Posts Tagged ‘بهار عربی’

مبارزه دموکراسی و دیکتاتوری در مصر و رفراندوم قانون اساسی

دسامبر 12, 2012

پیروزی دموکراسی در مصر ، که مهمترین کشور خاورمیانه است ، در حکم پیروزی دموکراسی در خاورمیانه است و در سرنوشت کشور استبداد زده ما نیز بسیار تاثیر دارد و به مبارزه در راه دموکراسی در ایران کمک خواهد کرد . با توجه به آن که بسیاری از ایرانیان مشابه سازیهایی با انقلاب سال 57 میکنند و در نتیجه از این فرض غلط به نتایج نادرستی دست می یابند لازم دیدم مختصری از آنچه در دوسال اخیر در مصر گذشته ذکر کنم تا بدانیم واقعا در مصر چه میگذرد و تحت تاثیر احساسات تند قضاوت نکنیم .

داستان آنچه در مصر میگذرد بر خلاف آنچه اکثر منابع خبری غرب وانمود میکنند داستان مبارزه دیکتاتوری و دموکراسی نیست که در یک سوی آن مرسی و در سوی دیگر تظاهرکنندگان قرار گرفته اند . اقدامات مرسی تا کنون همیشه به صورت عکس العملی و در مقابله با اقدامات تظاهرکنندگان و نیروهای رژیم سابق بوده است و نه به صورت ابتدا به ساکن و با برنامه ریزی قبلی . بسیاری از مخالفان مرسی کسانی هستند که از سالها دیکتاتوری فاسد مصر منتفع شده بودند و اکنون شدیدا تلاش میکنند تا دستاوردهای انقلاب مصر را باطل کرده و به دوران پیش از انقلاب بازگردند . اینها عموما یا سرمایه داران دزدی هستند که به علت نزدیکی به خانواده های سادات و مبارک ملیاردها دلار به جیب زدند و یا کارمندان و قضات عالیرتبه دولت و نزدیک به سادات و مبارک که اکنون قدرت خود را در خطر میبینند و از کشانده شدن به دادگاه و پاسخگویی به جنایات و دزدیهای خود هراسانند. دستگاه قضایی مصر که داعیه بیطرفی دارد و شدیدا در حوادث چند ماه اخیر دخیل بوده است عمدتا از قضاتی تشکیل شده که زمان سادات و مبارک برگزیده شده اند و در تصمیم گیریهای قضایی آن سیستم بر علیه مردم مصر شرکت داشته اند . این قضات ارتباط بسیار نزدیکی با ارتش ، پلیس و پلیس مخفی مصر دارند و ماههاست که به هر وسیله ممکن سعی کرده اند ترمزی در مقابل دستاوردهای انقلابی مردم مصر باشند . بهترین راه برای درک واقعیت آنچه در مصر میگذرد نگاهی کوتاه به وقایع 22 ماه اخیر است . حسام الامین ، مفسر سیاسی ، تقویم کوتاهی از وقایع اخیر مصر در مجله سیاسی اینترنتی counterpunch نوشته که در اینجا ذکر میکنم :

1 . مارس 2011: خونتای نظامی حاکم رفراندومی برگزار میکند و از مردم مصر میپرسد آیا میخواهند ابتدا یک پارلمان داشته باشند یا قانون اساسی . 75 درصد مردم مصر رای به برگزاری انتخابات برای مجلس میدهند چون میدانند هدف خونتای نظامی آن است که ابتدا یک قانون اساسی مطابق میل خود بنویسد و سپس بر مبنای آن مجالس را انتخاب کند .

2. نوامبر و ژانویه 2011 و 2012: در طی دو انتخابات برای مجالس قانونگذاری و سنا ، اسلامگرایان بارای مستقیم مردم مصر اکثریت را در هر دو مجلس به دست می آورند و سه چهارم کرسیهای هر دو مجلس را تصاحب میکنند . این باعث هراس ارتش ودستگاه اداری مصر میشود . ناظران بین المللی صحت انتخابات را تایید میکنند ، تقلبی در کار نبوده است .

3. مطابق قانون پارلمان که منتخب مردم مصر است اعضای مجلس موسسان را بر میگزیند . اما قضات وابسته ارتش این مجلس موسسان را منحل میکنند .

