Posts Tagged ‘ترکیه’

نقش مو در سیاست ، یک سوال جدی !

اکتبر 16, 2014

بیایید صادقانه از خود بپرسیم : آیا اگر زنان مسلح و مبارز کرد در کوبانی با روسری و چادرو چاقچور بر علیه داعش میجنگیدند و عکسهایشان را به آن صورت میدیدیم باز هم اینقدر جو کوبانی مارا میگرفت که حالا گرفته ؟آیا بازهم حاضر میشدیم عکسهایشان را کپی پیست و منتشر کنیم ؟

این سوال را نه به آن دلیل میپرسم که بگویم داعش خوب است . خیر داعش یک گروه جنایتکار فاشیست است که باید نابود شود . ولی عکس العمل این یک ماه اخیر در مورد داعش در کوبانی واقعا بحث انگیز بود . یک صدم آنچه در مورد کوبانی در سایتهای اجتماعی نوشته و گفته شد و یک صدم حمایتی که اینجا درمورد کوبانی شد درمورد شهرهای غیر کرد نشین عراق که گرفتار داعش شده اند نه گفته شد نه نوشته شد نه آه از کسی در آمد . موصل با صدها هزار جمعیت چند ماه است گرفتار ستم  داعش است یک نفر نگفت بیچاره موصلیها . چون موصلیها اکثرشان چادروچاقچور دارند پس انسان نیستند و نباید حمایتی از آنان بشود .

یعنی خیلی از تحصیلکردگان ما نشان دادند یک کمونیست تجزیه طلب کافی است موهایش را در باد پریشان کند دیگر آنها با ایدئولوژی و اهداف درازمدتش کاری ندارند و یک سر واله و شیدا میشوند و دل از کف میدهند . وای اگر فردا کردهای تجزیه طلب خودمان این حیله را به کار گیرند .

——————————————————

سالهاست که کمپانیهای تبلیغاتی دریافته اند که گنجاندن عکس یک زن خوشگل در تبلیغات بسیار موثر است و باعث بالارفتن میزان فروش میشود . متخصصان پروپاگاند و تبلیغات هم متوجه این امر بوده اند و از این گرایش طبیعی انسان به زیبایی سو استفاده میکنند . به نظرم تجزیه طلبان کرد در ماجرای کوبانی به صورت واقعا ماهرانه ای این ترفند تبلیغاتی را به کار گرفته اند و بسیار هم موثر واقع شده است . وای اگرهمانطور که گفتم فردا کردهای تجزیه طلب خودمان هم این حیله را به کار گیرند و وای اگر پس فردا جمهوری اسلامی هم یاد بگیرد و موهای طرفدارانش را در باد پریشان سازد . لابد خیلی از همین تحصیلکردگان وطنی طرفدارش خواهند شد . یادمان هست که یک عکس چه گوارا با آن حالت احساساتی در دهه شصت میلادی چه تاثیر بزرگی در جلب مردم به آرمان کوبا و کمونیسم داشت . حال همان قسم عکسها تحصیلکردگان ما را به آرمان تجزیه کردستان و ایجاد کردستان بزرگ جلب کرده است .

 

نه غزه ، نه لبنان ؟ جانم فدای کوبانی !

اکتبر 13, 2014

آنگاه که از کشتار کودکان غزه میگفتم یک عده فریاد میزدند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران . میگفتم یعنی کشته شدن کودکان را بی خیال ؟ میگفتند به ما چه ، ما باید فقط به فکر ایران باشیم . حالا همانها ، همانها که میگفتند ما ایرانیها باید فقط به فکر خود باشیم ناگهان بر سر کوبانی که یک بچه هم در آن کشته نشده یقه میدرند . چرا ما ایرانیها چنینیم ؟ چرا همیشه سوراخ دعا را گم میکنیم ؟ چرا همیشه اشتباه میکنیم ؟

کوبانی اکنون خالی از سکنه است . آنچه باقی مانده نیروهای مسلح پیشمرگه است . این پیشمرگه ها وابسته به احزاب کمونیست کرد هستند . این احزاب، امثال پژاک و پ.ک.ک، تجزیه طلبند و در مرامنامه خود آشکارا خواهان تجزیه کردستان ایران نیز هستند . رزمندگانی که در عکسهای نبرد در کوبانی میبینید همانها هستند که فردا اگر کردستان ایران شلوغ شود به آنجا خواهند رفت و برای تجزیه آن به نبرد بر علیه ایرانیان بر خواهند خاست همانطور که قبلا هم هرگاه حکومت مرکزی ضعیف بوده چنین کرده اند (از سمیتقو و قاضی تا اکنون ). من همانطور که قبلا هم گفتم به عنوان یک ایرانیٍ خواهان تکه پاره شدن ایران توسط احزاب تجزیه طلب نیستم و در نتیجه خط کشی مشخصی با این احزاب دارم . به نظرمن حمایت از آن کودک بیگناه که وابسته به هیچ حزب و دسته و گروهی نیست و صرفا به جرم فلسطینی بودن کشته میشود آسانتر است از حمایت از چریکهای کمونیست تجزیه طلبی که خواهان تکه پاره شدن و نابودی ایران  هستند . من در عین اینکه جنایات غیر انسانی داعش را به شدت محکوم میکنم اما خط کشی ملی خود با تجزیه طلبان را نیز حفظ میکنم و از شدت غلبه احساس کاری نمیکنم که فردا خود پشیمان شوم که چرا از تجزیه طلبان حمایت کرده ام . حمایت از مردم کرد آری ، حمایت از تجزیه طلبان خیر .

