نکاتی در باب کودتای مصر

– من به عنوان یک هواخواه دموکراسی ، با کودتای ارتش و تغییر دولت به زور ، به هرعنوان ، مخالفم . منی که سنگ دموکراسی در ایران را برسینه میکوبم به اعتقادات و آرمانها ی خود خیانت کرده ام اگردر جایی دیگر از کودتا بر علیه قانون و دموکراسی حمایت کنم .

-دموکراسی یعنی اینکه هر شهروند کشور ، با هر عقیده ای ، حق بیان آزاد عقیده خود ، رای دادن و انتخاب شدن را داشته باشد . اگر اخوان که قدیمیترین و بزرگترین حزب مصر است اجازه فعالیت نداشته باشد یعنی فاتحه دموکراسی مصر خوانده است  . من خود موافق اخوان نیستم ولی ترجیح میدهم در یک دموکراسی که مخالف عقیدتی من در آن  حق ابراز نظر و حتی حکومت دارد زندگی کنم تا در یک دیکتاتوری که مخالف عقیدتی مرا زندانی و دربند میکند  .

-اگر من جزء آن اکثریتی باشم که در یک انتخابات آزاد به مرسی رای دادم اکنون از کودتای ارتش که اور ا به صورت غیر قانونی و با توسل به زور برکنار کرده است چه حالی دارم ؟ مرسی ، برادعی یا هرکس دیگر ، فرقی نمیکند . درهرکشور جهان هم فرق نمیکند . اگر شما جزء اکثریتی باشید که در یک انتخابات آزاد با رای خود فردی را رییس جمهور کرده اید و سپس این رییس جمهور دریک کودتای ارتشی ، به زور و بر خلاف قانون برکنار شود چه احساسی خواهید داشت ؟

-در جریان کودتای مصر شاهد بودم خیلیها از سرکوب گروههای اسلامی ابراز خوشحالی میکردند و نظر میدادند که اصلا اینها باید برای همیشه نابود شوند و حق ابراز نظر نداشته باشند . این نشان درک نادرست از دموکراسی است . آنجور که اینان در مورد اسلامیها حرف میزنند مثل اینکه در رژیم موردنظر اینان گروههای اسلامی حق ابراز نظر و تشکیل حزب و گروه ندارند ؟ در آن صورت آن رژیم دموکراتیک نیست چون در یک رژیم دموکراتیک همه شهروندان یک کشور، صرف نظر از هر عقیده ای که دارند ، باید آزاد باشند که حزب و دسته و گروه تشکیل دهند و در پروسه سیاسی شرکت داشته باشند . اینکه من از یک گروه خوشم نمی آید پس آن گروه باید حذف شود یک عقیده دموکراتیک نیست . یک اعتقاد دموکراتیک یعنی این که » من  با نظر تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی عقیده ات را آزادانه بیان کنی «. من خود به اسلام اعتقاد ندارم و از آن بیزارم ولی طرفدار دولت و رژیمی که اسلامگرایان را سرکوب کند نیز نیستم چون اعتقاد من به دموکراسی یک اعتقاد بنیادین است و دموکراسی حکم میکند حتی مخالفان عقیدتی من نیز حق ابراز نظر و فعالیت سیاسی داشته باشند .

 -مملکتی که اکثریتی از تحصیلکردگان آن از کودتا و دخالت ارتش در سیاست طرفداری کنند و برای آن هورا بکشند شاید هنوز آماده دموکراسی نیست چون به نظر می آید اینان هنوز درک درستی از دموکراسی ندارند و آن را فقط تا آنجا قبول دارند که مخالفانشان در آن سیستم حق ابراز نظر و فعالیت سیاسی نداشته باشند . مصر را نمیگویم .

