Posts Tagged ‘مرسی’

دادگاه مصر جنبش 6 آوریل را غیرقانونی اعلام و بیش از 700 نفر را به اعدام محکوم کرد

آوریل 28, 2014

این روزها ، قبل از اعلام رسمی ریاست جمهوی دیکتاتور جدید مصر ، السیسی ، دادگاههای مصر سخت مشغول فعالیت برای سرکوب آخرین بقایای انقلاب مصر هستند .  قوه قضاییه تا مغز استخوان فاسد مصر  بازمانده دوران مبارک است  و متاسفانه انقلابیان مصر نتوانستند این شعبه حکومت را پس از انقلاب تصفیه کرده و قضاتی را که اغلب آنان در زمان مبارک و به فرمان ارتش برگزیده شده بودند برکنار کنند . آخرین دستاورد این قوه به اصطلاح قضاییه غیرقانونی اعلام کردن جنبش 6 آوریل است . جنبش 6 آوریل یکی از گروههای بسیار موثر در شروع انقلاب ضد دیکتاتوری مصر بود . اشتباه مرگبار این جنبش که نویسنده این وبلاگ بارها آن را تذکر داده است حمایت از کودتای ارتش و سرنگونی مرسی بود .

در آن روزهای پر از مستی و شورو نشاط سرنگونی اولین رییس جمهور منتخب مصر من بارها ذکر کردم و نوشتم که این راهی که روشنفکران مصر انتخاب کرده اند به ترکستان میرود . تذکر دادم که ارتش به سرنگونی مرسی قناعت نخواهد کرد و حمایت از کودتای ارتش باعث فرارسیدن یک دیکتاتوری مرگبار دیگر خواهد شد و همه دستاوردهای انقلاب را بر باد خواهد داد . اما این جوانان پرشور متوجه نبودند که انقلاب را به قربانگاه مرگ در پیشگاه ارتش کشانده اند . نتیجه آن کودتا و سرکوب وحشیانه اخوان المسلمین  چه شد ؟ یک دیکتاتور دیگر به جای مبارک بر راس قدرت است و فقط اسم دیکتاتورها عوض شده است . ارتش کماکان کنترل امور را در دست دارد و مجموعه دستگاه اداری و قضایی فاسد دوران مبارک دست نخورده باقی مانده است . دادگاههای مصر اکنون در یک موج انتقام ضد انقلابی به جان همه انقلابیون افتاده اند . از اخوان شروع کردند و اکنون به گروههای سکولار و روشنفکر رسیده اند . یادم می آید یک سال پیش در اوج «شور انقلابی » روشنفکران خودمان که از سرنگونی مرسی به وجد آمده بودند هشدار دادم و این روز را پیش بینی کردم اما متاسفانه بسیاری از گروههای اپوزیسیون خودمانی از اشتباه مرگبار روشنفکران سکولار مصری حمایت کردند و بر من تاختند که تو طرفدار اخوان هستی . این گروهها بسیار ساده لوحانه میپنداشتند که ارتش مصر پس از برکناری مرسی کنار خواهد رفت و قدرت را به دست گروههای سکولار و طبقه متوسط مصر خواهد داد که دیدیم چنان نشد و همانطور که من پیش بینی میکردم ارتش در قدرت ماند و اکنون مشغول از ریشه کندن آخرین دستاوردهای انقلاب مصر است  .

متاسفانه حمایت کوته فکرانه گروههای اپوزیسیون خودی از سرنگونی غیر قانونی و کودتایی مرسی نشانگر آن است که سی سال پس از انقلاب 57 روشنفکران ما هنوز که هنوز درس نگرفته اند و از چاله ای به چاله دیگر می افتند . نه آنگاه که از صعود خمینی بر راس قدرت حمایت کردند و نه پارینه سال که از کودتای ارتش در مصر به وجد آمدند . البته اشتباه اصلی را گروههای اپوزیسیون سکولار و طبقه متوسط مصر مرتکب شدند که به دلیل ترس از اخوان دست به دامان ارتش شدند و برای کودتا هورا کشیدند و دست زدند و اکنون نتیجه آن اشتباه را در سرکوبها و اعدامهای گسترده و باورنکردنی تجربه میکنند .

Advertisements

چرا انقلاب ایران به دیکتاتوری انجامید و انقلاب مصر به دموکراسی خواهد رسید

فوریه 4, 2013

انقلاب مصر به راه دموکراسی میرود نه دیکتاتوری . دلایل زیادی دال بر این امر در دست است :

1. مهمترین دلیل آن است که مردم مصر، مانند سایر ملل خاورمیانه  تجربه تلخ انقلاب اسلامی ایران را سی سال است دنبال کرده اند و به همین دلیل محال است مصر مانند ایران شود زیرا میدانند اگر به زیر یوغ اسلامیها بروند چه سرنوشتی در انتظارشان است . در ایران تجربه ای از انقلاب اسلامی در کشور دیگری در کار نبود و رهبران انقلاب میتوانستند وعده های بزرگ دهند و ملت هم باور میکردند  .

2.مصر درگیر جنگی سرنوشت ساز با یک کشور دیگر نیست تا سران مملکت به بهانه جنگ صداهای مخالف را خاموش سازند . جنگ با عراق بهترین بهانه برای سرکوب همه صداهای مخالف را به دولت ایران داد .

3. جهان یک جهان دوقطبی مانند زمان انقلاب ایران نیست که هر حرکتی در هر ملتی در جهان توسط ابرقدرتها در چهارچوب نبرد کمونیسم و سرمایه داری ارزیابی شده و نسبت به ان عکس العمل نشان داده شود . جهان غرب دیگر از ترس کمونیسم دیکتاتور پروری نمیکند .

4. ایده انقلاب خونین  نخ نما شده و از رونق افتاده است . در قرن بیستم  به سبب وقوع  انقلاب روسیه و چین و انقلابهای دیگر در جهان سوم مانند الجزایر و کوبا و نبرد قهرمانانه مردم ویتنام بر علیه امپریالیسم آمریکا اصولا تصور نیروهای انقلابی از انقلاب، یک انقلاب خونین و سپس برقراری یک دیکتاتوری پرولتاریا و خلقی  برای سرکوب مخالفت رژیم سرنگون شده  و پس از آن دخالت وسیع دولت در امور اقتصادی بود . اکنون دید دموکراسی جایگزین دید دیکتاتوری پرولتاریا و انقلاب خونین شده است .

