Posts Tagged ‘مصر’

عکسهای دلخراش قتل شاعره مصری توسط کودتاچیان مصر

فوریه 3, 2015

عکسهای دلخراش قتل شاعره مصری شیما صباغ توسط کودتاچیان مصر . شیمای سی و یکساله  پس از خداحافظی با پسر پنج ساله اش در اسکندریه به مصر آمده بود تا در میدان تحریر به یاد انقلاب مصر و کشته شدگان آن انقلاب دسته گلی بگذارد .

نام او نیز به نام هزاران نفری که پس از کودتای مصر قتل عام شده اند اضافه شد تا ننگی باشد برای هرکس که از این کودتا حمایت کرد .

egypt shima al sabaghegypt 7

چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب مصر

ژانویه 25, 2015

هزاران نفر در مصر چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب مصر را جشن گرفتند . نیروهای پلیس با تظاهرکنندگان درگیر شدند و به موجب اخبار چند نفر توسط نیروهای پلیس کشته شده اند . مصریها در سایر کشورهای جهان نیز تظاهراتی بر پاکردند و خواستار بازگشت دموکراسی به کشور و سقوط کودتاچیان شدند .

دموکراسی ، آه ای دموکراسی

اکتبر 28, 2014

آیا این جالب و تامل بر انگیز نیست که تنها کشوری که پس از بهار عربی توانسته دموکراسی را تاکنون حفظ کند تنها کشوری بوده است که پس از انقلاب یک حزب اسلامی در آن به قدرت رسید و ارتش سرنگونش نکرد ؟ تونس را میگویم .مقایسه کنید دیکتاتوری خشن فعلی درمصر را با دموکراسی تونس . گاه وقتی واقعیت را بدون عینک تعصب و به صورت علمی بررسی میکنیم میبینیم خیلی از پیشداوریهای ما صحت ندارد و تجربه تاریخی خلاف آن را ثابت کرده . من معتقدم اگر روشنفکران مصری اندکی خویشتنداری نشان داده بودند و طرف ارتش را نگرفته بودند و اخوان در مصر با کودتای ارتش سرنگون نشده بود اکنون مصر نیز در همان رده تونس بود .

دموکراسی بازیهای جالبی دارد و راه رسیدن به آن معمولا آن گونه نیست که ما میپنداریم .

دادگاه مصر جنبش 6 آوریل را غیرقانونی اعلام و بیش از 700 نفر را به اعدام محکوم کرد

آوریل 28, 2014

این روزها ، قبل از اعلام رسمی ریاست جمهوی دیکتاتور جدید مصر ، السیسی ، دادگاههای مصر سخت مشغول فعالیت برای سرکوب آخرین بقایای انقلاب مصر هستند .  قوه قضاییه تا مغز استخوان فاسد مصر  بازمانده دوران مبارک است  و متاسفانه انقلابیان مصر نتوانستند این شعبه حکومت را پس از انقلاب تصفیه کرده و قضاتی را که اغلب آنان در زمان مبارک و به فرمان ارتش برگزیده شده بودند برکنار کنند . آخرین دستاورد این قوه به اصطلاح قضاییه غیرقانونی اعلام کردن جنبش 6 آوریل است . جنبش 6 آوریل یکی از گروههای بسیار موثر در شروع انقلاب ضد دیکتاتوری مصر بود . اشتباه مرگبار این جنبش که نویسنده این وبلاگ بارها آن را تذکر داده است حمایت از کودتای ارتش و سرنگونی مرسی بود .

در آن روزهای پر از مستی و شورو نشاط سرنگونی اولین رییس جمهور منتخب مصر من بارها ذکر کردم و نوشتم که این راهی که روشنفکران مصر انتخاب کرده اند به ترکستان میرود . تذکر دادم که ارتش به سرنگونی مرسی قناعت نخواهد کرد و حمایت از کودتای ارتش باعث فرارسیدن یک دیکتاتوری مرگبار دیگر خواهد شد و همه دستاوردهای انقلاب را بر باد خواهد داد . اما این جوانان پرشور متوجه نبودند که انقلاب را به قربانگاه مرگ در پیشگاه ارتش کشانده اند . نتیجه آن کودتا و سرکوب وحشیانه اخوان المسلمین  چه شد ؟ یک دیکتاتور دیگر به جای مبارک بر راس قدرت است و فقط اسم دیکتاتورها عوض شده است . ارتش کماکان کنترل امور را در دست دارد و مجموعه دستگاه اداری و قضایی فاسد دوران مبارک دست نخورده باقی مانده است . دادگاههای مصر اکنون در یک موج انتقام ضد انقلابی به جان همه انقلابیون افتاده اند . از اخوان شروع کردند و اکنون به گروههای سکولار و روشنفکر رسیده اند . یادم می آید یک سال پیش در اوج «شور انقلابی » روشنفکران خودمان که از سرنگونی مرسی به وجد آمده بودند هشدار دادم و این روز را پیش بینی کردم اما متاسفانه بسیاری از گروههای اپوزیسیون خودمانی از اشتباه مرگبار روشنفکران سکولار مصری حمایت کردند و بر من تاختند که تو طرفدار اخوان هستی . این گروهها بسیار ساده لوحانه میپنداشتند که ارتش مصر پس از برکناری مرسی کنار خواهد رفت و قدرت را به دست گروههای سکولار و طبقه متوسط مصر خواهد داد که دیدیم چنان نشد و همانطور که من پیش بینی میکردم ارتش در قدرت ماند و اکنون مشغول از ریشه کندن آخرین دستاوردهای انقلاب مصر است  .

