Posts Tagged ‘مصدق’

غم انگیزترین صحنه اپوزیسیون ایران

فوریه 4, 2015

غم انگیزترین صحنه اپوزیسیون ایران سلطنت طلب سالمندی است که در ایران آلاف و اولوف و خانه و زندگیی داشت و با پیروزی انقلاب مجبور شد همه را ول کند و در آمریکا به شغل شریف رانندگی تاکسی یا دلیوری پیتزا بپردازد و شبها پشت کامپیوتر بنشیند و مبارزه انقلابی خود برای بازگشت دیکتاتوری پهلوی به ایران را ادامه دهد .

valiahd in imam reza

نمک به حرامی

ژانویه 19, 2015

نمک به حرامتر از شاه ندیدم . هنگام فرار از ایران تمام نوکرانی را که عمری را درخدمت به او سپری کرده بودند در زندان گذاشت و فرار کرد . سگهایش را با خود برد ولی آدمهایی مثل هویدا و نصیری و نیک پی و آزمون و دیگران را در زندان باقی گذاشت تا گرفتار و کشته شوند .آدمی مثل نصیری که جانش را در کودتای 28 مرداد برای او در طبق اخلاص گذاشته بود و ساواک را برای او سالها چرخانده بود زندانی کرد و بعد هنگام فراراز ایران او را درزندان به حال خود رها کرد تا گرفتار مردم شود و بهای اشتباهات او را با جان خود بپردازد .

انسان اینقدر ضعیف النفس و نمک به حرام باشد که برای نجات خود از امواج خشم مردم نزدیکترین نوکران وفادار خود را زندانی کند ؟؟؟ واقعا چنین موجودی بین دیکتاتورها هم نوبر است . همزمان بااو سوموزا در نیکاراگوئه گرفتار انقلاب خشم مردم شد و سرانجام گریخت ولی هرگز کسی از وفاداران خود را برای فرونشاندن خشم مردم زندانی نکرد و به درون آتش انقلاب نیفکند .

داستان انقلاب

ژانویه 17, 2015

شروع انقلاب شکوهمند ضد دیکتاتوری ما از کجا و کی بود ؟ ریشه انقلاب به نظر من به کودتای آمریکایی 28 مرداد بر میگردد . تحمیل شاه توسط آمریکا و انگلیس بر مردم ایران که نفت خود را ملی کرده بودند و ساقط کردن مصدق از قدرت باعث ایجاد نفرتی در مردم نسبت به این دست نشانده حقیر آمریکا شد که هرگز التیام نیافت و سرانجام در انقلاب 57 منفجر شد و دامن شاه را گرفت . مردم و روشنفکران هرگز شاه را به علت خیانت به مصدق و نهضت ملی کردن نفت نبخشیدند . اینکه شاه نوکر بی جیره و مواجب آمریکا بود و سیاستهای امپریالیستی کشورهای غربی را در ایران پیاده میکرد بر این نفرت دامن میزد . شاه به تدریج همه قشرها و طبقات اجتماعی را که بعضا طرفدار او بودند به مخالفت با خود بر انگیخت طوری که زمان انقلاب حتی یک طبقه اجتماعی باقی نمانده بود که از او حمایت کند . سایر دیکتاتورها همیشه لا اقل طبقه ای از اجتماع را از خود راضی نگاه میدارند تا پشتیبان آنان باشد ولی سیاستهای نابخردانه ناشی از جنون خود بزرگ بینی شاه کاری کرد که هیچ طبقه اجتماعی در ایران حامی او باقی نماند . از ملاکین بزرگ که زمینهای خود را ازد ست دادند تا بازاریان که با فساد مالی وحشتناک شاه و خانواده اش روبرو بودند تا صاحبان صنایع و فعالان رشته های ساختمانی که همیشه باید یک شاهزاده و شاهدخت را در فعالیتهای خود شریک میکردند وگرنه فعالیت اقتصادی برایشان ممکن نبود . از جانب دیگر رشوه های کلانی که برای هر کنترات باید به خانواده شاه پرداخت میشد موجب نفرت صاحبان صنایع بود . همچنین قشر تهیدست و فقیر که در حلبی آبادهای عظیمی مثل زورآباد در اطراف تهران گرد آمده بودند تفاوت عظیم بین ثروت خاندان شاه و نو کیسه گان و دزدان وابسته به آنان رابا فقر خود میدیدند و به شدت از طبقات بالادست وابسته به خانواده پهلوی متنفر بودند .