شادی و هلهله بسیاری از تحصیلکردگان ما درسایتهای اجتماعی برای کودتای ارتش در مصر هشداردهنده و نگران کنند ه است . این شادمانی نشانگر آن است که حتی تحصیلکردگان ما هنوز با درک سازوکارهای اساسی دموکراسی فاصله زیادی دارند . از نظر آنان دموکراسی تنها وقتی خوب است که گروهی که آنان دوستش دارند در راس کار باشد و اگر یک گروه مخالف در یک انتخابات آزاد به قدرت برسد هیچ مشکلی با اینکه گروه مخالف با کودتا سرنگون شده و نابود شود ندارند و به هیچوجه درک نمیکنند که این امر یعنی زیر پا گذاشته شدن اصل اول دموکراسی که احترام به رای اکثریت است .

-یک روز پس ازکودتا بیش از سیصد نفر از رهبران اخوان المسلمین دستگیر شده اند . شاید هنوز عده ای عقیده داشته باشند این دموکراسی است ؟؟؟ ماجرای ناصر دارد تکرار میشود که هزاران نفر از اعضای اخوان را دستگیر و بسیاری را کشتند . ارتش مصر شصت سال است با اخوان میجنگد و هنوز در نیافته که راهش سرکوب نیست بلکه دموکراسی و اجازه به اخوان برای فعالیت سیاسی است . اخوان نماینده بخش بزرگی از مردم مصر است و در یک دموکراسی باید اجازه فعالیت داشته باشد . اگر کسی معتقد باشد اخوان در یک دموکراسی حق فعالیت ندارد باید دوباره یک کلاس دموکراسی برایش بگذارند و یادش دهند که دموکراسی یعنی » من با عقیده تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم برای اینکه تو بتوانی عقیده ات را به آزادی بیان کنی «

-اخوان المسلمین قدیمیترین و پر سابقه ترین حزب سیاسی مصر است و حدود  صد سال دوام داشته است . اخوان  حزب بسیار پرتجربه ای است که بالا و پایین زیاد دیده و بارها در مصر غیر قانونی اعلام شده و اعضایش به زندان افتاده اند و شکنجه شده اند و اعدام شده اند ولی هربار پس از تغییر اوضاع دوباره سربلند کرده و موجودیت یافته . به دلیل این سابقه و تجربه سیاسی خیلی بعید میدانم اخوان دست به خشونت بزند ولی سلفیها که گروههای کوچک و بسیار متعصب هستند ممکن است دست به خشونت و ترور بزنند . در این صورت مستقیما با ارتش درگیر خواهند شد و اگر ترور و کشتار بالا بگیرد بهانه دست ارتش خواهد افتاد که حکومت نظامی اعلام کند و برای مدتها اعاده دموکراسی را به تعویق بیندازد.

—ارتش مصر هیچ فرقی با سپاه پاسداران ندارد . ارتش مصر برای شصت سال تمام حاکم بلا منازع میدان سیاست مصر بوده است . ارتش بر جان و مال مردم مصر حاکم بود . ارتش اجازه فعالیت سیاسی به هیچ حزب و دسته و گروهی نمیداد . ارتش مانند سپاه رانت خوار عمده اقتصادی در مصر بود . دست ارتش در جیب همه مصریان بود و از همه میدزدید . فسادارتش به حدی رسید که سرانجام مردم مصر دوسال پیش بر علیه این ارتش برخاستند و مبارک را که در راس دیکتاتوری نظامی بود سرنگون ساختند اما ارتش همان ارتش باقی ماند و تغییری نکرد . همان افراد و همان سیستم در ارتش باقی ماندند . درست مثل اینکه در ایران شما خامنه ای را سرنگون سازید اما سپاه پاسداران را کاملا دست نخورده و با همان فرماندهان نگاه دارید . فکر میکنید سپاه کوتاه می آید ؟ خیر ، پس از فرونشستن شوک اولیه ناشی از سقوط دیکتاتور، سپاه و عوامل رژیم جمهوری اسلامی که کاملا دست نخورده مانده اند (در قوه قضاییه و پلیس ) دست به دست هم میدهند تا دوباره قدرت را به دست آورند . ارتش مصر که حاضر نبود فواید اقتصادی ناشی از رانت خواری شصت ساله خود را وانهد منتظر نشست و اکنون دخالت کرد و از این پس قدرت اصلی پشت پرده سیاست خواهد بود . فاتحه دموکراسی در مصر خوانده شده است .

