Posts Tagged ‘انتخابات’

از امروز صبح ، اقدام سیاسی مستقل

ژوئن 16, 2013

دوستان ، از امروز صبح ، با استفاده از فرصتی که به وجود آمده واولین نمودش را دیشب در همایش بزرگ مردم تهران و سایر شهرها شاهد بودیم، باید همت به تشکیل سازمانهای مستقل اپوزیسیون ، اینجا ، در داخل ایران بگماریم که از اپوزیسیون متفرق خارج نشین  آبی برای ما گرم نمیشود . اگر توانستیم این بار بر خلاف دوران خاتمی سازمانها و تشکلهای مستقل خود را تشکیل دهیم ، موفقیم . اما اگر مانند سابق دست روی دست بگذاریم تا اصلاح طلبان برای ما کاری کنند ، حس افسردگی و دلسردی تدریجی هشت سال ریاست جمهوری خاتمی دوباره تکرار خواهد شد زیرا اصلاح طلبان به هرحال طرفدار جمهوری اسلامی و وابسته به رهبرند و ظرفیت ایجاد تغییر اساسی در اوضاع موجود را ندارند .

در عین حال ، تندرویهای انقلابی بهانه به دست دشمن زخم خورده که از دیشب مثل مار به خود میپیچد خواهد داد تا دست به سرکوب بزند . نباید تسلیم وسوسه و شور انقلابی آنی و خلق الساعه شویم . در آغاز باید  منطقی ، متعادل و گام به گام و آرام ،  سازمانهای مدنی مستقل از دولت را تشکیل داد و عضوگیری کرد .زمان اقدام انقلابی و رودررویی مستقیم اکنون نیست بلکه فقط وقتی عضوگیری انجام شد و سازمانهای مستقل مردمی تبدیل به وزنه ای اجتماعی شدند میتوان از بار آنها برای رودرروییهای بزرگتر با دولت استفاده کرد .

تبریکی از صمیم قلب به ملت بزرگ ایران

ژوئن 15, 2013

تبریک به ملت عزیز ایران . تبریک به ملتی که دوباره نشان داد شعور و بلوغ سیاسیش بیش از همه  به اصطلاح روشنفکرانی بود که به آنان  توصیه تحریم انتخابات میکردند . بسیار بسیار خوشحالم و از صمیم قلب به هموطنانم تبریک میگویم . دورانی جدید در ایران آغاز شد . دوران سیاه احمدی نژاد به پایان رسید و خامنه ای نتوانست جلیلی ، کاندید برگزیده خود را به مردم ایران تحمیل کند. این شکستی بس بزرگ برای خامنه ای و پیروزی بزرگی برای ملت ایران است . امشب حق است ملت ایران تا صبح شادی کنند وطلیعه عصری جدید را جشن بگیرند .البته ملت از قبل در خیابانهای تهران و سایر شهرهای تهران به جشن و پایکوبی پرداخته اند ، باشد تا خامنه ای برخود بلرزد.

امیدوارم مردم ما  اینبار از دوران خاتمی درس گرفته باشند و امید به رهبران نبندند و با استفاده از فضای سیاسی بازتری که به وجود می آید هرچه سریعتر همت به ایجاد سازمانهای سیاسی مستقل از اصلاح طلبان بگمارند . وظیفه جدید روشنفکران راستین نیز از همین امروز آغاز میشود تا درکنار ملت به شکل گرفتن سازمانهای مدنی مستقل یاری رسانند. هر شش انتخاب توسط شورای نگهبان بود اما فرق بود بین روحانی و جلیلی . ملت ایران  نشان داد این بلوغ سیاسی را دارد که حتی از این شکاف کوچک در سیستم حاکم نیز استفاده کند و مهر خود را برروند سیاسی ایران بکوبد . اضافه کنم که من نگران صعود قالیباف در مرحله دوم انتخابات بودم . قالیباف بوی دیکتاتور نظامی میداد . قالیباف میتوانست با حمایت سپاه کودتا کند و اینبار روز از نو ، روزگاری از نو باز باید سی سال دیگر با یک دیکتاتوری نظامی نبرد میکردیم . روحانی بین این شش کاندید منتصب ، بهترین انتخابی بود که ملت میتوانست بکند . انتخاب روحانی گام اول به خاک مالیدن دماغ خامنه ای و سپاه است . اکنون باید از فرصت به دست آمده استفاده کرد و برخلاف  دوران خاتمی منتظر اقدام اصلاح طلبان نشد که از آنان آبی گرم  نمیشود . باید خود سعی کنیم هرچه زودتر سازمانهای مستقل مبارزه سیاسی را با استفاده از فرصتی که  به دست آمده است تشکیل داده  و روند مبارزه را شکل دهیم .

چه به روز بالاترین آمده است ؟

ژوئن 15, 2013

این را صبح روز بعد از انتخابات 92 نوشتم : دلم به حال بالاترین میسوزه . تو این مواقع هست که آدم درک میکنه چه جوری افتاده دست گروهکهای حاشیه ای و بی ریشه . یک نگاهی کردم همش فحش و بدوبیراه بود به روحانی و ملت ایران که به روحانی رای دادند . بیچاره ها سوزش شدید از اینکه ملت به حرفشون گوش نکردند را باید یک جوری آرام کنند ، آنهم از راه فحش و بدوبیراه تو بالاترینه .

سی سال بی عملی و تشویق به بی عملی

ژوئن 15, 2013

سی ساله این اپوزیسیون خارج نشین ما بی استثنا تو هر انتخاباتی گفته تحریم کنید . سی ساله مردم رو به انفعال و بی عملی ترغیب کرده . خوب بعد از سی سال ، چه کارنامه ای دارند که به مردم ما نشان دهند ؟ حزبی درست کردند ، جنبشی راه انداختند و راهبری کردند ؟ هرچه بود از داخل ایران بود . رای به خاتمی باعث باز شدن فضای سیاسی و قدرت یافتن جامعه مدنی شد .رای به موسوی باعث راه افتادن جنبش سبز شد . اپوزیسیون در مقابلش چه دارد که نشان دهد ؟ بس نیست این قهرمان بازیهای بچگانه ؟ سی سال دیگر هم تحریم کنید نتیجه ای میگیرید؟

تحریم تنها در صورتی کارمیکند که در کنارش پیشنهاد یک اقدام عملی مثبت نیز داشته باشیم

ژوئن 13, 2013

در یک دیکتاتوری باید از هر فرصتی برای ضربه زدن به دیکتاتور استفاده کرد. هر اقدامی از بی عملی بهتر است .صحبت تحریم را کسی میکند که یک حزب قوی و متشکل داخل ایران دارد ،  به اعضا و هواداران دستور تحریم میدهد ، در عین حال به آنان میگوید به جای رای دادن چه کار کنند . مثلا میگویند تحریم کنید ، اما فردا در یک تظاهرات یک ملیون نفری  در خیابانها با دولت در افتید . صادقانه از تحریمیان میپرسم آیا ما چنین امکانی داریم ؟؟ آیا ما حزب و سازمان متشکلی در ایران داریم که بتوانیم گزینه دیگری در مقابل تحریم روی میز بگذاریم ؟

شما باید در کناراقدام منفی تحریم ، یک اقدام مثبت عملی هم به مردم نشان دهید . وقتی نمیتوانید هیچ اقدام دیگری کنید ، از مردم خواستن که در خانه بنشینند و دست روی دست بگذارند درست نیست و تنها باعث دلسردی بیشتر مردم میشود . بیش از سی سال است در هر انتخابات ندای تحریم سر داده اید ، چه فایده ای داشته است ؟ به جز آن که هرگاه مردم به فراخوان شما گوش فراداده اند کسی مانند احمدی نژاد از صندوق سر در آورده و هرگاه گوش نکرده اند و رای نداده اند خامنه ای مجبور به عقب نشینی شده است . کسانی دعوت به تحریم میکنند د که یک سازمان سیاسی قوی دارند و قادرند لا اقل اقدامات دیگری کنند . ما که هیچ سازمان سیاسی قوی اپوزیسیون در داخل ایران نداریم واقعا بی انصافی است از مردم بخواهیم درخانه ها را ببندند و توی خانه بنشینند .آیا این است فعالیت سیاسی ؟ تحریم تنها به خامنه ای فرصت خواهد داد تا هیولایی مانند جلیلی را از صندوق بیرون کشد و ایران را بیش از پیش به سوی بحران و نابودی پیش راند .