متاسفانه حمایت کوته فکرانه گروههای اپوزیسیون خودی از سرنگونی غیر قانونی و کودتایی مرسی نشانگر آن است که سی سال پس از انقلاب 57 روشنفکران ما هنوز که هنوز درس نگرفته اند و از چاله ای به چاله دیگر می افتند . نه آنگاه که از صعود خمینی بر راس قدرت حمایت کردند و نه پارینه سال که از کودتای ارتش در مصر به وجد آمدند . البته اشتباه اصلی را گروههای اپوزیسیون سکولار و طبقه متوسط مصر مرتکب شدند که به دلیل ترس از اخوان دست به دامان ارتش شدند و برای کودتا هورا کشیدند و دست زدند و اکنون نتیجه آن اشتباه را در سرکوبها و اعدامهای گسترده و باورنکردنی تجربه میکنند .

تصویب قانون اساسی جدید مصر بااکثریت 98% آرا

ژانویه 19, 2014

خوب به مبارکی و میمنت قانون اساسی جدید مصر با اکثریت 98% آرا به تصویب رسید . مرا به یاد رای تایید جمهوری اسلامی ، آری یا نه ، می اندازد که با اکثریت 99% تصویب شد . میخ بعدی بر تابوت دموکراسی نوپای مصر انتخاب ژنرال السیسی به ریاست جمهوری مصر و تکیه زدن او بر تخت دیکتاتوری سادات و مبارک است . آیا طبقه متوسط مصر هرگز خود را به خاطر حمایت از کودتای سال پیش ارتش خواهد بخشید؟ آیا وقتی که ارتش مشغول قتل عام طرفداران رییس جمهور منتخب مردم بود و اینان برای قتل عام بیرحمانه و وحشیانه ارتش هورا میکشیدند و دست میزدند فکر میکردند به این روز گرفتار شوند ؟ همان موقع من هشدار میدادم و نوشته ها و مقالاتم هست که این ره که میروید به ترکستان است ، میدانستم که سرکوب و قتل عام با دموکراسی میانه ای ندارد و راه دموکراسی از جاده تحمل و مدارا میگذرد نه کشتار مخالفان عقیدتی .

البته با اینکه انقلاب مصر به ظاهر شکست خورده است ولی شایان ذکر است که تعداد شرکت کنندگان در این انتخابات فقط  38.6% واجدین آرا بوده است . همین رقم نشانگر آن است که جمع کثیری از مردم مصر متوجهند که انقلاب بر باد رفته و سرکوب شده و از شرکت در کارناوال انتخاب دیکتاتور جدید خودداری کرده اند . امید من فقط به این مردم است که در آینده با جنبشی جدید قدرت را از چنگ ارتش به در آورند .

صد رحمت به آلنده ….

ژوئیه 3, 2013

مرسی تسلیم شد ….

نکاتی در باب کودتای مصر

ژوئیه 3, 2013

– من به عنوان یک هواخواه دموکراسی ، با کودتای ارتش و تغییر دولت به زور ، به هرعنوان ، مخالفم . منی که سنگ دموکراسی در ایران را برسینه میکوبم به اعتقادات و آرمانها ی خود خیانت کرده ام اگردر جایی دیگر از کودتا بر علیه قانون و دموکراسی حمایت کنم .

-دموکراسی یعنی اینکه هر شهروند کشور ، با هر عقیده ای ، حق بیان آزاد عقیده خود ، رای دادن و انتخاب شدن را داشته باشد . اگر اخوان که قدیمیترین و بزرگترین حزب مصر است اجازه فعالیت نداشته باشد یعنی فاتحه دموکراسی مصر خوانده است  . من خود موافق اخوان نیستم ولی ترجیح میدهم در یک دموکراسی که مخالف عقیدتی من در آن  حق ابراز نظر و حتی حکومت دارد زندگی کنم تا در یک دیکتاتوری که مخالف عقیدتی مرا زندانی و دربند میکند  .

-اگر من جزء آن اکثریتی باشم که در یک انتخابات آزاد به مرسی رای دادم اکنون از کودتای ارتش که اور ا به صورت غیر قانونی و با توسل به زور برکنار کرده است چه حالی دارم ؟ مرسی ، برادعی یا هرکس دیگر ، فرقی نمیکند . درهرکشور جهان هم فرق نمیکند . اگر شما جزء اکثریتی باشید که در یک انتخابات آزاد با رای خود فردی را رییس جمهور کرده اید و سپس این رییس جمهور دریک کودتای ارتشی ، به زور و بر خلاف قانون برکنار شود چه احساسی خواهید داشت ؟

-در جریان کودتای مصر شاهد بودم خیلیها از سرکوب گروههای اسلامی ابراز خوشحالی میکردند و نظر میدادند که اصلا اینها باید برای همیشه نابود شوند و حق ابراز نظر نداشته باشند . این نشان درک نادرست از دموکراسی است . آنجور که اینان در مورد اسلامیها حرف میزنند مثل اینکه در رژیم موردنظر اینان گروههای اسلامی حق ابراز نظر و تشکیل حزب و گروه ندارند ؟ در آن صورت آن رژیم دموکراتیک نیست چون در یک رژیم دموکراتیک همه شهروندان یک کشور، صرف نظر از هر عقیده ای که دارند ، باید آزاد باشند که حزب و دسته و گروه تشکیل دهند و در پروسه سیاسی شرکت داشته باشند . اینکه من از یک گروه خوشم نمی آید پس آن گروه باید حذف شود یک عقیده دموکراتیک نیست . یک اعتقاد دموکراتیک یعنی این که » من  با نظر تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی عقیده ات را آزادانه بیان کنی «. من خود به اسلام اعتقاد ندارم و از آن بیزارم ولی طرفدار دولت و رژیمی که اسلامگرایان را سرکوب کند نیز نیستم چون اعتقاد من به دموکراسی یک اعتقاد بنیادین است و دموکراسی حکم میکند حتی مخالفان عقیدتی من نیز حق ابراز نظر و فعالیت سیاسی داشته باشند .

