Posts Tagged ‘انقلاب مصر’

دادگاه مصر جنبش 6 آوریل را غیرقانونی اعلام و بیش از 700 نفر را به اعدام محکوم کرد

آوریل 28, 2014

این روزها ، قبل از اعلام رسمی ریاست جمهوی دیکتاتور جدید مصر ، السیسی ، دادگاههای مصر سخت مشغول فعالیت برای سرکوب آخرین بقایای انقلاب مصر هستند .  قوه قضاییه تا مغز استخوان فاسد مصر  بازمانده دوران مبارک است  و متاسفانه انقلابیان مصر نتوانستند این شعبه حکومت را پس از انقلاب تصفیه کرده و قضاتی را که اغلب آنان در زمان مبارک و به فرمان ارتش برگزیده شده بودند برکنار کنند . آخرین دستاورد این قوه به اصطلاح قضاییه غیرقانونی اعلام کردن جنبش 6 آوریل است . جنبش 6 آوریل یکی از گروههای بسیار موثر در شروع انقلاب ضد دیکتاتوری مصر بود . اشتباه مرگبار این جنبش که نویسنده این وبلاگ بارها آن را تذکر داده است حمایت از کودتای ارتش و سرنگونی مرسی بود .

در آن روزهای پر از مستی و شورو نشاط سرنگونی اولین رییس جمهور منتخب مصر من بارها ذکر کردم و نوشتم که این راهی که روشنفکران مصر انتخاب کرده اند به ترکستان میرود . تذکر دادم که ارتش به سرنگونی مرسی قناعت نخواهد کرد و حمایت از کودتای ارتش باعث فرارسیدن یک دیکتاتوری مرگبار دیگر خواهد شد و همه دستاوردهای انقلاب را بر باد خواهد داد . اما این جوانان پرشور متوجه نبودند که انقلاب را به قربانگاه مرگ در پیشگاه ارتش کشانده اند . نتیجه آن کودتا و سرکوب وحشیانه اخوان المسلمین  چه شد ؟ یک دیکتاتور دیگر به جای مبارک بر راس قدرت است و فقط اسم دیکتاتورها عوض شده است . ارتش کماکان کنترل امور را در دست دارد و مجموعه دستگاه اداری و قضایی فاسد دوران مبارک دست نخورده باقی مانده است . دادگاههای مصر اکنون در یک موج انتقام ضد انقلابی به جان همه انقلابیون افتاده اند . از اخوان شروع کردند و اکنون به گروههای سکولار و روشنفکر رسیده اند . یادم می آید یک سال پیش در اوج «شور انقلابی » روشنفکران خودمان که از سرنگونی مرسی به وجد آمده بودند هشدار دادم و این روز را پیش بینی کردم اما متاسفانه بسیاری از گروههای اپوزیسیون خودمانی از اشتباه مرگبار روشنفکران سکولار مصری حمایت کردند و بر من تاختند که تو طرفدار اخوان هستی . این گروهها بسیار ساده لوحانه میپنداشتند که ارتش مصر پس از برکناری مرسی کنار خواهد رفت و قدرت را به دست گروههای سکولار و طبقه متوسط مصر خواهد داد که دیدیم چنان نشد و همانطور که من پیش بینی میکردم ارتش در قدرت ماند و اکنون مشغول از ریشه کندن آخرین دستاوردهای انقلاب مصر است  .

متاسفانه حمایت کوته فکرانه گروههای اپوزیسیون خودی از سرنگونی غیر قانونی و کودتایی مرسی نشانگر آن است که سی سال پس از انقلاب 57 روشنفکران ما هنوز که هنوز درس نگرفته اند و از چاله ای به چاله دیگر می افتند . نه آنگاه که از صعود خمینی بر راس قدرت حمایت کردند و نه پارینه سال که از کودتای ارتش در مصر به وجد آمدند . البته اشتباه اصلی را گروههای اپوزیسیون سکولار و طبقه متوسط مصر مرتکب شدند که به دلیل ترس از اخوان دست به دامان ارتش شدند و برای کودتا هورا کشیدند و دست زدند و اکنون نتیجه آن اشتباه را در سرکوبها و اعدامهای گسترده و باورنکردنی تجربه میکنند .