5. نسل جوان ایران در زمان شاه زاده بیست و پنج سال دیکتاتوری مطلقی بودند که آنان را بی خبر از تاریخ گذشته خود و انقلاب مشروطه و اصولا سیاست و دموکراسی بار آورده بود . نه مجلسی درست و حسابی در کار بود و نه انتخاباتی و نسل جوان اصولا نمیدانست دموکراسی یعنی چه و طبعا خیلی نرمتر و راحتتر جذب ایده لوژیهای انحصار طلب میشد .

6. انقلاب 57 دوسال طول کشید و در طی آن ارتش و ساواک کشتارهای وسیعی در همه شهرهای ایران و حتی دور افتاده ترین روستاها به راه انداختند . این دوسال کشتار کینه عمیقی نسبت به ساواک و ارتش و عمال رژیم شاه ایجاد کرده بود که به محض پیروزی انقلاب منجر به انتقامگیریهای گسترده شد حال آن که انقلاب مصر خیلی کوتاهتر بود و آمریکا با درس گرفتن از تجربه انقلاب ایران خیلی سریع مبارک را کنار زد و ارتش مصر دست نخورده باقی ماند در حالی که ارتش در ایران در یک انتقام وسیع مردمی به کلی از هم پاشید .

7. ایرانیان تجربه تلخ کودتای آمریکایی 28 مرداد را داشتند و ترس از کودتایی دیگر توسط امپریالیسم آمریکا و بازگرداندن رژیم پهلوی باعث میشد که نیروهای چپ دست به عصا راه روند در حالیکه مصریها سالهاست مستقل بوده اند (از زمان ناصر ) و ترس و تجربه ای در مورد یک کودتای خارجی ندارند و به سبب عدم وجود این خاطره تلخ تاریخی احزاب مخالف اجازه فعالیتهای گسترده تری به خود میدهند .

8 .اما یک امر بسیار مهم دیگر کاریزمای رهبری خمینی بود که از سالها پیش از پیروزی انقلاب 57 هاله ای بر گرد این مرد پدید آورده بود و توده های محروم او را مانند یک قدیس میپرستیدند . همین باعث شد که خمینی حرف آخر را میزد و همین کاریزما منجر به برقراری دیکتاتوری اسلامی شد . حال آنکه در مصر به هیچوجه شخصیت مشابهی نمیتوان یافت . حد اکثر مرسی است که او هم سابقه و کاریزمایی ندارد و محبوب نیست و مورد نفرت بسیاری از مردم است و هرگز نخواهد توانست مانند خمینی در سیر انقلاب تاثیر بگذارد .

به همه این دلایل انقلاب مصر به راه دموکراسی میرود و به سبب همه این دلایل متاسفانه انقلاب ما به راه دیکتاتوری توتالیتر اسلامی در غلطید . متاسفانه ملت ما باید فدا میشد تا سراسر خاورمیانه درس بگیرند و تجربه تلخ انقلاب اسلامی دیگر هرگز تکرار نشود.

پیروزی دموکراسی در مصر و مرحله بعد

دسامبر 26, 2012

63 درصد از رای دهندگان در مصر قانون اساسی جدید را تایید کرده اند . مرحله بعد انتخابات مجلس است . اگر مصر به یک دموکراسی با ثبات دست یابد آینده خاورمیانه دموکراتیک خواهد بود زیرا هر آنچه در مصر رخ دهد دیر یا زود در سایر کشورهای عرب خاورمیانه تکرار خواهد شد.

پیروزی دموکراسی در مصر

دسامبر 24, 2012

از صمیم قلب تبریک به ملت مصر برای تصویب قانون اساسی . یک پیچ اساسی بر سرراه دموکراسی در مصر رد شد . طرفداران رژیم سابق و ضد انقلابیان که خود را در صفوف مخالفان قانون اساسی قاطی کرده بودند تمام تلاش خود را برای ایجاد آشوب و سرنگونی دولت قانونی و دموکراتیک مصر به کار بردند ولی موفق نشدند . مخالفان در روزهای آخر متوجه این توطئه شوم شده و صفوف خود را جدا کردند و در رفراندوم قانون اساسی شرکت کردند . با تصویب قانون اساسی اختیارات همه شعبات دولت مصر مشخص میشود و دیگر رییس جمهور نمیتواند خودسرانه بر اختیارات خود بیفزاید . مرحله بعدی انتخابات مجلس مصر است که دفعه پیش به ناحق توسط ارتش مصر منحل شده بود . اکنون که مخالفان در طی یک سال اخیر توانسته اند یک جبهه متحد به وجود آورند هیچ بعید نیست در انتخابات پیش رو موفق به کسب اکثریت کرسیهای مجلس شوند . به هرحال ، هرکس پیروز شود مهم آن است که دموکراسی بر قرار بماند و هردوطرف به حکم قانون و صندوق رای گردن نهند . امید که به زودی احترام به نتیجه انتخابات و قبول حکم اکثریت، که بنیادیترین اصل دموکراسی است ، در مصر نهادینه شود .

پیروزی دموکراسی در مصر

دسامبر 18, 2012
مردم قاهره 57 درصد رای مخالف به قانون اساسی دادند . بارها گفتم مردم خاورمیانه از تجربه تلخ ایران درس گرفته اند و محال است دیگر یک جمهوری اسلامی به روش ایران در کشور دیگری در خاورمیانه ایجاد شود . حتی اگر این قانون اساسی باز هم تصویب شود به کلی با ماجرای ایران و رفراندوم «جمهوری اسلامی آری یا نه » و تیربارانها و غیره فرق دارد .یک ماه گذشته مورد انتقاد شدید کاربران بودم که چرا از رفراندوم حمایت میکنم و چرا مخالف سرنگونی اولین دولت دموکراتیک مصر هستم . بارها تذکر دادم این دوستان که حمله میکنند یک صفحه خط خورده انقلاب ایران را سی و چند سال است در مغز خود تکرار میکنند و قادر به دیدن واقعیت سیاسی خاورمیانه نیستند . خوشحالم که پیش بینی من درست در آمد . میخواهم ببینم آیا هنوز هم اینها معتقدند ماجرای انقلاب اسلامی دوباره در مصر تکرار میشود ؟

راه دموکراسی در مصر از صندوق رای میگذرد نه آشوب و شورش

دسامبر 14, 2012

بسیار خوشحالم که معترضان به قانون اساسی صف خود را از تفاله های ساداتی /مبارکی که در صفوف آنان نفوذ کرده بودند جدا کردند . بازماندگان رژیم سابق سعی داشتند با استفاده از تظاهرات به حق مخالفان مرسی دولت قانونی و دموکراتیک مصر را ساقط سازند و در آشوبی که به راه می افتد دموکراسی نوپای مصر را نابود کنند . خوشبختانه احزاب مخالف متوجه این توطئه شدند و با قبول شرکت در رفراندوم آن را در نطفه خفه کردند .