کوبانی ، غزه و سپاه پاسداران

اکتبر 11, 2014

مردم غزه در زندان غزه گیر کرده بودند و راه فرار نداشتند چون اسرائیل از همه سو حتی از جانب دریا هم غزه را در محاصره دارد . اسرائیل مشغول قتل عام زندانیان این زندان بزرگ بود بعضی بی خیالها میگفتند تقصیر حماس است که اینها را داده جلوی گلوله و نمیپرسیدند این مردم اصلا راه فرار ندارند که حالا حماس امکان فرار دادنشان را داشته و فرارشان نداده .حالا در کوبانی همه مردم کوبانی فرار کرده اند و آمده اند ترکیه اما تجزیه طلبان کمونیست کرد حدود پانصد نفر غیر نظامی را هنوز در شهر نگاه داشته اند و فرار نداده اند که اگر داعش موفق شود شهر را بگیرد ممکن است همه آنها را قتل عام کند هیچکس نمیگوید چرا تجزیه طلبان کرد اینها را نمیفرستند ترکیه که قتل عام نشوند در حالی که امکانش را هم دارند . یک بام و دوهوایی این ملت کشته منو .اگر نگاه داشتن مردم غیر نظامی و جلوی گلوله توپ دادنشان بد است ، همه جا بد است نه یکجا خوب و یک جا بد .

در رابطه با این مسئله یک نکته دیگر اینکه واقعا خنده دار است که سپاه پاسداران هم شده طرفدار کوبانی و فریاد واکوبانی آن گوش فلک را کرده . این که میگویند سیاست پدرومادر ندارد واقعا درست است .

حضور نخست وزیر ترکیه در مجلس آن کشور با چفیه فلسطینی

ژوئیه 22, 2014

روزنامه پرتیراژ صباح ترکیه که به دولت این کشور نزدیک است، گزارش داد که رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر این کشور در نشست پارلمان ترکیه با چفیه فلسطینیان حاضر شده است. gaza21