شروع انقلاب با انتخابات آمریکا و به قدرت رسیدن کارتر بود . کارتر اولین رییس جمهوری بود که خیمه سیاست خارجی خود را بر ستون حقوق بشر گسترد و اعلام کرد که از این به بعد سیاست خارجی آمریکا پیرو اصول حقوق بشر است . شاه که همچون عقربه قطب نما همیشه به سمت سیاستهای ارباب میچرخید با این تغییر سیاست کارتر مجبور شد اندکی از دیکتاتوری خفقان آور و مرگبار خود بکاهد و تسلط مطلق ساواک را بر جان و مال ایرانیان کاهش دهد . روشنفکران ایرانی که از ندای حقوق بشر دل گرفته بودند دست به فعالیت زدند . اولین نداهای مخالفت نامه های برخی از روشنفکران خطاب به شاه بود که شجاعانه مشکلات کشور را به او گوشزد میکردند . مرحوم بختیار یکی از این نامه نویسان بود . سپس دانشجویان دانشگاهها که شدیدا تحت سرکوب ساواک بودند برای اولین بار جرئت تظاهرات یافتند و چند تظاهرات در دانشگاه تهران و صنعتی برگزار شد و برای اولین بار ساواک اجازه نیافت تظاهرات را سرکوب کند . سپس آن نامه مشهور رشیدی مطلق درمورد خمینی در روزنامه اطلاعات انتشار یافت که باعث شورش و قیام قشر مذهبی شد . شورش از قم شروع شدو به سایر شهرستانها گسترش یافت . این بود ماجرای شروع انقلابی که سرانجام شاه ایران را کله پا و فراری ساخت .

تصویر شعبان بی مخ مشهور به شعبان تاج بخش را همراه شاه نشان میدهد .

shaban with shah

تبریک به ملت ایران

ژانویه 16, 2015

روز فرار شاه از ایران را به دوستان تبریک میگویم . جدای از تبلیغات احمقانه و حرص بر انگیز دیکتاتوری اسلامی ، واقعا شهامت ملتی که با دست خالی توانست یک دیکتاتور قدرتمند را که همه دنیا نیز حامی او بودند از ایران فرار دهد تحسین بر انگیز است و کمتر ملتی را میتوان سراغ کرد که چنین شهامت و قدرتی از خود نشان داده باشد .آرزومندم نسل ما با تجربه اندوزی و درس آموختن از نسل قهرمان 57 بتواند خامنه ای را نیز چون شاه فراری دهد .

افتضاح سلطنتی

ژانویه 3, 2015

پرنس اندرو ، برادر شاه آینده انگلیس ، متهم به همخوابگی با دختران زیر سن قانونی شده است . این اتهامات قبلا نیز به او زده شده بود و به همین دلیل نیز به اجبار از بسیاری از مقامهای قانونی خود استعفا داده بود اما این اتهام جدید بسیار جدی است و توسط یکی از دخترانی که او با آنان همخوابگی کرده است عنوان شده است . اینهم از خاندانهای سلطنتی اصیل استخواندار که بعضیها توی سایتهای اجتماعی ایرانی اینقدر قربان صدقه شان میروند . یکی نیست به اینها بگوید فرق این بابا با آخوندهایی که با دختر نه ساله میخوابند چیست ؟ فقط خونش رنگینتر است و ژنش با من و شما فرق دارد و از خداوند عالم اجازه گرفته چون ازاسپرم سلطنتی است  هر غلطی بخواهد  بکند و مفت مفت با پول مالیات ملت انگلیس خوش بگذراند ؟