همانطور که قبلا گفته بودم راه دموکراسی از صندوقهای رای میگذرد و نه تلاش در سرنگونی اولین دولت دموکراتیک مصر پس از پنج هزار سال دیکتاتوری . آنچه اکنون در مصر مهم است پیروزی دموکراسی است و برنده شدن این یا آن گروه در انتخابات در درجه دوم اهمیت قرار دارد . ملت مصر باید به تدریج اصول اساسی و بنیادین دموکراسی را بیاموزند که البته اولین اصل دموکراسی انتخابات و احترام به نتایج انتخابات و رای و نظر اکثریت است . گروههای سیاسی مصر باید بیاموزند که حتی اگر رای اکثریت مخالف نظر آنان باشد باید به این نظر احترام گذاشت و تلاش در جهت تغییر این رای نیز باید از طریق صندوق رای باشد .

اکنون که مخالفان راه انتخابات دموکراتیک و رفراندوم را پذیرفته اند چه بسا از همین راه و با ریختن آرای منفی به صندوق موفق به لغو قانون اساسی شوند . در این صورت قانون اساسی جدیدی نوشته خواهد شد که احتمالا بیشتر موافق نظر آنان خواهد بود . به هرحال همین قانون اساسی فعلی  نیز در صورت تصویب با رای اکثریت  ،  اختیارات رییس جمهور را تحدید میکند و این نیز یکی از خواستهای تظاهرکنندگان بوده است .

مبارزه دموکراسی و دیکتاتوری در مصر و رفراندوم قانون اساسی

دسامبر 12, 2012

پیروزی دموکراسی در مصر ، که مهمترین کشور خاورمیانه است ، در حکم پیروزی دموکراسی در خاورمیانه است و در سرنوشت کشور استبداد زده ما نیز بسیار تاثیر دارد و به مبارزه در راه دموکراسی در ایران کمک خواهد کرد . با توجه به آن که بسیاری از ایرانیان مشابه سازیهایی با انقلاب سال 57 میکنند و در نتیجه از این فرض غلط به نتایج نادرستی دست می یابند لازم دیدم مختصری از آنچه در دوسال اخیر در مصر گذشته ذکر کنم تا بدانیم واقعا در مصر چه میگذرد و تحت تاثیر احساسات تند قضاوت نکنیم .

داستان آنچه در مصر میگذرد بر خلاف آنچه اکثر منابع خبری غرب وانمود میکنند داستان مبارزه دیکتاتوری و دموکراسی نیست که در یک سوی آن مرسی و در سوی دیگر تظاهرکنندگان قرار گرفته اند . اقدامات مرسی تا کنون همیشه به صورت عکس العملی و در مقابله با اقدامات تظاهرکنندگان و نیروهای رژیم سابق بوده است و نه به صورت ابتدا به ساکن و با برنامه ریزی قبلی . بسیاری از مخالفان مرسی کسانی هستند که از سالها دیکتاتوری فاسد مصر منتفع شده بودند و اکنون شدیدا تلاش میکنند تا دستاوردهای انقلاب مصر را باطل کرده و به دوران پیش از انقلاب بازگردند . اینها عموما یا سرمایه داران دزدی هستند که به علت نزدیکی به خانواده های سادات و مبارک ملیاردها دلار به جیب زدند و یا کارمندان و قضات عالیرتبه دولت و نزدیک به سادات و مبارک که اکنون قدرت خود را در خطر میبینند و از کشانده شدن به دادگاه و پاسخگویی به جنایات و دزدیهای خود هراسانند. دستگاه قضایی مصر که داعیه بیطرفی دارد و شدیدا در حوادث چند ماه اخیر دخیل بوده است عمدتا از قضاتی تشکیل شده که زمان سادات و مبارک برگزیده شده اند و در تصمیم گیریهای قضایی آن سیستم بر علیه مردم مصر شرکت داشته اند . این قضات ارتباط بسیار نزدیکی با ارتش ، پلیس و پلیس مخفی مصر دارند و ماههاست که به هر وسیله ممکن سعی کرده اند ترمزی در مقابل دستاوردهای انقلابی مردم مصر باشند . بهترین راه برای درک واقعیت آنچه در مصر میگذرد نگاهی کوتاه به وقایع 22 ماه اخیر است . حسام الامین ، مفسر سیاسی ، تقویم کوتاهی از وقایع اخیر مصر در مجله سیاسی اینترنتی counterpunch نوشته که در اینجا ذکر میکنم :

1 . مارس 2011: خونتای نظامی حاکم رفراندومی برگزار میکند و از مردم مصر میپرسد آیا میخواهند ابتدا یک پارلمان داشته باشند یا قانون اساسی . 75 درصد مردم مصر رای به برگزاری انتخابات برای مجلس میدهند چون میدانند هدف خونتای نظامی آن است که ابتدا یک قانون اساسی مطابق میل خود بنویسد و سپس بر مبنای آن مجالس را انتخاب کند .

2. نوامبر و ژانویه 2011 و 2012: در طی دو انتخابات برای مجالس قانونگذاری و سنا ، اسلامگرایان بارای مستقیم مردم مصر اکثریت را در هر دو مجلس به دست می آورند و سه چهارم کرسیهای هر دو مجلس را تصاحب میکنند . این باعث هراس ارتش ودستگاه اداری مصر میشود . ناظران بین المللی صحت انتخابات را تایید میکنند ، تقلبی در کار نبوده است .

3. مطابق قانون پارلمان که منتخب مردم مصر است اعضای مجلس موسسان را بر میگزیند . اما قضات وابسته ارتش این مجلس موسسان را منحل میکنند .

4. پارلمان منتخب مردم مصر مجلس موسسان دومی بر میگزیند . اینبار پنجاه درصد کرسیهای این مجلس به گروههای غیر اسلامی اختصاص مییابد (نمایندگان جوانان انقلابی ، لیبرالها ، ملی گرایان ، مسیحیان قبطی و سایر گروههای غیر اسلامی )

5. ژوئن 2012 : قضات منتخب مبارک ، دادگاه عالی مصر ، در مقابل حیرت عمومی مردم مصر پارلمان منتخب مردم مصر را منحل میکند (آه از نهاد کاربران ایرانی اینترنت بر نمی آید و خوششان هم می آید و این عمل آشکارا ضد دموکرتیک را تایید میکنند  اما در مصر تظاهرات میشود و مردم مخالف انحلال پارلمان هستند )

6. می و ژوئن 2012 : انتخابات ریاست جمهوری . کاندید محبوب اخوان المسلمین که شناخته شده است و بی تردید اکثریت مطلق آرا را به دست خواهد آورد توسط کمیسیون انتخابات منتخب زمان مبارک از شرکت در انتخابات محروم میشود . اخوان در آخرین لحظات مرسی را که ناشناخته است جایگزین کاندید خود میکنند . با این وجود مرسی در انتخابات در مقابل یکی از اعضای عالیرتبه دولت مبارک ، احمد شفیق ، آخرین نخست وزیر مبارک (که به علت شرکت در دولت مبارک قاعدتا حق شرکت در انتخابات را نداشت ) پیروز میشود . طرفداران رژیم سابق ملیونها دلار برای پیروزی شفیق خرج میکنند ولی موفق نمیشوند .