گزارش گاردین از تهران : همه در باره روحانی حرف میزنند

ژوئن 13, 2013

http://www.guardian.co.uk/world/2013/jun/13/iran-elections-rouhani-frenzy

شرکت در انتخابات ، آری یا نه ؟

ژوئن 12, 2013

رای میدهم نه به عشق خاتمی ، یا موسوی ، یا روحانی . رای میدهم چون راهی است برای نه گفتن به دیکتاتوری اسلامی. برای مبارزه با دیکتاتوری از هر فرصتی ، هرچند کوچک ، باید استفاده کرد . هرکاری از دست روی دست گذاشتن و بی عملی بهتر است . حتی اگر یک درهزار احتمال آن رود که از درون این انتخابات جنبشی مثل جنبش سبز سر بر آورد بر ماست که نگذاریم این فرصت طلایی از دست برود، به خصوص دراین زمان که میهنمان دچار بحرانی جدی است. ما در یک مملکت ساکت و آرام و مرفه زندگی نمیکنیم که فکر کنیم فعلا وقت هست و میشود دست روی دست گذاشت و صبر کرد ده سال دیگر، یا بیست سال دیگر، مردم آماده شوند و بعد اقدام کرد . ما در کشوری زندگی میکنیم که اقتصاد آن در پرتگاه سقوط قرار دارد و درعین حال ممکن است در یک حمله خارجی از هم بپاشد . من نمیگویم ممکن است روحانی انتخاب شود و میدانم حتی اگر هم انتخاب شود حد اکثر مانند خاتمی خواهد بود نه بیشتر. من میگویم نگاه کنید در همین چند روزی که به دلیل انتخابات مردم و جوانان فرصت تجمع یافته اند چه تغییربزرگی در فضای سیاسی کشور به وقوع پیوسته است . برای اولین بار پس از سه سال دوباره مردم فرصت گردهمایی یافته اند، شعار میدهند و دعوت به تجمع سیاسی میکنند . باید از این فرصت استفاده کرد . باید هزینه تقلب را با شرکت مردم در انتخابات به حدی بالا برد که تقلب منجر به یک خیزش مردمی شود. به این هم اعتقاد ی ندارم که رهبران جنبش ، اگر ادامه یابد ، اصلاح طلبان خواهند بود. اصلاح طلبان و رای به آنها فقط وسیله و موتور محرک شروع این جنبش خواهند بود و کم خردی است اگر فکر کنیم میتوانند رهبری جنبش را به دست گیرند. اما ایمان دارم اگر جنبش تداوم یابد از میان همین مردم صدها رهبر برای هدایت آن تا سرمنزل دموکراسی ظهورخواهد کرد . نمونه عملی چنین جنبشی در تاریخ اخیرما جنبش مشروطه است . جنبش مشروطه توسط برخی شاهزادگان و رجال دولت قاجار شروع شد که مانند اصلاح طلبان به هیچوجه خواستار سرنگونی نبودند بلکه تنها میخواستند تغییراتی در سیستم دولتی قاجار دهند . اما جنبش ادامه یافت و با تداوم آن رهبری آن به دست مردانی چون ستارخان و باقرخان افتاد که از میان مردم برخاسته بودند و با شهامت تمام انقلاب را به پیروزی رساندند .

==============================================

دیکتاتوریهای از قماش جمهوری اسلامی ایران ، از کسی که رای نمیدهد هراسی به دل ندارند . آن که رای نمیدهد انتظاری هم ندارد و فردا هرکه از صندوق در آید برای او علی السویه است  و بی تفاوت میماند .

حکومتهای دیکتاتوری از آن میترسند که رای میدهد . آن کس که رای میدهد انتظاری دارد ، و اگر حس کند انتظارش بر آورده نشده و تقلبی صورت گرفته مثل سال 88 فریادش را به خیابان میبرد و  دست به تظاهرات و آشوب میزند و میپرسد رای من کو  . درست است که خامنه ای و مزدورانش به زبان میگویند رای دهید ، ولی درنهان آرزویشان آن است که مردم بی تفاوت باشند و رای ندهند تا مثل سال 84 بتوانند کاندیدای خود را بی شورش و آشوب از صندوق در آورند و به مردم تحمیل کنند .

استراتژی سرنگونی دیکتاتوری اسلامی در لحظه فعلی حکم میکند تاکتیک شرکت گسترده در انتخابات را برگزینیم . هرچه تعداد بیشتری از رای دهندگان در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدایی که قطعا مورد نظر خامنه ای  نیست رای دهند به همان نسبت امکان تقلب خامنه ای  به نفع کاندیدای محبوبش سخت تر میشود و هزینه سنگینتری باید بپردازد. به همین سبب نیز سران این رژیم همیشه از شرکت گسترده توده ها در انتخابات هراس داشته اند. درسال 76 شرکت گسترده توده های مردم باعث شکست کاندیدای مورد نظر خامنه ای شد و تغییراتی که در هشت سال بعددر فضای اجتماعی به وجود آمد دیگر پاک کردنی نبودو  خامنه ای هرگز نتوانست عقربه زمان  را به پیش از 76 بازگرداند . در سال 88 هم شرکت گسترده توده های وسیع مردم هزینه تقلب را به حدی بالا برد که منجر به جنبش سبز شد و قداست خامنه ای برای اولین بار کاملا در هم شکست . با این انتخابات نسلی که از تاریخ و گذشته خود بی خبر بود برای اولین بار وارد میدان سیاست شد و معنی اقدام سیاسی را دریافت . اما مهمتر از همه اینکه قداست خامنه ای، که حتی در روزهای اول پس از تقلب هنوزکسی جرئت توهین به او را نداشت ، برای همیشه درهم شکست و شعار مرگ بر دیکتاتور شعار استاندارد تظاهرات شد .

اما ، هرگاه مردم در خانه نشسته اند خامنه ای و سپاه با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورده اند . یادمان نرفته بی عملی و خانه نشینی مردم را در سال 84 که منجر به تحمیل موجودی چون احمدی نژاد شد . اینبار هم اگر ساکت بنشینیم فردی بدتر از احمدی نژاد را به ما تحمیل میکنند . این رژیم در سراشیب سقوط است و اگر به حال خود گذاشته شود روز به روز وضع مردم بدتر خواهد شد تا سرانجام به فروپاشی کامل مملکت بینجامد . کسانی که میگویند از این بدتر که نمیشود یادشان رفته است در سال 84 نیز میگفتند ما در خانه مینشینیم و رای نمیدهیم ، از این بدتر که نمیشود . دیدیم که میتواند بدتر شود و بدترهم شد . اگر بی عمل بمانیم ، اگر رای ندهیم ، قطعا اوضاع بدتر میشود چون خامنه را اگر آزاد گذارند سر سوریه ای کردن ایران دارد . عده ای میگویند روحانی در همه جنایات رژیم شریک بوده است و و چه و چه . من هم قبول دارم ولی درد فعلی ما گذشته روحانی نیست ، آینده ایران است ، مملکتی که اگر در مسیری که خامنه ای برای آن تعیین کرده پیش رود دیر نیست به سرنوشت تلخ سوریه یا عراق و افغانستان دچار گردد (گذشته روحانی را فعلا بگذارید برای پس از سقوط جمهوری اسلامی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک و دادگاههای آن زمان!)   یک مبارز سیاسی باید بر احساسات تند خود فائق باشد و اجازه ندهد احساس عامل تصمیم گیری او در مورد وقایع سیاسی شود. در مواقع لزوم باید احساس را به نفع عقل و منطق و هدف دراز مدت کنارزد و با مغز تصمیم گرفت نه با دل. لازم نیست طرفدار روحانی باشید تا به او رای دهید . به روحانی رای دهید نه به دلیل علاقه به او، بلکه برای  مستعد کردن شرایط برای ضربه زدن به دشمن اصلی ایران ، به خامنه ای و سپاه . سال 88 من از روی عشق به موسوی رای ندادم . سابقه او را در دهه شصت میدانستم و آگاه بودم  که هنگام کشتار موحش سال 67 او نخست وزیر بود و به هیچوجه با این سابقه مورد تایید من نبود اما به او رای دادم  . به او رای دادم برای  ضربه زدن به خامنه ای ، نه از روی عشق به موسوی ،  و از رایم  راضی هستم زیرا ضربه ای که جنبش سبز به خامنه ای زد جبران ناپذیر است . به همین سبب به نظر من خامنه ای و سپاه سعی خواهند کرد ایده تحریم انتخابات را جا بیندازند تا با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق به در آرند. متاسفانه گروهی ساده لوح نیز فریب تبلیغات اینان  در مورد تحریم را خورده اند و ناخواسته در جهت منافع دیکتاتوری اسلامی گام بر میدارند . تحریم ، عدم شرکت در انتخابات ، در خانه را به روی خود بستن و با خیال راحت پشت در بسته غرزدن خیلی ساده است . خامنه ای هم همین را میخواهد . پیام او به مردم اینست : تحریم کنید و توی خانه هایتان بنیشینید و تا قیام قیامت غرغر کنید تا من بتوانم کار خودم را بکنم.