—تجربه ای که از کودتای ارتش در مصر میگیریم همان است که بیش از صد سال است انقلابیان جهان به آن اشاره کرده اند . برای تغییر یک سیستم دیکتاتوری ، فقط تغییر رهبر کافی نیست . باید ارگانهای سرکوب رژیم شامل ارتش ، پلیس و نیروی قضایی را نیز تصفیه کرد وگرنه اگر این دستگاههای سرکوب به حال خود باقی بمانند دیر یا زود بر علیه مردم و انقلابشان برخواهند خاست . تجربه مصر برای اپوزیسیون ایران نیز باید سرمشقی باشد . اگر فردا بالفرض خامنه ای سرنگون شود و  ما فقط به تغییر رهبر قانع باشیم ، خانه بر آب ساخته ایم . باید ارگانهای سرکوب خامنه ای یعنی سپاه ، پلیس و نیروی قضایی نیز تصفیه و پاکسازی شوند وگرنه بر ما همان میرود که امروز بر مردم مصر رفت و این ارگانها پس از شوک اولیه ناشی از سقوط رژیم دوباره خود را بازسازی کرده و با برنامه ریزی درازمدت حکومت مردمی  را با پشتیبانی آن بخشی از جامعه که از این تغییر لطمه دیده است و منافع خود را از دست داده سرانجام سرنگون خواهند ساخت.

—ارتش در زمان انقلاب مصر به خیابان آمد برای آن که بر خلاف سپاه ، عمده بودجه آن را آمریکا میدهد و ارتش مصر باید گوش به فرمان آمریکا باشد وگرنه آن بودجه ملیاردی قطع میشود . آمریکا هم به سران ارتش گفت مبارک را تنها بگذارند تا سقوط کند . آمریکا تجربه انقلاب ایران را داشت . در ایران شاه در مقابل مردم ایستاد و دوسال با مردم جنگید ودراین نبرد ارتش ایران به کلی نابود شد و از بین رفت . دستگاه سیاسی آمریکا درس بزرگی از انقلاب ایران گرفت و آن این بود که اگر ملتی خواستار سرنگونی دیکتاتور خود هستند بهتر است آن دیکتاتور هرچه زودتر ساقط شود تا خشم مردم فرو بنشیند و در عوض سیستم حاکم در زمان دیکتاتور نسبتا دست نخورده باقی بماند . درسی را که از تجربه فروپاشی ارتش در ایران گرفتند با مهارت فراوان در مصر به خوبی پیاده کردند که باید به آنان آفرین گفت . مبارک را قربانی کردند تا سیستم مبارک و ارتش او دست نخورده باقی بمانند . البته تفاوت ایران با مصر در آن است که دولتهای ایران ، چه دولت شاه و چه این دولت ، به دلیل درآمد نفت میتوانند مستقل از قدرتهای خارجی عمل کنند اما ارتش مصر به دلیل فقر اقتصادی مصر به هرحال وابسته به کمکهای آمریکاست و باید گوش به فرمان باشد .

—-من با دموکراسی کنترل شده و ویترینی که یک ارتش آن را از پشت پرده کنترل کند مخالفم . میشود مثل دموکراسی ترکیه که نود سال تمام تحت کنترل ارتش بود و هر از گاهی وقتی کسی با رای مردم روی کار می آمد که از او راضی نبودند با یک کودتا حسابش را میرسیدند و دوباره روز از نو روزگاری از نو . دراین نوع دموکراسیها مثل موردترکیه فساد به علت عدم آزاد بودن قوه قضاییه بسیار گسترده است و تضادهای اجتماعی به صورت حل نشده مثل استخوانی در گلوی سیستم سیاسی باقی میماند و به محض آن که کنترل ارتش برداشته میشود این تضادهای حل نشده دوباره سر بر میدارند چون فرصت حل شدن به آنها داده نشده . در ترکیه نود سال تمام ارتش بر علیه اسلام مبارزه کرد اما به محض اینکه کنترل سیاسی برداشته شد حزب عدالت و توسعه که یک حزب اسلامگرا بود به قدرت رسید یعنی ارتش پس از نود سال نتوانسته بود این تضاد را حل کند . فقط دموکراسی است که این تضادها را حل میکند . حالا پس از ده سال دموکراسی بدون دخالت ارتش در ترکیه این تضاد خود به خود در حال حل شدن است . باورکنید اگر حکومت ارتش در ترکیه باقی مانده بود تا صد سال دیگر هم این تضاد حل نمیشد .