7. فرماندهان ارتش به انتقام شکست کاندید خود بلافاصله تقریبا همه اختیارات ریاست جمهوری را لغو و باطل میکنند و مرسی زمانی کار خود را شروع میکند که به حکم ارتش تقریبا هیچ قدرت قانونی ندارد ولی از حمایت مردم برخوردار است

8. در ماه آگوست مرسی به پشتیبانی مردم در یک اقدام متهورانه فرمانده ارتش و چند فرمانده عالیرتبه نظامی دیگر را برکنار میکند ولی ارتش به علت حمایت گسترده مردم از این اقدام مرسی عکس العملی نمیکند.

9 . مجلس موسسان دوم مشغول بررسی قانون اساسی است که برخی از گروه پنجاه درصدی غیر اسلامی مجلس را ترک میکنند . آنها امیدوارند سایر اعضای گروه نیز به آنها بپیوندند تا مجلس از اکثریت بیفتد ولی این امر رخ نمیدهد و مجلس به صورت قانونی به کار خود و نوشتن قانون اساسی ادامه میدهد .

10.قضات عالیرتبه وابسته ارتش تصمیم میگیرند روز دوم دسامبر مجلس موسسان را که هنوز از اکثریت قانونی برخوردار است منحل کنند . درعین حال برنامه آن است که در آن روز در صورت امکان مجلس سنا و همچنین انتخابات ریاست جمهوری را که منجر به انتخاب مرسی شد نیز به دلایل تکنیکی غیر قانونی اعلام کرده و مرسی را برکنار کنند .

11. مجلس موسسان میجنبد و قبل از انحلال متن قانون اساسی را تکمیل کرده و برای رفراندوم قانون اساسی تحویل دولت میدهد . قضات که میبینند برنامه آنها برای انحلال مجلس نتیجه نداده است دست به اعتصاب میزنند .

12 .مرسی و انقلابیان مصر میدانند که در صورت ادامه تاکتیکهای تاخیری ارتش و وابستگان مبارک مصر تا مدتها روی آرامش را نخواهد دید و در آشوب و شورش دست و پا خواهد زد . اقتصاد مصر به علت لجبازیهای ارتش و قضات روز به روز خرابتر میشود و رو به سقوط دارد و اگر خرابکاریها ادامه یابد بحران اقتصادی عمده ای مصر را تهدید میکند . مصر باید هرچه زودتر این دوران را پشت سر گذاشته و با رفراندوم قانون اساسی و انتخابات مجلس وارد دوران جدیدی شود تا شورش و اغتشاش فعلی فرو بنشیند و اقتصاد دوباره راه بیفتد . مخالفان مرسی اگر با این قانون اساسی مخالفند به جای تلاش در انحلال مجلس موسسان باید در رفراندومی که در راه است به صورت قانونی این قانون را رد کنند تا قانون اساسی جدیدی نوشته شود .

آیا حالا ثابت شد که طرفدار دموکراسی است و که نیست

دسامبر 9, 2012

خوشحالم که نظر و اعتقادم در مورد انقلاب مصر درست از آب درآمد و معلوم شد که مرسی مبارک نیست (و روسیاهی به ذغالهایی ماند که فریادشان گوش فلک را کرکرده بود که مرسی یک مبارک جدید است ). فکر کنم برای مردم مصر ثابت شد که مرسی مبارک نیست و حاضر است حتی به درخواست اقلیتی تظاهرکننده که به خیابان آمده اند نیز پاسخ دهد . او اختیارات ویژه را لغو کرد و دیگر قرار نیست کسی از قاتلان و جنایتکاران و دزدان رژیم سابق مجازات شود . قاعده دموکراسی آن است که اکنون که او به خواست این تظاهرکنندگان  پاسخ داده است تظاهرات تمام شده و سپس در رفراندومی که در راه است اگر با قانون اساسی مخالفند به آن رای منفی دهند تا لغو شود. این معیا رو محکی خواهد بود . اگر تظاهرات ادامه یابد و خواست آن سرنگونی رییس جمهور قانونی مصر باشد قاعدتا باید گفت آنان که هنوز در این تظاهرات شرکت دارند اصول اولیه دموکراسی را نیز نمیدانند و در نمی یابند رییس جمهوری که با رای مردم انتخاب شده باید یک دوره چهارساله راس کار باشد و سپس در «انتخابات» و با رای مردم برکنار شود . اگر این تظاهرکنندگان در خیابان بمانند و خواستار برکناری مرسی از راههای غیر قانونی شوند باید فاتحه دموکراسی نوپای مصر را خواند .