تفاوت نسلها

دسامبر 29, 2014

چه تفاوتی است بین نسل 57 و نسل ما ؟ آن نسل با دست خالی و جلوی گلوله تانک و تفنگ یک دیکتاتور نظامی را که همه دنیا حامیش بودند و پولش از پارو بالا میرفت سرنگون کرد . چرا نسل ما نمیتواند یک حکومت پیزوری را که هم ورشکسته اقتصادی است و هم کاملا در جهان منزوی است سرنگون سازد ؟آن نسل زیر سانسور مطلق زندگی میکرد . نه اینترنتی بود نه ماهواره ای نه کتابی نه نوشته ای . دو تا کانال تلوزیون بود که صبح تا شب و شب تا صبح مجیز شاه را میگفت . این نسل با همه دنیا در ارتباط است و به همه کانالهای ارتباطی جهان دسترسی دارد .آن نسل خبرچینی ساواک را داشت که به گواهی همه صاحب نظران کم از خبرچینی آلمان شرقی نمی آورد . هرجا سه نفر دور هم جمع میشدند اطمیان قریب به یقین این بود که یکی از آنها ساواکی است و گزارش میفرستد . این نسل راحت در کوچه و خیابان و تاکسی حرفش را میزند و در اینترنت فحشش را میدهد و همه با هم در ارتباطند و آخرین اخبار سیاسی و اخبار فعالیتهای سیاسی را ردو بدل میکنند و از ماهواره و اینترنت میگیرند . تفاوت در چیست ؟ با مرور همه مسائل در آن دوران و این دوران ، نتیجه منطقی این است که سرنگونی این حکومت باید بسیار بسیار آسانتر باشد . به نظرم اشکال را در دیگران نباید بجوییم و حکومتها را مقصر نشماریم . باید به خود بنگریم که چه تفاوتی با آن نسل کرده ایم .

کارتر و انقلاب ایران

دسامبر 18, 2014

اینرا در رابطه با مصاحبه بریده بریده ای که اخیرا از منتظری منتشر شد نوشته ام : به نظر من کارتر یکی از بهترین روسای جمهور آمریکاست که آمریکاییان هنوز قدر او را آن طور که باید و شاید نشناخته اند . قبل از ریاست جمهوری او اصولا حقوق بشر در سیاست جهان مطرح نبود . کارتر که روی کار آمد گفت من مبنای سیاست خود را بر حقوق بشر میگذارم . همین باعث شد که روشنفکران تحت ستم ساواک جرئتی یابند و آن چند نامه معروف به شاه را بنویسند و شاه هم که البته نوکر آمریکا بود و از آمریکا دستور میگرفت زیر فشار کارتر برای اولین بار مجبور شد فضای سیاسی را باز کند . بازکردن فضای سیاسی همان و انفجار خشمی که از زمان کودتای آمریکایی 28 مرداد در سینه مردم خفته بود و با ظلم و ستم شاه هر روز هم بیشتر شده بود همان . به همین سبب کارتر بر گردن ما ایرانیان حق دارد . اگر او نبود آن انقلاب عظیم ضد دیکتاتوری و ضد سلطنتی هرگز بر پا نمیشد . کارتر پس از پایان ریاست جمهوری خود نیز به نبرد در راه دموکراسی ادامه داده ودر جای جای جهان برای پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر کوشیده است . آدم بی قصد وغرضی است و واقعا حقیقت را میگوید . مثلا در مورد اسرائیل آشکارا آنچه را همه میدانند ولی جرئت ندارند در آمریکا ابراز کنند گفت ، که سیاست اسرائیل یک سیاست آپارتاید آشکار است و به همین سبب هم سخت مورد هجوم گرگان صهیونیست در آمریکا قرار گرفت ولی از حرفش کوتاه نیامد .

