Posts Tagged ‘رفسنجانی’

در باره موسوی

فوریه 1, 2015

خوب و بد هر انسان را باید منصفانه و بی طرف دید و نظر داد . میرحسین موسوی در سیاهترین دوره تاریخ اخیر ایران ، دهه خونبار شصت ، نخست وزیر این مملکت و از قدرتمندترین سیاستمداران ایران بوده است . او همگام با سایر رهبران جمهوری اسلامی در آن زمان در جنایات وحشتناک آن دهه شرکت داشته است و همانند سایر رهبران مقصر به شمار میرود .  از طرف دیگر به نظر میرسد این روزها پشیمان شده و تا حدی به واقعیت جمهوری اسلامی آشنا شده باشد اما نمیدانم آیا هنوز به آنجا رسیده که خواستار سرنگونی این رژیم باشد ؟؟ خیر، او یک اصلاح طلب است و فقط میخواهد ماهیت این رژیم را اندکی انسانیتر کند که البته همه میدانیم محال است . تمجید بی پایان از موسوی به نظر من در حکم تمجید از جنایتهای او و سایر رهبران اسلامی در دهه شصت میباشد و نگارنده هرگز نمیتواند خود را قانع کند که این کار درست است . اما البته در پیکار سیاسی برای سرنگونی دیکتاتوری اسلامی در ایران میتوان از کمک موسوی هم بهره جست به شرط اینکه گرفتار وسوسه پرستش او به عنوان یک رهبر بی خطا نشد .

تصویر: موسوی همراه سایرسران جنایتکار جمهوری اسلامی برای بوسیدن دست خمینی صف کشیده اند .

iran3

تبریک به ملت ایران

ژانویه 16, 2015

روز فرار شاه از ایران را به دوستان تبریک میگویم . جدای از تبلیغات احمقانه و حرص بر انگیز دیکتاتوری اسلامی ، واقعا شهامت ملتی که با دست خالی توانست یک دیکتاتور قدرتمند را که همه دنیا نیز حامی او بودند از ایران فرار دهد تحسین بر انگیز است و کمتر ملتی را میتوان سراغ کرد که چنین شهامت و قدرتی از خود نشان داده باشد .آرزومندم نسل ما با تجربه اندوزی و درس آموختن از نسل قهرمان 57 بتواند خامنه ای را نیز چون شاه فراری دهد .

تفاوت نسلها

دسامبر 29, 2014

چه تفاوتی است بین نسل 57 و نسل ما ؟ آن نسل با دست خالی و جلوی گلوله تانک و تفنگ یک دیکتاتور نظامی را که همه دنیا حامیش بودند و پولش از پارو بالا میرفت سرنگون کرد . چرا نسل ما نمیتواند یک حکومت پیزوری را که هم ورشکسته اقتصادی است و هم کاملا در جهان منزوی است سرنگون سازد ؟آن نسل زیر سانسور مطلق زندگی میکرد . نه اینترنتی بود نه ماهواره ای نه کتابی نه نوشته ای . دو تا کانال تلوزیون بود که صبح تا شب و شب تا صبح مجیز شاه را میگفت . این نسل با همه دنیا در ارتباط است و به همه کانالهای ارتباطی جهان دسترسی دارد .آن نسل خبرچینی ساواک را داشت که به گواهی همه صاحب نظران کم از خبرچینی آلمان شرقی نمی آورد . هرجا سه نفر دور هم جمع میشدند اطمیان قریب به یقین این بود که یکی از آنها ساواکی است و گزارش میفرستد . این نسل راحت در کوچه و خیابان و تاکسی حرفش را میزند و در اینترنت فحشش را میدهد و همه با هم در ارتباطند و آخرین اخبار سیاسی و اخبار فعالیتهای سیاسی را ردو بدل میکنند و از ماهواره و اینترنت میگیرند . تفاوت در چیست ؟ با مرور همه مسائل در آن دوران و این دوران ، نتیجه منطقی این است که سرنگونی این حکومت باید بسیار بسیار آسانتر باشد . به نظرم اشکال را در دیگران نباید بجوییم و حکومتها را مقصر نشماریم . باید به خود بنگریم که چه تفاوتی با آن نسل کرده ایم .

