Posts Tagged ‘مرسی’

در رفراندوم رای منفی دهند

نوامبر 29, 2012

به نقل از رادیو فردا

«مجلس تدوین قانون اساسی مصر روز پنج شنبه تصویب کرد که موازین شرع اسلام منبع «اصلی» قانونگذاری است. همچنین اسلام، دین رسمی، و زبان عربی، زبان رسمی کشور خواهد بود.
این مواد در قانون اساسی سابق نیز به همین شکل وجود داشت.
پیش نویس قانون اساسی مصر پس از تصویب باید به همه پرسی گذاشته شود.»

آنان که ادعا دارند قانون اساسی مصر ممکن است اسلامی باشد یک راه ساده برای ابراز مخالفت خود دارند . مصر اکنون یک کشور دموکرات است و بدون رای مردم هیچ چیز تایید و تصویب نمیشود . به جای سعی در سرنگونی اولین رییس جمهوری منتخب مردم در تاریخ مصر ، در رفراندومی که در راه است به این قانون اساسی رای منفی دهند تا لغو شود . دموکراسی را باید یاد گرفت . دموکراسی جر زدن نیست . دموکراسی این نیست که نتیجه انتخابات را تنها وقتی بپذیریم که مطابق میل ما باشد و اگر مطابق میلمان نبود جر بزنیم و خواهان سرنگونی سیستم شویم . اینها همانها هستند که مجلس مصر را که با رای آزاد مردم انتخاب شده بود منحل کردند و حال میخواهند همان بلا را سر رییس جمهور منتخب مردم و قانون اساسی دموکراسی نوپای مصر بیاورند . اگر این تفاله های ساداتی /مبارکی بتوانند قدم به قدم دستاوردهای دموکراتیک مردم مصر را از راههای غیر دموکراتیک لغو کنند به زودی اثری از دموکراسی در مصر باقی نخواهد ماند .

Advertisements

انقلاب مصر ، کودتای 28 مرداد و سرکوب ضد انقلاب

نوامبر 26, 2012

دکتر محمد مصدق ، قهرمان ملی ما ایرانیان و از سیاستمداران محبوب جهان سوم در قرن بیستم ، دکترای حقوق داشت . او به همین دلیل ، بیش از حد پروای قانون و رعایت اصول قانونی را داشت و این امر یکی از دلایل اصلی شکست او در مقابله با ضد انقلاب پهلوی بود. او د ر طی سه سال پس از ملی کردن نفت در نبردی بی امان با استعمار پیر انگلیس و ایادی داخلی آن ، دربار پهلوی ، ملایان و حقوق بگیران شاه از اراذل بی مخ تا ارتش درگیر بود . بزرگترین اشتباه مصدق آن بود که در این نبرد هرگز از خط قانون خارج نشد و میپنداشت که طرف مقابل نیز مانند او به قانون احترام خواهد گذاشت . حال آن که طرف مقابل برای حفظ منافع ارثی و فامیلی و سنتی خود حاضر بود از هر وسیله ای و هر روشی استفاده کند . دربار پهلوی که دست نشانده انگلیسها بود در این مبارزه ، با بهره گیری از ملایان و ارتش و ساختار دولت که کاملا وابسته به دربار بود و مصدق هرگز در آن دست نبرده بود ، سرانجام در کودتای آمریکایی 28 مرداد به پیروزی رسید . شکست مصدق بهترین نمونه است بر آن که اگر یک تحول اساسی در ساختارهای سنتی حکومت ، که ما آن را انقلاب مینامیم ، بخواهد برقرار بماند باید این ساختارها ی فاسد را در هم شکسته و آنها را از نو با ساختارهای دموکراتیک جایگزین سازد . دکتر مصدق برای پیروزی جنبش باید در مرحله ای از سیر صعودی آن این نیروها را با قدرت در هم میشکست و برکنار میکرد و به جای آنان طرفداران و فرزندان راستین این مرزو بوم را جایگزین میساخت. بهترین موقع برای این تغیر و خانه تکانی اساسی زمانی بود که  نیروهای ضد انقلاب هنوز از ضربه و گیجی اولیه پس از شکست به در نیا مده و برگرد سلطنت پهلوی جمع نشده بودند تا حمله ای جدید را آغاز کنند. در این لحظات تاریخی پیروی از قانون فقط ضد انقلاب را قدرتمند میسازد . زیرا تمام ساختارهای حکومت که در دهه های قبل توسط  ضد انقلاب پهلوی شکل داده شده بود و همه پر بود از نوکران گوش به فرمان پهلوی و انگلیس ، از ارتش تا دستگاه قضایی و اداری به کل پیرو و تابع ضد انقلاب پهلوی بودند ، در دزدیهای آن منافع آشکار داشتند و آشکار و پنهان به آن کمک میرساندند ، همان امر که اکنون در مصر نیز شاهدیم .