گروهی بهانه میگیرند  پس چرا خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید و اگر ما شرکت کنیم  به میل او رفتار کرده ایم پس از لج او هم که شده باید در خانه بنشینیم  . به این دوستان باید عرض کرد وقتی خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید روی سخن و خطاب او فقط با طرفدارانش است نه من و شما . او من و شما و سایر مخالفان را اصلا آدم حساب نمیکند که انتظار داشته باشد و بخواهد ما در انتخابات شرکت کنیم . او میخواهد فقط طرفدارانش در انتخابات شرکت کنند تا بتواند کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورد . خامنه ای مانند رهبر یک حزب است : وقتی رهبر یک حزب سیاسی قبل از شروع انتخابات از همه  میخواهد در انتخابات شرکت کنند میدانیم مقصودش چیست . رهبر حزب با این سخن  درواقع فقط از حزب خود خواسته شرکت کنند و این را هم میدانیم که در عین حال کمال آرزویش است طرفداران حزب مخالف در انتخابات شرکت نکنند تا او پیروز شود . پس با خیال راحت در انتخابات شرکت کنید که در واقع شرکت شما ، شرکت حزب مخالف خامنه ای است . مطمئن باشید که خامنه ای آرزویش این است شما شرکت نکنید و تیمهای سایبری سپاه پاسداران نیز در راستای آرزوی رهبر سعی در جا انداختن عقیده تحریم دارند .به نفع خامنه ای است که تود ه های مردم ، مایوس و سرخورده ، در خانه بنشینند .  تحریم این انتخابات ، در خانه نشستن ، بی عمل بودن ، در به روی خود بستن و پشت درهای بسته غرزدن تا قیامت راه مبارزه با این دیکتاتوری نیست . باید از هر امکانی که فراهم می آید برای مبارزه استفاده کرد .برای خامنه ای فرقی نمیکند مردم درانتخابات شرکت کنند یا نه . دستگاه تبلیغاتی رژیم به هرحال تصاویرو فیلمهای  شرکت عظیم مردم در انتخابات را ، حتی به رغم عدم شرکت مردم ، آماده کرده است . آن که این میان از خانه نشستن ضرر خواهد دید ملت ایران است که شانس یک خیزش دیگر همچون سال 88 و کوبیدن یک مشت دیگر بر دیکتاتور را از دست خواهد داد، مشتی که شاید اینبار برای همیشه دیکتاتور را بر زمین افکند . تحریم کنندگان انتخابات با این درخواست غیر منطقی خود در واقع آب به آسیاب رژیم میریزند ،  به خصوص که این فرصت کم نظیر شاید یکی از آخرین شانسهای ما برای یک تحرک همگانی و گسترده در طی سالهای آینده باشد . ظن قریب به یقین آن است که عصر ریاست جمهوری در دیکتاتوری اسلامی با این انتخابات به پایان خواهد رسید . خامنه ای برای اینکه خیال خود را از این تکانهای چهارساله راحت کند به راه شاه خواهد رفت و  به یک نخست وزیر ابد مدت گوش به فرمان مانند هویدا،  بدون نیاز به انتخابات سراسری ، قناعت خواهد کرد .

و اما در مورد کاندیدای اصلاح طلبان و انتقاداتی که بر او وارد است : یادمان هست که  منتظری در اوایل انقلاب به شدت منفور مردم بود و بدترین جوکها را در موردش میگفتند. اما وقتی به مخالفت با خمینی برخاست محبوب و محبوبتر شد تا به جایی که در تشییع جنازه اش صدها هزار ایرانی از جنبش سبز شرکت کردند . انسانها ثابت نمیمانند و تغییر میکنند . همین امر در مورد موسوی، نخست وزیر محبوب امام و فردی  که در عهد قدرتش گسترده ترین کشتارهای زندانیان در تاریخ جمهوری اسلامی  رخ داد صادق است . کروبی نیز عزیز خمینی بود و میبینیم تغییر کرد و اکنون به جرم همراهی با مردم هردو در زندانند. چرا بعضیها به این شدت با تغییر مواضع اینان مخالفند؟ آن که از این تغییر مواضع بهره میبرد ملت ایران است و بس. اتفاقا به نظر من باید تشویقشان کرد تا به آهستگی با ملت همسو شوند ، همانطور که منتظری و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر از سران دهه نخست انقلاب  شدند .

و اما سخنی هم در باره تحریم کنندگان عافیت طلبی که خارج از ایران  پا روی پا انداخته اند و با یک گیلاس کوکتل در دست در هوای فرحبخش کالیفرنیا، در راستای منویات خامنه ای و سپاه پاسداران  ،  برای ما نسخه  تحریم میپیچند و به خود تبریک میگویند که چقدر آزادیخواه و رادیکال تشریف دارند . اینها همان تحریم کنندگان سال 88 هستند که قیل و قالشان دنیا را برداشت که تحریم کنید و وقتی ملت گوش نکرد و کار خود را کرد و رای داد و سپس توده های ملیونی مردم در خیزشی  بزرگ به خیابانها ریخت همینها هرکدام یک دستبند سبز به مچ بستند و به جنبش پیوستند . کاش میشد توماری از این تحریم نامه ها  تهیه کرد و سپس «اگر» دوباره کار به خیزش ملیونی کشید با همان تومار برسرشان کوبید .

و اما به آنان که از روی خشم و لجبازیهای آنی و کودکانه و یا رادیکالبازیهای انقلابی میگویند ما اصلا با کل رژیم مخالفیم و صداقت  انقلابی یعنی آن که در انتخابات این رژیم داخل نشویم میگویم : سیاست یعنی جنگ . در میدان جنگ برای حصول به استراتژی پیروزی بر دشمن گاه باید تاکتیکهایی در پیش گرفت که سخت و ناگوار است ولی اگر بخواهید بر دشمن پیروز شوید چاره ای جز اتخاذ این تاکتیکها ندارید . در میدان جنگ سیاسی فعلی ایران ، در لحظه کنونی ، برای حصول به استراتژی دموکراسی و آزادی در ایران و سرنگونی دیکتاتوری اسلامی ، باید پا بر احساسات تند و کودکانه گذاشت و در انتخابات شرکت کرد. نه به عشق روحانی  یا خامنه ای یا جمهوری اسلامی ، بلکه  تا بتوان با استفاده از شکافهای درون رژیم جنبشی مانند جنبش سبز را از نو به راه انداخت .

گروه دیگری از تحریم کنندگان انتخابات نیز دوستان و همرزمان عزیزی هستند که متاسفانه ذهن و فکرشان در سال 88 یخ زده و منجمد شده وهنوز مشغول انتقامگیری بابت ضربات آن سال هستند .این دوستان  که مانند خود من از مبارزان سال 88 و جنبش سبز هستند به خیال  انتقامگیری بابت شهدای آن خیزش عظیم و کتکهایی که در آن سال خوردند فکر میکنند راه انتقام آن است که لج کنند و رای ندهند . این رفقا در واقع سعی میکنند بازی سال 88 را دوباره در زمین سال 92 پیاده کنند ، یعنی چهار سال عقبند . به این دوستان عزیز عرض میکنم که نفرت از این حکومت به خاطر سرکوب سال 88 بسیار پسندیده است ولی مجرای صحیح هدایت این نفرت ، انجام یک بازی جدید مطابق شرایط فعلی و در زمین سال 92است . باید از یخ 88 به در آمد و شرایط فعلی را رصد کرد . البته شما نمیخواهید مانند پیران فرتوتی شوید که ارتباط خود را با واقعیات جامعه به کلی از دست داده اند و در خیال خود درعصر و زمانی دیگر به سر میبرند. مانند توده ایهای پیر از خارج آمده در انقلاب 57 که ارتباط خود را با واقعیات جامعه از دست داده و هنوز در زمین سال 32 بازی میکردند در حالی که شرایط و زمان به کلی فرق کرده بود . یا مانند مجاهدین پیرو فرتوتی که هنوز مشغول بازی دهه 60 در زمین دهه 90هستند. از این دوستان انتظار میرود یخ 88 را بشکنند و دریابند که عرصه شطرنج سیاست محل احساسات و تند رویهای کودکانه نیست . برای پیروزی در این عرصه باید تدبیر داشت و بر احساسات فائق آمد و با نیرویی مجدد با شرکت در انتخابات نه بزرگ دیگری به خامنه ای و سپاه گفت بدان امید که جنبش سبز دیگری رقم خورد . از روحانی  متنفرید؟ هیچ اشکالی ندارد. آینده ایران مهمتر از این نفرت است ، روز رای گیری مثل خود من دماغ خود را بگیرید ولی رای را به صندوق بیاندازید .گاه برای رهای از شر بیماری باید شربت تلخ را نوشید و مثل کودکان چهره در هم نکشید .