چرا تحریم جواب نمیدهد و چرا باید در این انتخابات رای داد

مه 13, 2013

نکاتی را فهرست وار درمورد انتخابات پیش رو ذکر میکنم :

—استراتژی سرنگونی جمهوری اسلامی در لحظه فعلی حکم میکند تاکتیک شرکت گسترده در انتخابات را برگزینیم . هرچه تعداد بیشتری از رای دهندگان در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدای مخالف خامنه ای رای دهند به همان نسبت امکان تقلب خامنه ای  به نفع کاندیدای محبوبش ب سخت تر میشود و هزینه سنگینتری باید بپردازد و به همین سبب نیز سران این رژیم همیشه از شرکت گسترده توده ها در انتخابات هراس داشته اند .. درسال 76 شرکت گسترده توده های مردم باعث شد کاندیدای مورد نظر خامنه ای شکست خورد و تغییراتی که در هشت سال بعددر فضای اجتماعی به وجود آمد دیگر پاک کردنی نیست و خامنه ای نتوانست عقربه زمان  را به پیش از 76 بازگرداند . در سال 88 هم شرکت گسترده توده های وسیع مردم هزینه تقلب را به حدی بالا برد که منجر به جنبش سبز شد و قداست خامنه ای برای اولین بار کاملا در هم شکست . نسلی که از تاریخ و گذشته خود بی خبر بود برای اولین بار با این انتخابات وارد میدان سیاست شد و معنی اقدام سیاسی را دریافت  اما مهمتر از همه اینکه قداست خامنه ای، که حتی در روزهای اول پس از تقلب هنوزکسی جرئت توهین به او را نداشت ، برای همیشه درهم شکست و شعار مرگ بر دیکتاتور شعار استاندارد تظاهرات شد .

اما هرگاه مردم در خانه نشسته اند خامنه ای و سپاه با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورده اند . یادمان نرفته بی عملی و خانه نشینی مردم را در سال 84 که منجر به تحمیل موجودی چون احمدی نژاد شد . اینبار هم اگر ساکت بنشینیم فردی بدتر از احمدی نژاد را به ما تحمیل میکنند . این رژیم در سراشیب سقوط است و اگر به حال خود گذاشته شود روز به روز وضع مردم بدتر خواهد شد تا سرانجام به فروپاشی مملکت بینجامد . کسانی که میگویند از این بدتر که نمیشود یادشان رفته است در سال 84 نیز میگفتند ما در خانه مینشینیم و رای نمیدهیم ، از این بدتر که نمیشود . دیدیم که میتواند بدتر شود . اگر بی عمل بمانیم ، اگر رای ندهیم ، قطعا اوضاع بدتر میشود چون خامنه را اگر آزاد گذارند سر سوریه ای کردن ایران را دارد . عده ای میگویند هاشمی در همه جنایات رژیم شریک بوده است و دزد است و چه و چه . من هم قبول دارم ولی درد فعلی ما گذشته هاشمی نیست ، آینده ایران است ، مملکتی که اگر در مسیری که خامنه ای برای آن تعیین کرده پیش رود دیر نیست به سرنوشت تلخ سوریه دچار گردد (گذشته هاشمی را فعلا بگذارید برای پس از سقوط جمهوری اسلامی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک و دادگاههای آن زمان)  آن چه میگویم این است که یک مبارز سیاسی باید بر احساسات تند خود فائق باشد و اجازه ندهد احساس عامل تصمیم گیری او در مورد وقایع سیاسی شود. در مواقع لزوم باید احساس را به نفع منطق و عقل و هدف دراز مدت کنارزد و با مغز تصمیم گرفت نه با دل. لازم نیست طرفدار هاشمی باشید تا به او رای دهید . به هاشمی رای بدهید نه برای هاشمی ، بلکه برای  مستعد کردن شرایط برای ضربه زدن به دشمن اصلی ایران که در لحظه فعلی خامنه ای است . سال 88 من از روی عشق به موسوی رای ندادم . سابقه او را در دهه شصت میدانستم و آگاه بودم  که هنگام کشتار موحش سال 67 او نخست وزیر بود و از او متنفر بودم اما به او رای دادم  . رای من برای ضربه زدن به خامنه ای بود، نه از روی عشق به موسوی ،  و از رایم  راضی هستم زیرا ضربه ای که جنبش سبز به خامنه ای زد جبران ناپذیر است و او پس از آن هرگز نتوانست به تخت قدرقدرتی خود بازگردد و در انتقاد از خامنه ای و مرگ بر دیکتاتوربین جوانان و توده های مردم طوری باز شد که دیگر بسته نخواهد شد . به همین سبب به نظر من خامنه ای و سپاه سعی خواهند کرد ایده تحریم انتخابات را جا بیندازند تا با خیال راحت کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق به در آرند. متاسفانه گروهی ساده لوح نیز فریب تبلیغات سایبری خامنه ای در مورد تحریم را خورده اند و ناخواسته در جهت منافع او گام بر میدارند . تحریم ، عدم شرکت در انتخابات ، در خانه را به روی خود بستن و با خیال راحت پشت در بسته غرزدن خیلی ساده است . خامنه ای هم همین را میخواهد . پیام او به مردم اینست : تحریم کنید و توی خانه هایتان بنیشینید و تا قیام قیامت غرغر کنید تا من بتوانم کار خودم را بکنم.