انقلاب مصر وارد یکی از آن بزنگاههای تاریخی شده که هر انقلابی مدتی پس از پیروزی انقلاب میشود و این مرحله را کمابیش در همه انقلابهای موفق میتوان مشاهده کرد. نیروهای ضد انقلابی که در ضربه اول پس از پیروزی انقلاب گیج و منگ و پراکنده شده اند فرصت کافی یافته اند که دوباره گرد هم جمع شوند و یک ضد حمله وسیع و نبرد مرگ و زندگی را آغاز کنند . نیروهای ضد انقلاب در مصر بر گرد ارتش مصر حلقه زده اند. آمریکا توانست ارتش مصر را در انقلاب مصر دست نخورده نگاه داشته و نجات دهد حال آن که در ایران همین تلاش توسط هایزر شکست خورد چون ارتش ابلهانه دست به کودتا در روز 20 بهمن زد و همین باعث از هم پاشیدن ارتش در نبردهای خیابانی در روز 22 بهمن توسط مردم شد.

ارتش در این نوع دیکتاتوریهای وابسته ستون فقرات قدرت دیکتاتوری است و از هم پاشیدن آن دیکتاتوری را از یکی از مهمترین ابزار حمله اش محروم میسازد . ارتش مصر که مانند سپاه پاسداران در همه کنتراتهای دولتی و غیر دولتی دست داشت و بخش عمده ای از تولید و در آمد مصر را به صورت رانت بالا میکشید اکنون حس میکند که در حال از دست دادن موقعیت ویژه و ممتازی است که دهه ها بود به آن عادت کرده بود . اگر دموکراسی واقعی در مصر برقرار شود ارتشیان باید به پادگانها باز گردند و دستشان از دزدیهای ملیونی و ملیاردی کوتاه میشود و این ارتشیان را خوش نمی آید . به همین سبب در اتحادی نامقدس با سرمایه داران عصر مبارک و  مجموعه ساختار اداری مصر که همه از منصوبان زمان مبارک میباشند و هنوز عوض نشده اند ارتش تهاجم جدیدی را آغاز کرده و شعبان بی مخهای خود را به خیابانهای مصر فرستاده است .