درانتها اضافه کنم که در عین حال به نظر آنان که شق تحریم را برگزیده اند احترام میگذارم اما معتقدم همان طور که در بالا ذکر کردم در یک دیکتاتوری باید از هر فرصتی برای ضربه زدن به دیکتاتور استفاده کرد، و هر اقدامی از بی عملی بهتر است .صحبت تحریم را کسی میکند که یک حزب قوی و متشکل داخل ایران دارد . به اعضا و هواداران دستور تحریم میدهد ، در عین حال به آنان میگوید به جای رای دادن چه کار کنند . مثلا میگویند تحریم کنید ، اما فردا در یک تظاهرات یک ملیون نفری  در خیابانها با دولت در افتید . صادقانه از تحریمیان میپرسم آیا ما چنین امکانی داریم ؟ شما باید در کناراقدام منفی تحریم ، یک اقدام مثبت عملی هم به مردم نشان دهید . وقتی نمیتوانید هیچ اقدام دیگری کنید ، از مردم خواستن که در خانه بنشینند و دست روی دست بگذارند درست نیست . تحریم را کسانی میکنند که یک سازمان سیاسی قوی دارند و قادرند لا اقل اقدامات دیگری کنند . ما که هیچ سازمان سیاسی قوی اپوزیسیون در داخل ایران نداریم واقعا بی انصافی است از مردم بخواهیم درخانه ها را ببندند و توی خانه بنشینند . این که نشد فعالیت سیاسی .

شرکت در انتخابات ، آری یا نه ؟

ژوئن 10, 2013

رای میدهیم نه به عشق خاتمی ، یا موسوی ، یا روحانی . رای میدهیم چون این رای وسیله ای است برای نه گفتن به دیکتاتوری اسلامی . برای مبارزه با یک دیکتاتوری از هر امکانی ، هرچند کوچک ، باید استفاده کرد . هرکاری از دست روی دست گذاشتن و هیچ کاری نکردن بهتر است . حتی اگر یک درهزار احتمال آن باشد که انتخابات منجر به جنبشی مثل جنبش سبز شود بر ماست که نگذاریم این فرصت طلایی از دست برود . به خصوص در شرایطی که میهن ما در این موقعیت بحرانی قراردارد و شاید تا چند سال دیگر اصلا ایرانی باقی نمانده باشد . ما در یک مملکت ساکت و آرام و لا اقل از لحاظ اقتصادی مرفه زندگی نمیکنیم  که بگوییم فعلا  وقت داریم و میشود دست روی دست گذاشت و صبر کرد ده سال دیگر مردم آماده شوند بعد اقدام کرد . ما در کشوری  زندگی میکنیم  که اقتصاد آن در پرتگاه سقوط قرار دارد و درعین حال ممکن است  با حمله خارجی روبرو شود و  از هم بپاشد . من نمیگویم ممکن است روحانی انتخاب شود و اگر انتخاب شود چه ها خواهد شد . من  میگویم نگاه کنید در همین چند روزی که به دلیل انتخابات مردم و جوانان فرصت تجمع یافته اند چه تغییری در فضای سیاسی کشور به وقوع پیوسته است . برای اولین بار پس از سه سال دوباره مردم گرد هم جمع میشوند و شعار میدهند و دعوت به تجمع سیاسی میکنند . باید از این فرصت استفاده کرد . باید هزینه تقلب را با شرکت مردم در انتخابات به حدی بالا برد که تقلب منجر به یک خیزش مردمی شود.  هرگز هم اعتقاد ندارم که رهبران جنبش  ، اگر امتداد یابد ، اصلاح طلبان خواهند بود. اصلاح طلبان و رای به آنها فقط وسیله شروع این جنبش خواهند بود و کم خردی است از آنان انتظار پیشبرد جنبش را داشتن . اما ایمان دارم اگر جنبش تداوم یابد از میان همین مردم صدها رهبر برای هدایت آن تا سرمنزل دموکراسی ظهورخواهد کرد . در همین تاریخ خودمان نیز چنین تجربه ای را داریم .  جنبش مشروطه توسط برخی شاهزادگان و رجال دولت قاجار شروع شد که مانند اصلاح طلبان به هیچوجه خواستار سرنگونی نبودند بلکه تنها میخواستند تغییراتی در سیستم دولتی قاجار دهند . اما جنبش ادامه یافت و با تداوم آن رهبری آن به دست مردانی چون ستارخان و باقرخان افتاد  که از میان مردم برخاسته بودند و با شهامت تمام انقلاب را به پیروزی رساندند .

==============================================

دیکتاتوریهای از قماش جمهوری اسلامی ایران ، از کسی که رای نمیدهد هراسی به دل ندارند . آن که رای نمیدهد انتظاری هم ندارد و فردا هرکه از صندوق در آید برای او علی السویه است  و بی تفاوت میماند .

حکومتهای دیکتاتوری از آن میترسند که رای میدهد . آن کس که رای میدهد انتظاری دارد ، و اگر حس کند انتظارش بر آورده نشده و تقلبی صورت گرفته مثل سال 88 فریادش را به خیابان میبرد و  دست به تظاهرات و آشوب میزند و میپرسد رای من کو  . درست است که خامنه ای و مزدورانش به زبان میگویند رای دهید ، ولی درنهان آرزویشان آن است که مردم بی تفاوت باشند و رای ندهند تا مثل سال 84 بتوانند کاندیدای خود را بی شورش و آشوب از صندوق در آورند و به مردم تحمیل کنند .

استراتژی سرنگونی دیکتاتوری اسلامی در لحظه فعلی حکم میکند تاکتیک شرکت گسترده در انتخابات را برگزینیم . هرچه تعداد بیشتری از رای دهندگان در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدایی که قطعا مورد نظر خامنه ای  نیست رای دهند به همان نسبت امکان تقلب خامنه ای  به نفع کاندیدای محبوبش سخت تر میشود و هزینه سنگینتری باید بپردازد. به همین سبب نیز سران این رژیم همیشه از شرکت گسترده توده ها در انتخابات هراس داشته اند. درسال 76 شرکت گسترده توده های مردم باعث شکست کاندیدای مورد نظر خامنه ای شد و تغییراتی که در هشت سال بعددر فضای اجتماعی به وجود آمد دیگر پاک کردنی نبودو  خامنه ای هرگز نتوانست عقربه زمان  را به پیش از 76 بازگرداند . در سال 88 هم شرکت گسترده توده های وسیع مردم هزینه تقلب را به حدی بالا برد که منجر به جنبش سبز شد و قداست خامنه ای برای اولین بار کاملا در هم شکست . با این انتخابات نسلی که از تاریخ و گذشته خود بی خبر بود برای اولین بار وارد میدان سیاست شد و معنی اقدام سیاسی را دریافت . اما مهمتر از همه اینکه قداست خامنه ای، که حتی در روزهای اول پس از تقلب هنوزکسی جرئت توهین به او را نداشت ، برای همیشه درهم شکست و شعار مرگ بر دیکتاتور شعار استاندارد تظاهرات شد .

اما ، هرگاه مردم در خانه نشسته اند خامنه ای و سپاه با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورده اند . یادمان نرفته بی عملی و خانه نشینی مردم را در سال 84 که منجر به تحمیل موجودی چون احمدی نژاد شد . اینبار هم اگر ساکت بنشینیم فردی بدتر از احمدی نژاد را به ما تحمیل میکنند . این رژیم در سراشیب سقوط است و اگر به حال خود گذاشته شود روز به روز وضع مردم بدتر خواهد شد تا سرانجام به فروپاشی کامل مملکت بینجامد . کسانی که میگویند از این بدتر که نمیشود یادشان رفته است در سال 84 نیز میگفتند ما در خانه مینشینیم و رای نمیدهیم ، از این بدتر که نمیشود . دیدیم که میتواند بدتر شود و بدترهم شد . اگر بی عمل بمانیم ، اگر رای ندهیم ، قطعا اوضاع بدتر میشود چون خامنه را اگر آزاد گذارند سر سوریه ای کردن ایران دارد . عده ای میگویند روحانی در همه جنایات رژیم شریک بوده است و و چه و چه . من هم قبول دارم ولی درد فعلی ما گذشته روحانی نیست ، آینده ایران است ، مملکتی که اگر در مسیری که خامنه ای برای آن تعیین کرده پیش رود دیر نیست به سرنوشت تلخ سوریه یا عراق و افغانستان دچار گردد (گذشته روحانی را فعلا بگذارید برای پس از سقوط جمهوری اسلامی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک و دادگاههای آن زمان!)   یک مبارز سیاسی باید بر احساسات تند خود فائق باشد و اجازه ندهد احساس عامل تصمیم گیری او در مورد وقایع سیاسی شود. در مواقع لزوم باید احساس را به نفع عقل و منطق و هدف دراز مدت کنارزد و با مغز تصمیم گرفت نه با دل. لازم نیست طرفدار روحانی باشید تا به او رای دهید . به روحانی رای دهید نه به دلیل علاقه به او، بلکه برای  مستعد کردن شرایط برای ضربه زدن به دشمن اصلی ایران ، به خامنه ای و سپاه . سال 88 من از روی عشق به موسوی رای ندادم . سابقه او را در دهه شصت میدانستم و آگاه بودم  که هنگام کشتار موحش سال 67 او نخست وزیر بود و به هیچوجه با این سابقه مورد تایید من نبود اما به او رای دادم  . به او رای دادم برای  ضربه زدن به خامنه ای ، نه از روی عشق به موسوی ،  و از رایم  راضی هستم زیرا ضربه ای که جنبش سبز به خامنه ای زد جبران ناپذیر است . به همین سبب به نظر من خامنه ای و سپاه سعی خواهند کرد ایده تحریم انتخابات را جا بیندازند تا با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق به در آرند. متاسفانه گروهی ساده لوح نیز فریب تبلیغات اینان  در مورد تحریم را خورده اند و ناخواسته در جهت منافع دیکتاتوری اسلامی گام بر میدارند . تحریم ، عدم شرکت در انتخابات ، در خانه را به روی خود بستن و با خیال راحت پشت در بسته غرزدن خیلی ساده است . خامنه ای هم همین را میخواهد . پیام او به مردم اینست : تحریم کنید و توی خانه هایتان بنیشینید و تا قیام قیامت غرغر کنید تا من بتوانم کار خودم را بکنم.