–در شرایط فعلی تنها کسی که میتواند این غول بی شاخ و دم را برزمین زند همان کسی است  که خود،  پیش از همه،  این غول را از چراغ جادو در آورد و به ملت ایران قالب کردو او کسی نیست به جز هاشمی رفسنجانی .

— گروهی بهانه میگیرند  پس چرا خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید و اگر ما شرکت کنیم  به میل او رفتار کرده ایم . به این دوستان باید عرض کرد وقتی خامنه ای میگوید همه در انتخابات شرکت کنید روی سخن و خطاب او فقط با طرفدارانش است نه من و شما . او من و شما و سایر مخالفان را اصلا آدم حساب نمیکند که انتظار داشته باشد و بخواهد ما در انتخابات شرکت کنیم . او میخواهد فقط طرفدارانش در انتخابات شرکت کنند تا بتواند کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق در آورد . خامنه ای مانند رهبر یک حزب است ، وقتی رهبر یک حزب سیاسی قبل از شروع انتخابات از همه  میخواهد در انتخابات شرکت کنند میدانیم مقصودش چیست . رهبر حزب با این سخن  درواقع از حزب خود خواسته شرکت کنند و این را هم میدانیم که در عین حال کمال آرزویش است طرفداران حزب مخالف در انتخابات شرکت نکنند تا او پیروز شود . پس با خیال راحت در انتخابات شرکت کنید که در واقع شرکت شما در انتخابات ، شرکت حزب مخالف خامنه ای است . مطمئن باشید که خامنه ای آرزویش این است شما شرکت نکنید و تیمهای سایبری سپاه پاسداران نیز در راستای آرزوی رهبر سعی در جا انداختن عقیده تحریم دارند .

  –«شغال بیشه مازندران را /نگیرد جز سگ مازندرانی». یا به قول مسلمانان : «اللهم اشغل الظالمین به الظالمین ». هیچکس بیش از رفسنجانی به پیچ و مهره های وجود خامنه ای وارد نیست چون به هرحال این او بود که این آخوند بی نام و نشان و بی هویت را از مشهد برکشید و به خدایی رساند. روابط این دو اما بسیار تغییر کرد . رفسنجانی کسی است که آن نامه معروف را قبل از انتخابات 88 برای خامنه ای نوشت و به او هشدار داد که با انتخاب مجدد احمدی نژاد مملکت رو به سقوط خواهد رفت و کسی است که آن نماز جمعه معروف ملیونی را پس از جنبش سبز برگزار کرد و به همان دلیل نیز خامنه ای برای همیشه او را از ستاد نماز جمعه کنار گذاشت . فاصله این دو ، روز به روز بیشتر شد تا آن گاه که خامنه ای او را از ریاست مجلس خبرگان  نیز برکنار کرد و اینروزها کار به زندانی شدن فرزندانش کشیده است . فریب ظاهر را نباید خورد که این دو به خون هم تشنه اند . از نبرد این دو مهره قدرتمند جمهوری اسلامی  فقط ملت بهره مند خواهند شد چون این نبرد منجر به ضعف کلی ساختار جمهوری اسلامی میشود . اگر اینها زخمهای کاری برپیکر یکدیگر وارد آورند و کم توان شوند امکان خیزش مردمی بیشتر خواهد شد. تا حدی شبیه زور آزمایی موسوی و خامنه ای در سال 88، با این تفاوت که هاشمی بس مقتدرتر از موسوی است و حامیان قدرتمندی در روحانیت و بازار و حتی سپاه دارد. به همین سبب نیز باید در انتخابات شرکت کرد و به هاشمی رای داد تا این شکاف عمیقتر شود شاید که بتوان از درون آن گیاه یک خیزش مردمی مانند سال 88 را رویاند.