 -مملکتی که اکثریتی از تحصیلکردگان آن از کودتا و دخالت ارتش در سیاست طرفداری کنند و برای آن هورا بکشند شاید هنوز آماده دموکراسی نیست چون به نظر می آید اینان هنوز درک درستی از دموکراسی ندارند و آن را فقط تا آنجا قبول دارند که مخالفانشان در آن سیستم حق ابراز نظر و فعالیت سیاسی نداشته باشند . مصر را نمیگویم .

شادی و هلهله بسیاری از تحصیلکردگان ما درسایتهای اجتماعی برای کودتای ارتش در مصر هشداردهنده و نگران کنند ه است . این شادمانی نشانگر آن است که حتی تحصیلکردگان ما هنوز با درک سازوکارهای اساسی دموکراسی فاصله زیادی دارند . از نظر آنان دموکراسی تنها وقتی خوب است که گروهی که آنان دوستش دارند در راس کار باشد و اگر یک گروه مخالف در یک انتخابات آزاد به قدرت برسد هیچ مشکلی با اینکه گروه مخالف با کودتا سرنگون شده و نابود شود ندارند و به هیچوجه درک نمیکنند که این امر یعنی زیر پا گذاشته شدن اصل اول دموکراسی که احترام به رای اکثریت است .

-یک روز پس ازکودتا بیش از سیصد نفر از رهبران اخوان المسلمین دستگیر شده اند . شاید هنوز عده ای عقیده داشته باشند این دموکراسی است ؟؟؟ ماجرای ناصر دارد تکرار میشود که هزاران نفر از اعضای اخوان را دستگیر و بسیاری را کشتند . ارتش مصر شصت سال است با اخوان میجنگد و هنوز در نیافته که راهش سرکوب نیست بلکه دموکراسی و اجازه به اخوان برای فعالیت سیاسی است . اخوان نماینده بخش بزرگی از مردم مصر است و در یک دموکراسی باید اجازه فعالیت داشته باشد . اگر کسی معتقد باشد اخوان در یک دموکراسی حق فعالیت ندارد باید دوباره یک کلاس دموکراسی برایش بگذارند و یادش دهند که دموکراسی یعنی » من با عقیده تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم برای اینکه تو بتوانی عقیده ات را به آزادی بیان کنی «

-اخوان المسلمین قدیمیترین و پر سابقه ترین حزب سیاسی مصر است و حدود  صد سال دوام داشته است . اخوان  حزب بسیار پرتجربه ای است که بالا و پایین زیاد دیده و بارها در مصر غیر قانونی اعلام شده و اعضایش به زندان افتاده اند و شکنجه شده اند و اعدام شده اند ولی هربار پس از تغییر اوضاع دوباره سربلند کرده و موجودیت یافته . به دلیل این سابقه و تجربه سیاسی خیلی بعید میدانم اخوان دست به خشونت بزند ولی سلفیها که گروههای کوچک و بسیار متعصب هستند ممکن است دست به خشونت و ترور بزنند . در این صورت مستقیما با ارتش درگیر خواهند شد و اگر ترور و کشتار بالا بگیرد بهانه دست ارتش خواهد افتاد که حکومت نظامی اعلام کند و برای مدتها اعاده دموکراسی را به تعویق بیندازد.

—ارتش مصر هیچ فرقی با سپاه پاسداران ندارد . ارتش مصر برای شصت سال تمام حاکم بلا منازع میدان سیاست مصر بوده است . ارتش بر جان و مال مردم مصر حاکم بود . ارتش اجازه فعالیت سیاسی به هیچ حزب و دسته و گروهی نمیداد . ارتش مانند سپاه رانت خوار عمده اقتصادی در مصر بود . دست ارتش در جیب همه مصریان بود و از همه میدزدید . فسادارتش به حدی رسید که سرانجام مردم مصر دوسال پیش بر علیه این ارتش برخاستند و مبارک را که در راس دیکتاتوری نظامی بود سرنگون ساختند اما ارتش همان ارتش باقی ماند و تغییری نکرد . همان افراد و همان سیستم در ارتش باقی ماندند . درست مثل اینکه در ایران شما خامنه ای را سرنگون سازید اما سپاه پاسداران را کاملا دست نخورده و با همان فرماندهان نگاه دارید . فکر میکنید سپاه کوتاه می آید ؟ خیر ، پس از فرونشستن شوک اولیه ناشی از سقوط دیکتاتور، سپاه و عوامل رژیم جمهوری اسلامی که کاملا دست نخورده مانده اند (در قوه قضاییه و پلیس ) دست به دست هم میدهند تا دوباره قدرت را به دست آورند . ارتش مصر که حاضر نبود فواید اقتصادی ناشی از رانت خواری شصت ساله خود را وانهد منتظر نشست و اکنون دخالت کرد و از این پس قدرت اصلی پشت پرده سیاست خواهد بود . فاتحه دموکراسی در مصر خوانده شده است .