— آیا در آمریکا ، یا در انگلیس ، یا کانادا یا استرالیا یا هلند یا سایر دموکراسیهای دنیا ، اگر مردم از حاکمی ناراضی باشند ، به خیابان میریزند و از ارتش میخواهند آن حاکم را به زور برکنار کند ؟ یا اینکه به قانون گردن میگذارند و صبر میکنند تا در انتخابات بعدی ، مسالمت آمیز و از راه قانونی و با رای خود او را سرنگون کنند ؟ اگر قرار شد هر سیاستمداری را که در راس قدرت است با کودتا و زور برکنار کینم که دیگر باید فاتحه دموکراسی را خواند . دموکراسی یعنی حاکمیت قانون ، یعنی زیر پا گذاشتن احساسات تند و اجتناب از تصمیمهای آنی و صبر برای تغییر .

—اعتقاد به حکومت قانون و  دموکراسی حکم میکند که با کودتای ارتش در مصر مخالف باشیم . کودتا دموکراسی و حکومت قانون را خاتمه میدهد و ارتشیان را بر جان و مال مردم حاکم میکند . فرق نمیکند هدف کودتا که و چه گروه سیاسی باشد . مرسی یا برادعی یا هر فرد دیگری که با رای مردم روی کار آمده باشد نباید با کودتا سرنگون شود . در یک دموکراسی راه سرنگون کردن حزب و گروهی که مخالف میل ماست کودتا نیست ، صندوق رای است و این را قرنهاست که ملتهای دموکرات جهان دریافته اند . در عجبم ما در خاورمیانه کی درخواهیم یافت که در دموکراسی با رای مستقیم مردم حکومتها را عوض میکنند نه با کودتای ارتش . تا وقتی این حقیقت ساده را درک نکرده ایم لایق دموکراسی نخواهیم بود .

—ارتش مصر سابقه شصت ساله  ای از کودتا و فساد دارد و در این دوسال پس از انقلاب نیز تغییر اساسی نکرده است .اگر انقلاب مصر رخ نداده بود قرار بود جمال ، پسر مبارک ، جانشین او شود و فساد و تسلط ارتش بر جان و مال مصریان ادامه یابد . چیزی مانند حکومت  بشار اسد در سوریه یا سیف الاسلام  قذافی در لیبی یا رژیم سلطنتی کره شمالی. فساد ارتش در دوران مبارک به حدی بود که سرانجام کارد به استخوان مردم  رسید و بر علیه حکومت ارتشیان و در راس آنان مبارک ، دیکتاتور مصر ، انقلاب کردند. ارتش مصر در واقع کپیه سپاه پاسداران ماست که رانت خوار اصلی مملکت است و تمام اقتصاد ایران را تصرف کرده است . ارتش مصر نیز مانند سپاه پاسداران رانت خوار اصلی در مصر بود تا ا ینکه به یمن انقلاب دو سال پیش دستش را از جیب ملت بیرون کشیدند و به همین سبب ارتشیان از این انقلاب راضی نبودند و سرانجام نیز انتقام گرفتند . پلیس تا مغز استخوان فاسد مصر نیز دستچین این ارتش است و متاسفانه پس از انقلاب هیچ تصفیه ای در دستگاه پلیس صورت نگرفت . دستگاه قضایی مصر از راس تا ذیل همه گماشتگان ارتش در دوره پنجاه ساله تسلط آن بر مصر هستند و هیچیک از آنان پس از انقلاب از پست خود برکنار یا تصفیه نشده اند . حال مشاهده این امر که  این گروه  «خوشنام »،ارتش و پلیس و دستگاه قضایی ، در یک کودتا   اولین رییس جمهور قانونی مصر پس از پنج هزار سال دیکتاتوری را سرنگون میسازد لرزه بر اندام انسان می افکند .