البته … به شرطی که خامنه ای بگذارد هاشمی از سد شورای نگهبان عبورکند . سرمقاله  امروزکیهان  بر علیه هاشمی که توسط شریعتمداری ، بلندگوی خامنه ای ، نوشته شده بیانگر آن است که خامنه ای سخت از شرکت رفسنجانی در انتخابات سراسیمه و خشمگین شده  است (برای خواندن مقاله لطفا روی این لینک کلیک کنید ) با توجه به تکذیبنامه کیهان  ، در مورد عدم تماس تلفنی رهبر با هاشمی  در لحظات آخرقبل از حرکت او برای ثبت نام  (روی این لینک کلیک کنید) کاملا مشخص است که  رفسنجانی بدون اجازه خامنه ای وارد گود شده است .  مقاله بسیار شدیداللحن  شریعتمداری بر علیه رفسنجانی نیز این گزینه را تایید میکند .به هرحال بازی جالبی به راه افتاده که  شاید این بار هم بشود مانند سال 88 به نفع جنبش مردمی از آن بهره گرفت . به همین سبب هم لازم است  در این انتخابات (به شرط حضور رفسنجانی ) شرکت کنیم که دیگر شاید چنین فرصت نابی برای بسیج توده های مردم تا مدتها دست ندهد . یکی از بازیهای رژیم و بازوی  سایبری سپاه پاسداران در موقعیت فعلی کوبیدن بر طبل تحریم است . به نفع خامنه ای است که تود ه های مردم ، سرخورده و دلسرد ، در خانه بنشینند .  تحریم این انتخابات ، در خانه نشستن ، بی عمل بودن ، در به روی خود بستن و پشت درهای بسته غرزدن تا قیامت و احساس مبارز بودن کردن راه مبارزه با این دیکتاتوری نیست . باید از هر امکانی که در این دیکتاتوری فراهم می آید برای مبارزه استفاده کرد .برای خامنه ای فرقی نمیکند مردم درانتخابات شرکت کنند یا نه . دستگاه تبلیغاتی رژیم به هرحال تصاویرو فیلمهای  شرکت عظیم مردم در انتخابات را ، حتی به رغم عدم شرکت مردم ، آماده کرده است . آن که این میان از خانه نشستن ضرر خواهد دید ملت ایران است که شانس یک خیزش دیگر همچون سال 88 و کوبیدن یک مشت دیگر بر دیکتاتور را از دست خواهد داد، مشتی که شاید اینبار برای همیشه دیکتاتور را بر زمین افکند . تحریم کنندگان انتخابات با این درخواست غیر منطقی خود در واقع آب به آسیاب رژیم میریزند ،  به خصوص که این فرصت کم نظیر شاید یکی از آخرین شانسهای ما برای یک تحرک همگانی و گسترده در طی سالهای آینده باشد . ظن قریب به یقین این است که عصر ریاست جمهوری در دیکتاتوری اسلامی با این انتخابات به پایان خواهد رسید و خامنه ای برای اینکه خیال خود را از این تکانهای چهارساله راحت کند به راه شاه خواهد رفت و  به یک نخست وزیر ابد مدت گوش به فرمان مانند هویدا،  بدون نیاز به انتخابات سراسری ، قناعت خواهد کرد .

— منتظری در اوایل انقلاب به شدت منفور مردم بود . بدترین جوکها را در موردش میگفتند . لقب گربه نره داشت . اما وقتی به مخالفت با خمینی برخاست محبوب و محبوبتر شد تا به جایی که در تشییع جنازه اش صدها هزار ایرانی از جنبش سبز شرکت کردند . انسانها ثابت نمیمانند و تغییر میکنند . همین امر در مورد موسوی، نخست وزیر محبوب امام و نخست وزیری که در عهد او گسترده ترین کشتارهای زندانیان در تاریخ جمهوری اسلامی  رخ داد. همین امر در مورد کروبی عزیز خمینی هم هم رخ داد  و اکنون به جرم همراهی با مردم هردو در زندانند.اکنون به نظر می آید هاشمی در حال تغییر است .چرا بعضیها به این شدت با تغییر مواضع اینان مخالفند ؟ آن که از این تغییر مواضع بهره میبرد ملت ایران است و بس . اتفاقا به نظر من باید تشویقشان کرد تا به آهستگی با ملت همسو شوند ، همانطور که منتظری و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر از سران دهه نخست انقلاب  شدند .