حال نیروهای ضد انقلابی ، بازماندگان مبارک ،دستگاه اداری مبارک که دست نخورده مانده ، قضات و کارمندان عالیرتبه دولت که همه از منتخبان مبارک و جیره خواران فساد دوران او بوده اند ، سرمایه داران فاسد که دستشان در دست امرای عالیرتبه ارتش بوده است ، به پشتیبانی ارتش و با سازماندهی ارتشیان و سازمانهای مخفی مصر متحد شده و حمله برای پس راندن انقلابیان و حذف دستاوردهای انقلاب آغاز شده .این نیروهای متحد یک خواست بیش ندارند . برگرداندن عقربه ساعت به زمان مبارک ، برقراری رژیم مبارک بدون مبارک و بر کشیدن یک دیکتاتور دیگر در آشوبی که ایجاد میشود با کودتای ارتش . اکنون حفظ دستاوردهای انقلاب همه به تلاش مرسی و انقلابیان مصری بستگی دارد . در مرحله اول انقلاب همانطور که گفتیم ارتش و دولت مبارک دست نخورده باقی ماندند و بر خلاف انقلاب ایران ازهم نپاشیدند و اکنون سعی دارند انقلابیان را سرنگون سازند . باید دید آیا مرسی و انقلابیان مصری میتوانند از دستاوردهای انقلاب دفاع کنند یا سرانجامشان در یک کودتای خونین رقم خواهد خورد . ضد انقلابیان درچند روز اخیر نشان داده اند که از خشونت ابایی ندارند . دفاتر احزاب انقلابی را به آتش کشیده اند و انقلابیان را زیر ضرب و شتم قرار داده وکشته و مجروح ساخته اند. انقلاب در این مرحله چاره ای جز پاسخ خشونت با خشونت ندارد وگرنه شکست خواهد خورد و این آن گذرگاه بسیار دشوار انقلاب است . وقتی انقلاب مجبور به خشونت برای دفاع از خود میشود اولین قربانی این خشونت میتواند دموکراسی نوزاد و نوپا باشد که هنوز ریشه ندوانده و ذاتی حکومت نشده است . چون انقلابیان مجبورند روندهای دموکراتیک را برای دفاع از خود کنار بگذارند .چرا؟ زیرا دشمنان انقلاب به این روندها وفادار نیستند و برای سرکوب انقلاب از ابراز خشونت دریغی ندارند . اگر انقلابیان بخواهند به صورت دموکراتیک با کسانی که برای دموکراسی ارزشی قائل نیستند روبرو شوند سقوط انقلاب و دستاوردهای آن حتمی است(غم انگیزترین نمونه آن در خاورمیانه همانطور که گفتم مصدق کبیر بود که تا آخرین لحظه سعی کرد به روش دموکراتیک با شاه و ملایان و نوکران بی مخ آنان برخورد کند و آنان نیز او را در کودتایی آمریکایی سرنگون ساختند ) و اگر مجبور به ابراز خشونت برای دفاع از انقلاب شوند مجبورند بعضی از اصول دموکراسی را زیر پا بگذارند .

در مورد محمد مرسی رییس جمهور فعلی مصر باید همیشه در نظر داشته باشیم که قضات وابسته ارتش در انتخابات ریاست جمهوری کاندید اصلی اخوان را که بسیار بسیار محبوب بود و رای بسیار بالایی می آورد از شرکت در انتخابات به بهانه ای من در آوردی محروم کردند واخوان در آخرین روزها مجبور شد مرسی را که اصلا شناخته شده نبود جانشین آن کاندید کند وگرنه رای کاندید اصلی اخوان مطابق همه پیش بینیها خیلی بالا بود . ارتش مصر هنوز همان ارتش مبارک است و انقلابیان مصر نتوانسته اند آن را تغییر دهند و هنوز مجبورند بسیار دست به عصا نسبت به آن راه روند . یادمان  باشد در ترکیه تازه پس از هفتاد سال دموکراسی است که  دولت اخیر توانسته دم ارتش را قیچی کند و ارتش آتاتورکی هفتادسال تمام بر سیاست ترکیه مسلط بود . گمان من این است که کنار زدن تفاله های مبارکی/ساداتی در ارتش مصر هم شاید یکی دو دهه و یک نسل طول بکشد .