دایره بسته دیکتاتوری

اکتبر 10, 2014

دایره بسته دیکتاتوری در ذهن و شعور بعضی هموطنان هرگز شکسته نمیشود . بر علیه شاه انقلاب کردند تا به دیکتاتوری اسلامی برسند ، حالا سعی دارند بر علیه دیکتاتوری اسلامی انقلاب کنند تا به شاه برسند . لابد سی سال بعدش هم دوباره بر علیه شاه انقلاب میکنند تا به دیکتاتوری اسلامی برسند . چاره این درد چیست ؟ چگونه میتوان این دایره را شکست و به سوی دموکراسی برد؟

bringing another dictator

آغاز جنبشی جدید؟

اکتبر 2, 2014

یادم هست درست پس از فروکش جنبش سبز و نا امید و دلسرد شدن مردم مجاهدین خلق و سلطنت طلبان خیلی در سایتهای اجتماعی شاخ و شانه میکشیدند . اینجور گروهها علفهای هرزی هستند که همیشه در غیاب یک جنبش عمومی و در شوره زار دلسردی و نا امیدی رشد میکنند . خوشبختانه حس میکنم فعالیتشان به تدریج کمتر شده و نسلی که در جنبش سبز سر برکشید وتازه با سیاست آشنا شد کم کم بالغتر شده و با آشنایی تدریجی با تاریخ اخیر ایران با واقعیت این دوگروه منفور آشناتر میشود . آیا میتوان فروکش اقبال به این دوگروه  را از آثار و علائم آغاز یک حرکت دیگر دانست ؟

شاه و آخوند ، دوروی یک سکه

سپتامبر 25, 2014

شاه و آخوند دوروی یک سکه . شاه و آخوند دست در دست هم در اتحادی نامقدس برای ویران کردن این سرزمینshah and mola1

فقط یک روز :-(

دسامبر 21, 2012

فکر کنید اگر روز 28 مرداد سال 32 کودتای آمریکاییها موفق نشده بود و دکتر مصدق سرنگون نشده بود الان ما ایرانیها کجابودیم و حالا کجاییم . گاهی یک روز ، فقط یک روز ، در واقع چند ساعت ، تاریخ یک قوم و یک سرزمین و یک ملت را برای ابد تغییر میدهد . 28 مرداد از آن روزهاست . آمریکاییها موفق شدند و شاه را برگرداندند و دیکتاتوری سیاه پهلوی منجر به انقلاب و تسلط آخوندها شد . هنوز که که هنوز است ما ایرانیان داریم تاوان آن چند ساعت سرنوشت ساز 28 مرداد را میپردازیم . شصت سال است بهای یک روز را با خون و درد و زندان و شکنجه و مهاجرت و غم و سقوط اقتصادی میپردازیم .

عوامل بین المللی موثر در کودتای 28 مرداد

دسامبر 3, 2012

وقتی کودتای آمریکایی 28 مرداد (19 آگوست 1953)را بررسی میکنیم هرگز نباید عوامل بین المللی موثر در تصمیمگیری به اجرای کودتا را از نظر دور داریم . باید گفت ملت ایران و مصدق واقعا بدشانسی آوردند . مثل اینکه درست در سال 1953(1332) آسمان و ستارگان نیز همه حکم به شکست تلاش قهرمانانه ملت ایران برای ملی کردن نفت داده بودند . تعدادی از موثرترین حوادث خارجی در اجرا و موفقیت کودتا به شرح زیر است :

1. در ژانویه 1953 رییس جمهور آمریکا عوض شد و آیزنهاور از حزب جمهوریخواه بر سرکار آمد . جمهوریخواهان شدیدا ضد کمونیست بودند . آیزنهاور اولویت اول سیاست خارجی خود را مبارزه با کمونیسم در سرتاسر دنیا اعلام کرده بود . این با سیاست ترومن دموکرات که قبل از او رییس جمهور بود فرق میکرد .

