Archive for the ‘تحلیل’ Category

آمریکا در اشتباه است ، مجاهدین خلق در ایران شانسی ندارند

ژوئیه 2, 2018

همه میدانیم و همه ایرانیان میدانند که اگر یک گروه در ایران از دارودسته خمینی منفورتر باشد همان سازمان مجاهدین خلق است . شانس مجاهدین خلق برای به قدرت رسیدن پس از سقوط جمهوری  اسلامی دقیقا مثل شانس رضا پهلوی است یعنی مطلقا صفر است .

اما در عین حال میدانیم که آمریکاییها همیشه اشتباه میکنند . در افغانستان برای مبارزه با شوروی گروههای اسلامی را علم کردند که بعد بلای جان خودشان شد و هنوز هم دارند بهای آن را میپردازند . در عراق فریب دارودسته چلبی را خوردند که به آنها وعده میداد به محض سرنگونی صدام عراق تبدیل به یک دموکراسی غربی عاشق آمریکا خواهد شد و چلبی هم محبوبترین رهبر اپوزیسیون است . دیدیم که چه شد و هنوز نیز بهای آن فریب را میپردازند و تریلیونها دلار بابت این اشتباه تاریخی خود ضرر کرده اند

در ایران اما روی مریم رجوی و رضا پهلوی سرمایه گذاری کرده اند . دو فردی که در داخل ایران هیچ محبوبیتی ندارند و به کلی از لیاقت رهبری بری هستند . این همه حزب و دسته و مبارز در اپوزیسیون داریم که بارها و بارها از رضا و مریم لیاقت بیشتری دارند اما متاسفانه آمریکاییان متوجه نیستند . آمریکاییان در زمان شاه  در جه نفرت ملت ایران از او را درک نکردند تا اینکه شاه سرنگون شد . در کودتای 28 مرداد با بازگرداندن شاه فراری از ایتالیا نفرت و خشم ملت ایران را برانگیختند و بهای آن را در انقلاب 57 پرداختند که دولتی روی کار آمد که تا هم اکنون نیز برای آنان مشکل ساز است. کی میخواهند از اشتباهات تاریخی خود درس بگیرند ؟ آیا باز میخواهند روی مهره های سوخته سرمایه گذاری کنند؟

شعار رضا شاه و انقلابی که رخ خواهد داد

ژوئن 26, 2018

ایران در آستانه تغییر است . اینرا چند ماه است شاهدیم و من هم در این مورد چندبار  نوشته ام . ابرهای توفان زا بر فراز آسمان کشور جمع شده و صدای غرش رعد را میشود شنید . اگر حکومت یک تغییر اساسی در مسیر خود ندهد سقوط آن حتمی است . البته مثل همه حکومتهای دیکتاتوری بسیار بعید است که رهبران جمهوری اسلامی بتوانند این تغییر را ایجاد کنند.

اکنون در بعضی تظاهرات شعار «رضا شاه» داده میشود . هدف این شعار حمایت از پهلوی نیست و سلطنت طلبان شکمشان را صابون نزنند . آنها که میدانند،  میدانند که مقصود از شعار درخواست سقوط حکومت آخوندی و مهمیز زدن بر ملایان است . مردم از چهل سال حکومت بی کفایت قم نشینان خسته شده اند و آرزوی سقوط این حکومت را دارند . یکی از وجوه بیان این آرزو ، شعار برای ظهور رضا شاه جدید است . به این معنی که یک مرد قدرتمند ظهور کند و مثل رضاخان آخوندها را از عرصه قدرت به زیر کشد و به قم تبعید نماید که همان کار درس و بحث خود را ادامه دهند .

البته ظهور یک کودتاچی در درازمدت به نفع ایران نخواهد بود. یک مرد قدرتمند یعنی یک دیکتاتور . همه میدانیم که عاقبت دیکتاتوری چیست . اگر هم نمیدانیم نگاهی کوتاه به دو دیکتاتوری اخیر کشورمان ، پهلوی و اسلامی ، بیندازیم کافی است بدانیم که دیکتاتوری سرانجام منجر به فساد و زورگویی میشود و از هم میپاشد .