Advertisements

با خشونت نمیتوان به دموکراسی رسید

ژوئیه 1, 2013

انقلابها همیشه به آرامی شروع میشوند و در ابتدا شبیه یک کارناوال یا جشن عمومی هستند . همه با هم بر علیه دیکتاتور متحدند ، همه برادرند ، همه شادند . اما انقلاب در این مرحله متوقف نمیماند و به تدریج رادیکالتر و رادیکالتر میشود و شکافهای بزرگی در جامعه بین طبقات و گروههای مختلف اجتماعی ایجاد میشود . متاسفانه گاهی این رادیکالیزم به جایی میرسد که گروهها و طبقات اجتماعی متوسل به خشونت میشوند . خشونت ضد دموکراسی است و اولین قربانی خشونت ، دموکراسی و مردم سالاری است . آن گاه که خشونت تنها وسیله حل اختلاف بین طبقات اجتماعی میشود دموکراسی به کنار میرود و گروههای رادیکال و ضد دموکرات قدرت می یابند . متاسفانه به نظر میرسد انقلاب مصر به تدریج وارد مرحله رادیکال شده است . امیدوارم مصریها از تجربه ما ایرانیها درس گرفته باشند و متوسل به خشونت نشوند .

سکولارهای مصر و فریب ضد انقلاب

دسامبر 5, 2012

یک انقلاب تنها زمانی پیروز است که تمام مسئولان جنایتکار رژیم سابق را از کار برکنار ساخته و آنان را که جنایتی مرتکب شده اند مجازات کند وگرنه نمیشود آن را انقلاب نامید . انقلاب یعنی تغییر . مردم به خیابان میریزند ، کشته و زخمی میدهند ، فداکاری میکنند تا از شر یک رژیم جنایتکار و فاسد و زورگو و دیکتاتور خلاص شوند . اگر نتیجه این همه فداکاریها بقای رهبران و عناصر رژیم سابق باشد پس این چه انقلابی بود ه است .

بهار عربی بهترین شاهد این مدعاست . در لیبی که سران رژیم دیکتاتور با کشتار گسترده و جنگ داخلی سعی در سرکوب انقلاب داشتند نتیجه آن شد که پس از پیروزی انقلاب کمابیش همه آنان تغییر کردند و انقلاب پیروز شد . در مصر اما سیاست آمریکا بسیار خوب برای نجات ارتش عمل کرد . بر خلاف سایر انقلابها ، ارتش و سران رژیم و دستگاه قضایی مبارک دست نخورده باقی ماند و نسبتا سالم از آتش انقلاب بیرون آمد . پس از پیروزی انقلاب نیز اینان برکنار نشدند و هیچکس به مجازات نرسید و فقط مبارک و چند نفر از اطرافیانش به صورت نمادین کنار رفتند و به دادگاه احضار شدند .

اکنون مردم مصر تاوان این انقلاب نیمه کاره را میپردازند . دستگاه دست نخورده رژیم سابق که از ضربه اولیه انقلاب جان سالم به دربرده و به خود آمده و نیروهایش را جمع کرده است تهاجم جدیدی را برای شکست انقلاب آغاز کرده است .

عملکرد نیروهای پلیس روز سه شنبه در دفاع از کاخ ریاست جمهوری در مقابل تظاهرکنندگان بهترین نماد عدم پیروزی قاطع انقلاب است . همه خبرگزاریها گفتند پلیس مصر از کاخ ریاست جمهوری در مقابل تظاهرکنندگان دفاع نکرد و به آنان اجازه داد داخل محوطه کاخ شوند . به قول خبرنگار الاهرام که متعجب شده بود ، من بیست سال تمام در زمان مبارک حتی اگر از نزدیک کاخ رد میشدم دلم میلرزید و میترسیدم و دیروز وقتی حمله مردم را به داخل محوطه کاخ دیدم حیران شد م .