2. وزیر امورخارجه آیزنهاور جان فاستر دالس بود و برادر او آلن دالس به ریاست سیا منصوب شد . از این دوبرادر در سراسر سیستم حاکمه آمریکا ضد کمونیست تر پیدا نمیشد . اتحاد بین وزارت امورخارجه و سیا در عهد این دو کامل بود حال آن که همیشه دودستگی و رقابت در وزارت امورخارجه و سیا تا حدی مانع پیش برد سیاستها به روش «سیا» میشد .

3. جنگ کره از سال 1950 شروع و درست یکی دوماه پیش از کودتا در 53تمام شد . جنگ کره اوج برخورد مستقیم آمریکا با کمونیستها محسوب میشود. نفرت از کمونیسم در مردم آمریکا به دلیل کشته های این جنگ به اوج رسیده بود و از هر حرکت ضد کمونیستی پشتیبانی میکردند .

4. سناتور مرتجع مک کارتی شکار کمونیستها در آمریکا را آغاز کرده بود و آمریکا در اوج تب مک کارتیسم بود . هیچکس در داخل آمریکا حتی جرئت ابراز مخالفت با کودتا بر علیه دشمن فرضی کمونیستی را نداشت .

5. استالین در مارچ 1953 مرد . مرگ او باعث یک نبرد داخلی برای تصرف قدرت در حزب کمونیست شوروی شد که سیاست خارجی این حزب را برای چند سال نسبتا فلج کرد. شوروی به دلیل فوت استالین آن چنان درگیر مبارزه داخلی قدرت بود که فرصت پرداختن به حزب توده و کودتا در ایران و تلاش در خنثی کردن آن را نداشت .

6. چرچیل در سال 1951 دوباره در انگلستان به قدرت رسیده بود . او که از سقوط امپراتوری بریتانیا سخت خشمگین بود به هیچوجه حاضر نبود یکی از آخرین نشانه های این سقوط ، بیرون کردن کمپانی نفت انگلیس را از ایران ، تحمل کند و تمام نیروی خود را برای جلوگیری از این امر بسیج کرده بود . قبل از چرچیل ، حزب کارگر و اتلی نخست وزیر آن ، نظر به کلی متفاوتی نسبت به مصدق داشتند و اگر آنها بر سر کار باقی میماندند احتمالا فرمان کودتا صادر نمیشد .

انقلاب مصر ، کودتای 28 مرداد و سرکوب ضد انقلاب

نوامبر 26, 2012

دکتر محمد مصدق ، قهرمان ملی ما ایرانیان و از سیاستمداران محبوب جهان سوم در قرن بیستم ، دکترای حقوق داشت . او به همین دلیل ، بیش از حد پروای قانون و رعایت اصول قانونی را داشت و این امر یکی از دلایل اصلی شکست او در مقابله با ضد انقلاب پهلوی بود. او د ر طی سه سال پس از ملی کردن نفت در نبردی بی امان با استعمار پیر انگلیس و ایادی داخلی آن ، دربار پهلوی ، ملایان و حقوق بگیران شاه از اراذل بی مخ تا ارتش درگیر بود . بزرگترین اشتباه مصدق آن بود که در این نبرد هرگز از خط قانون خارج نشد و میپنداشت که طرف مقابل نیز مانند او به قانون احترام خواهد گذاشت . حال آن که طرف مقابل برای حفظ منافع ارثی و فامیلی و سنتی خود حاضر بود از هر وسیله ای و هر روشی استفاده کند . دربار پهلوی که دست نشانده انگلیسها بود در این مبارزه ، با بهره گیری از ملایان و ارتش و ساختار دولت که کاملا وابسته به دربار بود و مصدق هرگز در آن دست نبرده بود ، سرانجام در کودتای آمریکایی 28 مرداد به پیروزی رسید . شکست مصدق بهترین نمونه است بر آن که اگر یک تحول اساسی در ساختارهای سنتی حکومت ، که ما آن را انقلاب مینامیم ، بخواهد برقرار بماند باید این ساختارها ی فاسد را در هم شکسته و آنها را از نو با ساختارهای دموکراتیک جایگزین سازد . دکتر مصدق برای پیروزی جنبش باید در مرحله ای از سیر صعودی آن این نیروها را با قدرت در هم میشکست و برکنار میکرد و به جای آنان طرفداران و فرزندان راستین این مرزو بوم را جایگزین میساخت. بهترین موقع برای این تغیر و خانه تکانی اساسی زمانی بود که  نیروهای ضد انقلاب هنوز از ضربه و گیجی اولیه پس از شکست به در نیا مده و برگرد سلطنت پهلوی جمع نشده بودند تا حمله ای جدید را آغاز کنند. در این لحظات تاریخی پیروی از قانون فقط ضد انقلاب را قدرتمند میسازد . زیرا تمام ساختارهای حکومت که در دهه های قبل توسط  ضد انقلاب پهلوی شکل داده شده بود و همه پر بود از نوکران گوش به فرمان پهلوی و انگلیس ، از ارتش تا دستگاه قضایی و اداری به کل پیرو و تابع ضد انقلاب پهلوی بودند ، در دزدیهای آن منافع آشکار داشتند و آشکار و پنهان به آن کمک میرساندند ، همان امر که اکنون در مصر نیز شاهدیم .