—تجربه ای که از کودتای ارتش در مصر میگیریم همان است که بیش از صد سال است انقلابیان جهان به آن اشاره کرده اند . برای تغییر یک سیستم دیکتاتوری ، فقط تغییر رهبر کافی نیست . باید ارگانهای سرکوب رژیم شامل ارتش ، پلیس و نیروی قضایی را نیز تصفیه کرد وگرنه اگر این دستگاههای سرکوب به حال خود باقی بمانند دیر یا زود بر علیه مردم و انقلابشان برخواهند خاست . تجربه مصر برای اپوزیسیون ایران نیز باید سرمشقی باشد . اگر فردا بالفرض خامنه ای سرنگون شود و  ما فقط به تغییر رهبر قانع باشیم ، خانه بر آب ساخته ایم . باید ارگانهای سرکوب خامنه ای یعنی سپاه ، پلیس و نیروی قضایی نیز تصفیه و پاکسازی شوند وگرنه بر ما همان میرود که امروز بر مردم مصر رفت و این ارگانها پس از شوک اولیه ناشی از سقوط رژیم دوباره خود را بازسازی کرده و با برنامه ریزی درازمدت حکومت مردمی  را با پشتیبانی آن بخشی از جامعه که از این تغییر لطمه دیده است و منافع خود را از دست داده سرانجام سرنگون خواهند ساخت.

—ارتش در زمان انقلاب مصر به خیابان آمد برای آن که بر خلاف سپاه ، عمده بودجه آن را آمریکا میدهد و ارتش مصر باید گوش به فرمان آمریکا باشد وگرنه آن بودجه ملیاردی قطع میشود . آمریکا هم به سران ارتش گفت مبارک را تنها بگذارند تا سقوط کند . آمریکا تجربه انقلاب ایران را داشت . در ایران شاه در مقابل مردم ایستاد و دوسال با مردم جنگید ودراین نبرد ارتش ایران به کلی نابود شد و از بین رفت . دستگاه سیاسی آمریکا درس بزرگی از انقلاب ایران گرفت و آن این بود که اگر ملتی خواستار سرنگونی دیکتاتور خود هستند بهتر است آن دیکتاتور هرچه زودتر ساقط شود تا خشم مردم فرو بنشیند و در عوض سیستم حاکم در زمان دیکتاتور نسبتا دست نخورده باقی بماند . درسی را که از تجربه فروپاشی ارتش در ایران گرفتند با مهارت فراوان در مصر به خوبی پیاده کردند که باید به آنان آفرین گفت . مبارک را قربانی کردند تا سیستم مبارک و ارتش او دست نخورده باقی بمانند . البته تفاوت ایران با مصر در آن است که دولتهای ایران ، چه دولت شاه و چه این دولت ، به دلیل درآمد نفت میتوانند مستقل از قدرتهای خارجی عمل کنند اما ارتش مصر به دلیل فقر اقتصادی مصر به هرحال وابسته به کمکهای آمریکاست و باید گوش به فرمان باشد .

—-من با دموکراسی کنترل شده و ویترینی که یک ارتش آن را از پشت پرده کنترل کند مخالفم . میشود مثل دموکراسی ترکیه که نود سال تمام تحت کنترل ارتش بود و هر از گاهی وقتی کسی با رای مردم روی کار می آمد که از او راضی نبودند با یک کودتا حسابش را میرسیدند و دوباره روز از نو روزگاری از نو . دراین نوع دموکراسیها مثل موردترکیه فساد به علت عدم آزاد بودن قوه قضاییه بسیار گسترده است و تضادهای اجتماعی به صورت حل نشده مثل استخوانی در گلوی سیستم سیاسی باقی میماند و به محض آن که کنترل ارتش برداشته میشود این تضادهای حل نشده دوباره سر بر میدارند چون فرصت حل شدن به آنها داده نشده . در ترکیه نود سال تمام ارتش بر علیه اسلام مبارزه کرد اما به محض اینکه کنترل سیاسی برداشته شد حزب عدالت و توسعه که یک حزب اسلامگرا بود به قدرت رسید یعنی ارتش پس از نود سال نتوانسته بود این تضاد را حل کند . فقط دموکراسی است که این تضادها را حل میکند . حالا پس از ده سال دموکراسی بدون دخالت ارتش در ترکیه این تضاد خود به خود در حال حل شدن است . باورکنید اگر حکومت ارتش در ترکیه باقی مانده بود تا صد سال دیگر هم این تضاد حل نمیشد .

— آیا در آمریکا ، یا در انگلیس ، یا کانادا یا استرالیا یا هلند یا سایر دموکراسیهای دنیا ، اگر مردم از حاکمی ناراضی باشند ، به خیابان میریزند و از ارتش میخواهند آن حاکم را به زور برکنار کند ؟ یا اینکه به قانون گردن میگذارند و صبر میکنند تا در انتخابات بعدی ، مسالمت آمیز و از راه قانونی و با رای خود او را سرنگون کنند ؟ اگر قرار شد هر سیاستمداری را که در راس قدرت است با کودتا و زور برکنار کینم که دیگر باید فاتحه دموکراسی را خواند . دموکراسی یعنی حاکمیت قانون ، یعنی زیر پا گذاشتن احساسات تند و اجتناب از تصمیمهای آنی و صبر برای تغییر .