بر روشنفکران این مملکت است که اینبار تغییری را که در راه است جهت دهند تا به سوی یک دموکراسی آزاد پارلمانی و دموکراتیک برود نه کودتای یک قلدر دیگر و تکرار مجدد بازی دو دیکتاتوری پیشین ایران،  که صد سال از تاریخ ما را بر باد داد. ما نمیخواهیم دوباره پنجاه سال گرفتار یک دیکتاتوری دیگر باشیم .

اشاره میکنم که قرائن بسیاری در دست است که جناحی از قدرتمندان سپاه در پی کودتاهستند . اینجا و آنجا سخنرانیهای شده که حکایت از این میکند که میگویند دولت روحانی به پایان خط رسیده وباید یک قدرت مقتدر جایش را بگیرد . انداختن شعار رضا شاه روحت شاد در دهان مردم توسط اعضای این جناح میتواند یکی از مقدمات ظهور آن دیکتاتور نظامی باشد .

اقداماتی که این رضا شاه و آتاتورک جدید خواهد کرد نسبتا مشخص است که چه خواهد بود . کودتا همچون کودتای رضا با حمایت و پشتیبانی و اطلاع قدرتهای خارجی انجام خواهد شد (احتمالا محور سه گانه آمریکا/اسرائیل/عربستان سعودی از قبل در جریان خواهند بود ). سپس بلافاصله روابط ایران با آمریکا از سر گرفته خواهد شد و به تدریج با اسرائیل هم رابطه برقرار خواهند کرد . در سیاست داخلی فضای آزادیهای فردی را باز خواهند کرد . به لباس و رقص و شادی مردم کاری نخواهند داشت . اجبار حجاب لغو خواهد شد . الکل آزاد خواهد شد . خوانندگان و نوازندگان اجازه فعالیت خواهند یافت . کاباره ها و سالنهای رقص تاسیس خواهند شد و شنای کنار دریا برای همه آزاد خواهد بود .کسی به روابط زن و مرد کاری نخواهد داشت . خلاصه آزادیهای فردی برقرار خواهد بود .

اما از آزادیهای سیاسی اثری نخواهد بود .  فسادمالی، اینبار بر گرد دیکتاتور جدید، کماکان ادامه خواهد یافت . روشنفکران و آزادیخواهان کماکان به زندان خواهند رفت . سانسور همچنان ادامه خواهد یافت . چاپلوسان همچنان به وظیفه چاپلوسی و بادمجان دورقاب چینی خود ادامه خواهند داد . و  متاسفانه توده مردم در لااقل ده پانزده سال اول حکومت دیکتاتور مشکلی با این امر نخواهند داشت .

خلاصه تاریخ تکرار خواهد شد و ما ایرانیان دوباره گرفتار یک دیکتاتوری دیگر خواهیم شد . آیااین است آنچه ما برای آینده ایران میخواهیم؟ آیا ما ایرانیان محکومیم هر پنجاه سال یکبارتاریخ را تکرار کنیم ؟ یا شاید اینبار بتوانیم تاریخ را به سود ملت ایران تغییر دهیم و سرانجام پس از صدسال به آرزوی نسلهای پیشین برسیم و یک دولت آزاد دموکراتیک در ایران به روی کار بیاوریم .

(اضافه میکنم وقتی میگویم سقوط قطعی است نمیگویم کار ساده ای است و فردا رخ خواهد داد. خیر. مثل هر انقلابی کار میطلبد و  است فداکاری و رنج و دشواری و قربانی و زمان خواهد برد ولی آنچه آشکار است این است که این حکومت به سراشیب سقوط افتاده)

ترولهای وطنی و توطئه بازگشت سلطنت پهلوی

ژوئن 20, 2018

اینروزها در بالاترین و سایر سایتهای اجتماعی فارسی زبان شاهد برخوردهای پرخاشگرانه وعصبی گروهی (البته معدود) جوان تندرو با سایر کاربران هستیم .اینها با فحاشی و توهین و افترا در صددند سایر کاربران را ارعاب کنند تا یا مطابق نظر آنان صحبت کنند و یا به کلی این سایتها را ترک  کنند . در همین سایت بالاترین  رفتار اینان  باعث ترک سایت  توسط بسیاری از کاربران شده . انسان باید واقعاتوان و نیروی  بالایی داشته باشد که افتراها و توهینهای این گروه معدود را تحمل کند و کماکان در بالاترین باقی بماند.