ارتش روزنامه الاهرام ، پر تیراژترین روزنامه رسمی کشور را تسخیرکرده و آن را به زور تبدیل یه سخنگوی خود ساخته است . تمام تلوزیونهای اخوان و روزنامه ها و مجلات آنان را بسته است ، آیا این است دموکراسی ؟ آزادیخواهان مصری باید خط روشنی بین خود و این دستگاه فاسد بکشند و از همکاری وابستگان دیکتاتوری سابق مصر با خود شادمان نباشند. آزموده را آزمودن خطاست ، شصت سال دخالت ارتش در سیاست در مصر باید درسی بنیادین به آزادیخواهان مصری داده باشد که هرگز نباید از ارتش برای دخالت در سیاست دعوت کرد و براشتهای آن برای بازگشت به قدرت افزود . یکی از اصول اولیه دموکراسی این است که  هرگز به ارتش و نیروهای مسلح اجازه دخالت در فرایند سیاست ندهند چون صد هاسال است آزموده اند که دخالت ارتش در سیاست همان و کودتا و سقوط دموکراسی همان . شما در هیچیک از دموکراسیهای پیشرفته دنیا شاهد این نیستید که حتی در عمیقترین بحرانها ارتش را وارد برخوردهای سیاسی کنند. در مصر نیز به همچنین ، همکاری با ارتش و پلیس آینده خوبی برای دموکراسی در مصر رقم نمیزند و به ضرر دموکراسی نوپای مصر است . اینکه اولین رییس جمهور قانونی مصرکه با رای آزاد مردم انتخاب شده است  به این سادگی توسط ارتش و به زور  سرنگون شود یعنی چراغ سبز به این نهاد فاسد  که از این پس نیز هر رییس جمهوری را که مطابق میل آنان رفتار نمیکند  به سادگی سرنگون کنند. وقتی ارتش بتواند اولین رییس جمهور را به این صورت سرنگون سازد در سالهای آینده نیز با عطف به  این مورد به راحتی میتواند روسای جمهور دیگری را سرنگون کند که اینبار از جناح اخوان المسلمین نیستند . یک رییس جمهور سکولار را نیز میتوان با ارجاع دادن به این سرنگونی به راحتی کنار زد. با این کار ارتش مصر در واقع قدرت پس پرده نمایش دموکراسی مصر خواهد بود ، چیزی شبیه به نقش ارتش ترکیه در نود سال اخیر که خوشبختانه با پیشرفت ونهادینه شدن دموکراسی در ترکیه سرانجام در چند سال اخیر این نقش از ارتش ترکیه گرفته شد .

امیدوارم طرفداران دموکراسی در مصر دریابند که دخالت ارتش در سیاست ، به هردلیل و به هر صورت ،  آینده دموکراسی در مصر را تیره و تارخواهد کرد. حمایت از ارتش و اعمال ضد دموکراتیک آن یعنی پروردن ماری در آستین که دیر یا زود تبدیل به اژدهایی خواهد شد که بود و به جان همین آزادیخواهان خواهد افتاد .  آزادیخواهان باید صفوف خود را از صف طرفداران رژیم دیکتاتوری سابق جدا کنند و به ارتش بگویند از پیشنهاد کمک شما ممنونیم اما خود میتوانیم این کار را انجام دهیم و لزومی به حمایت شما و پلیس و دستگاه قضایی فاسد رژیم پیشین نداریم .