—اعتقاد به حکومت قانون و  دموکراسی حکم میکند که با کودتای ارتش در مصر مخالف باشیم . کودتا دموکراسی و حکومت قانون را خاتمه میدهد و ارتشیان را بر جان و مال مردم حاکم میکند . فرق نمیکند هدف کودتا که و چه گروه سیاسی باشد . مرسی یا برادعی یا هر فرد دیگری که با رای مردم روی کار آمده باشد نباید با کودتا سرنگون شود . در یک دموکراسی راه سرنگون کردن حزب و گروهی که مخالف میل ماست کودتا نیست ، صندوق رای است و این را قرنهاست که ملتهای دموکرات جهان دریافته اند . در عجبم ما در خاورمیانه کی درخواهیم یافت که در دموکراسی با رای مستقیم مردم حکومتها را عوض میکنند نه با کودتای ارتش . تا وقتی این حقیقت ساده را درک نکرده ایم لایق دموکراسی نخواهیم بود .

—ارتش مصر سابقه شصت ساله  ای از کودتا و فساد دارد و در این دوسال پس از انقلاب نیز تغییر اساسی نکرده است .اگر انقلاب مصر رخ نداده بود قرار بود جمال ، پسر مبارک ، جانشین او شود و فساد و تسلط ارتش بر جان و مال مصریان ادامه یابد . چیزی مانند حکومت  بشار اسد در سوریه یا سیف الاسلام  قذافی در لیبی یا رژیم سلطنتی کره شمالی. فساد ارتش در دوران مبارک به حدی بود که سرانجام کارد به استخوان مردم  رسید و بر علیه حکومت ارتشیان و در راس آنان مبارک ، دیکتاتور مصر ، انقلاب کردند. ارتش مصر در واقع کپیه سپاه پاسداران ماست که رانت خوار اصلی مملکت است و تمام اقتصاد ایران را تصرف کرده است . ارتش مصر نیز مانند سپاه پاسداران رانت خوار اصلی در مصر بود تا ا ینکه به یمن انقلاب دو سال پیش دستش را از جیب ملت بیرون کشیدند و به همین سبب ارتشیان از این انقلاب راضی نبودند و سرانجام نیز انتقام گرفتند . پلیس تا مغز استخوان فاسد مصر نیز دستچین این ارتش است و متاسفانه پس از انقلاب هیچ تصفیه ای در دستگاه پلیس صورت نگرفت . دستگاه قضایی مصر از راس تا ذیل همه گماشتگان ارتش در دوره پنجاه ساله تسلط آن بر مصر هستند و هیچیک از آنان پس از انقلاب از پست خود برکنار یا تصفیه نشده اند . حال مشاهده این امر که  این گروه  «خوشنام »،ارتش و پلیس و دستگاه قضایی ، در یک کودتا   اولین رییس جمهور قانونی مصر پس از پنج هزار سال دیکتاتوری را سرنگون میسازد لرزه بر اندام انسان می افکند .

ارتش روزنامه الاهرام ، پر تیراژترین روزنامه رسمی کشور را تسخیرکرده و آن را به زور تبدیل یه سخنگوی خود ساخته است . تمام تلوزیونهای اخوان و روزنامه ها و مجلات آنان را بسته است ، آیا این است دموکراسی ؟ آزادیخواهان مصری باید خط روشنی بین خود و این دستگاه فاسد بکشند و از همکاری وابستگان دیکتاتوری سابق مصر با خود شادمان نباشند. آزموده را آزمودن خطاست ، شصت سال دخالت ارتش در سیاست در مصر باید درسی بنیادین به آزادیخواهان مصری داده باشد که هرگز نباید از ارتش برای دخالت در سیاست دعوت کرد و براشتهای آن برای بازگشت به قدرت افزود . یکی از اصول اولیه دموکراسی این است که  هرگز به ارتش و نیروهای مسلح اجازه دخالت در فرایند سیاست ندهند چون صد هاسال است آزموده اند که دخالت ارتش در سیاست همان و کودتا و سقوط دموکراسی همان . شما در هیچیک از دموکراسیهای پیشرفته دنیا شاهد این نیستید که حتی در عمیقترین بحرانها ارتش را وارد برخوردهای سیاسی کنند. در مصر نیز به همچنین ، همکاری با ارتش و پلیس آینده خوبی برای دموکراسی در مصر رقم نمیزند و به ضرر دموکراسی نوپای مصر است . اینکه اولین رییس جمهور قانونی مصرکه با رای آزاد مردم انتخاب شده است  به این سادگی توسط ارتش و به زور  سرنگون شود یعنی چراغ سبز به این نهاد فاسد  که از این پس نیز هر رییس جمهوری را که مطابق میل آنان رفتار نمیکند  به سادگی سرنگون کنند. وقتی ارتش بتواند اولین رییس جمهور را به این صورت سرنگون سازد در سالهای آینده نیز با عطف به  این مورد به راحتی میتواند روسای جمهور دیگری را سرنگون کند که اینبار از جناح اخوان المسلمین نیستند . یک رییس جمهور سکولار را نیز میتوان با ارجاع دادن به این سرنگونی به راحتی کنار زد. با این کار ارتش مصر در واقع قدرت پس پرده نمایش دموکراسی مصر خواهد بود ، چیزی شبیه به نقش ارتش ترکیه در نود سال اخیر که خوشبختانه با پیشرفت ونهادینه شدن دموکراسی در ترکیه سرانجام در چند سال اخیر این نقش از ارتش ترکیه گرفته شد .