پلیس مصر همان پلیسی است که انقلابیان را سرکوب کرد . هیچکس در سلسله مراتب این پلیس عوض نشده . امرا و درجه داران پلیس دست در دست ارتش و دستگاه قضایی مبارک سعی دارند از آب گل آلودی که اکنون ایجاد شده ماهی بگیرند . وقتی مرسی دو هفته پیش دادستان عالی مصر را که برگزیده مبارک بود از پست مادام العمر خود برکنار کرد تا یک دادستان جدید سرانجام به جرائم پلیس و نیروهای ارتش در سرکوب انقلاب رسیدگی کند زنگ خطر برای این پلیس به صدا در آمد . آنها عناصر خود را به داخل جنبش خیابانی فرستاده اند و خوشحال و خندان شاهد برخورد بین نیروهای انقلابی هستند و آماده اند وقتی برخورد به مراحل بحرانی رسید همراه با ارتش داخل میدان مبارزه شوند و انقلاب را سرنگون ساخته و رژیم سابق را از نو زنده کنند .

نبرد انقلاب و ضد انقلاب در مصر به مراحل قاطع و نهایی خود رسیده است . سکولارهای مصر متاسفانه متوجه نیستند که تبدیل به ابزاری در دست جانیان رژیم سابق برای حصول آنان به مقاصد خود شده اند و مست از به اصطلاح پیروزیهای «غیر دموکراتیک » اخیر خود همچنان به مخالفت با عناصر دموکراتیک و قانونی انقلاب ادامه میدهند . آنان وقتی به خود خواهند آمد که پس از سرنگونی رییس جمهور قانونی مصر و معلق گذاشتن رفراندوم قانون اساسی ، نوبت خودشان فرا برسد .این به اصطلاح سکولارها وقتی چند ماه پیش این قضات ساداتی/مبارکی مجلس قانونی مصر را منحل کردند کجا بودند ؟ وقتی این قضات مجلس اول قانون اساسی را منحل کردند کجا بودند ؟ آیا یک نفرشان آمد توی میدان تحریر به شعار دادن بر علیه  زیرپا گذاشته شدن رای مردم و انحلال مجلسهای منتخب مردم ؟ مرگ خوب است اما برای همسایه ؟ اگر انحلال مجلس قانونی و منتخب مردم مطابق میل من بود مینشینم توی خانه ام و دست میزنم ؟ اما اگر قانون اساسی مصوب مجلس موسسان مردم به رفراندوم گذاشته شود و من از این قانون اساسی خوشم نیاید می آیم توی خیابان به تظاهرات ؟ انحلال مجلس خوب ، قانون اساسی بد ؟ اینها که الان حنجره شان را بر علیه رییس جمهوری قانونی مصر و قانون اساسی منتخب مجلس قانونی موسسان و رفراندوم قانون اساسی جر میدهند وقتی ارتش مصر و قضات دست نشانده این ارتش مجلسها را منحل میکردند کجا بودند ؟؟؟

اینجاست که انسان در نیت واقعی این به اصطلاح دموکراسی طلبان شک میکند . حتی اگر فرض کنیم اینها واقعا نیروهای سکولار هستند و نه حقوق بگیران ارتش و پلیس ، این گروهها باید بدانند در این لحظه دارند آب به آسیاب دشمنان آزادی میریزند . اینها اگر به نیروهای ضد انقلابی فرصت دهند تا جنگ خود بر علیه دموکراسی در مصر را ادامه دهند نوبت بعد ، نوبت خودشان خواهد بود . نوبت کسانی که با سکوت انحلال مجلسها را نظاره گر بودند و سپس به خیابان آمدند تا رییس جمهور قانونی را سرنگون کنند ومانع رفراندوم قانونی و حاکمیت صندوق رای شوند . فردا وقتی تیغ همین ارتش و پلیس بر گلویشان کشیده شد حق شکایت و گله نخواهند داشت .