—و اما سخنی هم در باره تحریم کنندگان عافیت طلبی که در خارجه پا روی پا انداخته اند و با یک گیلاس کوکتل در دست در هوای فرحبخش کالیفرنیا، در راستای منویات خامنه ای و سپاه پاسداران  ،  برای ما نسخه  تحریم میپیچند و سپس به خود تبریک میگویند که چقدر آزادیخواه و رادیکال تشریف دارند . اینها همان تحریم کنندگان سال 88 هستند که قیل و قالشان دنیا را برداشت که تحریم کنید و وقتی ملت گوش نکرد و کار خود را کرد و رای داد و سپس توده های ملیونی مردم در خیزشی  بزرگ به خیابانها ریخت همین بی آبرویان هرکدام یک دستبند سبز به مچ بستند و به جنبش پیوستند . کاش میشد توماری از این تحریم نامه ها  تهیه کرد و سپس «اگر» دوباره کار به خیزش ملیونی کشید با همان تومار برسرشان کوبید .

—  و اما به آنان که از روی خشم و لجبازیهای آنی و کودکانه و یا رادیکالبازیهای بزک کرده انقلابی میگویند ما اصلا با کل رژیم مخالفیم و صداقت  انقلابی یعنی آن که در انتخابات این رژیم داخل نشویم میگویم : سیاست یعنی جنگ . در میدان جنگ برای حصول به استراتژی پیروزی بر دشمن گاه باید تاکتیکهایی در پیش گرفت که بسیار سخت و دشوار و ناگوار است ولی اگر بخواهید بر دشمن پیروز شوید چاره ای ندارید . در میدان جنگ سیاسی فعلی ایران و در این لحظه ، برای حصول به استراتژی دموکراسی و آزادی در ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی ، باید پا بر احساسات تند و کودکانه گذاشت و در انتخابات شرکت کرد. نه به عشق رفسنجانی یا خامنه ای یا جمهوری اسلامی ، بلکه  تا بتوان با استفاده از شکافهای درون رژیم جنبشی مانند جنبش سبز سال 88 را از نو به راه انداخت .

— یک گروه از تحریم کنندگان انتخابات نیز دوستان و همرزمان عزیزی هستند که ذهن و فکرشان در سال 88 یخ زده و منجمد شده ودیگر جلو نیامده اند .متاسفانه بعضی از دوستان که مانند خود من از مبارزان سال 88 و جنبش سبز هستند در جهت انتقامگیری بابت شهدای آن خیزش عظیم و کتکهایی که در آن سال خوردند فکر میکنند راه انتقام آن است که لج کنند و رای ندهند . این رفقا در واقع سعی میکنند بازی سال 88 را دوباره در زمین سال 92 پیاده کنند ، یعنی چهار سال عقبند . من به این دوستان عزیزم عرض میکنم که نفرت از این حکومت به خاطر سرکوب سال 88 بسیار پسندیده است ولی مجرای صحیح هدایت این نفرت ، انجام یک بازی جدید مطابق شرایط فعلی و در زمین سال 92است . باید از یخ 88 به در آمد و شرایط فعلی را رصد کرد و دید که هاشمی (با وجود اینکه در این مورد مجبور است خاموش باشد و نمیتواند سخنی بگوید) مانند موسوی برای خالی کردن زیر پای خامنه ای وارد این قمار بزرگ شده . قماری که اگر در آن ببازد همان بلای موسوی و ای بسا بدتر بر سرش خواهد آمد . البته ما نمیخواهیم مانند پیران فرتوتی شویم که اشتباهات متعددی د رسیاست مرتکب شدند . مانند توده ایهای پیر از خارج آمده در انقلاب 57 که ارتباط خود را با واقعیات جامعه از دست داده و هنوز در زمین سال 32 بازی میکردند در حالی که شرایط و زمان به کلی فرق کرده بود . یا مانند مجاهدین پیرو فرتوتی که هنوز مشغول بازی دهه 60 در زمین دهه 90هستند . از این دوستان انتظار میرود یخ 88 را بشکنند و دریابند که عرصه شطرنج سیاست محل احساسات و تند رویهای کودکانه نیست . برای پیروزی در این عرصه باید تدبیر داشت و بر احساسات فائق آمد و با نیرویی مجدد با شرکت در انتخابات نه بزرگ دیگری به خامنه ای و سپاه گفت بدان امید که جنبش سبز دیگری رقم خورد .اگر از هاشمی متنفرید ، هیچ اشکالی ندارد ، آینده ایران مهمتر از این نفرت است ، روز رای گیری مثل خود من دماغ خود را بگیرید ولی رای را به صندوق بیاندازید .گاه برای رهای از شر بیماری باید شربت تلخ را نوشید و مثل کودکان چهره در هم نکشید .