گروهی بهانه میگیرند  پس چرا خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید و اگر ما شرکت کنیم  به میل او رفتار کرده ایم پس از لج او هم که شده باید در خانه بنشینیم  . به این دوستان باید عرض کرد وقتی خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید روی سخن و خطاب او فقط با طرفدارانش است نه من و شما . او من و شما و سایر مخالفان را اصلا آدم حساب نمیکند که انتظار داشته باشد و بخواهد ما در انتخابات شرکت کنیم . او میخواهد فقط طرفدارانش در انتخابات شرکت کنند تا بتواند کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورد . خامنه ای مانند رهبر یک حزب است : وقتی رهبر یک حزب سیاسی قبل از شروع انتخابات از همه  میخواهد در انتخابات شرکت کنند میدانیم مقصودش چیست . رهبر حزب با این سخن  درواقع فقط از حزب خود خواسته شرکت کنند و این را هم میدانیم که در عین حال کمال آرزویش است طرفداران حزب مخالف در انتخابات شرکت نکنند تا او پیروز شود . پس با خیال راحت در انتخابات شرکت کنید که در واقع شرکت شما ، شرکت حزب مخالف خامنه ای است . مطمئن باشید که خامنه ای آرزویش این است شما شرکت نکنید و تیمهای سایبری سپاه پاسداران نیز در راستای آرزوی رهبر سعی در جا انداختن عقیده تحریم دارند .به نفع خامنه ای است که تود ه های مردم ، مایوس و سرخورده ، در خانه بنشینند .  تحریم این انتخابات ، در خانه نشستن ، بی عمل بودن ، در به روی خود بستن و پشت درهای بسته غرزدن تا قیامت راه مبارزه با این دیکتاتوری نیست . باید از هر امکانی که فراهم می آید برای مبارزه استفاده کرد .برای خامنه ای فرقی نمیکند مردم درانتخابات شرکت کنند یا نه . دستگاه تبلیغاتی رژیم به هرحال تصاویرو فیلمهای  شرکت عظیم مردم در انتخابات را ، حتی به رغم عدم شرکت مردم ، آماده کرده است . آن که این میان از خانه نشستن ضرر خواهد دید ملت ایران است که شانس یک خیزش دیگر همچون سال 88 و کوبیدن یک مشت دیگر بر دیکتاتور را از دست خواهد داد، مشتی که شاید اینبار برای همیشه دیکتاتور را بر زمین افکند . تحریم کنندگان انتخابات با این درخواست غیر منطقی خود در واقع آب به آسیاب رژیم میریزند ،  به خصوص که این فرصت کم نظیر شاید یکی از آخرین شانسهای ما برای یک تحرک همگانی و گسترده در طی سالهای آینده باشد . ظن قریب به یقین آن است که عصر ریاست جمهوری در دیکتاتوری اسلامی با این انتخابات به پایان خواهد رسید . خامنه ای برای اینکه خیال خود را از این تکانهای چهارساله راحت کند به راه شاه خواهد رفت و  به یک نخست وزیر ابد مدت گوش به فرمان مانند هویدا،  بدون نیاز به انتخابات سراسری ، قناعت خواهد کرد .

و اما در مورد کاندیدای اصلاح طلبان و انتقاداتی که بر او وارد است : یادمان هست که  منتظری در اوایل انقلاب به شدت منفور مردم بود و بدترین جوکها را در موردش میگفتند. اما وقتی به مخالفت با خمینی برخاست محبوب و محبوبتر شد تا به جایی که در تشییع جنازه اش صدها هزار ایرانی از جنبش سبز شرکت کردند . انسانها ثابت نمیمانند و تغییر میکنند . همین امر در مورد موسوی، نخست وزیر محبوب امام و فردی  که در عهد قدرتش گسترده ترین کشتارهای زندانیان در تاریخ جمهوری اسلامی  رخ داد صادق است . کروبی نیز عزیز خمینی بود و میبینیم تغییر کرد و اکنون به جرم همراهی با مردم هردو در زندانند. چرا بعضیها به این شدت با تغییر مواضع اینان مخالفند؟ آن که از این تغییر مواضع بهره میبرد ملت ایران است و بس. اتفاقا به نظر من باید تشویقشان کرد تا به آهستگی با ملت همسو شوند ، همانطور که منتظری و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر از سران دهه نخست انقلاب  شدند .

و اما سخنی هم در باره تحریم کنندگان عافیت طلبی که خارج از ایران  پا روی پا انداخته اند و با یک گیلاس کوکتل در دست در هوای فرحبخش کالیفرنیا، در راستای منویات خامنه ای و سپاه پاسداران  ،  برای ما نسخه  تحریم میپیچند و به خود تبریک میگویند که چقدر آزادیخواه و رادیکال تشریف دارند . اینها همان تحریم کنندگان سال 88 هستند که قیل و قالشان دنیا را برداشت که تحریم کنید و وقتی ملت گوش نکرد و کار خود را کرد و رای داد و سپس توده های ملیونی مردم در خیزشی  بزرگ به خیابانها ریخت همینها هرکدام یک دستبند سبز به مچ بستند و به جنبش پیوستند . کاش میشد توماری از این تحریم نامه ها  تهیه کرد و سپس «اگر» دوباره کار به خیزش ملیونی کشید با همان تومار برسرشان کوبید .

و اما به آنان که از روی خشم و لجبازیهای آنی و کودکانه و یا رادیکالبازیهای انقلابی میگویند ما اصلا با کل رژیم مخالفیم و صداقت  انقلابی یعنی آن که در انتخابات این رژیم داخل نشویم میگویم : سیاست یعنی جنگ . در میدان جنگ برای حصول به استراتژی پیروزی بر دشمن گاه باید تاکتیکهایی در پیش گرفت که سخت و ناگوار است ولی اگر بخواهید بر دشمن پیروز شوید چاره ای جز اتخاذ این تاکتیکها ندارید . در میدان جنگ سیاسی فعلی ایران ، در لحظه کنونی ، برای حصول به استراتژی دموکراسی و آزادی در ایران و سرنگونی دیکتاتوری اسلامی ، باید پا بر احساسات تند و کودکانه گذاشت و در انتخابات شرکت کرد. نه به عشق روحانی  یا خامنه ای یا جمهوری اسلامی ، بلکه  تا بتوان با استفاده از شکافهای درون رژیم جنبشی مانند جنبش سبز را از نو به راه انداخت .