امیدوارم طرفداران دموکراسی در مصر دریابند که دخالت ارتش در سیاست ، به هردلیل و به هر صورت ،  آینده دموکراسی در مصر را تیره و تارخواهد کرد. حمایت از ارتش و اعمال ضد دموکراتیک آن یعنی پروردن ماری در آستین که دیر یا زود تبدیل به اژدهایی خواهد شد که بود و به جان همین آزادیخواهان خواهد افتاد .  آزادیخواهان باید صفوف خود را از صف طرفداران رژیم دیکتاتوری سابق جدا کنند و به ارتش بگویند از پیشنهاد کمک شما ممنونیم اما خود میتوانیم این کار را انجام دهیم و لزومی به حمایت شما و پلیس و دستگاه قضایی فاسد رژیم پیشین نداریم .

در یک دموکراسی راه تغییر حکومت صندوق رای است نه کودتا

ژوئیه 3, 2013

اعتقاد به حکومت قانون و  دموکراسی حکم میکند که با کودتای ارتش در مصر مخالف باشیم . کودتا دموکراسی و حکومت قانون را خاتمه میدهد و ارتشیان را بر جان و مال مردم حاکم میکند . فرق نمیکند هدف کودتا که و چه گروه سیاسی باشد . مرسی یا برادعی یا هر فرد دیگری که با رای مردم روی کار آمده باشد نباید با کودتا سرنگون شود . در یک دموکراسی راه سرنگون کردن حزب و گروهی که مخالف میل ماست کودتا نیست ، صندوق رای است و این را قرنهاست که ملتهای دموکرات جهان دریافته اند . در عجبم ما در خاورمیانه کی درخواهیم یافت که در دموکراسی با رای مستقیم مردم حکومتها را عوض میکنند نه با کودتای ارتش . تا وقتی این حقیقت ساده را درک نکرده ایم لایق دموکراسی نخواهیم بود .

ارتش خیرخواه مردم نیست

ژوئیه 2, 2013

ارتش مصر سابقه شصت ساله  ای از کودتا و فساد دارد و در این دوسال پس از انقلاب نیز تغییر اساسی نکرده است .اگر انقلاب مصر رخ نداده بود قرار بود جمال ، پسر مبارک ، جانشین او شود و فساد و تسلط ارتش بر جان و مال مصریان ادامه یابد . چیزی مانند حکومت  بشار اسد در سوریه یا سیف الاسلام  قذافی در لیبی یا رژیم سلطنتی کره شمالی. فساد ارتش در دوران مبارک به حدی بود که سرانجام کارد به استخوان مردم  رسید و بر علیه حکومت ارتشیان و در راس آنان مبارک ، دیکتاتور مصر ، انقلاب کردند . پلیس تا مغز استخوان فاسد مصر نیز دستچین این ارتش است و متاسفانه پس از انقلاب هیچ تصفیه ای در دستگاه پلیس صورت نگرفت . دستگاه قضایی مصر از راس تا ذیل همه گماشتگان ارتش در دوره پنجاه ساله تسلط آن بر مصر هستند و هیچیک از آنان پس از انقلاب از پست خود برکنار یا تصفیه نشده اند . حال مشاهده این امر که  این گروه  «خوشنام »،ارتش و پلیس و دستگاه قضایی ، از برکناری اولین رییس جمهور قانونی مصر پس از پنج هزار سال دیکتاتوری حمایت میکنند لرزه بر اندام انسان می افکند .

ارتش مصر در این چند روز پرتیراژترین روزنامه کشور ، الاهرام ، را تصرف کرده و از طریق آن به رییس جمهور قانونی کشور اخطار کرده که کنار رود، تلوزیون نیزدر ساعات اخیر به تصرف ارتش در آمده است  . رهبران ارتش مصاحبه میکنند و رسما سخن از دخالت در امورکشور میرانند . این چیزی جز یک شبه کودتا نیست که امیدوارم به زودی تبدیل به یک کودتا نشود .آزادیخواهان مصری باید خط روشنی بین خود و این دستگاه فاسد بکشند و از همکاری وابستگان دیکتاتوری سابق مصر با خود شادمان نباشند. آزموده را آزمودن خطاست ، شصت سال دخالت ارتش در سیاست در مصر باید درسی بنیادین به آزادیخواهان مصری داده باشد که هرگز نباید از ارتش برای دخالت در سیاست دعوت کرد و براشتهای آن برای بازگشت به قدرت افزود . یکی از اصول اولیه دموکراسی این است که  هرگز به ارتش و نیروهای مسلح اجازه دخالت در فرایند سیاست ندهند چون صد هاسال است آزموده اند که دخالت ارتش در سیاست همان و کودتا و سقوط دموکراسی همان . شما در هیچیک از دموکراسیهای پیشرفته دنیا شاهد این نیستید که حتی در عمیقترین بحرانها ارتش را وارد برخوردهای سیاسی کنند. در مصر نیز به همچنین ، همکاری با ارتش و پلیس آینده خوبی برای دموکراسی در مصر رقم نمیزند و به ضرر دموکراسی نوپای مصر است . اینکه اولین رییس جمهور قانونی مصرکه با رای آزاد مردم انتخاب شده است  به این سادگی توسط ارتش و به زور  سرنگون شود یعنی چراغ سبز به این نهاد فاسد  که از این پس نیز هر رییس جمهوری را که مطابق میل آنان رفتار نمیکند  به سادگی سرنگون کنند. وقتی ارتش بتواند اولین رییس جمهور را به این صورت سرنگون سازد در سالهای آینده نیز با عطف به  این مورد به راحتی میتواند روسای جمهور دیگری را سرنگون کند که اینبار از جناح اخوان المسلمین نیستند . یک رییس جمهور سکولار را نیز میتوان با ارجاع دادن به این سرنگونی به راحتی کنار زد. با این کار ارتش مصر در واقع قدرت پس پرده نمایش دموکراسی مصر خواهد بود ، چیزی شبیه به نقش ارتش ترکیه در نود سال اخیر که خوشبختانه با پیشرفت ونهادینه شدن دموکراسی در ترکیه سرانجام در چند سال اخیر این نقش از ارتش ترکیه گرفته شد .