طلیعه پیروزی دموکراسی و شکست دیکتاتوری در ایران و مصر

نوامبر 29, 2012

جنبش سبز یادتان هست ؟ مردم در خیابانها بودند و تظاهرات ملیونی میکردند ، اما رهبران جنبش چشمشان به وزارت کشور جمهوری اسلامی و دادگاههای آن بود که مجوز تظاهرات دهند و چون البته هیچوقت مجوز داده نمیشد هربار از مردم میخواستند به خانه ها برگردند چون «مجوز صادر نشده » . خودمان را کشتیم که آخر دوستان مگر میشود از وزارت کشور و قضات دادگاههای جمهوری اسلامی که خود برکشیده و تعیین شده توسط این دیکتاتوری آزادی کش هستند مجوز تظاهرات بر علیه آن گرفت ؟ نشد که نشد .

حال ماجرای مصر و سیستم قضایی آن و بی خبری ایرانیان از ماهیت واقعی این سیستم است . سیستم قضایی مصر تا مغز استخوان فاسد است . تمام قضات مصر به خصوص قضات عالیرتبه برکشیده سیستم کودتایی سادات /مبارک هستند و حتی یک نفر طرفدار انقلاب و دموکراسی بین آنها پیدا نمیشود . دستشان در دست ارتشی است که سالم باقی مانده و در جریان انقلاب مصر کوچکترین لطمه ای ندیده است  . ارتشی که به شدت از احتمال کوتاه شدن دستش از کنتراتها و دزدیها نگران است . ارتش مصر مانند سپاه پاسداران ایران و ارتش چین ، در سالهای دیکتاتوری سادات / مبارک به قول معروف در هر کنتراتی انگشتی داشت و رانت خوار درجه یک کشور بود . این ارتش و این سیستم قضایی با چنگ و دندان برای برگرداندن عقربه ساعت به زمان مبارک و ادامه دزدیها و رانت خواریهایشان خواهند کوشید .

قضات دست نشانده ارتش تا کنون خوب به اربابان خود خدمت کرده اند . امسال پارلمان مصر را که تحت نظارت بین المللی و در یک انتخابات آزاد برگزیده شده بود منحل کردند . سپس یک مجلس موسسان را که قبلا انتخاب شده بود منحل کردند . سپس مانع شرکت محبوبترین و شناخته شده ترین  کاندیدای اخوان در انتخابات ریاست جمهوری شدند و اخوان در آخرین روزها مجبور شد مرسی را که به هیچوجه نه محبوبیت کاندید اصلیش را داشت و نه شناخته شده بود  وارد انتخابات کند ولی معهذا مردم به مرسی رای دادند و او در یک انتخابات آزاد مورد تایید سازمان ملل و عفو بین الملل و سایر سازمانهای حامی حقوق بشر به ریاست جمهوری رسید .

اکنون دادگاه قانون اساسی مصر ، که همه قضات آن مستقیما توسط مبارک دستچین و انتخاب شده اند و هیچیک عوض نشده اند ، سعی دارد روز یکشنبه مجلس موسسان جدید مصر را نیز منحل کند . این یک دهن کجی بزرگ به دموکراسی و به مردم قهرمان مصر است .

مبارزه  ای که در مصر جریان دارد بین سکولاریسم و اسلام نیست . بین دموکراسی و دیکتاتوری است . بین ارتش مبارکی و مردم مصر است .متاسفانه در این میان بخشی از گروههای سکولار مصر که مشی سیاسی خود را دارند و نیتشان نیز پاک است در این نبرد سرنوشت ساز جانب ارتش و قضات را گرفته اند . اقدام و عمل سیاسی کار بسیار ظریفی است .« دشمنِ دشمن من لزوما همیشه دوست من نیست ». این گروهها احتمالا میدانند که سازماندهی تظاهرات و پشتیبانی مالی آن با کیست ولی به دلیل آن که فعلا این پشتیبانی به ظاهر در جهت اهداف آنان است اهمیتی به این مسئله نمیدهند . دشمنی این گروهها با اخوان المسلمین به کلی با دشمنی ارتش و کادر عالیرتبه دولت مبارک با اخوان المسلمین فرق دارد و از قماش دیگری است . این گروهها نباید اجازه دهند طرفداران دیکتاتوری از تظاهرات آنان در جهت سرنگونی دموکراسی در مصر حمایت کنند . اولین قربانیان کودتای خزنده مبارکیان ، پس از پیروزی آنان ، همین گروههای سکولار و دموکراسی خواه خواهند بود زیرا ارتش مصر ظرف شصت سال اخیر نشان داده است که دموکراسی را بر نمیتابد.