ترکیه ، اردوغان و تظاهرات

ژوئن 23, 2013

نخست وزیر ترکیه ده سال است این پست را دارد و روز به روز بر محبوبیتش در داخل و خارج ترکیه افزوده شده . در دوره حکومت او ترکیه تبدیل به یک قدرت اقتصادی صادرکنند ه تولیدات صنعتی مانند چین شده است و رشد اقتصادی ترکیه حیرت انگیز بوده است . همچنین ترکیه اکنون یک مرکز توریستی عمده برای اروپا و منطقه خاورمیانه است با ملیونها توریست در سال که مایه غبطه همه کشورهای منطقه است .  او ترکیه را تبدیل به مدلی برای جهان اسلام کرده است و نتیجه کارش را در حاصل بهارعربی شاهد هستیم که کشورهای منطقه به جای ایرانی شدن در پی مدل ترکیه ای دموکراسی و اسلام هستند . او در مقابله با دولت اسرائیل ماهرانه ترین سیاست را اعمال کرده است که باعث محبوبیت او بین ترکها و مسلمانها شده و در عین حال به روابط ترکیه و اسرائیل لطمه ای نزده و همین اواخر نخست وزیردست راستی افراطی اسرائیل بنیامین ناتان یاهو مجبور به عذرخواهی از ترکیه بابت کشتار چند ترک در وقایع حمله اسرائیل به کشتیهای حامل کمک برای غزه شد . همچنین در دوران حکومت او دموکراسی در ترکیه برای اولین بار واقعا و قطعا گسترش یافته و میتوان گفت که دیگر خطری مانند کودتاهای مستمر ارتش آن را تهدید نمیکند . او جرئت کرد برای اولین بار در ترکیه در مقابل ارتش ترکیه که حاکم بلا منازع صحنه سیاست این کشور بود قد علم کند و تعدادی از ژنرالهای بسیار مرتجع و دست راستی ترکیه را به پای میز محاکمه بنشاند بدون اینکه ارتش جرئت کودتا داشته باشد . او همچنین برای اولین بار در تاریخ ترکیه در را به روی پذیرش کردها و زبان کردی باز کرد و با مهارت بسیار کاری کرد که هیچ دولت منطقه نتوانسته بود بکند یعنی با حزب اصلی کردها به رهبری عبدالله اوجالان به توافق رسید که دست از مبارزه مسلحانه بکشند و به مبارزه متعارف سیاسی در قالبی دموکراتیک روی آورند . ترکیه اکنون یک قدرت اقتصادی و همچنین یک مرکز توریستی مهم در جهان است و در آمدش از صادرات و توریسم مایه غبطه بسیاری از کشورهای اروپایی است که تا ده سال پیش ترکیه را یک کشور عقب مانده مسلمان به حساب می آورند. همه اینها دستاوردهای تاریخی و بزرگی برای ترکیه است . اما در عین حال جناح ارتشی و مرتجع و واپسگرای آتاتورکی ترکیه از اوو حزبش دل خوشی ندارند . این جناح تلاش بسیاری کرده است که او و حزبش را فلج کند . یک بار حزب او را غیر قانونی اعلام کردند که مجبور شد با نامی جدید وارد صحنه سیاست شود و با وجود همه تقلبها و کارشکنیها دوباره برنده انتخابات شد و اکنون چند بار است که حزبش در انتخابات برنده و محبوب است . باردیگر در فکر کودتایی ارتشی بر علیه او بودند که خوشبختانه توطئه ارتش شکست خورد و بسیاری از سران ارتش به پای میز محاکمه کشیده شدند و این در تاریخ اخیر ترکیه جدید پس از آتاتورک بیسابقه بود که سران ارتش به جرم طراحی کودتا محاکمه شوند . میشود گفت او نوک ارتش و گروههای دست راستی افراطی ترک را چیده است و آنان هیچ دل خوشی از او ندارند . اکنون ماجرای یک پارک کوچک در استانبول میرود تا تبدیل به یک زور آزمایی دیگر بین او و دست راستیهای افراطی شود . باید دید آیا اینبار هم او میتواند با مهارت از پس این توطئه بر آید یا خیر . به هرحال خطر کودتا توسط ارتش مرتجع ترکیه همیشه تهدیدی در پس پرده است و اگر آشوبها بالا بگیرد ارتش میتواند به بهانه آشوب دخالت کرده و دست به کودتا بزند همانطور که کودتاهای پیشین ارتش نیز همیشه در پس آشوبهایی رخ داده  که معمولا عوامل ارتش و سرویسهای مخفی ترکیه در ایجاد آن دست داشتند تا دولتهای نافرمان را ساقط سازند .

ارتش کمک نمیکند ، کودتا میکند

ژوئن 2, 2013

در میدان تقسیم با یکی از تظاهرکنندگان صحبت میکنند . میگوید من مطمئنم ارتش مارا تنها نمیگذارد و به کمک ما می آید و از شر این دولت خلاص میشویم . آه از نهادم بر می آید . ارتش ترکیه سابقه کودتاهای خونین را یدک میکشد و نقشی بسیار ارتجاعی درتاریخ نوین ترکیه ایفا کرده و مانع اصلی و عمده بر سرراه دموکراسی درترکیه بوده است . کجایی ای بی خبر ! اگر ارتش بیاید برای کمک به تو نیست ، برای یک کودتای دیگر و سرکوب دموکراسی در ترکیه است . این ارتش اول حساب اردوغان و حزبش را میرسد ، بعد همه احزاب مستقل را منحل میکند ، آخرش هم می آید سراغ تو و آدمهایی مثل تو که جرئت تظاهرات دارید چون ارتش از هیچ تظاهراتی خوشش نمی آید. حالا جالب است که جمهوری اسلامی هم با خوشحالی تمام تظاهرات را نشان میدهد که مثلا بیداری اسلامی به ترکیه هم رسیده است و دولت ترکیه که به ارتش آزاد سوریه کمک میکند مورد غضب خداوند قرار گرفته است .

تفاوت صدام ، قذافی و بشار با مبارک و شاه و ماجرای ما و خامنه ای

ژوئیه 22, 2012

اینروزها شاهد وقایع خونبار و  غم انگیز  سوریه و از هم پاشیدن تدریجی دولت بشار اسد هستیم . دنیا از بیرحمی و قساوت این حکومت به حیرت آمده است . وقایع سوریه مرا بر آن داشت تا مقایسه ای میان دو نوع دیکتاتور جهان سومی انجام دهم و نتیجه ای در مورد آینده خودمان بگیرم .