انقلاب مصر وارد یکی از آن بزنگاههای تاریخی شده که هر انقلابی مدتی پس از پیروزی انقلاب میشود و این مرحله را کمابیش در همه انقلابهای موفق میتوان مشاهده کرد. نیروهای ضد انقلابی که در ضربه اول پس از پیروزی انقلاب گیج و منگ و پراکنده شده اند فرصت کافی یافته اند که دوباره گرد هم جمع شوند و یک ضد حمله وسیع و نبرد مرگ و زندگی را آغاز کنند . نیروهای ضد انقلاب در مصر بر گرد ارتش مصر حلقه زده اند. آمریکا توانست ارتش مصر را در انقلاب مصر دست نخورده نگاه داشته و نجات دهد حال آن که در ایران همین تلاش توسط هایزر شکست خورد چون ارتش ابلهانه دست به کودتا در روز 20 بهمن زد و همین باعث از هم پاشیدن ارتش در نبردهای خیابانی در روز 22 بهمن توسط مردم شد.

ارتش در این نوع دیکتاتوریهای وابسته ستون فقرات قدرت دیکتاتوری است و از هم پاشیدن آن دیکتاتوری را از یکی از مهمترین ابزار حمله اش محروم میسازد . ارتش مصر که مانند سپاه پاسداران در همه کنتراتهای دولتی و غیر دولتی دست داشت و بخش عمده ای از تولید و در آمد مصر را به صورت رانت بالا میکشید اکنون حس میکند که در حال از دست دادن موقعیت ویژه و ممتازی است که دهه ها بود به آن عادت کرده بود . اگر دموکراسی واقعی در مصر برقرار شود ارتشیان باید به پادگانها باز گردند و دستشان از دزدیهای ملیونی و ملیاردی کوتاه میشود و این ارتشیان را خوش نمی آید . به همین سبب در اتحادی نامقدس با سرمایه داران عصر مبارک و  مجموعه ساختار اداری مصر که همه از منصوبان زمان مبارک میباشند و هنوز عوض نشده اند ارتش تهاجم جدیدی را آغاز کرده و شعبان بی مخهای خود را به خیابانهای مصر فرستاده است .