امیدوارم طرفداران دموکراسی در مصر دریابند که دخالت ارتش در سیاست ، به هردلیل و به هر صورت ،  آینده دموکراسی در مصر را تیره و تارخواهد کرد. حمایت از ارتش و اعمال ضد دموکراتیک آن یعنی پروردن ماری در آستین که دیر یا زود تبدیل به اژدهایی خواهد شد که بود و به جان همین آزادیخواهان خواهد افتاد .  آزادیخواهان باید صفوف خود را از صف طرفداران رژیم دیکتاتوری سابق جدا کنند و به ارتش بگویند از پیشنهاد کمک شما ممنونیم اما خود میتوانیم این کار را انجام دهیم و لزومی به حمایت شما و پلیس و دستگاه قضایی فاسد رژیم پیشین نداریم .

با خشونت نمیتوان به دموکراسی رسید

ژوئیه 1, 2013

انقلابها همیشه به آرامی شروع میشوند و در ابتدا شبیه یک کارناوال یا جشن عمومی هستند . همه با هم بر علیه دیکتاتور متحدند ، همه برادرند ، همه شادند . اما انقلاب در این مرحله متوقف نمیماند و به تدریج رادیکالتر و رادیکالتر میشود و شکافهای بزرگی در جامعه بین طبقات و گروههای مختلف اجتماعی ایجاد میشود . متاسفانه گاهی این رادیکالیزم به جایی میرسد که گروهها و طبقات اجتماعی متوسل به خشونت میشوند . خشونت ضد دموکراسی است و اولین قربانی خشونت ، دموکراسی و مردم سالاری است . آن گاه که خشونت تنها وسیله حل اختلاف بین طبقات اجتماعی میشود دموکراسی به کنار میرود و گروههای رادیکال و ضد دموکرات قدرت می یابند . متاسفانه به نظر میرسد انقلاب مصر به تدریج وارد مرحله رادیکال شده است . امیدوارم مصریها از تجربه ما ایرانیها درس گرفته باشند و متوسل به خشونت نشوند .

ایران ، مصر ، انقلاب

ژوئن 29, 2013

اگر انقلاب ایران ، مانند انقلاب مصر ،  به جای سال 57 در این سالها رخ داده بود ، اکنون مردم ایران در خیابانها با تظاهرات عظیمی همچون تظاهرات امروز و فردای مصر خواستار برکناری خمینی و دولت او بودند . اما  چون در عصر تئوری انقلابهای کمونیستی و خونین و نبرد چریکی به روش کوبایی و اعتقاد به  دیکتاتوری پرولتاریا و عدم مقبولیت دموکراسی در میان انقلابیان آن سالها رخ داد ، منجر به دیکتاتوری خمینی شد . و اما اگربالعکس،  انقلاب مصر در سال 57 رخ داده بود ، اکنون  اپوزیسیون مصر در میانه یک سرکوب خونین آخرین نفسهای خود را میکشید و اعضای آن یا درزندان بودند یا از کشور متواری شده بودند . ما ایرانیها ، مثل مردم روسیه ، شانس نیاوردیم . انقلاب آنها هم در زمانه اوج تئوریهای سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا رخ داد و منجر به دیکتاتوری توتالیتر کمونیستی شد که هنوز پس از صد سال از زیر آسیبها و ضربات آن انقلاب قد راست نکرده اند وگرفتار عوارض آن هستند . امیدوارم سرنوشت ما مانند آنان نشود و بهای آن انقلاب خونین را تا صد سال دیگر نپردازیم .

چرا انقلاب ایران به دیکتاتوری انجامید و انقلاب مصر به دموکراسی خواهد رسید

فوریه 4, 2013

انقلاب مصر به راه دموکراسی میرود نه دیکتاتوری . دلایل زیادی دال بر این امر در دست است :

1. مهمترین دلیل آن است که مردم مصر، مانند سایر ملل خاورمیانه  تجربه تلخ انقلاب اسلامی ایران را سی سال است دنبال کرده اند و به همین دلیل محال است مصر مانند ایران شود زیرا میدانند اگر به زیر یوغ اسلامیها بروند چه سرنوشتی در انتظارشان است . در ایران تجربه ای از انقلاب اسلامی در کشور دیگری در کار نبود و رهبران انقلاب میتوانستند وعده های بزرگ دهند و ملت هم باور میکردند  .