من فقط امیدوارم دموکراسی در مصر پابرجا بماند  و ریشه بگیرد و مردم کم کم یاد بگیرند که راه حل اختلافات صندوق رای است نه کتک کاری در خیابان و یا انحلال مجلس قانونی و مجلس موسسان (مجلس منتخب مردم توسط ارتش منحل شد، مجلس اول قانون اساسی هم باز توسط ارتش منحل شد و این مجلس دومین مجلس قانون اساسی بود که در انتخابات برگزیده شده بود ، کاندید اصلی اخوان برای ریاست جمهوری هم توسط ارتش از شرکت در انتخابات منع شد و اخوان مجبور شد در روزهای آخر انتخابات مرسی را که اصلا شناخته شده نبود کاندید کند ) .این آرزوی من هم   برای مردم مصراست ،  که حقشان نیست انقلابشان ضایع شود و هم برای مردم ایران برای اینکه اگر مصر دموکرات باقی بماند این در سرنوشت ایران هم تاثیر خواهد گذاشت . سوال کوچکی هم که دارم این است  که چطور میشود مجلسی که توسط مردم برگزیده شده و نمایندگانش منتخب مردم هستند قانون اساسی ضد خواست این مردم تصویب کند ؟ نمایندگانی  هم که مجلس را تحریم کردند چون میدانستند اقلیت هستند و با رای آزاد و دموکراتیک خود نمیتوانند قانون را لغو کنند استعفا دادند ولی تعدادشان به حدی کم بود که حتی اینکارشان باعث ابستراکسیون هم نشد و مجلس باز در اکثریت باقی ماند و قانون را تصویب کرد تا به رفراندوم گذاشته شود . حالا هم مسئله ای نیست ، رفراندوم قانونی در راه است . اگر مخالفان این قانون در اکثریت هستند که با رای منفی خود قانون را لغو خواهند کرد و خوشحال و خندان به هدفشان میرسند . اگر هم در اقلیت هستند قانون اساسی با رای اکثریت تصویب میشود . دیگه چه مشکلی دارند ؟ مگر دموکراسی چیز دیگری غیر از رای اکثریت و اقلیت است ؟؟ امیدوارم اگر این قانونی که با رای نمایندگان مردم نوشته و تصویب شده آنقدر  بداست  که اینها میگویند در رفراندوم قانونی لغوشود  . ولی راه لغو این قانون کتک کاری در خیابان و دفتر حزب آتش زدن نیست ، این راه دموکراتیکش نیست . نتیجه این قلدر بازیها فقط ضربه خوردن دموکراسی است  نه قوی شدن آن . نتیجه اش این است  که وقتی این رسم شود که هرکسی نظر خودرا با کتک کاری در خیابان و نه از راه صندوق رای به کرسی بنشاند  فردا قلدرترین نیروی کشور هم که ارتش هست با بهره برداری از همین قانون شکنیها وارد میدان میشود و با قلدری و کتک کاری کار دموکراسی را تمام میکند . به هرحال دموکراسی یعنی احترام به رای اکثریت حتی اگر این رای مخالف میل بنده و شما باشد .

منش دموکراتیک در مصر

دسامبر 6, 2012

امروز پنجشنیه ، یک عضو مجلس موسسان مصر در اسکندریه مورد حمله تظاهرکنندگان قرار گرفت . ماشین او به آتش کشیده شد و او را با ضرب و شتم به سمت ریل قطار میبردند تا زیر قطار بیندازند که فرار کرد  و اکنون در بیمارستان است . عجب تظاهرکنندگان آزادیخواهی . کاملا معلوم است که عناصر ضد انقلاب در صف این به اصطلاح انقلابیون رخنه کرده اند . انقلابیانی که وقتی ارتش پارلمان مصر را منحل کرد هیچ نگفتند ، وقتی کاندید محبوب اخوان را از شرکت در انتخابات محروم کرد ساکت بودند ، وقتی مجلس اول موسسان را منحل کردند سوت کشیدند و دست زدند ، اما حال که قانون اساسی به رفراندوم گذاشته میشود و ممکن است با رای اکثریت مردم مصر تایید گردد به خیابانها ریخته اند  . عجب دموکراسی زیبایی . از قرار همه کشته شدگان تظاهرات دیروز نیز اعضای اخوان بوده اند و نه از به اصطلاح تظاهرکنندگان برای دموکراسی . مراکز احزاب اخوان نیز دوباره در چند شهر به آتش کشیده شده است در حالی که احزاب مخالفان کاملا سالم باقی مانده و در تمام این مدت یک حمله به آن نشده است با اینکه اخوان بسیار سازمان یافته اند و اگر بخواهند میتوانند به آسانی مقابله به مثل کنند . اخوان به حدی بر اعضای خود تسلط دارد که حتی سلفیهای افراطی که اعضای آن نیستند و سازمانهای مستقل  خود را دارند نیز تا کنون کنار مانده اند و به خیابان نیامده اند . باید دید اقدامات بعدی این به اصطلاح تظاهرکنندگان برای دموکراسی و آزادی چه خواهد بود ؟  یک کودتا؟؟؟؟

خوشبختانه به نظر می آید توده اصلی مردم مصر در صف این «انقلابیان » حضور ندارند . در دوهفته اخیر نیز مشاهده اقدامات وحشیانه  اینان در تلوزیون و زندگی روزمره بیشتر و بیشتر آنان ار صف مردم منزوی ساخته است . من برای سکولارهای مصر متاسفم که از حضور این به اصطلاح انقلابیان در صفوف خود ابراز انزجار نکرده اند و اگر این وحشیگریها به همین صورت ادامه پیدا کند در معرض خطر این هستند که توسط مردم مصر با نیروهای ضد انقلاب یکی پنداشته شوند و این میتواند یک ضربه بزرگ بر محبوبیت سکولاریسم در مصر باشد که حتی باعث آن شود که در چند انتخابات آینده نیز نتوانند به پیروزی برسند .

سکولارهای مصر و فریب ضد انقلاب

دسامبر 5, 2012

یک انقلاب تنها زمانی پیروز است که تمام مسئولان جنایتکار رژیم سابق را از کار برکنار ساخته و آنان را که جنایتی مرتکب شده اند مجازات کند وگرنه نمیشود آن را انقلاب نامید . انقلاب یعنی تغییر . مردم به خیابان میریزند ، کشته و زخمی میدهند ، فداکاری میکنند تا از شر یک رژیم جنایتکار و فاسد و زورگو و دیکتاتور خلاص شوند . اگر نتیجه این همه فداکاریها بقای رهبران و عناصر رژیم سابق باشد پس این چه انقلابی بود ه است .

بهار عربی بهترین شاهد این مدعاست . در لیبی که سران رژیم دیکتاتور با کشتار گسترده و جنگ داخلی سعی در سرکوب انقلاب داشتند نتیجه آن شد که پس از پیروزی انقلاب کمابیش همه آنان تغییر کردند و انقلاب پیروز شد . در مصر اما سیاست آمریکا بسیار خوب برای نجات ارتش عمل کرد . بر خلاف سایر انقلابها ، ارتش و سران رژیم و دستگاه قضایی مبارک دست نخورده باقی ماند و نسبتا سالم از آتش انقلاب بیرون آمد . پس از پیروزی انقلاب نیز اینان برکنار نشدند و هیچکس به مجازات نرسید و فقط مبارک و چند نفر از اطرافیانش به صورت نمادین کنار رفتند و به دادگاه احضار شدند .

اکنون مردم مصر تاوان این انقلاب نیمه کاره را میپردازند . دستگاه دست نخورده رژیم سابق که از ضربه اولیه انقلاب جان سالم به دربرده و به خود آمده و نیروهایش را جمع کرده است تهاجم جدیدی را برای شکست انقلاب آغاز کرده است .