گروه دیگری از تحریم کنندگان انتخابات نیز دوستان و همرزمان عزیزی هستند که متاسفانه ذهن و فکرشان در سال 88 یخ زده و منجمد شده وهنوز مشغول انتقامگیری بابت ضربات آن سال هستند .این دوستان  که مانند خود من از مبارزان سال 88 و جنبش سبز هستند به خیال  انتقامگیری بابت شهدای آن خیزش عظیم و کتکهایی که در آن سال خوردند فکر میکنند راه انتقام آن است که لج کنند و رای ندهند . این رفقا در واقع سعی میکنند بازی سال 88 را دوباره در زمین سال 92 پیاده کنند ، یعنی چهار سال عقبند . به این دوستان عزیز عرض میکنم که نفرت از این حکومت به خاطر سرکوب سال 88 بسیار پسندیده است ولی مجرای صحیح هدایت این نفرت ، انجام یک بازی جدید مطابق شرایط فعلی و در زمین سال 92است . باید از یخ 88 به در آمد و شرایط فعلی را رصد کرد . البته شما نمیخواهید مانند پیران فرتوتی شوید که ارتباط خود را با واقعیات جامعه به کلی از دست داده اند و در خیال خود درعصر و زمانی دیگر به سر میبرند. مانند توده ایهای پیر از خارج آمده در انقلاب 57 که ارتباط خود را با واقعیات جامعه از دست داده و هنوز در زمین سال 32 بازی میکردند در حالی که شرایط و زمان به کلی فرق کرده بود . یا مانند مجاهدین پیرو فرتوتی که هنوز مشغول بازی دهه 60 در زمین دهه 90هستند. از این دوستان انتظار میرود یخ 88 را بشکنند و دریابند که عرصه شطرنج سیاست محل احساسات و تند رویهای کودکانه نیست . برای پیروزی در این عرصه باید تدبیر داشت و بر احساسات فائق آمد و با نیرویی مجدد با شرکت در انتخابات نه بزرگ دیگری به خامنه ای و سپاه گفت بدان امید که جنبش سبز دیگری رقم خورد . از روحانی  متنفرید؟ هیچ اشکالی ندارد. آینده ایران مهمتر از این نفرت است ، روز رای گیری مثل خود من دماغ خود را بگیرید ولی رای را به صندوق بیاندازید .گاه برای رهای از شر بیماری باید شربت تلخ را نوشید و مثل کودکان چهره در هم نکشید .

چه باید کرد ؟

مه 26, 2013

حال که خامنه ای و سپاه آخرین و کاری ترین ضربه را بر نهاد ریاست جمهوری و انتخابات وارد آوردند  با خیال راحت میتوان از ایده  تغییر از درون ، با استفاده از اهرمهای نظام ، خداحافظی کرد . باید به فکر سازماندهی نیروهای مستقل از ساختار دولت در داخل ایران بود . اپوزیسیون خارج سی سال است ثابت کرده تاثیر بسیار کمی بر رویدادهای داخل ایران دارد . باید در داخل ایران سازماندهی کرد و منتظر موقعیت مناسب ماند . گام اولیه میتواند تشکیل سازمانهای مدنی مانند انجمنهای مطالعه و یا انجمنهای تک منظوره چون گروههای دفاع از محیط زیست و حقوق زنان و کودکان  باشد . در اوج اختناق سالهای آخر دیکتاتوری شاه نیز به همین روش هسته های مطالعه و کوهنوردی و غیره تاسیس شد اما متاسفانه هدف نهایی این هسته ها مبارزه مسلحانه و اقدامات چریکی بود که به بیراه رفت و نیروی جوانانی را که زندگی خود را در این مبارزه فدا کردند هدرداد . اینبار آن اشتباه را تکرار نخواهیم کرد . هدف فقط و فقط برقراری حکومت قانون و دموکراسی در ایران ، حتی الامکان از راههای مسالمت آمیز، است .

اندر احوالات شیخ بزرگ خواجه ابوالتحریم لس آنجلسی

مه 18, 2013

نقل است از گذشتگان که شیخنا خواجه ابوالتحریم لس آنجلسی کالیفرنیایی از تحریم چیان قدر بود. آن شیخ گرام از ابتدای وجود به وادی تحریم فتادی و از زور آتش احساسات انقلابی و آزادیخواهانه که درقلب بزرگش تتق میکشیدی سراسراحزاب و انتخابات جهان را تحریم نمودی . از خواجه اسپینوزای هلندی از مریدان شیخ نقل است که هنگام تولد چنان سخت تحریم کرد که قابله مجبور شد با انبر آن مرحوم رابه زور از فلان مادر بیرون کشد .گاه که خواجه از …س مادر خارج شدی نداداد «تحریم ، تحریم» که حضار را های های به گریه انداختی . گویند آن خواجه بزرگوار در خردسالی به اصرار والد در چندین و چند انتخابات رای دادی اما وی راخوش نیامدی و به صف تحریم چیان پیوستی . خواجه در بزرگسالی پس از پناهندگی به دیار کفار در آن دیار حزب التحریم برپا داشتی و اساسنامه ها نوشتی و شعارهای تند سرخ و انقلابی دادی و عشق کردی که از همه اپوزیسیون به ظاهر انقلابیتر گردیدی . خواجه را اعتقاد برآن بودی که فقط با تحریم از پشت قامپیوتر دولت توان ساقط کردندی و انقلاب کردندی و مشت بر پوز خامنه ای کوبیدندی.شرط اتصال به حلقه مریدان خاصه حزب التحریم آن بودی که حد اقل ده انتخابات را تحریم کرده بودندی و مریدانش را عادت بودی که با نعره «یا تحریم» با چوب و چماق به موافقان انتخابات حمله بردندی وسرو دست و پا شکستندی و در کنفرانسهای اپوزیسیون جامه بر تن دریدندی و لخت و عور و مادرزاد بر میزها رقصیدندی . از معجزات آن شیخ عظیم و آن مراد کریم است که یکبار در انتخابات کاندید شدی و آنگاه که مریدان به راه افتادندی که صندوقهای رای پر کنندی بر سرشان کوبید و ندا داد که بیشرفید اگر مرا تحریم نکنیدندی . کتاب آن شیخ خارج نشین «فواید التحریمات for انقلابات » نام داشتی و در معجزات این کتاب نقل است هرکه چهل بار بر مانیتور قامپیوتر نوشتی «تحریم باید کرد» و  آنگاه چهل شب چله نشیدندی و این کتاب را همراه آن قامپیوتر بر سرگذاردردی و هر شب هزار قل هوالتحریم بخواندی هر انتخاباتی را تحریم تواند کردی .گویند که در این ایام مریدان آن شیخ مرحوم و آن مراد تحریمات در پاریس و لندن و برلن و لس آنجلس و هلند چله نشسته و قامپیوتر بر سرگرفته ودر آرزوی تحریم انتخابات در بلدیه تهران گریه کنان ناله قل هوالتحریم سرداده اند تا به آنجا که ناله به عرش کبریا رسیده چنان که فرشتگان از این عرعر منکر گوش بگرفته و شکایت به خدای عزوجل برده اند . (شنیدم خداهم گفته کاری نداشته باشیدشون مشتی متوهمند بگذارین دلشون به همین چیزا خوش باشه ) .

من تحریم میکنم

مه 18, 2013

من تحریم میکنم ، پس من هستم . «رنه دکارت»

 

دروغگویی تحریم چیان و استفاده از فیلم تبلیغاتی توکلی برای تحریم انتخابات

مه 18, 2013

معلوم شد فیلم تبلیغاتی و پر سوز و گداز  دختری که در انتخابات شرکت نمیکند و بعد هم جلوی دوربین  گریه میکند در واقع بخشی از فیلم تبلیغات انتخاباتی احمد توکلی در دوازده سال پیش بوده . عجب آبرویی از تحریم چیان که این فیلم را صد بار در سایتهای اجتماعی لینک کرده بودند رفت .https://balatarin.com/permlink/2013/5/17/3317901

اصولا مثل اینکه گریه و سوزوگداز در ملت عزیز ما خیلی موثره . شاید هم بر اثر تاثیر پانصد ساله مذهب شیعه باشه .

اصل فیلم اینجاست https://www.youtube.com/watch?v=C8TbMyfL0gw&feature=youtu.be

چرا تحریم جواب نمیدهد و چرا باید در این انتخابات رای داد

مه 13, 2013

نکاتی را فهرست وار درمورد انتخابات پیش رو ذکر میکنم :

—استراتژی سرنگونی جمهوری اسلامی در لحظه فعلی حکم میکند تاکتیک شرکت گسترده در انتخابات را برگزینیم . هرچه تعداد بیشتری از رای دهندگان در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدای مخالف خامنه ای رای دهند به همان نسبت امکان تقلب خامنه ای  به نفع کاندیدای محبوبش ب سخت تر میشود و هزینه سنگینتری باید بپردازد و به همین سبب نیز سران این رژیم همیشه از شرکت گسترده توده ها در انتخابات هراس داشته اند .. درسال 76 شرکت گسترده توده های مردم باعث شد کاندیدای مورد نظر خامنه ای شکست خورد و تغییراتی که در هشت سال بعددر فضای اجتماعی به وجود آمد دیگر پاک کردنی نیست و خامنه ای نتوانست عقربه زمان  را به پیش از 76 بازگرداند . در سال 88 هم شرکت گسترده توده های وسیع مردم هزینه تقلب را به حدی بالا برد که منجر به جنبش سبز شد و قداست خامنه ای برای اولین بار کاملا در هم شکست . نسلی که از تاریخ و گذشته خود بی خبر بود برای اولین بار با این انتخابات وارد میدان سیاست شد و معنی اقدام سیاسی را دریافت  اما مهمتر از همه اینکه قداست خامنه ای، که حتی در روزهای اول پس از تقلب هنوزکسی جرئت توهین به او را نداشت ، برای همیشه درهم شکست و شعار مرگ بر دیکتاتور شعار استاندارد تظاهرات شد .

