکرات جهان دریافته اند . در عجبم ما در خاورمیانه کی درخواهیم یافت که در دموکراسی با رای مستقیم مردم حکومتها را عوض میکنند نه با کودتای ارتش . تا وقتی این حقیقت ساده را درک نکرده ایم لایق دموکراسی نخواهیم بود .

اسلام ستیزی عوامانه افراطی همزاد تعصب اسلامی است

ژوئیه 3, 2013

«این باند دین ستیز عوامزده طالبانی دقیقا همان کاری را با جنبش ضد دیکتاتوری ایران میکنند که حزب توده با مصدق و جنبش ملی شدن نفت کرد  . افراط فاشیستی و لمپن صفتانه آقای س  در تخطئه همه مسلمانان و استفاده از لحن و بیان چاله میدانی در مورد اعتقادات توده مردم ما مطمئنا به نفع جنبش ضد دیکتاتوری ایران نیست بلکه باعث تفرقه و جدایی گروههای بزرگی از مسلمانان ایرانی از جنبش ضد جمهوری اسلامی میشود. مسلمانانی که بسیاری از آنان با جمهوری اسلامی مشکل دارند و در صورت به راه افتادن یک حرکت بزرگ مردمی آنان نیز در صفوف اپوزیسیون قرار خواهند گرفت . باید گفت متاسفانه جمهوری اسلامی از وجود افرادی مثل آقای س و همگنان او بسیار هم راضی است چون خوراک سهل و آسانی برای تبلیغات ضد اپوزیسیون این رژیم فراهم میکنند .»

============================================

اغلب هموطنانی که با اینترنت سروکاری دارند کاربر مشهورو بیکاری  به نام آقای س را میشناسند . ایشان از فرط بیکاری شب و روز در همه سایتهای اجتماعی  پلاس  و معرف حضور اغلب کاربران این سایتها هست . کاربران اینترنت آقای س را با جوکهای خنک و از کمر به پایینش در مورد اسلام میشناسند که بدینوسیله  بین عده ای لمپن و بیسواد مثل خود جایی باز کرده و محبوب شده است  . آقای س و امثال او بین روشنفکران ما لقبهای گوناگونی دارند. از آن جمله  است  « آتئیستهای طالبانی »یا «دین ستیزان عوامزده افراطی »یا «دین ستیزان لمپن صفت » . ذهنشان از کمر به بالا کار نمیکند و نتیجه اش جوکهای بی مزه و خنک ضد مذهبی است که نه تنها فایده ای ندارد بلکه تعصب مذهبیان را بیشتر میکند . اینها با گروههای راست افراطی ونئو فاشیست اروپا در ارتباطند و مزخرفات آنها را نشخوار میکنند و پس از ترجمه به فارسی به ایرانیان  پس میدهند . ادبیات فاشیستهای اروپایی که عمدتا  در مخالفت با مهاجران  به اروپا ست ادبیاتی است سرشار از کینه و نفرت به خارجی و غیر اروپایی.    آقای س    همراه با باند خود همان ادبیات سخیف و بی پایه را کلمه به کلمه ترجمه میکند و به خورد ما ایرانیان میدهد . دریغ از اندکی خلاقیت . ((جالب است که این گروه متوجه نیستند اگر روزی قدرت به دست این فاشیستها بیفتد همه خارجیان ، از جمله همین آقای س را از کشورهایشان بیرون خواهند کرد . ))

این باند دین ستیز عوامزده طالبانی دقیقا همان کاری را با جنبش ضد دیکتاتوری ایران میکند که حزب توده با مصدق و جنبش ملی شدن نفت کرد . درآن دوران حزب توده با افراط و زیاده رویهای کمونیستی خودهیزم به هیمه تبلیغات شاه و دولتهای خارجی حامی او میریخت که میخواستند مردم ایران را قانع کنند که مصدق یک کمونیست و ضد دین افراطی است و در صورتی که به قدرت برسد از دین و ایمان در ایران نشانی نخواهد ماند .افراط فاشیستی و لمپن صفتانه آقای س  در تخطئه همه مسلمانان و استفاده از لحن و بیان چاله میدانی در مورد اعتقادات توده مردم ما مطمئنا به نفع جنبش ضد دیکتاتوری ایران نیست بلکه باعث تفرقه و جدایی گروههای بزرگ مسلمانان میشود. مسلمانانی که بسیاری از آنان با جمهوری اسلامی مشکل دارند و در صورت به راه افتادن یک حرکت بزرگ مردمی آنان نیز در صفوف اپوزیسیون قرار خواهند گرفت . باید گفت متاسفانه جمهوری اسلامی از وجود افرادی مثل آقای س و همگنان او بسیار هم راضی است چون خوراک سهل و آسانی برای تبلیغات ضد اپوزیسیون این رژیم فراهم میکنند .