عملکرد نیروهای پلیس روز سه شنبه در دفاع از کاخ ریاست جمهوری در مقابل تظاهرکنندگان بهترین نماد عدم پیروزی قاطع انقلاب است . همه خبرگزاریها گفتند پلیس مصر از کاخ ریاست جمهوری در مقابل تظاهرکنندگان دفاع نکرد و به آنان اجازه داد داخل محوطه کاخ شوند . به قول خبرنگار الاهرام که متعجب شده بود ، من بیست سال تمام در زمان مبارک حتی اگر از نزدیک کاخ رد میشدم دلم میلرزید و میترسیدم و دیروز وقتی حمله مردم را به داخل محوطه کاخ دیدم حیران شد م .

پلیس مصر همان پلیسی است که انقلابیان را سرکوب کرد . هیچکس در سلسله مراتب این پلیس عوض نشده . امرا و درجه داران پلیس دست در دست ارتش و دستگاه قضایی مبارک سعی دارند از آب گل آلودی که اکنون ایجاد شده ماهی بگیرند . وقتی مرسی دو هفته پیش دادستان عالی مصر را که برگزیده مبارک بود از پست مادام العمر خود برکنار کرد تا یک دادستان جدید سرانجام به جرائم پلیس و نیروهای ارتش در سرکوب انقلاب رسیدگی کند زنگ خطر برای این پلیس به صدا در آمد . آنها عناصر خود را به داخل جنبش خیابانی فرستاده اند و خوشحال و خندان شاهد برخورد بین نیروهای انقلابی هستند و آماده اند وقتی برخورد به مراحل بحرانی رسید همراه با ارتش داخل میدان مبارزه شوند و انقلاب را سرنگون ساخته و رژیم سابق را از نو زنده کنند .

نبرد انقلاب و ضد انقلاب در مصر به مراحل قاطع و نهایی خود رسیده است . سکولارهای مصر متاسفانه متوجه نیستند که تبدیل به ابزاری در دست جانیان رژیم سابق برای حصول آنان به مقاصد خود شده اند و مست از به اصطلاح پیروزیهای «غیر دموکراتیک » اخیر خود همچنان به مخالفت با عناصر دموکراتیک و قانونی انقلاب ادامه میدهند . آنان وقتی به خود خواهند آمد که پس از سرنگونی رییس جمهور قانونی مصر و معلق گذاشتن رفراندوم قانون اساسی ، نوبت خودشان فرا برسد .این به اصطلاح سکولارها وقتی چند ماه پیش این قضات ساداتی/مبارکی مجلس قانونی مصر را منحل کردند کجا بودند ؟ وقتی این قضات مجلس اول قانون اساسی را منحل کردند کجا بودند ؟ آیا یک نفرشان آمد توی میدان تحریر به شعار دادن بر علیه  زیرپا گذاشته شدن رای مردم و انحلال مجلسهای منتخب مردم ؟ مرگ خوب است اما برای همسایه ؟ اگر انحلال مجلس قانونی و منتخب مردم مطابق میل من بود مینشینم توی خانه ام و دست میزنم ؟ اما اگر قانون اساسی مصوب مجلس موسسان مردم به رفراندوم گذاشته شود و من از این قانون اساسی خوشم نیاید می آیم توی خیابان به تظاهرات ؟ انحلال مجلس خوب ، قانون اساسی بد ؟ اینها که الان حنجره شان را بر علیه رییس جمهوری قانونی مصر و قانون اساسی منتخب مجلس قانونی موسسان و رفراندوم قانون اساسی جر میدهند وقتی ارتش مصر و قضات دست نشانده این ارتش مجلسها را منحل میکردند کجا بودند ؟؟؟

اینجاست که انسان در نیت واقعی این به اصطلاح دموکراسی طلبان شک میکند . حتی اگر فرض کنیم اینها واقعا نیروهای سکولار هستند و نه حقوق بگیران ارتش و پلیس ، این گروهها باید بدانند در این لحظه دارند آب به آسیاب دشمنان آزادی میریزند . اینها اگر به نیروهای ضد انقلابی فرصت دهند تا جنگ خود بر علیه دموکراسی در مصر را ادامه دهند نوبت بعد ، نوبت خودشان خواهد بود . نوبت کسانی که با سکوت انحلال مجلسها را نظاره گر بودند و سپس به خیابان آمدند تا رییس جمهور قانونی را سرنگون کنند ومانع رفراندوم قانونی و حاکمیت صندوق رای شوند . فردا وقتی تیغ همین ارتش و پلیس بر گلویشان کشیده شد حق شکایت و گله نخواهند داشت .

در رفراندوم رای منفی دهند

نوامبر 29, 2012

به نقل از رادیو فردا

«مجلس تدوین قانون اساسی مصر روز پنج شنبه تصویب کرد که موازین شرع اسلام منبع «اصلی» قانونگذاری است. همچنین اسلام، دین رسمی، و زبان عربی، زبان رسمی کشور خواهد بود.
این مواد در قانون اساسی سابق نیز به همین شکل وجود داشت.
پیش نویس قانون اساسی مصر پس از تصویب باید به همه پرسی گذاشته شود.»

آنان که ادعا دارند قانون اساسی مصر ممکن است اسلامی باشد یک راه ساده برای ابراز مخالفت خود دارند . مصر اکنون یک کشور دموکرات است و بدون رای مردم هیچ چیز تایید و تصویب نمیشود . به جای سعی در سرنگونی اولین رییس جمهوری منتخب مردم در تاریخ مصر ، در رفراندومی که در راه است به این قانون اساسی رای منفی دهند تا لغو شود . دموکراسی را باید یاد گرفت . دموکراسی جر زدن نیست . دموکراسی این نیست که نتیجه انتخابات را تنها وقتی بپذیریم که مطابق میل ما باشد و اگر مطابق میلمان نبود جر بزنیم و خواهان سرنگونی سیستم شویم . اینها همانها هستند که مجلس مصر را که با رای آزاد مردم انتخاب شده بود منحل کردند و حال میخواهند همان بلا را سر رییس جمهور منتخب مردم و قانون اساسی دموکراسی نوپای مصر بیاورند . اگر این تفاله های ساداتی /مبارکی بتوانند قدم به قدم دستاوردهای دموکراتیک مردم مصر را از راههای غیر دموکراتیک لغو کنند به زودی اثری از دموکراسی در مصر باقی نخواهد ماند .