به هرحال : نتیجه این مبارزه مرگ و زندگی بین دیکتاتوری و دموکراسی  روز یکشنبه معلوم خواهد شد . اگر ارتش موفق شود مجلس موسسان را منحل کند احتمالا باید فاتحه دموکراسی در مصر را خواند .

آنچه غم انگیز است حمایت بعضی از کاربران بی اطلاع ایرانی از تظاهرات میدان تحریر است . اینان بدون دانستن هیچیک از این حقایق ، فکر میکنند مبارزه بین سکولاریسم و اسلام است . آنها نقش  ارتشیان و نیروهای ضد دموکرات و تفاله های سادات/مبارک را در این شورش نمیبینند و یا متاسفانه خود را به ندیدن زده اند . مردم مصر سی سال تجربه غم انگیز دولت اسلامی در ایران را دیده اند و محال است اجازه دهند یک دیکتاتوری اسلامی در مصر برقرار شود و ضمنا اخوان نیز با آخوندهای شیعه فرق دارد و دنیا نیز فرق کرده است اما دوستان ما هنوز در سی سال پیش درجا میزنند و فکر میکنند تاریخ  تکرار میشود . این دوستان مانند مارگزیدگانی هستند که از ریسمان سیاه و سفید میترسد واین فوبیا را به حد افراط رسانده اند به صورتی که درهر اقدام انقلابی در جهان  ظهور دیکتاتوری اسلامی را میبینند و شوربختانه این باعث میشود که گاه خود را در کنار دشمنان آدمکش دموکراسی بیابند  . خیر دوستان ، تاریخ هرگز تکرار نمیشود و «دشمن دشمن من لزوما دوست من نیست »  و ماجرا به کلی با آنچه شما میپندارید فرق دارد.

این دوستان ما ، با حمایت از تظاهرات برای سرنگونی مرسی و دولت قانونی مصر  در واقع از بازگشت دیکتاتوری به مصر پشتیبانی میکنند . اینها احتمالا اگر روز یکشنبه ارتش دوباره موفق به بستن مجلس موسسان دوم مصر شود برایش دست خواهند زد و هورا خواهند کشید بدون اینکه بدانند چه ضربه سهمگینی به دموکراسی نوپای مصر خورده است . نفرت از جمهوری اسلامی نباید چشم مارا به حقیقت آن چه در مصر میگذرد ببندد . اگر ما خواهان دموکراسی هستیم ، باید از دموکراسی در کشورهای دیگر نیز حمایت کنیم نه آنکه برای دموکراسی کشان و تفاله های ساداتی/مبارکی دست بزنیم . به خصوص باید توجه داشته باشیم که حفاظت از دموکراسی نوپای مصر وظیفه هر ایرانی نیز هست ، زیرا اگر مصر که وزنه اصلی اعراب خاورمیانه است به دموکراسی دست یابد مبارزه ما ایرانیان در راه دموکراسی نیز شدیدا تسهیل خواهد شد .