اما با وجود ناشناخته و تازه کار بودن مرسی باید اذعان داشت او تاکنون  بسیار ماهرانه با این آزادی کشان برخورد کرده است به صورتی که به دموکراسی لطمه ای نخورده است . محمد مرسی با صدور فرمان جدیدی دستورات خود را از احکام قضایی مصون و اختیار دستگاه قضایی را در انحلال مجلس و هیئت تدوین قانون اساسی سلب کرد. مرسی همچنین انتخاب دادستان کل را بر عهده رئیس جمهوری گذاشت. علت این اقدام مرسی این است که دادستان کل که برگزیده مبارک بود و پستش مادام العمر است به شدت با به دادگاه کشانده شدن جنایتکارانی که سال پیش سعی در سرکوب انقلاب داشتند و مصریان را به قتل رساندند و مجروح کردند مخالفت میکرد و با این اقدام خود در واقع به دفاع از ضد انقلاب برخاسته و مانع بر کناری جنایتکاران از پستهای دولتی و ارتشی بود . قضات مصر که همگی در دوران مبارک منصوب شده اند از ارکان اصلی نیروهای ضد انقلاب در مصر هستند و قدم به قدم بر علیه پیشرفت انقلاب جنگیده اند . همین قضات به دستور ارتش پارلمان مصر را که با رای گیری آزاد و دموکراتیک پس از انقلاب انتخاب شده بود منحل کردند و در پی انحلال مجلس موسسان قانون اساسی نیز بودند. اگر مرسی دست این قاضیان برکشیده ارتش و مبارک را باز بگذارد گام به گام انقلاب مصر را به پس خواهند راند تا سرانجام نشانی از آن باقی نماند.

تراژدی بزرگ این روزها آن است که به نظر می آید متاسفانه طبقه متوسط سکولار مصر که مخالف اخوان است به جای اینکه پیشتاز حرکت ضد اسلامی شود دنباله روی عناصر فاسد ارتش و بازماندگان رژیم مبارک شده است . آنچه من در این روزها در مصر میبینم بهره برداری ژنرالهای فاسد ارتش و عناصر رژیم مبارک از سکولارها برای پیشبرد مقاصد و نیات شومشان است . آنها میخواهند عصر مبارک را برگردانند ، اینها میخواهند مانع اسلامی شدن مصر شوند . منافع کاملا متضاد است منتها متاسفانه سکولارها رفته اند زیر پرچم اراذل مبارک . اشتباه بسیار بزرگی است و بهایش را خواهند پرداخت چون مطمئنا اگر ارتش پیروز شود به سکولارها نیز میدان نخواهد داد و دموکراسی بر باد رفته است .

بگذارید ضمن آرزوی موفقیت برای انقلابیان مصر آرزو کنیم که هرچه زودتر تلاش ارتش مصر برای شکست انقلاب را خنثی سازند و ضمنا بتوانند پس از این مرحله هرچه زودتر پارلمانی را که ارتش منحل کرده بود دوباره ایجاد کرده و قانون اساسی جدید را تصویب کنند . پیروزی انقلاب مصر پیروزی دموکراسی در خاورمیانه است و برای ما ایرانیان نیز در نبردمان برای دموکراسی بسیار موثر خواهد بود.

تحلیلی بر پیروزی مرسی در انتخابات مصر

ژوئن 24, 2012

مرسی برنده انتخابات مصر شد . ارتش مصر که نماینده سیستم سابق و دیکتاتوری مبارک است در مقابل این پیروزی ساکت نخواهد نشست . ارتش (که قبلا پارلمان مصر را که زاییده پیروزی انقلاب است بسته بود) اعلام کرده است  که ریاست جمهوری یک مقام تشریفاتی است و قدرت خاصی ندارد . دو روز پیش هم بیانیه شدید اللحنی در مورد اخلالگران داده بودند که همه میدانند خطابشان به اخوان بوده است . اخوان محبوبترین حزب سیاسی در مصر است و حال که دموکراسی تا حدی حاکم شده است طبعا نمایندگان آن هم در پارلمان و هم در انتخابات ریاست جمهوری به قدرت میرسند . اما ارتش که بازمانده دیکتاتوری مبارک است این امر را خوش ندارد . به نظر من انقلاب مصر خاتمه نیافته بلکه تازه شروع شده است . سرنوشت دموکراسی نوپای مصر در مبارزه ارتش و اخوان رقم خواهد خورد .