انقلاب مصر ، کودتای 28 مرداد و سرکوب ضد انقلاب

نوامبر 26, 2012

دکتر محمد مصدق ، قهرمان ملی ما ایرانیان و از سیاستمداران محبوب جهان سوم در قرن بیستم ، دکترای حقوق داشت . او به همین دلیل ، بیش از حد پروای قانون و رعایت اصول قانونی را داشت و این امر یکی از دلایل اصلی شکست او در مقابله با ضد انقلاب پهلوی بود. او د ر طی سه سال پس از ملی کردن نفت در نبردی بی امان با استعمار پیر انگلیس و ایادی داخلی آن ، دربار پهلوی ، ملایان و حقوق بگیران شاه از اراذل بی مخ تا ارتش درگیر بود . بزرگترین اشتباه مصدق آن بود که در این نبرد هرگز از خط قانون خارج نشد و میپنداشت که طرف مقابل نیز مانند او به قانون احترام خواهد گذاشت . حال آن که طرف مقابل برای حفظ منافع ارثی و فامیلی و سنتی خود حاضر بود از هر وسیله ای و هر روشی استفاده کند . دربار پهلوی که دست نشانده انگلیسها بود در این مبارزه ، با بهره گیری از ملایان و ارتش و ساختار دولت که کاملا وابسته به دربار بود و مصدق هرگز در آن دست نبرده بود ، سرانجام در کودتای آمریکایی 28 مرداد به پیروزی رسید . شکست مصدق بهترین نمونه است بر آن که اگر یک تحول اساسی در ساختارهای سنتی حکومت ، که ما آن را انقلاب مینامیم ، بخواهد برقرار بماند باید این ساختارها ی فاسد را در هم شکسته و آنها را از نو با ساختارهای دموکراتیک جایگزین سازد . دکتر مصدق برای پیروزی جنبش باید در مرحله ای از سیر صعودی آن این نیروها را با قدرت در هم میشکست و برکنار میکرد و به جای آنان طرفداران و فرزندان راستین این مرزو بوم را جایگزین میساخت. بهترین موقع برای این تغیر و خانه تکانی اساسی زمانی بود که  نیروهای ضد انقلاب هنوز از ضربه و گیجی اولیه پس از شکست به در نیا مده و برگرد سلطنت پهلوی جمع نشده بودند تا حمله ای جدید را آغاز کنند. در این لحظات تاریخی پیروی از قانون فقط ضد انقلاب را قدرتمند میسازد . زیرا تمام ساختارهای حکومت که در دهه های قبل توسط  ضد انقلاب پهلوی شکل داده شده بود و همه پر بود از نوکران گوش به فرمان پهلوی و انگلیس ، از ارتش تا دستگاه قضایی و اداری به کل پیرو و تابع ضد انقلاب پهلوی بودند ، در دزدیهای آن منافع آشکار داشتند و آشکار و پنهان به آن کمک میرساندند ، همان امر که اکنون در مصر نیز شاهدیم .

انقلاب مصر وارد یکی از آن بزنگاههای تاریخی شده که هر انقلابی مدتی پس از پیروزی انقلاب میشود و این مرحله را کمابیش در همه انقلابهای موفق میتوان مشاهده کرد. نیروهای ضد انقلابی که در ضربه اول پس از پیروزی انقلاب گیج و منگ و پراکنده شده اند فرصت کافی یافته اند که دوباره گرد هم جمع شوند و یک ضد حمله وسیع و نبرد مرگ و زندگی را آغاز کنند . نیروهای ضد انقلاب در مصر بر گرد ارتش مصر حلقه زده اند. آمریکا توانست ارتش مصر را در انقلاب مصر دست نخورده نگاه داشته و نجات دهد حال آن که در ایران همین تلاش توسط هایزر شکست خورد چون ارتش ابلهانه دست به کودتا در روز 20 بهمن زد و همین باعث از هم پاشیدن ارتش در نبردهای خیابانی در روز 22 بهمن توسط مردم شد.

ارتش در این نوع دیکتاتوریهای وابسته ستون فقرات قدرت دیکتاتوری است و از هم پاشیدن آن دیکتاتوری را از یکی از مهمترین ابزار حمله اش محروم میسازد . ارتش مصر که مانند سپاه پاسداران در همه کنتراتهای دولتی و غیر دولتی دست داشت و بخش عمده ای از تولید و در آمد مصر را به صورت رانت بالا میکشید اکنون حس میکند که در حال از دست دادن موقعیت ویژه و ممتازی است که دهه ها بود به آن عادت کرده بود . اگر دموکراسی واقعی در مصر برقرار شود ارتشیان باید به پادگانها باز گردند و دستشان از دزدیهای ملیونی و ملیاردی کوتاه میشود و این ارتشیان را خوش نمی آید . به همین سبب در اتحادی نامقدس با سرمایه داران عصر مبارک و  مجموعه ساختار اداری مصر که همه از منصوبان زمان مبارک میباشند و هنوز عوض نشده اند ارتش تهاجم جدیدی را آغاز کرده و شعبان بی مخهای خود را به خیابانهای مصر فرستاده است .

حال نیروهای ضد انقلابی ، بازماندگان مبارک ،دستگاه اداری مبارک که دست نخورده مانده ، قضات و کارمندان عالیرتبه دولت که همه از منتخبان مبارک و جیره خواران فساد دوران او بوده اند ، سرمایه داران فاسد که دستشان در دست امرای عالیرتبه ارتش بوده است ، به پشتیبانی ارتش و با سازماندهی ارتشیان و سازمانهای مخفی مصر متحد شده و حمله برای پس راندن انقلابیان و حذف دستاوردهای انقلاب آغاز شده .این نیروهای متحد یک خواست بیش ندارند . برگرداندن عقربه ساعت به زمان مبارک ، برقراری رژیم مبارک بدون مبارک و بر کشیدن یک دیکتاتور دیگر در آشوبی که ایجاد میشود با کودتای ارتش . اکنون حفظ دستاوردهای انقلاب همه به تلاش مرسی و انقلابیان مصری بستگی دارد . در مرحله اول انقلاب همانطور که گفتیم ارتش و دولت مبارک دست نخورده باقی ماندند و بر خلاف انقلاب ایران ازهم نپاشیدند و اکنون سعی دارند انقلابیان را سرنگون سازند . باید دید آیا مرسی و انقلابیان مصری میتوانند از دستاوردهای انقلاب دفاع کنند یا سرانجامشان در یک کودتای خونین رقم خواهد خورد . ضد انقلابیان درچند روز اخیر نشان داده اند که از خشونت ابایی ندارند . دفاتر احزاب انقلابی را به آتش کشیده اند و انقلابیان را زیر ضرب و شتم قرار داده وکشته و مجروح ساخته اند. انقلاب در این مرحله چاره ای جز پاسخ خشونت با خشونت ندارد وگرنه شکست خواهد خورد و این آن گذرگاه بسیار دشوار انقلاب است . وقتی انقلاب مجبور به خشونت برای دفاع از خود میشود اولین قربانی این خشونت میتواند دموکراسی نوزاد و نوپا باشد که هنوز ریشه ندوانده و ذاتی حکومت نشده است . چون انقلابیان مجبورند روندهای دموکراتیک را برای دفاع از خود کنار بگذارند .چرا؟ زیرا دشمنان انقلاب به این روندها وفادار نیستند و برای سرکوب انقلاب از ابراز خشونت دریغی ندارند . اگر انقلابیان بخواهند به صورت دموکراتیک با کسانی که برای دموکراسی ارزشی قائل نیستند روبرو شوند سقوط انقلاب و دستاوردهای آن حتمی است(غم انگیزترین نمونه آن در خاورمیانه همانطور که گفتم مصدق کبیر بود که تا آخرین لحظه سعی کرد به روش دموکراتیک با شاه و ملایان و نوکران بی مخ آنان برخورد کند و آنان نیز او را در کودتایی آمریکایی سرنگون ساختند ) و اگر مجبور به ابراز خشونت برای دفاع از انقلاب شوند مجبورند بعضی از اصول دموکراسی را زیر پا بگذارند .