انقلاب مصر ، کودتای 28 مرداد و سرکوب ضد انقلاب

نوامبر 26, 2012

دکتر محمد مصدق ، قهرمان ملی ما ایرانیان و از سیاستمداران محبوب جهان سوم در قرن بیستم ، دکترای حقوق داشت . او به همین دلیل ، بیش از حد پروای قانون و رعایت اصول قانونی را داشت و این امر یکی از دلایل اصلی شکست او در مقابله با ضد انقلاب پهلوی بود. او د ر طی سه سال پس از ملی کردن نفت در نبردی بی امان با استعمار پیر انگلیس و ایادی داخلی آن ، دربار پهلوی ، ملایان و حقوق بگیران شاه از اراذل بی مخ تا ارتش درگیر بود . بزرگترین اشتباه مصدق آن بود که در این نبرد هرگز از خط قانون خارج نشد و میپنداشت که طرف مقابل نیز مانند او به قانون احترام خواهد گذاشت . حال آن که طرف مقابل برای حفظ منافع ارثی و فامیلی و سنتی خود حاضر بود از هر وسیله ای و هر روشی استفاده کند . دربار پهلوی که دست نشانده انگلیسها بود در این مبارزه ، با بهره گیری از ملایان و ارتش و ساختار دولت که کاملا وابسته به دربار بود و مصدق هرگز در آن دست نبرده بود ، سرانجام در کودتای آمریکایی 28 مرداد به پیروزی رسید . شکست مصدق بهترین نمونه است بر آن که اگر یک تحول اساسی در ساختارهای سنتی حکومت ، که ما آن را انقلاب مینامیم ، بخواهد برقرار بماند باید این ساختارها ی فاسد را در هم شکسته و آنها را از نو با ساختارهای دموکراتیک جایگزین سازد . دکتر مصدق برای پیروزی جنبش باید در مرحله ای از سیر صعودی آن این نیروها را با قدرت در هم میشکست و برکنار میکرد و به جای آنان طرفداران و فرزندان راستین این مرزو بوم را جایگزین میساخت. بهترین موقع برای این تغیر و خانه تکانی اساسی زمانی بود که  نیروهای ضد انقلاب هنوز از ضربه و گیجی اولیه پس از شکست به در نیا مده و برگرد سلطنت پهلوی جمع نشده بودند تا حمله ای جدید را آغاز کنند. در این لحظات تاریخی پیروی از قانون فقط ضد انقلاب را قدرتمند میسازد . زیرا تمام ساختارهای حکومت که در دهه های قبل توسط  ضد انقلاب پهلوی شکل داده شده بود و همه پر بود از نوکران گوش به فرمان پهلوی و انگلیس ، از ارتش تا دستگاه قضایی و اداری به کل پیرو و تابع ضد انقلاب پهلوی بودند ، در دزدیهای آن منافع آشکار داشتند و آشکار و پنهان به آن کمک میرساندند ، همان امر که اکنون در مصر نیز شاهدیم .

انقلاب مصر وارد یکی از آن بزنگاههای تاریخی شده که هر انقلابی مدتی پس از پیروزی انقلاب میشود و این مرحله را کمابیش در همه انقلابهای موفق میتوان مشاهده کرد. نیروهای ضد انقلابی که در ضربه اول پس از پیروزی انقلاب گیج و منگ و پراکنده شده اند فرصت کافی یافته اند که دوباره گرد هم جمع شوند و یک ضد حمله وسیع و نبرد مرگ و زندگی را آغاز کنند . نیروهای ضد انقلاب در مصر بر گرد ارتش مصر حلقه زده اند. آمریکا توانست ارتش مصر را در انقلاب مصر دست نخورده نگاه داشته و نجات دهد حال آن که در ایران همین تلاش توسط هایزر شکست خورد چون ارتش ابلهانه دست به کودتا در روز 20 بهمن زد و همین باعث از هم پاشیدن ارتش در نبردهای خیابانی در روز 22 بهمن توسط مردم شد.

ارتش در این نوع دیکتاتوریهای وابسته ستون فقرات قدرت دیکتاتوری است و از هم پاشیدن آن دیکتاتوری را از یکی از مهمترین ابزار حمله اش محروم میسازد . ارتش مصر که مانند سپاه پاسداران در همه کنتراتهای دولتی و غیر دولتی دست داشت و بخش عمده ای از تولید و در آمد مصر را به صورت رانت بالا میکشید اکنون حس میکند که در حال از دست دادن موقعیت ویژه و ممتازی است که دهه ها بود به آن عادت کرده بود . اگر دموکراسی واقعی در مصر برقرار شود ارتشیان باید به پادگانها باز گردند و دستشان از دزدیهای ملیونی و ملیاردی کوتاه میشود و این ارتشیان را خوش نمی آید . به همین سبب در اتحادی نامقدس با سرمایه داران عصر مبارک و  مجموعه ساختار اداری مصر که همه از منصوبان زمان مبارک میباشند و هنوز عوض نشده اند ارتش تهاجم جدیدی را آغاز کرده و شعبان بی مخهای خود را به خیابانهای مصر فرستاده است .