رد صلاحیت هاشمی یعنی رد صلاحیت جمهوری اسلامی !

مه 11, 2013

رد صلاحیت هاشمی یعنی رد صلاحیت جمهوری اسلامی !هاشمی از قبل از انقلاب از نزدیکترین افراد به خمینی بود ، یکی از مغزهای متفکر انقلاب اسلامی و همه کاره خمینی پس از انقلاب . رد صلاحیت هاشمی یعنی رد صلاحیت خامنه ای که بسی دیرتر از او وارد انقلاب شد و حتی تا پس از پیروزی انقلاب هم کاره ای نبود .

آیینه تمام نمای جمهوری اسلامی کیست ؟

اکتبر 6, 2012

رفسنجانی آیینه تمام نمای جمهوری اسلامی است . او زندگی خود را با شاگردی خمینی آغاز کرد ، در همه فعالیتهای جنبش اسلامی قبل از سقوط شاه شرکت داشت ، مشهور است تفنگی را که حسنعلی منصور را نشانه رفت او تهیه کرده بود ، با مجاهدین رفاقت و همبستگی داشت ، بارها به خاطر عقایدش زندان رفت و شکنجه شد . روزی که بازرگان نخست وزیر شد این آخوند که برای اکثر مردم ایران نا آشنا بود در گوشه صحنه از روی یک تکه کاغذ بریده شده از یک دفتر یادداشت حکم نخست وزیری بازرگان را خواند و به این صورت مردم ایران برای اولین بار چهره او را بر صفحه تلوزیون دیدند ، سپس در دهه شصت مهمترین شخصیت جمهوری اسلامی پس از خمینی بود . او جنگ را خاتمه داد و او خامنه ای را به ملت ایران تحمیل کرد و او اولین رییس جمهور ایران شد و سعی کرد  مسیر اقتصاد دولتی/شبه سوسیالیستی ایران  را به سوی اقتصاد خصوصی هدایت کند که البته موفق نشد و پس از آن به تدریج از قدرتش کاسته شد و اکنون فرزندانش در زندانند و خودش بر کنار . آیا او به چشمان خود شاهد سقوط این حکومت نیز خواهد بود ؟

*. این هم مقاله ای در این زمینه که خواندنش بد نیست .

«ولی فقیه» و «ولی عهد»

ژوئیه 16, 2012

شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه با هفته نامه فوکوس در آلمان اظهار داشتند بسیاری از مردم در دهات ایران هنوز مرا به اسم ولیعهد میشناسند . ما نمیپرسیم چه کسانی چنین اخبار بی پایه و مضحکی را در اختیار ایشان قرار میدهند ، فقط اضافه میکنیم  که در همان دهات هنوز بسیاری از مردم ایران خامنه ای را ولی فقیه میدانند .

 شاهزاده عزیز ، چه فرقی است بین «ولی عهد»  و «ولی فقیه» ؟ هردو کلمه مصداق اشرافیت و دیکتاتوری دارند . اولی میگوید چون شما از «نژاد» پهلوی هستید پس در نتیجه از دیگرایرانیان برترید و لایق رهبری آنان هستید و کلمه دوم ابراز میدارد چون خامنه ای ارتباط خاصی با خدا دارد و ولی اوست در نتیجه باید رهبر ایرانیان باشد . چرا شما و همتایتان خامنه ای هنوز بر کاربرد این کلمات پوسیده و از کار افتاده اصرار دارید ؟

دوست من ، دوران «ولی عهد» و «ولی فقیه» مدتهاست که در ایران ما سپری شده است . ملت ما دیگر رعیت یا امت نیستند که دنبال ولی عهد و ولی فقیه به راه بیفتند . آینده کشور ما یک حکومت دموکراتیک است  و در آن دموکراسی هیچکس «ولایتی» بر مردم ایران ندارد . ملت ایران نمیپذیرد که چون فردی از اسپرم و نژاد خاصی زاده شده ، و یا از جانب خدا ولایتی گرفته است برتری خاصی بر دیگران دارد و باید رهبر آنان شود . هم به شما و هم به آقای خامنه ای توصیه میکنم این خیالات خام قرون وسطایی را از سر بیرون کنید و در برابر خواست قلبی ملت ایران سر فرود آورید .