حال نیروهای ضد انقلابی ، بازماندگان مبارک ،دستگاه اداری مبارک که دست نخورده مانده ، قضات و کارمندان عالیرتبه دولت که همه از منتخبان مبارک و جیره خواران فساد دوران او بوده اند ، سرمایه داران فاسد که دستشان در دست امرای عالیرتبه ارتش بوده است ، به پشتیبانی ارتش و با سازماندهی ارتشیان و سازمانهای مخفی مصر متحد شده و حمله برای پس راندن انقلابیان و حذف دستاوردهای انقلاب آغاز شده .این نیروهای متحد یک خواست بیش ندارند . برگرداندن عقربه ساعت به زمان مبارک ، برقراری رژیم مبارک بدون مبارک و بر کشیدن یک دیکتاتور دیگر در آشوبی که ایجاد میشود با کودتای ارتش . اکنون حفظ دستاوردهای انقلاب همه به تلاش مرسی و انقلابیان مصری بستگی دارد . در مرحله اول انقلاب همانطور که گفتیم ارتش و دولت مبارک دست نخورده باقی ماندند و بر خلاف انقلاب ایران ازهم نپاشیدند و اکنون سعی دارند انقلابیان را سرنگون سازند . باید دید آیا مرسی و انقلابیان مصری میتوانند از دستاوردهای انقلاب دفاع کنند یا سرانجامشان در یک کودتای خونین رقم خواهد خورد . ضد انقلابیان درچند روز اخیر نشان داده اند که از خشونت ابایی ندارند . دفاتر احزاب انقلابی را به آتش کشیده اند و انقلابیان را زیر ضرب و شتم قرار داده وکشته و مجروح ساخته اند. انقلاب در این مرحله چاره ای جز پاسخ خشونت با خشونت ندارد وگرنه شکست خواهد خورد و این آن گذرگاه بسیار دشوار انقلاب است . وقتی انقلاب مجبور به خشونت برای دفاع از خود میشود اولین قربانی این خشونت میتواند دموکراسی نوزاد و نوپا باشد که هنوز ریشه ندوانده و ذاتی حکومت نشده است . چون انقلابیان مجبورند روندهای دموکراتیک را برای دفاع از خود کنار بگذارند .چرا؟ زیرا دشمنان انقلاب به این روندها وفادار نیستند و برای سرکوب انقلاب از ابراز خشونت دریغی ندارند . اگر انقلابیان بخواهند به صورت دموکراتیک با کسانی که برای دموکراسی ارزشی قائل نیستند روبرو شوند سقوط انقلاب و دستاوردهای آن حتمی است(غم انگیزترین نمونه آن در خاورمیانه همانطور که گفتم مصدق کبیر بود که تا آخرین لحظه سعی کرد به روش دموکراتیک با شاه و ملایان و نوکران بی مخ آنان برخورد کند و آنان نیز او را در کودتایی آمریکایی سرنگون ساختند ) و اگر مجبور به ابراز خشونت برای دفاع از انقلاب شوند مجبورند بعضی از اصول دموکراسی را زیر پا بگذارند .

در مورد محمد مرسی رییس جمهور فعلی مصر باید همیشه در نظر داشته باشیم که قضات وابسته ارتش در انتخابات ریاست جمهوری کاندید اصلی اخوان را که بسیار بسیار محبوب بود و رای بسیار بالایی می آورد از شرکت در انتخابات به بهانه ای من در آوردی محروم کردند واخوان در آخرین روزها مجبور شد مرسی را که اصلا شناخته شده نبود جانشین آن کاندید کند وگرنه رای کاندید اصلی اخوان مطابق همه پیش بینیها خیلی بالا بود . ارتش مصر هنوز همان ارتش مبارک است و انقلابیان مصر نتوانسته اند آن را تغییر دهند و هنوز مجبورند بسیار دست به عصا نسبت به آن راه روند . یادمان  باشد در ترکیه تازه پس از هفتاد سال دموکراسی است که  دولت اخیر توانسته دم ارتش را قیچی کند و ارتش آتاتورکی هفتادسال تمام بر سیاست ترکیه مسلط بود . گمان من این است که کنار زدن تفاله های مبارکی/ساداتی در ارتش مصر هم شاید یکی دو دهه و یک نسل طول بکشد .