حال نیروهای ضد انقلابی ، بازماندگان مبارک ،دستگاه اداری مبارک که دست نخورده مانده ، قضات و کارمندان عالیرتبه دولت که همه از منتخبان مبارک و جیره خواران فساد دوران او بوده اند ، سرمایه داران فاسد که دستشان در دست امرای عالیرتبه ارتش بوده است ، به پشتیبانی ارتش و با سازماندهی ارتشیان و سازمانهای مخفی مصر متحد شده و حمله برای پس راندن انقلابیان و حذف دستاوردهای انقلاب آغاز شده .این نیروهای متحد یک خواست بیش ندارند . برگرداندن عقربه ساعت به زمان مبارک ، برقراری رژیم مبارک بدون مبارک و بر کشیدن یک دیکتاتور دیگر در آشوبی که ایجاد میشود با کودتای ارتش . اکنون حفظ دستاوردهای انقلاب همه به تلاش مرسی و انقلابیان مصری بستگی دارد . در مرحله اول انقلاب همانطور که گفتیم ارتش و دولت مبارک دست نخورده باقی ماندند و بر خلاف انقلاب ایران ازهم نپاشیدند و اکنون سعی دارند انقلابیان را سرنگون سازند . باید دید آیا مرسی و انقلابیان مصری میتوانند از دستاوردهای انقلاب دفاع کنند یا سرانجامشان در یک کودتای خونین رقم خواهد خورد . ضد انقلابیان درچند روز اخیر نشان داده اند که از خشونت ابایی ندارند . دفاتر احزاب انقلابی را به آتش کشیده اند و انقلابیان را زیر ضرب و شتم قرار داده وکشته و مجروح ساخته اند. انقلاب در این مرحله چاره ای جز پاسخ خشونت با خشونت ندارد وگرنه شکست خواهد خورد و این آن گذرگاه بسیار دشوار انقلاب است . وقتی انقلاب مجبور به خشونت برای دفاع از خود میشود اولین قربانی این خشونت میتواند دموکراسی نوزاد و نوپا باشد که هنوز ریشه ندوانده و ذاتی حکومت نشده است . چون انقلابیان مجبورند روندهای دموکراتیک را برای دفاع از خود کنار بگذارند .چرا؟ زیرا دشمنان انقلاب به این روندها وفادار نیستند و برای سرکوب انقلاب از ابراز خشونت دریغی ندارند . اگر انقلابیان بخواهند به صورت دموکراتیک با کسانی که برای دموکراسی ارزشی قائل نیستند روبرو شوند سقوط انقلاب و دستاوردهای آن حتمی است(غم انگیزترین نمونه آن در خاورمیانه همانطور که گفتم مصدق کبیر بود که تا آخرین لحظه سعی کرد به روش دموکراتیک با شاه و ملایان و نوکران بی مخ آنان برخورد کند و آنان نیز او را در کودتایی آمریکایی سرنگون ساختند ) و اگر مجبور به ابراز خشونت برای دفاع از انقلاب شوند مجبورند بعضی از اصول دموکراسی را زیر پا بگذارند .