نوع اول دیکتاتورهای جهان سوم از قماش بشار و قذافی و صدام هستند .این دیکتاتورها از هفت دنیا آزادند یعنی دست نشانده نیستند . دیکتاتورهای مستقلی هستند که  به موقعش نه تنها برای ملت خود که حتی برای ابرقدرتها نیز شاخ و شانه  میکشند . به علت این استقلال و چون از کسی نه در داخل و نه در خارج از کشور خود حرف شنوی ندارند ، زمانی که مردم قیام کنند اینها عکس العمل بسیار بیرحمانه ای از خود  نشان میدهند  چون هیچ نیرو و دستگاه  خارجی یا داخلی نمیتواند بر اعمال آنان افسار زده و محدودشان کند . این دیکتاتورها تا آخر می ایستند . تا میتوانند برای بقای خود میکشند  و گاه این ایستادگی تا حدی پیش میرود که در انتها  خودنیز گرفتار شده و به بدترین وجهی سگ کش میشوند . به عنوان  نمونه میتوان از  صدام و قذافی نام برد . در مورد بشار تاریخ باید قضاوت کند که آیا فرار خواهد کرد یا او نیز به سرنوشت آن دو دیگر گرفتار میشود .

نوع دیگر دیکتاتورهای جهان سوم دیکتاتورهای نوکرصفت و دست نشانده خارجی از قماش شاه و مبارک هستند . افسار اینها به دست اربابان خارجی است و گوش به فرمانند . این دیکتاتورها معمولا کمتر آدم میکشند و زودتر از صحنه خارج میشوند، نه به دلیل آن که رحم و انصاف بیشتری دارند بلکه بدان دلیل که ارباب به موقع دخالت کرده و جلویشان را میگیرد .  ارباب به محض اینکه اوضاع بحرانی شود برای نجات کلیت سیستم این مهره ها را خارج میکند تا مردم راضی و ساکت شوند . شاهدیم که این سناریو در مصر با مهارت تمام اجرا  شد ، بدون کشتار زیاد و به سرعت مبارک را کنار گذاشتند و در عوض توانستند ارتش و دستگاه اداری او را نجات دهند . ارتش مصر همان ارتش زمان مبارک با همان آدمهاست و هنوز باقیمانده است و از آمریکا حرف شنوی دارد و هر گونه نیروی دموکراتیک داخلی  را در مصر به حد لازمی که خطری برای منافع آمریکا پیش نیاورد مهار میکند .

اما آمریکاییها در زمان انقلاب ایران تجربه فعلی را نداشتند و دیر جنبیدند به اضافه آن که آن زمان دنیا میدان مبارزه دو ابر قدرت بود و آمریکاییها از دیکتاتورهای دست نشانده خود حمایت بیشتری میکردند چون از غلبه کمونیسم میترسیدند  . هدف آنها دقیقا مثل مصر آن بود که شاه را خارج کرده و ارتش را دست نخورده نگاه دارند . تفاوت ایران و مصر در آن بود که ارتش شاه بر خلاف ارتش مصر هیچگونه استقلالی نداشت و بیش از حد به شاه وابسته بود . شاه همه فرماندهان مستقل و دارای شخصیت و استقلال رای را مدتها بود اخراج کرده بود و فقط مشتی نوکرصفت  باقی گذاشته بود . وقتی انقلاب به راه افتاد این ارتش تا  توانست کشت ولی مردم به جان آمده ایران نیز مانند سوریها هرچه بیشتر کشته دادند بیشتر در اراده خود برای سرنگونی شاه ثابت قدم شدند . آمریکاییان سر انجام به این نتیجه رسیدند که برای بقای سیستم باید شاه را قربانی کرد . درو اقع برنامه همان برنامه مصر بود :قربانی کردن رهبر برای نجات و بقای سیستم . اما در ایران خیلی دیر شده بود . ژنرال هایزر آمریکایی به ایران فرستاده شد تا این مهم را عملی کند. هایزر شاه را اخراج کرد و به مصر فرستاد . هدف آن بود که به کمک بختیار رژیم را نگاه دارند و ارتش را دست نخورده باقی بگذارند اما سران بی خرد ارتش   در شب 19 بهمن 1357 دست به یک کودتا زدند که منجر به سقوط قطعی و بی بازگشت رژیم در 22 بهمن شد و نقشه آمریکاییان نقش بر آب شد .

با مقایسه دو نوع دیکتاتور بالا در می یابیم که کشتاری که توسط دیکتاتورهای قشر اول انجام میشود بی مهابا و خونخوارانه است . دیکتاتورهای نوع دوم هم دست به کشتار میزنند ولی به موقع و پیش از آن که کشتار خیلی وسیع شود توسط ارباب از صحنه خارج میشوند .

با در نظر گرفتن دو نوع دیکتاتوری که در فوق ذکر کردیم وضعیت ما ایرانیان در این برهه تاریخی و با رهبری مثل خامنه ای چیست ؟ بخش دوم نوشتار به نتیجه گیری از مقایسه فوق و پیش بینی  وضعیت آینده ایرانیان و خامنه ای خواهد پرداخت .