ترولها را من به دودسته تقسیم میکنم . گروهی هستند که ماموریت خاصی ندارند و حقوقی نمیگیرند و فقط تندرو و پرخاشگر ، عصبی و عصبانی هستند و نمیتوانند خشم خود را کنترل کنند . اینها عموما ساده لوحند و به تبع ساده لوحی و زودباوری بسیار تندرو هستند. انسان را به یاد جوانان چریک و مجاهد دهه پنجاه می اندازند.به جان همه می افتند تا مثلا نظر خود را به کرسی بنشانند و متاسفانه از دموکراسی و رواداری و احترام به نظر دیگران چیزی نیاموخته اند .

دسته دوم   یک گروه بسیار کوچک ولی هدفمند است که  با ترولهای فوق تفاوت اساسی دارند . اینها هدفی مشخص را دنبال میکنند . رفتارشان هم مشخص است . اینها با انقلابی نمایی افراطی و تکرار لغت بر اندازی و چند لغت استاندارد انقلابی دیگر آن ساده لوحان را به دنبال خود میکشند ، سازمان میدهند و بر علیه عناصر متعادل و منطقی بسیج میکنند . اینها چه کسانی هستند ؟

برای آشنایی با این گروه ِ هدفمند ابتدا بگذارید مقدمه ای کوتاه نقل کنم . این روزها و در قرن بیست و یکم اینترنت تبدیل به یک وسیله بسیار موثر در جهت دادن به جریانهای سیاسی و اعتقادات اجتماعی شده است . آنها که میدانند چگونه باید از اینترنت در جنگهای روانی استفاده کرد از بیخبری و ساده لوحی کاربران در اینترنت  بهره برداری میکنند. البته همه ما  در جریان نفوذ روسیه در انتخابات 2016 آمریکا هستیم. ترولهای روسی حقوق میگرفتند.  تعدادشان زیاد نبود شاید بیش از پنجاه نفر نبودند اما 24 ساعته و با صدهاهزار شناسه کامپیوتری و فعال مختلف در سایتهای اجتماعی در امریکا فعال بودند . تبلیغات دروغین روسیه باعث شد  ملیونها جوان در آمریکا دنبال سندرز راه افتادند چون روسیه میخواست از طریق مطرح کردن وی هیلاری کلینتون را از صحنه خارج کند و از تعداد رایهای وی بکاهد . هدف این بود که با تظاهربه انقلابیگری افراطی این جوانان ساده لوح را به دنبال خود بکشند و آنان را از بدنه اصلی حزب دموکرات جدا کنند .  متاسفانه دیدیم این ترفند کارگر افتاد و باعث پیروزی کاندیدای مورد نظر پوتین شد.

درمورد ایران عزیزمان ،  نظر من آن است که محور آمریکا/اسرائیل/عربستان سعودی سعی دارد از طریق اینترنت در سیر تحولات ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی دخالت کند و آن را به مسیر دلخواه خود هدایت کند . به نظر من هدف این محور شوم آن  است که رضا پهلوی را جانشین جمهوری اسلامی سازند و از طریق او به اهداف خود در منطقه دست یابند . یک مشت قلیل جوان ساده لوح هم فریب این ترفندهای تبلیغاتی اینترنتی را خورده اند و خود را بازیچه دست آن چند ترولِ مشخص کرده اند .