در مورد محمد مرسی رییس جمهور فعلی مصر باید همیشه در نظر داشته باشیم که قضات وابسته ارتش در انتخابات ریاست جمهوری کاندید اصلی اخوان را که بسیار بسیار محبوب بود و رای بسیار بالایی می آورد از شرکت در انتخابات به بهانه ای من در آوردی محروم کردند واخوان در آخرین روزها مجبور شد مرسی را که اصلا شناخته شده نبود جانشین آن کاندید کند وگرنه رای کاندید اصلی اخوان مطابق همه پیش بینیها خیلی بالا بود . ارتش مصر هنوز همان ارتش مبارک است و انقلابیان مصر نتوانسته اند آن را تغییر دهند و هنوز مجبورند بسیار دست به عصا نسبت به آن راه روند . یادمان  باشد در ترکیه تازه پس از هفتاد سال دموکراسی است که  دولت اخیر توانسته دم ارتش را قیچی کند و ارتش آتاتورکی هفتادسال تمام بر سیاست ترکیه مسلط بود . گمان من این است که کنار زدن تفاله های مبارکی/ساداتی در ارتش مصر هم شاید یکی دو دهه و یک نسل طول بکشد .

اما با وجود ناشناخته و تازه کار بودن مرسی باید اذعان داشت او تاکنون  بسیار ماهرانه با این آزادی کشان برخورد کرده است به صورتی که به دموکراسی لطمه ای نخورده است . محمد مرسی با صدور فرمان جدیدی دستورات خود را از احکام قضایی مصون و اختیار دستگاه قضایی را در انحلال مجلس و هیئت تدوین قانون اساسی سلب کرد. مرسی همچنین انتخاب دادستان کل را بر عهده رئیس جمهوری گذاشت. علت این اقدام مرسی این است که دادستان کل که برگزیده مبارک بود و پستش مادام العمر است به شدت با به دادگاه کشانده شدن جنایتکارانی که سال پیش سعی در سرکوب انقلاب داشتند و مصریان را به قتل رساندند و مجروح کردند مخالفت میکرد و با این اقدام خود در واقع به دفاع از ضد انقلاب برخاسته و مانع بر کناری جنایتکاران از پستهای دولتی و ارتشی بود . قضات مصر که همگی در دوران مبارک منصوب شده اند از ارکان اصلی نیروهای ضد انقلاب در مصر هستند و قدم به قدم بر علیه پیشرفت انقلاب جنگیده اند . همین قضات به دستور ارتش پارلمان مصر را که با رای گیری آزاد و دموکراتیک پس از انقلاب انتخاب شده بود منحل کردند و در پی انحلال مجلس موسسان قانون اساسی نیز بودند. اگر مرسی دست این قاضیان برکشیده ارتش و مبارک را باز بگذارد گام به گام انقلاب مصر را به پس خواهند راند تا سرانجام نشانی از آن باقی نماند.

تراژدی بزرگ این روزها آن است که به نظر می آید متاسفانه طبقه متوسط سکولار مصر که مخالف اخوان است به جای اینکه پیشتاز حرکت ضد اسلامی شود دنباله روی عناصر فاسد ارتش و بازماندگان رژیم مبارک شده است . آنچه من در این روزها در مصر میبینم بهره برداری ژنرالهای فاسد ارتش و عناصر رژیم مبارک از سکولارها برای پیشبرد مقاصد و نیات شومشان است . آنها میخواهند عصر مبارک را برگردانند ، اینها میخواهند مانع اسلامی شدن مصر شوند . منافع کاملا متضاد است منتها متاسفانه سکولارها رفته اند زیر پرچم اراذل مبارک . اشتباه بسیار بزرگی است و بهایش را خواهند پرداخت چون مطمئنا اگر ارتش پیروز شود به سکولارها نیز میدان نخواهد داد و دموکراسی بر باد رفته است .

بگذارید ضمن آرزوی موفقیت برای انقلابیان مصر آرزو کنیم که هرچه زودتر تلاش ارتش مصر برای شکست انقلاب را خنثی سازند و ضمنا بتوانند پس از این مرحله هرچه زودتر پارلمانی را که ارتش منحل کرده بود دوباره ایجاد کرده و قانون اساسی جدید را تصویب کنند . پیروزی انقلاب مصر پیروزی دموکراسی در خاورمیانه است و برای ما ایرانیان نیز در نبردمان برای دموکراسی بسیار موثر خواهد بود.

تحلیلی بر پیروزی مرسی در انتخابات مصر

ژوئن 24, 2012

مرسی برنده انتخابات مصر شد . ارتش مصر که نماینده سیستم سابق و دیکتاتوری مبارک است در مقابل این پیروزی ساکت نخواهد نشست . ارتش (که قبلا پارلمان مصر را که زاییده پیروزی انقلاب است بسته بود) اعلام کرده است  که ریاست جمهوری یک مقام تشریفاتی است و قدرت خاصی ندارد . دو روز پیش هم بیانیه شدید اللحنی در مورد اخلالگران داده بودند که همه میدانند خطابشان به اخوان بوده است . اخوان محبوبترین حزب سیاسی در مصر است و حال که دموکراسی تا حدی حاکم شده است طبعا نمایندگان آن هم در پارلمان و هم در انتخابات ریاست جمهوری به قدرت میرسند . اما ارتش که بازمانده دیکتاتوری مبارک است این امر را خوش ندارد . به نظر من انقلاب مصر خاتمه نیافته بلکه تازه شروع شده است . سرنوشت دموکراسی نوپای مصر در مبارزه ارتش و اخوان رقم خواهد خورد .