Advertisements

برچسب‌ها: , ,

5 پاسخ to “نکاتی در باب کودتای مصر”

  1. مرسی Says:

    من این حرکت اخیر در مصر را کودتا نمی نامم زیرا با حضور انبوه مردم انجام شده است.اگر نظامیان بدون در نظر گرفتن خواست مردم رئیس جمهوری را برکنار کنند این میشود کودتا و محکوم است
    اگر طبق تفکر شما بخواهیم جلو برویم حسنی مبارک هم نباید سقوط می کرد.ضمنا الان دوباره انتخابات برگزار خواهد شد و حزب اخوان هم اجازه شرکت پیدا خواهد کرد اینکه به یک سال نکشیده این دوستان سقوط کردند به معنای این است که خواسته انقلابیون را محقق نکرده بودند.
    طبق تفکرات شما جامعه باید دیکتاوری را تحمل کند تا هر کاری می خواهد بکند چون دیکتاتور به صورت قانونی سر کار امده
    ملت دلشان به حال خودشان و کشورشان میسوزد و اگاهی ها بالا رفته اجازه چنین تحرکاتی را نمی دهند

  2. آدم با عرضه! Says:

    مردم مصر از حاکمیت توتالیتری مبارک ناراضی بودند ولی بعد دیدند که اسلام گرایان از موقعیت بدست آمده سوئ استفاده کردند و با تکیه بر ارای سنتی عوام کوچه و بازار که معمولا به پیش نماز های مساجد و روضه خوان ها پیشکش می شود خود را به کادر قدرت رساندند و کم کم شروع کردند به اجرای نوع جدیدی از دیکتاتوری مذهبی ! آنها در عین ناباوری شروع به تشکیل دسته های چماقدار و حتی سازمان مخفی اطلاعات موازی برای کنترل مخالفان! هم کردند. دغدغه مردم آزادی و رفاه اقتصادی بود ولی دغدغه اخوان المسلمین در قدرت ماندن به هر وسیله و گور بابای اقتصاد بود! ولی غافل از آنکه مصر کانون روشنفکران خاورمیانه و جهان عرب است . نویسندگان و روزنامه نگاران کارکشته ای دارد که حواسشان جمع است! پس قبل از اینکه اخوان بخواهند ریشه بدوانند و با سوئ استفاده از آزادی و با تکیه بر ارای عوام بی سواد ولی مذهبی به دام نوع دیگری از استبداد بیافتند مخالفت خود را آغاز کردند.و اکنون مصر پس از تجربه تلخ سپردن قدرت به اخوان المسلمین و گروه های مذهبی و همچنین عدم امکان بازگشت به دوران مبارک عملا در راه سکولارسیم گام بر خواهد داشت. آینده این ملت بیدار روشن است. بنظر کودتا می اید ولی نام آن چیز دیگری است. در پاکستان هم این اتفاق بارها افتاده است . وقتی که نیروهای سیاسی به بن بست می رسند و بیم هرج و مرج و آشوب می رود تنها راه دخالت ارتش برای دادن نوعی تایم اوت به شرایط کشور است تا خشونت ها بخوابد و بعد مشکل حل و فصل شد. این بیم وجود دارد که ارتش از موقعیت بدست آمده سوئ استفاده کند و دوباره یک نفر مثل قذافی برای طولانی مدت خود را تحمیل کند ولی اگر مردم و روشنفکران در صحنه باشند چنین اتفاقی نخواهد افتاد . بعید است مصر به دوران مبارک و یا یک دیکتاتور نظامی دیگر برگردد . بویژه آنکه در اطلاعیه ارتش نقشه راه ترسیم شده است و دیگر گروه های فعال هم با ارتش همراه هستند . کودتا مخصوص زمانی است که کودتا گر بدون هیچ نیازی به پاسخ گویی قدرت را می دزد ولی در این مورد ارتش پاسخگوست..
    پشتیبان اخوان المسلمین عوام الناس مذهبی طبقه سوم هستند و در طبقات متوسط جامعه پایگاه برجسته ای ندارند. حال این می تواند به یک جنگ طبقاتی منجر شود . در بدبینانه حالت اخوان هم نیروهای سنتی خود را گرد می آورد و طبقه متوسط و شهری زیر بار نخواهند رفت و نتیجه خدا عالم است ولی خود این امر اثبات کننده این امر خواهد بود که اخوان از پایگاه اجتماعی خود در نزد مردم کوچه و بازار قصد تحمیل خواسته های خود بر دیگر طبقات اجتماع را داشته است. از سوی دیگر برای اخوان المسلمین هنوز دیر نشده است. اگر آنها مدعی هستند که رای مردم را در پشتیبانی خود دارند , آنها می توانند در انتخابات بعدی این گفته خود را به اثبات برسانند. آن کس که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟
    در سیاست با مولفه های قدرت مواجه هستیم یعنی هیچ کس و گروهی از قبضه کردن قدرت بدش نمی آید . تنها فرق جوامع پیشرفته در این است که تا گروهی حتی ارتش خواست سوئ استفاده کند مولفه های دیگر قدرت آن را سر جایش خواهد نشاند. مصر هم عملا در این راه است اگر ارتش بخواهد سوئ استفاده کند از مو قعیت موجود . گروه های سیاسی و مردم آنها را سر جایشان خواهند نشاند. نکته کلیدی ابراز نقشه راه توسط ارتش است که بنوعی ترس خفی ارتش از واکنش های مردم را بیان می کند.
    مصر پیش قراول بهارهای عربی است و این اتفاق می تواند بر دیگر کشور ها هم تاثیر مثبت بگذارد تا از تجربه اخوان المسلمین درس بگیرند.مرسی 17 میلیون رای خود را بر اثر جو بوجود آمده بعد از سقوط مبارک بدست آورد درست مانند رفراندوم 14 فروردین جمهوری اسلامی که اکثریت مردم تصور دیگری از آینده خود داشتند. مرسی اگر به آرای خود مطمئن بود باید تا دیر نشده بود یک رفراندم دیگر ترتیب می داد ولی گویا او از نتیجه رفراندم مجدد با خبر بود همانگونه که خامنه ای زیر بار یک رفراندوم دیگر نمی رود.