در مورد محمد مرسی رییس جمهور فعلی مصر باید همیشه در نظر داشته باشیم که قضات وابسته ارتش در انتخابات ریاست جمهوری کاندید اصلی اخوان را که بسیار بسیار محبوب بود و رای بسیار بالایی می آورد از شرکت در انتخابات به بهانه ای من در آوردی محروم کردند واخوان در آخرین روزها مجبور شد مرسی را که اصلا شناخته شده نبود جانشین آن کاندید کند وگرنه رای کاندید اصلی اخوان مطابق همه پیش بینیها خیلی بالا بود . ارتش مصر هنوز همان ارتش مبارک است و انقلابیان مصر نتوانسته اند آن را تغییر دهند و هنوز مجبورند بسیار دست به عصا نسبت به آن راه روند . یادمان  باشد در ترکیه تازه پس از هفتاد سال دموکراسی است که  دولت اخیر توانسته دم ارتش را قیچی کند و ارتش آتاتورکی هفتادسال تمام بر سیاست ترکیه مسلط بود . گمان من این است که کنار زدن تفاله های مبارکی/ساداتی در ارتش مصر هم شاید یکی دو دهه و یک نسل طول بکشد .

اما با وجود ناشناخته و تازه کار بودن مرسی باید اذعان داشت او تاکنون  بسیار ماهرانه با این آزادی کشان برخورد کرده است به صورتی که به دموکراسی لطمه ای نخورده است . محمد مرسی با صدور فرمان جدیدی دستورات خود را از احکام قضایی مصون و اختیار دستگاه قضایی را در انحلال مجلس و هیئت تدوین قانون اساسی سلب کرد. مرسی همچنین انتخاب دادستان کل را بر عهده رئیس جمهوری گذاشت. علت این اقدام مرسی این است که دادستان کل که برگزیده مبارک بود و پستش مادام العمر است به شدت با به دادگاه کشانده شدن جنایتکارانی که سال پیش سعی در سرکوب انقلاب داشتند و مصریان را به قتل رساندند و مجروح کردند مخالفت میکرد و با این اقدام خود در واقع به دفاع از ضد انقلاب برخاسته و مانع بر کناری جنایتکاران از پستهای دولتی و ارتشی بود . قضات مصر که همگی در دوران مبارک منصوب شده اند از ارکان اصلی نیروهای ضد انقلاب در مصر هستند و قدم به قدم بر علیه پیشرفت انقلاب جنگیده اند . همین قضات به دستور ارتش پارلمان مصر را که با رای گیری آزاد و دموکراتیک پس از انقلاب انتخاب شده بود منحل کردند و در پی انحلال مجلس موسسان قانون اساسی نیز بودند. اگر مرسی دست این قاضیان برکشیده ارتش و مبارک را باز بگذارد گام به گام انقلاب مصر را به پس خواهند راند تا سرانجام نشانی از آن باقی نماند.

تراژدی بزرگ این روزها آن است که به نظر می آید متاسفانه طبقه متوسط سکولار مصر که مخالف اخوان است به جای اینکه پیشتاز حرکت ضد اسلامی شود دنباله روی عناصر فاسد ارتش و بازماندگان رژیم مبارک شده است . آنچه من در این روزها در مصر میبینم بهره برداری ژنرالهای فاسد ارتش و عناصر رژیم مبارک از سکولارها برای پیشبرد مقاصد و نیات شومشان است . آنها میخواهند عصر مبارک را برگردانند ، اینها میخواهند مانع اسلامی شدن مصر شوند . منافع کاملا متضاد است منتها متاسفانه سکولارها رفته اند زیر پرچم اراذل مبارک . اشتباه بسیار بزرگی است و بهایش را خواهند پرداخت چون مطمئنا اگر ارتش پیروز شود به سکولارها نیز میدان نخواهد داد و دموکراسی بر باد رفته است .

بگذارید ضمن آرزوی موفقیت برای انقلابیان مصر آرزو کنیم که هرچه زودتر تلاش ارتش مصر برای شکست انقلاب را خنثی سازند و ضمنا بتوانند پس از این مرحله هرچه زودتر پارلمانی را که ارتش منحل کرده بود دوباره ایجاد کرده و قانون اساسی جدید را تصویب کنند . پیروزی انقلاب مصر پیروزی دموکراسی در خاورمیانه است و برای ما ایرانیان نیز در نبردمان برای دموکراسی بسیار موثر خواهد بود.