اما هرگاه مردم در خانه نشسته اند خامنه ای و سپاه با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورده اند . یادمان نرفته بی عملی و خانه نشینی مردم را در سال 84 که منجر به تحمیل موجودی چون احمدی نژاد شد . اینبار هم اگر ساکت بنشینیم فردی بدتر از احمدی نژاد را به ما تحمیل میکنند . این رژیم در سراشیب سقوط است و اگر به حال خود گذاشته شود روز به روز وضع مردم بدتر خواهد شد تا سرانجام به فروپاشی مملکت بینجامد . کسانی که میگویند از این بدتر که نمیشود یادشان رفته است در سال 84 نیز میگفتند ما در خانه مینشینیم و رای نمیدهیم ، از این بدتر که نمیشود . دیدیم که میتواند بدتر شود . اگر بی عمل بمانیم ، اگر رای ندهیم ، قطعا اوضاع بدتر میشود چون خامنه را اگر آزاد گذارند سر سوریه ای کردن ایران را دارد . عده ای میگویند هاشمی در همه جنایات رژیم شریک بوده است و دزد است و چه و چه . من هم قبول دارم ولی درد فعلی ما گذشته هاشمی نیست ، آینده ایران است ، مملکتی که اگر در مسیری که خامنه ای برای آن تعیین کرده پیش رود دیر نیست به سرنوشت تلخ سوریه دچار گردد (گذشته هاشمی را فعلا بگذارید برای پس از سقوط جمهوری اسلامی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک و دادگاههای آن زمان)  آن چه میگویم این است که یک مبارز سیاسی باید بر احساسات تند خود فائق باشد و اجازه ندهد احساس عامل تصمیم گیری او در مورد وقایع سیاسی شود. در مواقع لزوم باید احساس را به نفع منطق و عقل و هدف دراز مدت کنارزد و با مغز تصمیم گرفت نه با دل. لازم نیست طرفدار هاشمی باشید تا به او رای دهید . به هاشمی رای بدهید نه برای هاشمی ، بلکه برای  مستعد کردن شرایط برای ضربه زدن به دشمن اصلی ایران که در لحظه فعلی خامنه ای است . سال 88 من از روی عشق به موسوی رای ندادم . سابقه او را در دهه شصت میدانستم و آگاه بودم  که هنگام کشتار موحش سال 67 او نخست وزیر بود و از او متنفر بودم اما به او رای دادم  . رای من برای ضربه زدن به خامنه ای بود، نه از روی عشق به موسوی ،  و از رایم  راضی هستم زیرا ضربه ای که جنبش سبز به خامنه ای زد جبران ناپذیر است و او پس از آن هرگز نتوانست به تخت قدرقدرتی خود بازگردد و در انتقاد از خامنه ای و مرگ بر دیکتاتوربین جوانان و توده های مردم طوری باز شد که دیگر بسته نخواهد شد . به همین سبب به نظر من خامنه ای و سپاه سعی خواهند کرد ایده تحریم انتخابات را جا بیندازند تا با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق به در آرند. متاسفانه گروهی ساده لوح نیز فریب تبلیغات سایبری خامنه ای در مورد تحریم را خورده اند و ناخواسته در جهت منافع او گام بر میدارند . تحریم ، عدم شرکت در انتخابات ، در خانه را به روی خود بستن و با خیال راحت پشت در بسته غرزدن خیلی ساده است . خامنه ای هم همین را میخواهد . پیام او به مردم اینست : تحریم کنید و توی خانه هایتان بنیشینید و تا قیام قیامت غرغر کنید تا من بتوانم کار خودم را بکنم.

–در شرایط فعلی تنها کسی که میتواند این غول بی شاخ و دم را برزمین زند همان کسی است  که خود،  پیش از همه،  این غول را از چراغ جادو در آورد و به ملت ایران قالب کردو او کسی نیست به جز هاشمی رفسنجانی .

— گروهی بهانه میگیرند  پس چرا خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید و اگر ما شرکت کنیم  به میل او رفتار کرده ایم . به این دوستان باید عرض کرد وقتی خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید روی سخن و خطاب او فقط با طرفدارانش است نه من و شما . او من و شما و سایر مخالفان را اصلا آدم حساب نمیکند که انتظار داشته باشد و بخواهد ما در انتخابات شرکت کنیم . او میخواهد فقط طرفدارانش در انتخابات شرکت کنند تا بتواند کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورد . خامنه ای مانند رهبر یک حزب است ، وقتی رهبر یک حزب سیاسی قبل از شروع انتخابات از همه  میخواهد در انتخابات شرکت کنند میدانیم مقصودش چیست . رهبر حزب با این سخن  درواقع از حزب خود خواسته شرکت کنند و این را هم میدانیم که در عین حال کمال آرزویش است طرفداران حزب مخالف در انتخابات شرکت نکنند تا او پیروز شود . پس با خیال راحت در انتخابات شرکت کنید که در واقع شرکت شما در انتخابات ، شرکت حزب مخالف خامنه ای است . مطمئن باشید که خامنه ای آرزویش این است شما شرکت نکنید و تیمهای سایبری سپاه پاسداران نیز در راستای آرزوی رهبر سعی در جا انداختن عقیده تحریم دارند .

  –«شغال بیشه مازندران را /نگیرد جز سگ مازندرانی». یا به قول مسلمانان : «اللهم اشغل الظالمین به الظالمین ». هیچکس بیش از رفسنجانی به پیچ و مهره های وجود خامنه ای وارد نیست چون به هرحال این او بود که این آخوند بی نام و نشان و بی هویت را از مشهد برکشید و به خدایی رساند. روابط این دو اما بسیار تغییر کرد . رفسنجانی کسی است که آن نامه معروف را قبل از انتخابات 88 برای خامنه ای نوشت و به او هشدار داد که با انتخاب مجدد احمدی نژاد مملکت رو به سقوط خواهد رفت و کسی است که آن نماز جمعه معروف ملیونی را پس از جنبش سبز برگزار کرد و به همان دلیل نیز خامنه ای برای همیشه او را از ستاد نماز جمعه کنار گذاشت . فاصله این دو ، روز به روز بیشتر شد تا آن گاه که خامنه ای او را از ریاست مجلس خبرگان  نیز برکنار کرد و اینروزها کار به زندانی شدن فرزندانش کشیده است . فریب ظاهر را نباید خورد که این دو به خون هم تشنه اند . از نبرد این دو مهره قدرتمند جمهوری اسلامی  فقط ملت بهره مند خواهند شد چون این نبرد منجر به ضعف کلی ساختار جمهوری اسلامی میشود . اگر اینها زخمهای کاری برپیکر یکدیگر وارد آورند و کم توان شوند امکان خیزش مردمی بیشتر خواهد شد. تا حدی شبیه زور آزمایی موسوی و خامنه ای در سال 88، با این تفاوت که هاشمی بس مقتدرتر از موسوی است و حامیان قدرتمندی در روحانیت و بازار و حتی سپاه دارد. به همین سبب نیز باید در انتخابات شرکت کرد و به هاشمی رای داد تا این شکاف عمیقتر شود شاید که بتوان از درون آن گیاه یک خیزش مردمی مانند سال 88 را رویاند.