  3. مرسی Says:

    نکته دیگر اینکه
    اقدام به تتصفیه و
    پاکسازی که اشاره کرده اید یک حرکت دیکتاتورانه است یعنی حضرتعالی معتقدید کسانی که اعتقاداتشان با ما یکی نیست را باید کنار بگذاریم این عین دیکتاتوری است
    اگر یک جامعه به ان حد از اگاهی رسیده باشد که به تغییر نیاز دارد به پاکسازی نهادهای مختلف نیازی نخواهد بود.
    ضمنا اینکه کامنتها را اجازه انتشار فوری نمیدهید و قصد بررسی انها را دارید به همراه بند چهارمی که نوشته اید نشان می دهد شما یه ادم دموکرات نیستید و رگه های دیکتاتوری را با خود دارید.

  4. ناشناس Says:

    اصلا یک ملت الاغ را نباید به خود واگذاشت. فی‌ الواقع هیچ ملتی را نباید به حال خود و گذشت تا در مورد خودش تصمیم بگیرد. همانطور که دیدیم ریدند . ما هم در سال ۵۷ ریدیم . یک دیکتاتوری مثبت برای ملتهای عقب افتاده هزاران بر بهتر است از یک به اصطلاح دموکراسی نپخته تقلیدی کورکورانه. امثال این ملتها حالا حالاها باید مشق دموکراسی کنند تا ای، یک کمی‌ بشود روی انتخابشان حساب کرد. تازه باز هم نه ۱۰۰ درصد. تصمیم گیری متعلق به طبقه روشن فکر و تحصیل‌کرده ( البته نه همه‌شان ) و باشعور است . کار را باید دست کاردان داد و گرنه بقیهٔ ترکبون میزنند . با سپاس

  5. مهمان Says:

    صحبت شما متین وقابل قبول است با این روش دموکراسی در مصر تحقق نمی یابد جالب اینجاست که حکومت دیکتاتوری عربستان اولین تبریک گوینده به عاملان کودتا است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: