Posts Tagged ‘خاندان پهلوی’

چرا رضا پهلوی از نظر مردم ایران پذیرفتنی نیست

ژوئن 2, 2013

رضا پهلوی حداقل به چهار دلیل از نظر مردم ایران مردو د و مطرود است :

1. رضا سوگند سلطنت خورده و هرگز آن سوگند را لغو نکرده است . رضا متاسفانه هنوز بر سوگند سلطنت خود استوار است و مطابق آن سوگند هدف نهاییش برقراری مجدد سلطنت خونبار پهلوی بر ایران است . کسی که سوگند سلطنت خورده هرگز نمیتواند ادعای دموکراسی و آزادیخواهی داشته باشد . اصولا سلطنت موروثی و اینکه چون کسی از تخمه و نژاد خاصی است بر دیگران برتری دارد یک عقیده و اعتقاد قرون وسطایی است که در جهان مدرن جایی ندارد .

2. رضا پهلوی سابقه سیاه و ننگین خاندان پهلوی را یدک میکشد و این سابقه و رایحه  نامطبوع هرگز از او جداشدنی نیست . فردی با چنین سابقه خانوادگی شانسی در سیاست آینده ایران ندارد و خوشبختانه ایران ما قحط الرجال نیست که از روی ناچاری کسی با چنین سابقه ای تنها میداندار باشد.

3. حتی اگر رضا پهلوی سوگند سلطنت خود را لغو کند با اطرافیان خود چه میکند ؟  رضا در خارج درباری به دور خود گرد آورده است یکی از یکی بدتر و بدنامتر . امثال پرویز ثابتیها ، فخرآورها ، و نوکران سابق خاندان پهلوی مانند آتابایها و ساواکیها و ارتشیهای سابق ارتش شاهنشاهی و تعدادی از سرمایه دارانی که با زدوبند با خاندان پهلوی به ثروتهای افسانه ای دست یافتند و هنوز سودای بازگشت آن دوران را در سر دارند .به این افراد اضافه کنید مجموعه ایل و تبار  شاهپورها و شاهدختها و اعضای خانواده سلطنتی که هنوز  در انتظار گسترده شدن خوان سابق هستند.  این افراد همراه با رضا به ایران بازخواهند گشت . اینان مانند خاندان بوربون فرانسه نه چیزی یاد گرفته اند و نه چیزی از خاطر برده اند و در اندیشه انتقام از ملت ایران برای انقلاب 57 و برقرار کردن بساط دزدی و چپاول قبل از سال 57 هستند . حتی برفرض محال اگر رضا سوگند سلطنت خود را لغو کند این افراد ، از مادرش گرفته تا فراریان رژیم سلطنتی مانع خواهند شد . مادرش هنوز او را با لقب رضا شاه دوم مینامد ، چه انتظاری از اینان دارید .

4. رضا پهلوی اصولا ایرانی نیست . او تا 17 سالگی در پشت درهای بسته کاخهای پدرش زیست و از زندگی مردم ایران همانقدر اطلاع داشت که یک آمریکایی یا انگلیسی . پس از آن هم در آمریکا زیسته و طبعا به دانشش از مردم ایران و زندگی ایرانی چیزی افزوده نشده . ایرانیانی که او میبیند و با آنان در تماس است همه از قماش چاپلوسان و دستبوسان سابق هستند که حتی اگر خودش بخواهد نخواهند گذاشت چشمانش به واقعیت ایران باز شود .

دهمین سالروز حمله آمریکا به عراق و فرق صدام و رضا شاه

مارس 18, 2013

امروز روز نوزدهم مارس ،سالروز حمله آمریکا در راس یک ائتلاف بین المللی به عراق است . امروز دقیقا ده سال از روز شروع حمله آمریکا به نیروهای صدام  میگذرد. این روز انسان را به یاد دیکتاتورها می اندازد و خواه ناخواه مقایسه ای بین دیکتاتورهای وطنی و خارجی پیش می آورد به خصوص که  ما ایرانیان نیز در گذشته ای نه چندان دور مورد یک حمله خارجی مشابه از طرف نیروهای غربی قرار گرفته ایم  . جالب است که  واکنش دیکتاتورهای حاکم بر ایران و عراق در مقابل حمله خارجیان به کلی متفاوت بود.

صدام و رضا شاه هردو دیکتاتورهای مستبد و خونخواری بودند که با سلاح ارعاب و ترس و وحشت ملتی را اسیر و برده خود ساخته بودند . این هردو در پایان دوره حکومت خود  با هجوم نیروهای خارجی روبرو شدند . اما تشابه دیکتاتور وطنی ما با دیکتاتور عربی به همینجا خاتمه می یابد زیرا صدام با وجود همه ددمنشی خود لا اقل آنقدر مردانگی داشت که ایستاد و تا انتها در مقابل نیروهای جنگی مجموعه قدرتهای غرب جنگید و فرار نکرد و در خاک مملکت خویش جان داد .

اما دیکتاتور وطنی ، رضا شاه،  به محض شنیدن خبر عبور نیروهای خارجی  از مرز ، در برابر نیروهایی که صدها بار ضعیفتر از ارتشهای متحد حمله ور به عراق بودند ترسید و لرزید و بدون شلیک حتی یک گلوله تسلیم شد . او   فرار را بر قرار ترجیح داد. اموالش و خانواده اش را در چند ماشین گذاشت و به سوی جنوب گریخت .  این دیکتاتور قلدر که سالها ادعای شجاعت و درایت و نبوغش گوش ایرانیان را پرکرده بود وقت عمل که فرارسید در رفت  و ایران و ایرانی را در مقابل حمله خارجی تنها گذاشت (یادمان باشد که حمله به ایران در زمان جنگ دوم و موقعی بود که اکثریت نیروهای متفقین در جبهه های دیگر درگیر بودند و نیروی چندانی برای حمله به ایران بسیج نکرده بودند).