2.مصر درگیر جنگی سرنوشت ساز با یک کشور دیگر نیست تا سران مملکت به بهانه جنگ صداهای مخالف را خاموش سازند . جنگ با عراق بهترین بهانه برای سرکوب همه صداهای مخالف را به دولت ایران داد .

3. جهان یک جهان دوقطبی مانند زمان انقلاب ایران نیست که هر حرکتی در هر ملتی در جهان توسط ابرقدرتها در چهارچوب نبرد کمونیسم و سرمایه داری ارزیابی شده و نسبت به ان عکس العمل نشان داده شود . جهان غرب دیگر از ترس کمونیسم دیکتاتور پروری نمیکند .

4. ایده انقلاب خونین  نخ نما شده و از رونق افتاده است . در قرن بیستم  به سبب وقوع  انقلاب روسیه و چین و انقلابهای دیگر در جهان سوم مانند الجزایر و کوبا و نبرد قهرمانانه مردم ویتنام بر علیه امپریالیسم آمریکا اصولا تصور نیروهای انقلابی از انقلاب، یک انقلاب خونین و سپس برقراری یک دیکتاتوری پرولتاریا و خلقی  برای سرکوب مخالفت رژیم سرنگون شده  و پس از آن دخالت وسیع دولت در امور اقتصادی بود . اکنون دید دموکراسی جایگزین دید دیکتاتوری پرولتاریا و انقلاب خونین شده است .

5. نسل جوان ایران در زمان شاه زاده بیست و پنج سال دیکتاتوری مطلقی بودند که آنان را بی خبر از تاریخ گذشته خود و انقلاب مشروطه و اصولا سیاست و دموکراسی بار آورده بود . نه مجلسی درست و حسابی در کار بود و نه انتخاباتی و نسل جوان اصولا نمیدانست دموکراسی یعنی چه و طبعا خیلی نرمتر و راحتتر جذب ایده لوژیهای انحصار طلب میشد .

6. انقلاب 57 دوسال طول کشید و در طی آن ارتش و ساواک کشتارهای وسیعی در همه شهرهای ایران و حتی دور افتاده ترین روستاها به راه انداختند . این دوسال کشتار کینه عمیقی نسبت به ساواک و ارتش و عمال رژیم شاه ایجاد کرده بود که به محض پیروزی انقلاب منجر به انتقامگیریهای گسترده شد حال آن که انقلاب مصر خیلی کوتاهتر بود و آمریکا با درس گرفتن از تجربه انقلاب ایران خیلی سریع مبارک را کنار زد و ارتش مصر دست نخورده باقی ماند در حالی که ارتش در ایران در یک انتقام وسیع مردمی به کلی از هم پاشید .

7. ایرانیان تجربه تلخ کودتای آمریکایی 28 مرداد را داشتند و ترس از کودتایی دیگر توسط امپریالیسم آمریکا و بازگرداندن رژیم پهلوی باعث میشد که نیروهای چپ دست به عصا راه روند در حالیکه مصریها سالهاست مستقل بوده اند (از زمان ناصر ) و ترس و تجربه ای در مورد یک کودتای خارجی ندارند و به سبب عدم وجود این خاطره تلخ تاریخی احزاب مخالف اجازه فعالیتهای گسترده تری به خود میدهند .

8 .اما یک امر بسیار مهم دیگر کاریزمای رهبری خمینی بود که از سالها پیش از پیروزی انقلاب 57 هاله ای بر گرد این مرد پدید آورده بود و توده های محروم او را مانند یک قدیس میپرستیدند . همین باعث شد که خمینی حرف آخر را میزد و همین کاریزما منجر به برقراری دیکتاتوری اسلامی شد . حال آنکه در مصر به هیچوجه شخصیت مشابهی نمیتوان یافت . حد اکثر مرسی است که او هم سابقه و کاریزمایی ندارد و محبوب نیست و مورد نفرت بسیاری از مردم است و هرگز نخواهد توانست مانند خمینی در سیر انقلاب تاثیر بگذارد .

به همه این دلایل انقلاب مصر به راه دموکراسی میرود و به سبب همه این دلایل متاسفانه انقلاب ما به راه دیکتاتوری توتالیتر اسلامی در غلطید . متاسفانه ملت ما باید فدا میشد تا سراسر خاورمیانه درس بگیرند و تجربه تلخ انقلاب اسلامی دیگر هرگز تکرار نشود.

دوراهی انقلاب

ژانویه 27, 2013

همه انقلابها با امید و آرزو آغاز میشود . سپس ضد انقلاب شکست خورده برای بازگشت «دوران خوش سابق» دست به خرابکاری و تشنج میزند . سپس انقلاب برای دفاع از خود مجبور به شدت عمل میشود . هر انقلاب اصیلی سرانجام به این دوراهی میرسد . ملایمت در مقابل ضد انقلاب و شکست ، یا جواب دادن خشونت ضد انقلاب با خشونت انقلابی . مصر اکنون به آن دوراهی رسیده است.

پیروزی دموکراسی در مصر و مرحله بعد

دسامبر 26, 2012

63 درصد از رای دهندگان در مصر قانون اساسی جدید را تایید کرده اند . مرحله بعد انتخابات مجلس است . اگر مصر به یک دموکراسی با ثبات دست یابد آینده خاورمیانه دموکراتیک خواهد بود زیرا هر آنچه در مصر رخ دهد دیر یا زود در سایر کشورهای عرب خاورمیانه تکرار خواهد شد.