البته … به شرطی که خامنه ای بگذارد هاشمی از سد شورای نگهبان عبورکند . سرمقاله  امروزکیهان  بر علیه هاشمی که توسط شریعتمداری ، بلندگوی خامنه ای ، نوشته شده بیانگر آن است که خامنه ای سخت از شرکت رفسنجانی در انتخابات سراسیمه و خشمگین شده  است (برای خواندن مقاله لطفا روی این لینک کلیک کنید ) با توجه به تکذیبنامه کیهان  ، در مورد عدم تماس تلفنی رهبر با هاشمی  در لحظات آخرقبل از حرکت او برای ثبت نام  (روی این لینک کلیک کنید) کاملا مشخص است که  رفسنجانی بدون اجازه خامنه ای وارد گود شده است .  مقاله بسیار شدیداللحن  شریعتمداری بر علیه رفسنجانی نیز این گزینه را تایید میکند .به هرحال بازی جالبی به راه افتاده که  شاید این بار هم بشود مانند سال 88 به نفع جنبش مردمی از آن بهره گرفت . به همین سبب هم لازم است  در این انتخابات (به شرط حضور رفسنجانی ) شرکت کنیم که دیگر شاید چنین فرصت نابی برای بسیج توده های مردم تا مدتها دست ندهد . یکی از بازیهای رژیم و بازوی  سایبری سپاه پاسداران در موقعیت فعلی کوبیدن بر طبل تحریم است . به نفع خامنه ای است که تود ه های مردم ، سرخورده و دلسرد ، در خانه بنشینند .  تحریم این انتخابات ، در خانه نشستن ، بی عمل بودن ، در به روی خود بستن و پشت درهای بسته غرزدن تا قیامت و احساس مبارز بودن کردن راه مبارزه با این دیکتاتوری نیست . باید از هر امکانی که در این دیکتاتوری فراهم می آید برای مبارزه استفاده کرد .برای خامنه ای فرقی نمیکند مردم درانتخابات شرکت کنند یا نه . دستگاه تبلیغاتی رژیم به هرحال تصاویرو فیلمهای  شرکت عظیم مردم در انتخابات را ، حتی به رغم عدم شرکت مردم ، آماده کرده است . آن که این میان از خانه نشستن ضرر خواهد دید ملت ایران است که شانس یک خیزش دیگر همچون سال 88 و کوبیدن یک مشت دیگر بر دیکتاتور را از دست خواهد داد، مشتی که شاید اینبار برای همیشه دیکتاتور را بر زمین افکند . تحریم کنندگان انتخابات با این درخواست غیر منطقی خود در واقع آب به آسیاب رژیم میریزند ،  به خصوص که این فرصت کم نظیر شاید یکی از آخرین شانسهای ما برای یک تحرک همگانی و گسترده در طی سالهای آینده باشد . ظن قریب به یقین این است که عصر ریاست جمهوری در دیکتاتوری اسلامی با این انتخابات به پایان خواهد رسید و خامنه ای برای اینکه خیال خود را از این تکانهای چهارساله راحت کند به راه شاه خواهد رفت و  به یک نخست وزیر ابد مدت گوش به فرمان مانند هویدا،  بدون نیاز به انتخابات سراسری ، قناعت خواهد کرد .

— منتظری در اوایل انقلاب به شدت منفور مردم بود . بدترین جوکها را در موردش میگفتند . لقب گربه نره داشت . اما وقتی به مخالفت با خمینی برخاست محبوب و محبوبتر شد تا به جایی که در تشییع جنازه اش صدها هزار ایرانی از جنبش سبز شرکت کردند . انسانها ثابت نمیمانند و تغییر میکنند . همین امر در مورد موسوی، نخست وزیر محبوب امام و نخست وزیری که در عهد او گسترده ترین کشتارهای زندانیان در تاریخ جمهوری اسلامی  رخ داد. همین امر در مورد کروبی عزیز خمینی هم هم رخ داد  و اکنون به جرم همراهی با مردم هردو در زندانند.اکنون به نظر می آید هاشمی در حال تغییر است .چرا بعضیها به این شدت با تغییر مواضع اینان مخالفند ؟ آن که از این تغییر مواضع بهره میبرد ملت ایران است و بس . اتفاقا به نظر من باید تشویقشان کرد تا به آهستگی با ملت همسو شوند ، همانطور که منتظری و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر از سران دهه نخست انقلاب  شدند .

—و اما سخنی هم در باره تحریم کنندگان عافیت طلبی که در خارجه پا روی پا انداخته اند و با یک گیلاس کوکتل در دست در هوای فرحبخش کالیفرنیا، در راستای منویات خامنه ای و سپاه پاسداران  ،  برای ما نسخه  تحریم میپیچند و سپس به خود تبریک میگویند که چقدر آزادیخواه و رادیکال تشریف دارند . اینها همان تحریم کنندگان سال 88 هستند که قیل و قالشان دنیا را برداشت که تحریم کنید و وقتی ملت گوش نکرد و کار خود را کرد و رای داد و سپس توده های ملیونی مردم در خیزشی  بزرگ به خیابانها ریخت همین بی آبرویان هرکدام یک دستبند سبز به مچ بستند و به جنبش پیوستند . کاش میشد توماری از این تحریم نامه ها  تهیه کرد و سپس «اگر» دوباره کار به خیزش ملیونی کشید با همان تومار برسرشان کوبید .

—  و اما به آنان که از روی خشم و لجبازیهای آنی و کودکانه و یا رادیکالبازیهای بزک کرده انقلابی میگویند ما اصلا با کل رژیم مخالفیم و صداقت  انقلابی یعنی آن که در انتخابات این رژیم داخل نشویم میگویم : سیاست یعنی جنگ . در میدان جنگ برای حصول به استراتژی پیروزی بر دشمن گاه باید تاکتیکهایی در پیش گرفت که بسیار سخت و دشوار و ناگوار است ولی اگر بخواهید بر دشمن پیروز شوید چاره ای ندارید . در میدان جنگ سیاسی فعلی ایران و در این لحظه ، برای حصول به استراتژی دموکراسی و آزادی در ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی ، باید پا بر احساسات تند و کودکانه گذاشت و در انتخابات شرکت کرد. نه به عشق رفسنجانی یا خامنه ای یا جمهوری اسلامی ، بلکه  تا بتوان با استفاده از شکافهای درون رژیم جنبشی مانند جنبش سبز سال 88 را از نو به راه انداخت .

— یک گروه از تحریم کنندگان انتخابات نیز دوستان و همرزمان عزیزی هستند که ذهن و فکرشان در سال 88 یخ زده و منجمد شده ودیگر جلو نیامده اند .متاسفانه بعضی از دوستان که مانند خود من از مبارزان سال 88 و جنبش سبز هستند در جهت انتقامگیری بابت شهدای آن خیزش عظیم و کتکهایی که در آن سال خوردند فکر میکنند راه انتقام آن است که لج کنند و رای ندهند . این رفقا در واقع سعی میکنند بازی سال 88 را دوباره در زمین سال 92 پیاده کنند ، یعنی چهار سال عقبند . من به این دوستان عزیزم عرض میکنم که نفرت از این حکومت به خاطر سرکوب سال 88 بسیار پسندیده است ولی مجرای صحیح هدایت این نفرت ، انجام یک بازی جدید مطابق شرایط فعلی و در زمین سال 92است . باید از یخ 88 به در آمد و شرایط فعلی را رصد کرد و دید که هاشمی (با وجود اینکه در این مورد مجبور است خاموش باشد و نمیتواند سخنی بگوید) مانند موسوی برای خالی کردن زیر پای خامنه ای وارد این قمار بزرگ شده . قماری که اگر در آن ببازد همان بلای موسوی و ای بسا بدتر بر سرش خواهد آمد . البته ما نمیخواهیم مانند پیران فرتوتی شویم که اشتباهات متعددی د رسیاست مرتکب شدند . مانند توده ایهای پیر از خارج آمده در انقلاب 57 که ارتباط خود را با واقعیات جامعه از دست داده و هنوز در زمین سال 32 بازی میکردند در حالی که شرایط و زمان به کلی فرق کرده بود . یا مانند مجاهدین پیرو فرتوتی که هنوز مشغول بازی دهه 60 در زمین دهه 90هستند . از این دوستان انتظار میرود یخ 88 را بشکنند و دریابند که عرصه شطرنج سیاست محل احساسات و تند رویهای کودکانه نیست . برای پیروزی در این عرصه باید تدبیر داشت و بر احساسات فائق آمد و با نیرویی مجدد با شرکت در انتخابات نه بزرگ دیگری به خامنه ای و سپاه گفت بدان امید که جنبش سبز دیگری رقم خورد .اگر از هاشمی متنفرید ، هیچ اشکالی ندارد ، آینده ایران مهمتر از این نفرت است ، روز رای گیری مثل خود من دماغ خود را بگیرید ولی رای را به صندوق بیاندازید .گاه برای رهای از شر بیماری باید شربت تلخ را نوشید و مثل کودکان چهره در هم نکشید .

صد رحمت به شاه !!!

مه 11, 2013

بابا صد رحمت به شاه . انتخابات میومد و انتخابات میرفت و ملت اصلا خبر نمیشدن انتخاباتی در کاره . خیلی از مردم اصلا نمیدونستند که مجلس هم دارند و نماینده مجلس هم دارند . همه کاندیداها را خودش انتخاب میکرد و بی سروصدا میگذاشت تو مجلس خیال مردم هم راحت بود که دو سه ماه گرفتار بازی انتخابات باشند :-))) من فکر میکنم به این انتخابات اصلا نمیشود امیدی داشت . اپوزیسیون باید روی برنامه های درازمدت تر کارکنه که وقتی مردم وارد میدان میشن آماده عمل باشه وگرنه باز مثل دفعه پیش حیران و دستپاچه و بی برنامه با جنبش مردم روبرو خواهد شد .