ظهور احمدی نژاد دوم در آسمان سیاست ایران

ژوئن 7, 2012

اخیرا متوجه شدم بعضی  از دوستان از اقدام بیشرمانه یک به اصطلاح سیاستمدار ایرانی و دروغگویی او شدیدا متعجب شده اند و نمیدانند چرا فردی میتواند خود را تا سطح احمدی نژاد تنزل دهد و چنین دروغهای آشکاری بگوید. آیا یک احمدی نژاد برایمان بس نبود که احمدی نژاد دیگری نیز ظهور کرده است ؟   جهت تنویر افکار این  دوستان توضیح دهم که  از قدیم گفته اند برای شناخت دلیل رفتار و کردار یک سیاستمدار ابتدا سعی کنید  اهداف او را از ورود به دنیای سیاست دریابید  سپس به آسانی درک خواهید کرد چرا ایشان چنین افتضاح آشکاری به بار آورده است . این فرد که شاید خیلیها او را بشناسند ،  شدیدا عاشق بازگشت به تخت سلطنت ایران است و از لحاظ روانشناسی میتوان گفت «عقده سلطنت»  دارد . حتی اگر خودش نخواهد مادرش و اطرافیانش به او فشار می آورند . اطرافیان او که ساواکیها و ارتشیهای فراری زمان پدرش هستند و در آرزوی بازگشت به ایران و برقرار کردن قدرت سابقشان میسوزند این فرد را که نسبتا بی استعداد نیز هست وارد در مسائلی کرده اند که از حد توان و استعداد ایشان  بسیار بالاتر است و اینطور که پیش میروند  به زودی کوچکترین آبرویی برایش باقی نخواهند گذاشت .

 آبروریزی کامل و به قول موسیقی دانان  فیناله این مسئله اخیرا در هلند اتفاق افتاد . این فرد معلوم الحال ابتدا به آلمان رفت تا به خیال خود در پارلمان آلمان سخنرانی کند ولی با افتضاح تمام و بعد از تبلیغات فراوانی که طرفدارانش کرده بودند او را به پارلمان راه ندادند و مجبور شد در کنار دیوار برلن یک عکس بگیرد و برای طرفدارانش بفرستد. این واقعا اتفاق شرم آوری بود . به همین سبب چاپلوسان دربار بلافاصله برنامه ای برایش در هلند ترتیب داده و او را از آلمان به هلند بردند تا آن افتضاح را ماله کشی کنند . آنان در بوقهای خود دمیدند که رضا پهلوی برای سخنرانی دردادگاه بین المللی  کیفری لاهه و پارلمان هلند به این کشور دعوت شده است و سایتهای اجتماعی چون فیسبوک و بالاترین و دنباله و آزادگی را پر از تبلیغات دروغین کردند  . اما وقتی فیلمها و  عکسهای ماجرا   در سایت خود ایشان و سایر سایتها همچون بالاترین لینک شد معلوم شد تنها کاری که ایشان کرده آن بوده که  برای تعدادی از ایرانیان در یک کافه در هلند سخنرانی کرده است و مطابق معمول او را به دیوان و پارلمان راه نداده اند .

اینجاست که میگویم  دوستان سعی کنید منش و  شخصیت این فرد را تحلیل کرده و دریابید هدف اصلی او در زندگی  چیست ؟  او عقده بازگشت به تخت سلطنت ایران را دارد و این را حق خود میشمارد و در این راه حاضر است به هرگونه فریب و دغلی دست بزند و درنهایت آبروی خود را نیز بریزد . من برای رضا پهلوی متاسفم که روز به روز بیشتر در باتلاق دروغ و دغلی  که اطرافیان برایش فراهم آورده اند فرو میرود و متاسفانه  متوجه نیست این ره که میرود به ترکستان است . آیا با این دروغگوییها انتظار دارد در جمع ایرانیان آبرویی برای خود فراهم آورد ؟ آیا ایشان فکر میکند  ملت ایران که یکبار سی سال پیش متاسفانه فریب یک دروغگوی دیگر را خوردند اینبار هم درس نگرفته اند و باز فریب خواهند خورد . زهی خیال باطل .