باید اضافه کنم که در زمان جنبش سبز بالاترین محبوبترین و گسترده ترین سایت اجتماعی در ایران بود . یادش بخیر که بعضی لینکها در بالاترین بالای هزار امتیاز می آورد. در همان زمان چند سایت دیگر به رقابت با بالاترین ایجاد شد . بالاترین ماند و آنها رفتند . علت این بود که ترولها در آن سایتها آزادی مطلق داشتند با فحاشی ناموسی به هرکه خوششان نمی آمد حمله ور شوند و هیچ نظارتی در کار نبود . وقتی این رفتار چند ماهی ادامه می یافت به تدریج کاربران عادی و معمولی که حوصله این برخوردهای خشن و غیر انسانی را نداشتند سایت را ترک میکردند . فرق بالاترین این بود که نظارتی در کار بود و اگر کاربری از حد میگذراند شکایت کاربران دیگر باعث اقدام مسئولان بالاترین و اخراج کاربر میشد . متاسفانه بالاترین در سالهای اخیر از نظارت خود کاست به صورتی که اکنون به جایی رسیده است  که تقریبا هیچگونه نظارتی اعمال نمیشود. اگر بالاترین نظارت مستقیمی را که سابقا ایفا میکرد دوباره برقرار نکند و از کاربرانی که مسئولانه و بدون توهین و افترا مشغول لینک گذاری و بحثهای منطقی هستند حمایت نکند دوران بدتری را هم خواهد دید و تعداد کاربران متاسفانه به تدریج  کمتر خواهد شد تا به تعداد انگشتان دست برسد و سرانجام به سرنوشت سایتهای مشابه دچار شود.

آیا سلطنت طلبان برای کسب قدرت حاضر به نابودی ایران شده اند ؟

ژوئن 14, 2018

گزارشی از کنگره اخیر سلطنت طلبان و تجزیه طلبان در واشنگتن منتشر شده که واقعا نگران کننده است . ویدئوهایی از این کنگره نیز برروی اینترنت رفته است .  علاوه بر تجزیه طلبان نمایندگانی از سوی ترامپ نیز در این کنگره حضور داشته اند .  سوال من اینست آیا سلطنت طلبان واقعا تا این حد سقوط کرده اند که برای کسب قدرت حاضرند ایران را به تجزیه طلبان بفروشند و از هم بپاشند؟ آیا برای به قدرت رسیدن رضاپهلوی ایران باید یک یوگسلاوی دیگر شود؟

افزایش بودجه نظامی کشورها در سال 2014

فوریه 19, 2015

politics

دین ستیزی عوام : دوستی خاله خرسه

ژانویه 5, 2013

مهدی خلجی:
همان‌طور که بخش عمده‌ی مؤمنان عوام‌اند، شمار فراوانی از بی‌دینان هم عوام‌اند (یعنی درکی ابتدایی و غیرعلمی از دین دارند). عوام به خودی خود خطرناک نیستند مگر وقتی به میدان ستیزه‌گری پامی‌گذارند؛ آن‌گاه اسلام‌گرایی در میان مؤمنان عوام پدید می‌آید و اسلام‌ستیزی در میان عوام بی‌دین.
شباهت‌های اسلام‌گرایی و اسلام‌ستیزی بیش از تفاوت‌های آن دو است؛ هر دو از تفسیر علمی دین روی‌گردان‌اند، هر دو میان عقیده و عمل فاصله‌ای نزدیک‌ می‌بینند، هر دو اصل مدارا را نفی می‌کنند، هر دو جهان را تنها به شکل و شمایل خود می‌خواهند و می‌پسندند و هر دو از فرط خشم و جهل از گفت‌وگوی منطقی و آرام می‌پرهیزند.اگر در دین‌داری عیبی هست نفی دین‌داری باید نفی آن عیب‌ها باشد وگرنه انکار خدا و قیامت با نگاه داشتن همان تعصب و خامی و خیال‌اندیشی چه سود؟

سخنرانی ایرج مصداقی در باره ماهیت رژیم ، شکنجه و زندانها

اکتبر 18, 2009

امروز 25 مهر در تورونتو ایرج مصداقی  و    مهدی اصلانی در مورد جنایت کشتار زندانیان سیاسی در سال1367       و ماهیت رژیم جمهوری اسلامی صحبت کردند .