به هرحال چنین کینه ورزیهایی یا ناشی از روانپریشی است ، یا بیسوادی و یا خدمت به ارباب . آقای س و دارودسته لمپن دین ستیزش باید فکری به حال خود کنند چون  به مبارزه ملت ما در راه آزادی ودموکراسی لطمه میزنند ، تفرقه می اندازند و عملا در کنار سایبریهای رژیم فعالیت میکنند.  این عمل فرد است که محک و معیار سنجش اوست نه ادعاهایش. اینان دنباله رو فاشیستهای اروپایی هستند و یک فاشیست برای حذف رقیب حاضر به هرکاری است .   البته شق دیگر مسئله آن  است که بعضی از اینها واقعا سایبریند و به سان  گرگ در لباس میش بهترین روش برای نفوذ بین برخی اعضای «ساده لوح» اپوزیسیون را در تظاهربه دین ستیزی افراطی، طالبانی و سلفی گونه  یافته اند.

در اینجا بد نیست نوشته کوتاه دیگری را هم که در مورد این قماش آدمها قلمی کرده بودم  اضافه کنم . ذکر این نکته لازم است که  همین نوشته کوتاه و لینک شدن آن در بالاترین «منجر به کینه شدید ، باورنکردنی و غیر منطقی آقای س نسبت به اینجانب شد»:

آیا میدانید که ما آتئیست طالبانی (یا سلفی )هم داریم و تعصب فقط مختص اسلامگرایان تندرو نیست.   آتئیستی که با تعصب عوامانه خود بر علیه مذهب همانقدر به مذهب یاری میرساند که یک مبلغ مذهبی  ماهر و سخنور! آتئیستی که وقتی یک لایه نازک به اصطلاح دین ستیزی را از روی مغزش میتراشی  به همان تعصبی میرسی که در طالبان میبینی منتها از نوع ضد مذهبیش ! آتئیستی که این تنفر بیمارگونه اش از مذهب احتمالا به دلیل بزرگ شدن در محیطی فوق مذهبی بوده که عکس العمل آن به صورت این تعصب شدید ضد مذهبی بروز کرده است ! آتئیستهایی که همچون طالبان معتقد ند مردم خاورمیانه لیاقت دموکراسی ندارند و باید با دیکتاتوری و خشونت بر آنها حکومت کرد ! نوشته ها و عقاید این نوع آتئیستها درست مثل  نوشته ها و عقاید افرادی از نوع نواب صفوی است ،  همانقدر تعصب ، همانقدر کینه ، همانقدر نفرت و  همانقدر تحقیر ملت و مملکتی که درآن زاده و بزرگ شده اند.

قبلا هم نوشته کوتاه دیگری در مورد دین ستیزی عوامزده لمپن صفتانه داشتم:

مذهب ستیزی عوامانه چوب زیر بغل مذهب عوامانه است .مذهب عوامانه به کمک مذهب ستیزی عوامانه خود را سرپا نگاه داشته .  تنفری که مذهب ستیزی عوامانه بدان دامن میزند  آتش مذهب عوامانه را بیشتر بر می افروزد . آنان که فکر میکنند با تمسخرو لودگی جاهلانه و شوخیهای بالای هجده  میشود مذهب عوام را فروکوفت سخت در اشتباهند . راه مبارزه با خرافات ، این نیست . راه مبارزه با خرافات منطق و استدلال علمی و بحث منطقی است نه لودگی و شوخیهای عوامانه .