اما با وجود ناشناخته و تازه کار بودن مرسی باید اذعان داشت او تاکنون  بسیار ماهرانه با این آزادی کشان برخورد کرده است به صورتی که به دموکراسی لطمه ای نخورده است . محمد مرسی با صدور فرمان جدیدی دستورات خود را از احکام قضایی مصون و اختیار دستگاه قضایی را در انحلال مجلس و هیئت تدوین قانون اساسی سلب کرد. مرسی همچنین انتخاب دادستان کل را بر عهده رئیس جمهوری گذاشت. علت این اقدام مرسی این است که دادستان کل که برگزیده مبارک بود و پستش مادام العمر است به شدت با به دادگاه کشانده شدن جنایتکارانی که سال پیش سعی در سرکوب انقلاب داشتند و مصریان را به قتل رساندند و مجروح کردند مخالفت میکرد و با این اقدام خود در واقع به دفاع از ضد انقلاب برخاسته و مانع بر کناری جنایتکاران از پستهای دولتی و ارتشی بود . قضات مصر که همگی در دوران مبارک منصوب شده اند از ارکان اصلی نیروهای ضد انقلاب در مصر هستند و قدم به قدم بر علیه پیشرفت انقلاب جنگیده اند . همین قضات به دستور ارتش پارلمان مصر را که با رای گیری آزاد و دموکراتیک پس از انقلاب انتخاب شده بود منحل کردند و در پی انحلال مجلس موسسان قانون اساسی نیز بودند. اگر مرسی دست این قاضیان برکشیده ارتش و مبارک را باز بگذارد گام به گام انقلاب مصر را به پس خواهند راند تا سرانجام نشانی از آن باقی نماند.

تراژدی بزرگ این روزها آن است که به نظر می آید متاسفانه طبقه متوسط سکولار مصر که مخالف اخوان است به جای اینکه پیشتاز حرکت ضد اسلامی شود دنباله روی عناصر فاسد ارتش و بازماندگان رژیم مبارک شده است . آنچه من در این روزها در مصر میبینم بهره برداری ژنرالهای فاسد ارتش و عناصر رژیم مبارک از سکولارها برای پیشبرد مقاصد و نیات شومشان است . آنها میخواهند عصر مبارک را برگردانند ، اینها میخواهند مانع اسلامی شدن مصر شوند . منافع کاملا متضاد است منتها متاسفانه سکولارها رفته اند زیر پرچم اراذل مبارک . اشتباه بسیار بزرگی است و بهایش را خواهند پرداخت چون مطمئنا اگر ارتش پیروز شود به سکولارها نیز میدان نخواهد داد و دموکراسی بر باد رفته است .

بگذارید ضمن آرزوی موفقیت برای انقلابیان مصر آرزو کنیم که هرچه زودتر تلاش ارتش مصر برای شکست انقلاب را خنثی سازند و ضمنا بتوانند پس از این مرحله هرچه زودتر پارلمانی را که ارتش منحل کرده بود دوباره ایجاد کرده و قانون اساسی جدید را تصویب کنند . پیروزی انقلاب مصر پیروزی دموکراسی در خاورمیانه است و برای ما ایرانیان نیز در نبردمان برای دموکراسی بسیار موثر خواهد بود.

تاریخ زدایی

اکتبر 6, 2012

عمق نفرت شاه از مصدق واقعا عجیب بود . در 25 سال پس از سقوط مصدق در کودتای آمریکاییها ، مثل کتاب مشهور ارول، « 1984»حتی یک عکس از مصدق در هیچ جا چاپ نشد ، حتی اشاره ای به نامش در هیچ جا نشد . شاه میخواست نام و خاطره مصدق را از تاریخ ایران بزداید . در مقایسه با شاه ، جمهوری اسلامی عکسهای شاه را نزده و در مطبوعات و کتابها عکس شاه و خاندان پهلوی اینجا و آنجا دیده میشود و تلاشی برای محو خاطره شاه نمیشود. دلیل پافشاری شاه بر تغییر تاریخ و بی توجهی جمهوری اسلامی به این امر چیست ؟