ایرج مصداقی سخن را با مطرح کردن ماهیت جمهوری اسلامی آغاز کرد . اوگفت این جنایات رژیم که اکنون میبینم تازه نیست و بسی بدتر از این را در دهه شصت شاهدبودیم . او گفت که به چشم خود در 30 خرداد سال شصت در جریان سرکوب تظاهرات بزرگ مجاهدین خلق در خیابانهای تهران شاهد کشته شدن جوانان زیر بیست سال به دست ماموران رژیم بوده است منتها در آن دوران سیستمهای اطلاع رسانی و تهیه فیلم و عکس به گستردگی زمان ما نبود که این تصویرها ثبت شود و از همه آن تظاهرات و کشتار عظیم در آن روز بیش از یک عکس باقی نمانده است حال آنکه اگر همان تظاهرات امروز اتفاق می افتاد سراسر جهان بلافاصله شاهد فیلمها و عکسهای کشتار دهشتناک آن روز میشدند . او گفت یک نظام ایدئولوژیک باید جنایتهای خود را توجیه کند . در نتیجه برای هر جنایت خود یک لغت ایدئولوژیک خلق میکنند تا قبح آن را از بین ببرند. مثلا برای شکنجه لغت دینی میسازندطوری که شکنجه گردر این نظام شیطانی خود را خادم خدا میداند نه یک شکنجه گر. مثلا شلاق میشود یک حد اسلامی و از واجبات اسلامی . شکنجه میشود یک آئین عبادی مثل نماز و روزه و اینجاست که میبینیم در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی شکنجه گر قبل از شکنجه وضو میسازد.

ما دیدیم که در آن روزهای تاریک آغاز دهه شصت بچه های 14 ، 15 ساله مجاهد را که تنها جرمشان فروش روزنامه مجاهد بود اعدام میکردند یا حتی کسانی را که مثلا ده تومان به سازمان کمک مالی کرده بودند . قاضی میگفت تو «اسب نعل کردی » اینجاست که باید معنای این حرفهای ملاها را فهمید که همه اشارتهای دینی و شرعی دارد . مقصود قاضی وقتی که فرمان  اعدام را صادر میکرد «زیارت عاشورا» بود که در آن پس از لعن به مسببان اصلی ماجرا حتی به کسانی که اسبها ی ظالمان را نعل کردند و حتی در مرگ حسین شادی کردند لعن میشود و آنها را معادل شمر و یزید میشمرد . پس در این نظام شکنجه میشود تعزیر و در نتیجه شکنجه گر میشود بنده صالح خدا.

در رساله های عملیه همه این آقایان علما آمده که 7 چیز نجس است و یکی از آنها کافر است . یعنی کافر در حد خوک و سگ و آب منی است . وقتی کسی را کافر کردی دیگر خیالت راحت و دستت برای جنایت باز است . خمینی بارها گفت اینها کی هستند که در خارج هیاهو میکنند که ما آدم کشته ایم ، ما حتی یک «آدم » نکشته ایم چون از نظر او و سایر علما یک مخالف نظام یک  کافر نجس است و در نتیجه  «آدم » نیست بلکه یک خوک یا سگ است .  با این منطق است که میبینیم کهریزک درست میشود چون کهریزک جهنمی است برای کافران و کافران بیشتر از جهنم در این دنیا و آن دنیا نباید انتظار داشته باشند .