4. پارلمان منتخب مردم مصر مجلس موسسان دومی بر میگزیند . اینبار پنجاه درصد کرسیهای این مجلس به گروههای غیر اسلامی اختصاص مییابد (نمایندگان جوانان انقلابی ، لیبرالها ، ملی گرایان ، مسیحیان قبطی و سایر گروههای غیر اسلامی )

5. ژوئن 2012 : قضات منتخب مبارک ، دادگاه عالی مصر ، در مقابل حیرت عمومی مردم مصر پارلمان منتخب مردم مصر را منحل میکند (آه از نهاد کاربران ایرانی اینترنت بر نمی آید و خوششان هم می آید و این عمل آشکارا ضد دموکرتیک را تایید میکنند  اما در مصر تظاهرات میشود و مردم مخالف انحلال پارلمان هستند )

6. می و ژوئن 2012 : انتخابات ریاست جمهوری . کاندید محبوب اخوان المسلمین که شناخته شده است و بی تردید اکثریت مطلق آرا را به دست خواهد آورد توسط کمیسیون انتخابات منتخب زمان مبارک از شرکت در انتخابات محروم میشود . اخوان در آخرین لحظات مرسی را که ناشناخته است جایگزین کاندید خود میکنند . با این وجود مرسی در انتخابات در مقابل یکی از اعضای عالیرتبه دولت مبارک ، احمد شفیق ، آخرین نخست وزیر مبارک (که به علت شرکت در دولت مبارک قاعدتا حق شرکت در انتخابات را نداشت ) پیروز میشود . طرفداران رژیم سابق ملیونها دلار برای پیروزی شفیق خرج میکنند ولی موفق نمیشوند .

7. فرماندهان ارتش به انتقام شکست کاندید خود بلافاصله تقریبا همه اختیارات ریاست جمهوری را لغو و باطل میکنند و مرسی زمانی کار خود را شروع میکند که به حکم ارتش تقریبا هیچ قدرت قانونی ندارد ولی از حمایت مردم برخوردار است

8. در ماه آگوست مرسی به پشتیبانی مردم در یک اقدام متهورانه فرمانده ارتش و چند فرمانده عالیرتبه نظامی دیگر را برکنار میکند ولی ارتش به علت حمایت گسترده مردم از این اقدام مرسی عکس العملی نمیکند.

9 . مجلس موسسان دوم مشغول بررسی قانون اساسی است که برخی از گروه پنجاه درصدی غیر اسلامی مجلس را ترک میکنند . آنها امیدوارند سایر اعضای گروه نیز به آنها بپیوندند تا مجلس از اکثریت بیفتد ولی این امر رخ نمیدهد و مجلس به صورت قانونی به کار خود و نوشتن قانون اساسی ادامه میدهد .

10.قضات عالیرتبه وابسته ارتش تصمیم میگیرند روز دوم دسامبر مجلس موسسان را که هنوز از اکثریت قانونی برخوردار است منحل کنند . درعین حال برنامه آن است که در آن روز در صورت امکان مجلس سنا و همچنین انتخابات ریاست جمهوری را که منجر به انتخاب مرسی شد نیز به دلایل تکنیکی غیر قانونی اعلام کرده و مرسی را برکنار کنند .

11. مجلس موسسان میجنبد و قبل از انحلال متن قانون اساسی را تکمیل کرده و برای رفراندوم قانون اساسی تحویل دولت میدهد . قضات که میبینند برنامه آنها برای انحلال مجلس نتیجه نداده است دست به اعتصاب میزنند .

12 .مرسی و انقلابیان مصر میدانند که در صورت ادامه تاکتیکهای تاخیری ارتش و وابستگان مبارک مصر تا مدتها روی آرامش را نخواهد دید و در آشوب و شورش دست و پا خواهد زد . اقتصاد مصر به علت لجبازیهای ارتش و قضات روز به روز خرابتر میشود و رو به سقوط دارد و اگر خرابکاریها ادامه یابد بحران اقتصادی عمده ای مصر را تهدید میکند . مصر باید هرچه زودتر این دوران را پشت سر گذاشته و با رفراندوم قانون اساسی و انتخابات مجلس وارد دوران جدیدی شود تا شورش و اغتشاش فعلی فرو بنشیند و اقتصاد دوباره راه بیفتد . مخالفان مرسی اگر با این قانون اساسی مخالفند به جای تلاش در انحلال مجلس موسسان باید در رفراندومی که در راه است به صورت قانونی این قانون را رد کنند تا قانون اساسی جدیدی نوشته شود .

Advertisements