شکنجه گران مامور شکنجه به شکنجه شدگان میگویند شما خود مسئول این شکنجه ها هستید و این شما هستید که با اعمال گذشته خود شکنجه را بر خود جاری ساخته اید . خامنه ای در یکی از سخنرانیهای خود برای ماموران امنیتی گفته که شما دکتر این مخالفان سیاسی هستید و آنها را درمان میکنید . من خود در زندان بارها از گیلانی شنیده بودم که به پاسدارها میگفت بازجو مثل دکتر است و در نتیجه مثل دکتر محرم است به زن . بعضیها میگویند اینها کی هستند که در کهریزک این شکنجه ها را اعمال کرده اند . آنها غافلند که اینها همان اراذل و اوباشی هستند که در خیابانها میبینیم . درتاریخ ما اینها همیشه با روحانیت پیوند نزدیکی داشته اند . بیخود نیست که در همه محلات و شهرها میبینیم که همیشه اینها بودند که در مراسم مذهبی مثل عاشورا و غیره جلودار بودند و هستند . مثلا طیب را میبینید که هم در کودتای 32 جلودار است و هم در خرداد 42. اینها همیشه با هم بده و بستان داشته اند مثل بازاریها که هزار گناه در کسب و کار میکردند و بعد با پرداخت پولی به آخوندها به اصطلاح رد مظالم میکردند و به بهشت هم میرفتند این اراذل و اوباش هم که چشمی به آن دنیا داشتند برای عاقبت به خیر شدن زیر پرچم این علما سینه میزدند .

جنایاتی که در حق زنان از دهه شصت مرتکب شده اند برای آن است که اینها معتقدند زنی که به علت مخالفت با جمهوری اسلامی دستگیر شده به حکم مستقیم قرآن کنیز حربی است و وقتی کسی کنیز حربی شد حتی متاهل هم که بوده باشد صیغه عقدش باطل است و یک فرد مسلمان که اورا دستگیر کرده حق دارد هرکاری میخواهد با این کنیز بکند چون قرآن این اجازه را به او داده است . پس میشود به یک زن زندانی سیاسی حتی تجاوز هم کرد چون یک کافر و کنیز حربی است و هیچ اشکالی ندارد . به مردان هم اما اگر با باتوم تجاوز کنند اشکالی ندارد چون کافرند و تجاوز با باتوم هم البته «التذاذ» ندارد .

این شکنجه ها و  تجاوزها مصداق «النصر بالرعب» است و در نتیجه لازم نیست به دور ازچشم مردم انجام شود و بالعکس هرچه بیشتر مردم در اینباره بدانند بهتر است چون بیشتر وحشتزده میشوند .بیخود نبود که در آغاز دهه شصت اعدامها را صد صد در روزنامه ها مینوشتند تا همه خبر شوند و بترسند . حالا هم تجاوز شده ها را آزاد میکنند تا مردم بشنوند که جمهوری اسلامی حتی تجاوز هم میکند و به این طریق «النصر بالرعب» شود چون خیلیها هستند که حاضرند برای آزادی هرکاری بکنند و تا پای مرگ بروند ولی وقتی سخن از تجاوز شود پایشان میلرزد. همه این لباسهای سیاه و کلاهخودها و موتورها و گازدادن در خیابانها هم برای ترساند ن مردم و اجرای این آیه الهی است .

این حکومتی است که پایه اش بر رعب و وحشت بنا شده . اینها هنوز هم عوض نشده اند و من معتقدم اگر لازم بدانند باز هم به همان شدت سال شصت با مردم برخورد خواهند کرد و علت اینکه در سالهای قبل کمی آرام گرفته بودند این بود که مردم ساکت بودند و اینها هم نیازی نداشتند وحشیگری نشان دهند ولی به محض اینکه مردم به خیابان آمدند دیدید که چگونه ثابت کردند که هیچ چیز عوض نشده است . شما دیدید که چه بلایی سر زن سعید امامی آوردند. وقتی سر افراد خودشان آن بلاها را می آورند حساب کنید با بقیه مردم چه میکنند. در سرکوب سال 78 دیدید که چه کردند.شکنجه و کشتار در نهاد این نظام است و برای ماندن در قدرت باید شکنجه و کشتار کنند . خمینی بارها در سخنرانیهای خود گفته بود که در هنگام بیماری آخرین دوا سوزاندن است و مقصودش هم کشتار بیرحمانه مخالفان بود.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed