Posts Tagged ‘مصر’

پیروزی دموکراسی در مصر

دسامبر 24, 2012

از صمیم قلب تبریک به ملت مصر برای تصویب قانون اساسی . یک پیچ اساسی بر سرراه دموکراسی در مصر رد شد . طرفداران رژیم سابق و ضد انقلابیان که خود را در صفوف مخالفان قانون اساسی قاطی کرده بودند تمام تلاش خود را برای ایجاد آشوب و سرنگونی دولت قانونی و دموکراتیک مصر به کار بردند ولی موفق نشدند . مخالفان در روزهای آخر متوجه این توطئه شوم شده و صفوف خود را جدا کردند و در رفراندوم قانون اساسی شرکت کردند . با تصویب قانون اساسی اختیارات همه شعبات دولت مصر مشخص میشود و دیگر رییس جمهور نمیتواند خودسرانه بر اختیارات خود بیفزاید . مرحله بعدی انتخابات مجلس مصر است که دفعه پیش به ناحق توسط ارتش مصر منحل شده بود . اکنون که مخالفان در طی یک سال اخیر توانسته اند یک جبهه متحد به وجود آورند هیچ بعید نیست در انتخابات پیش رو موفق به کسب اکثریت کرسیهای مجلس شوند . به هرحال ، هرکس پیروز شود مهم آن است که دموکراسی بر قرار بماند و هردوطرف به حکم قانون و صندوق رای گردن نهند . امید که به زودی احترام به نتیجه انتخابات و قبول حکم اکثریت، که بنیادیترین اصل دموکراسی است ، در مصر نهادینه شود .

پیروزی دموکراسی در مصر

دسامبر 18, 2012
مردم قاهره 57 درصد رای مخالف به قانون اساسی دادند . بارها گفتم مردم خاورمیانه از تجربه تلخ ایران درس گرفته اند و محال است دیگر یک جمهوری اسلامی به روش ایران در کشور دیگری در خاورمیانه ایجاد شود . حتی اگر این قانون اساسی باز هم تصویب شود به کلی با ماجرای ایران و رفراندوم «جمهوری اسلامی آری یا نه » و تیربارانها و غیره فرق دارد .یک ماه گذشته مورد انتقاد شدید کاربران بودم که چرا از رفراندوم حمایت میکنم و چرا مخالف سرنگونی اولین دولت دموکراتیک مصر هستم . بارها تذکر دادم این دوستان که حمله میکنند یک صفحه خط خورده انقلاب ایران را سی و چند سال است در مغز خود تکرار میکنند و قادر به دیدن واقعیت سیاسی خاورمیانه نیستند . خوشحالم که پیش بینی من درست در آمد . میخواهم ببینم آیا هنوز هم اینها معتقدند ماجرای انقلاب اسلامی دوباره در مصر تکرار میشود ؟

پیروزی دموکراسی در مصر

دسامبر 16, 2012

در قاهره در همه پرسی قانون اساسی تنها ۴۳ درصد موافق و ۵۷ درصد مخالف بوده اند. این پیروزی بزرگی برای سکولارها و لیبرالهای مصر است و نشان میدهد که تلاش آنها برای تبلیغ نظراتشان موفق بوده است . بسیار خوشحالم که آنها صف خود را از تفاله های ساداتی/مبارکی جدا کردند و راه مخالفت از طریق صندوق رای را برگزیدند و به نظر می آید موفق شوند . به نظر من مهمترین مسئله در مصر پیروزی باور به دموکراسی در توده مردم است . باور به حاکمیت رای اکثریت و صندوق رای . اینکه چه کسی امروز اکثریت آرا را به دست می آورد و چه گروهی فردا ، در مرحله دوم قرار میگیرد . مصریها البته سالهای سال باید تمرین دموکراسی کنند ، باور به دموکراسی چند نسل طول میکشد تا نهادینه شود ولی فعلا قدمهای اول را خوب برداشته اند . یک ماه اخیر طرفداران رژیم سابق با نفوذ در صفوف تظاهرکنندگان سعی کردند از مخالفت بر حق آنان با تحمیل قوانین اسلامی سو استفاده کرده و از راههای غیر قانونی و ایجاد آشوب به اهداف شوم خود دست یابند ولی مخالفان در لحظات آخر متوجه شدند و صفوف خود را از این آشوبگران جدا کردند و راه دموکراسی و صندوق رای را برگزیدند و به نظر می آید که اتفاقا موفق هم بوده اند . قاهره که پایتخت مصر و طبعا باسوادتر و فهمیده تر است عمدتا به پیش نویس قانون اساسی رای منفی داده است . البته ممکن است در مرحله دوم در مناطق حاشیه ای و روستایی رای اکثریت به همین قانون اساسی باشد ولی در نهایت آنچه مهم است اینکه هر دوگروه درگیر با احترام به دموکراسی و انتخابات مانع عمیق شدن بحران و آشوب شدند . بحران فقط میدان به ارتش میداد که دست به کودتا و سرکوب بزند .

راه دموکراسی در مصر از صندوق رای میگذرد نه آشوب و شورش

دسامبر 14, 2012

بسیار خوشحالم که معترضان به قانون اساسی صف خود را از تفاله های ساداتی /مبارکی که در صفوف آنان نفوذ کرده بودند جدا کردند . بازماندگان رژیم سابق سعی داشتند با استفاده از تظاهرات به حق مخالفان مرسی دولت قانونی و دموکراتیک مصر را ساقط سازند و در آشوبی که به راه می افتد دموکراسی نوپای مصر را نابود کنند . خوشبختانه احزاب مخالف متوجه این توطئه شدند و با قبول شرکت در رفراندوم آن را در نطفه خفه کردند .

همانطور که قبلا گفته بودم راه دموکراسی از صندوقهای رای میگذرد و نه تلاش در سرنگونی اولین دولت دموکراتیک مصر پس از پنج هزار سال دیکتاتوری . آنچه اکنون در مصر مهم است پیروزی دموکراسی است و برنده شدن این یا آن گروه در انتخابات در درجه دوم اهمیت قرار دارد . ملت مصر باید به تدریج اصول اساسی و بنیادین دموکراسی را بیاموزند که البته اولین اصل دموکراسی انتخابات و احترام به نتایج انتخابات و رای و نظر اکثریت است . گروههای سیاسی مصر باید بیاموزند که حتی اگر رای اکثریت مخالف نظر آنان باشد باید به این نظر احترام گذاشت و تلاش در جهت تغییر این رای نیز باید از طریق صندوق رای باشد .

اکنون که مخالفان راه انتخابات دموکراتیک و رفراندوم را پذیرفته اند چه بسا از همین راه و با ریختن آرای منفی به صندوق موفق به لغو قانون اساسی شوند . در این صورت قانون اساسی جدیدی نوشته خواهد شد که احتمالا بیشتر موافق نظر آنان خواهد بود . به هرحال همین قانون اساسی فعلی  نیز در صورت تصویب با رای اکثریت  ،  اختیارات رییس جمهور را تحدید میکند و این نیز یکی از خواستهای تظاهرکنندگان بوده است .

مبارزه دموکراسی و دیکتاتوری در مصر و رفراندوم قانون اساسی

دسامبر 12, 2012

پیروزی دموکراسی در مصر ، که مهمترین کشور خاورمیانه است ، در حکم پیروزی دموکراسی در خاورمیانه است و در سرنوشت کشور استبداد زده ما نیز بسیار تاثیر دارد و به مبارزه در راه دموکراسی در ایران کمک خواهد کرد . با توجه به آن که بسیاری از ایرانیان مشابه سازیهایی با انقلاب سال 57 میکنند و در نتیجه از این فرض غلط به نتایج نادرستی دست می یابند لازم دیدم مختصری از آنچه در دوسال اخیر در مصر گذشته ذکر کنم تا بدانیم واقعا در مصر چه میگذرد و تحت تاثیر احساسات تند قضاوت نکنیم .

داستان آنچه در مصر میگذرد بر خلاف آنچه اکثر منابع خبری غرب وانمود میکنند داستان مبارزه دیکتاتوری و دموکراسی نیست که در یک سوی آن مرسی و در سوی دیگر تظاهرکنندگان قرار گرفته اند . اقدامات مرسی تا کنون همیشه به صورت عکس العملی و در مقابله با اقدامات تظاهرکنندگان و نیروهای رژیم سابق بوده است و نه به صورت ابتدا به ساکن و با برنامه ریزی قبلی . بسیاری از مخالفان مرسی کسانی هستند که از سالها دیکتاتوری فاسد مصر منتفع شده بودند و اکنون شدیدا تلاش میکنند تا دستاوردهای انقلاب مصر را باطل کرده و به دوران پیش از انقلاب بازگردند . اینها عموما یا سرمایه داران دزدی هستند که به علت نزدیکی به خانواده های سادات و مبارک ملیاردها دلار به جیب زدند و یا کارمندان و قضات عالیرتبه دولت و نزدیک به سادات و مبارک که اکنون قدرت خود را در خطر میبینند و از کشانده شدن به دادگاه و پاسخگویی به جنایات و دزدیهای خود هراسانند. دستگاه قضایی مصر که داعیه بیطرفی دارد و شدیدا در حوادث چند ماه اخیر دخیل بوده است عمدتا از قضاتی تشکیل شده که زمان سادات و مبارک برگزیده شده اند و در تصمیم گیریهای قضایی آن سیستم بر علیه مردم مصر شرکت داشته اند . این قضات ارتباط بسیار نزدیکی با ارتش ، پلیس و پلیس مخفی مصر دارند و ماههاست که به هر وسیله ممکن سعی کرده اند ترمزی در مقابل دستاوردهای انقلابی مردم مصر باشند . بهترین راه برای درک واقعیت آنچه در مصر میگذرد نگاهی کوتاه به وقایع 22 ماه اخیر است . حسام الامین ، مفسر سیاسی ، تقویم کوتاهی از وقایع اخیر مصر در مجله سیاسی اینترنتی counterpunch نوشته که در اینجا ذکر میکنم :

1 . مارس 2011: خونتای نظامی حاکم رفراندومی برگزار میکند و از مردم مصر میپرسد آیا میخواهند ابتدا یک پارلمان داشته باشند یا قانون اساسی . 75 درصد مردم مصر رای به برگزاری انتخابات برای مجلس میدهند چون میدانند هدف خونتای نظامی آن است که ابتدا یک قانون اساسی مطابق میل خود بنویسد و سپس بر مبنای آن مجالس را انتخاب کند .

2. نوامبر و ژانویه 2011 و 2012: در طی دو انتخابات برای مجالس قانونگذاری و سنا ، اسلامگرایان بارای مستقیم مردم مصر اکثریت را در هر دو مجلس به دست می آورند و سه چهارم کرسیهای هر دو مجلس را تصاحب میکنند . این باعث هراس ارتش ودستگاه اداری مصر میشود . ناظران بین المللی صحت انتخابات را تایید میکنند ، تقلبی در کار نبوده است .

3. مطابق قانون پارلمان که منتخب مردم مصر است اعضای مجلس موسسان را بر میگزیند . اما قضات وابسته ارتش این مجلس موسسان را منحل میکنند .

4. پارلمان منتخب مردم مصر مجلس موسسان دومی بر میگزیند . اینبار پنجاه درصد کرسیهای این مجلس به گروههای غیر اسلامی اختصاص مییابد (نمایندگان جوانان انقلابی ، لیبرالها ، ملی گرایان ، مسیحیان قبطی و سایر گروههای غیر اسلامی )

5. ژوئن 2012 : قضات منتخب مبارک ، دادگاه عالی مصر ، در مقابل حیرت عمومی مردم مصر پارلمان منتخب مردم مصر را منحل میکند (آه از نهاد کاربران ایرانی اینترنت بر نمی آید و خوششان هم می آید و این عمل آشکارا ضد دموکرتیک را تایید میکنند  اما در مصر تظاهرات میشود و مردم مخالف انحلال پارلمان هستند )

6. می و ژوئن 2012 : انتخابات ریاست جمهوری . کاندید محبوب اخوان المسلمین که شناخته شده است و بی تردید اکثریت مطلق آرا را به دست خواهد آورد توسط کمیسیون انتخابات منتخب زمان مبارک از شرکت در انتخابات محروم میشود . اخوان در آخرین لحظات مرسی را که ناشناخته است جایگزین کاندید خود میکنند . با این وجود مرسی در انتخابات در مقابل یکی از اعضای عالیرتبه دولت مبارک ، احمد شفیق ، آخرین نخست وزیر مبارک (که به علت شرکت در دولت مبارک قاعدتا حق شرکت در انتخابات را نداشت ) پیروز میشود . طرفداران رژیم سابق ملیونها دلار برای پیروزی شفیق خرج میکنند ولی موفق نمیشوند .

7. فرماندهان ارتش به انتقام شکست کاندید خود بلافاصله تقریبا همه اختیارات ریاست جمهوری را لغو و باطل میکنند و مرسی زمانی کار خود را شروع میکند که به حکم ارتش تقریبا هیچ قدرت قانونی ندارد ولی از حمایت مردم برخوردار است

8. در ماه آگوست مرسی به پشتیبانی مردم در یک اقدام متهورانه فرمانده ارتش و چند فرمانده عالیرتبه نظامی دیگر را برکنار میکند ولی ارتش به علت حمایت گسترده مردم از این اقدام مرسی عکس العملی نمیکند.

9 . مجلس موسسان دوم مشغول بررسی قانون اساسی است که برخی از گروه پنجاه درصدی غیر اسلامی مجلس را ترک میکنند . آنها امیدوارند سایر اعضای گروه نیز به آنها بپیوندند تا مجلس از اکثریت بیفتد ولی این امر رخ نمیدهد و مجلس به صورت قانونی به کار خود و نوشتن قانون اساسی ادامه میدهد .

10.قضات عالیرتبه وابسته ارتش تصمیم میگیرند روز دوم دسامبر مجلس موسسان را که هنوز از اکثریت قانونی برخوردار است منحل کنند . درعین حال برنامه آن است که در آن روز در صورت امکان مجلس سنا و همچنین انتخابات ریاست جمهوری را که منجر به انتخاب مرسی شد نیز به دلایل تکنیکی غیر قانونی اعلام کرده و مرسی را برکنار کنند .

11. مجلس موسسان میجنبد و قبل از انحلال متن قانون اساسی را تکمیل کرده و برای رفراندوم قانون اساسی تحویل دولت میدهد . قضات که میبینند برنامه آنها برای انحلال مجلس نتیجه نداده است دست به اعتصاب میزنند .

12 .مرسی و انقلابیان مصر میدانند که در صورت ادامه تاکتیکهای تاخیری ارتش و وابستگان مبارک مصر تا مدتها روی آرامش را نخواهد دید و در آشوب و شورش دست و پا خواهد زد . اقتصاد مصر به علت لجبازیهای ارتش و قضات روز به روز خرابتر میشود و رو به سقوط دارد و اگر خرابکاریها ادامه یابد بحران اقتصادی عمده ای مصر را تهدید میکند . مصر باید هرچه زودتر این دوران را پشت سر گذاشته و با رفراندوم قانون اساسی و انتخابات مجلس وارد دوران جدیدی شود تا شورش و اغتشاش فعلی فرو بنشیند و اقتصاد دوباره راه بیفتد . مخالفان مرسی اگر با این قانون اساسی مخالفند به جای تلاش در انحلال مجلس موسسان باید در رفراندومی که در راه است به صورت قانونی این قانون را رد کنند تا قانون اساسی جدیدی نوشته شود .

آیا حالا ثابت شد که طرفدار دموکراسی است و که نیست

دسامبر 9, 2012

خوشحالم که نظر و اعتقادم در مورد انقلاب مصر درست از آب درآمد و معلوم شد که مرسی مبارک نیست (و روسیاهی به ذغالهایی ماند که فریادشان گوش فلک را کرکرده بود که مرسی یک مبارک جدید است ). فکر کنم برای مردم مصر ثابت شد که مرسی مبارک نیست و حاضر است حتی به درخواست اقلیتی تظاهرکننده که به خیابان آمده اند نیز پاسخ دهد . او اختیارات ویژه را لغو کرد و دیگر قرار نیست کسی از قاتلان و جنایتکاران و دزدان رژیم سابق مجازات شود . قاعده دموکراسی آن است که اکنون که او به خواست این تظاهرکنندگان  پاسخ داده است تظاهرات تمام شده و سپس در رفراندومی که در راه است اگر با قانون اساسی مخالفند به آن رای منفی دهند تا لغو شود. این معیا رو محکی خواهد بود . اگر تظاهرات ادامه یابد و خواست آن سرنگونی رییس جمهور قانونی مصر باشد قاعدتا باید گفت آنان که هنوز در این تظاهرات شرکت دارند اصول اولیه دموکراسی را نیز نمیدانند و در نمی یابند رییس جمهوری که با رای مردم انتخاب شده باید یک دوره چهارساله راس کار باشد و سپس در «انتخابات» و با رای مردم برکنار شود . اگر این تظاهرکنندگان در خیابان بمانند و خواستار برکناری مرسی از راههای غیر قانونی شوند باید فاتحه دموکراسی نوپای مصر را خواند .

من فقط امیدوارم دموکراسی در مصر پابرجا بماند  و ریشه بگیرد و مردم کم کم یاد بگیرند که راه حل اختلافات صندوق رای است نه کتک کاری در خیابان و یا انحلال مجلس قانونی و مجلس موسسان (مجلس منتخب مردم توسط ارتش منحل شد، مجلس اول قانون اساسی هم باز توسط ارتش منحل شد و این مجلس دومین مجلس قانون اساسی بود که در انتخابات برگزیده شده بود ، کاندید اصلی اخوان برای ریاست جمهوری هم توسط ارتش از شرکت در انتخابات منع شد و اخوان مجبور شد در روزهای آخر انتخابات مرسی را که اصلا شناخته شده نبود کاندید کند ) .این آرزوی من هم   برای مردم مصراست ،  که حقشان نیست انقلابشان ضایع شود و هم برای مردم ایران برای اینکه اگر مصر دموکرات باقی بماند این در سرنوشت ایران هم تاثیر خواهد گذاشت . سوال کوچکی هم که دارم این است  که چطور میشود مجلسی که توسط مردم برگزیده شده و نمایندگانش منتخب مردم هستند قانون اساسی ضد خواست این مردم تصویب کند ؟ نمایندگانی  هم که مجلس را تحریم کردند چون میدانستند اقلیت هستند و با رای آزاد و دموکراتیک خود نمیتوانند قانون را لغو کنند استعفا دادند ولی تعدادشان به حدی کم بود که حتی اینکارشان باعث ابستراکسیون هم نشد و مجلس باز در اکثریت باقی ماند و قانون را تصویب کرد تا به رفراندوم گذاشته شود . حالا هم مسئله ای نیست ، رفراندوم قانونی در راه است . اگر مخالفان این قانون در اکثریت هستند که با رای منفی خود قانون را لغو خواهند کرد و خوشحال و خندان به هدفشان میرسند . اگر هم در اقلیت هستند قانون اساسی با رای اکثریت تصویب میشود . دیگه چه مشکلی دارند ؟ مگر دموکراسی چیز دیگری غیر از رای اکثریت و اقلیت است ؟؟ امیدوارم اگر این قانونی که با رای نمایندگان مردم نوشته و تصویب شده آنقدر  بداست  که اینها میگویند در رفراندوم قانونی لغوشود  . ولی راه لغو این قانون کتک کاری در خیابان و دفتر حزب آتش زدن نیست ، این راه دموکراتیکش نیست . نتیجه این قلدر بازیها فقط ضربه خوردن دموکراسی است  نه قوی شدن آن . نتیجه اش این است  که وقتی این رسم شود که هرکسی نظر خودرا با کتک کاری در خیابان و نه از راه صندوق رای به کرسی بنشاند  فردا قلدرترین نیروی کشور هم که ارتش هست با بهره برداری از همین قانون شکنیها وارد میدان میشود و با قلدری و کتک کاری کار دموکراسی را تمام میکند . به هرحال دموکراسی یعنی احترام به رای اکثریت حتی اگر این رای مخالف میل بنده و شما باشد .

منش دموکراتیک در مصر

دسامبر 6, 2012

امروز پنجشنیه ، یک عضو مجلس موسسان مصر در اسکندریه مورد حمله تظاهرکنندگان قرار گرفت . ماشین او به آتش کشیده شد و او را با ضرب و شتم به سمت ریل قطار میبردند تا زیر قطار بیندازند که فرار کرد  و اکنون در بیمارستان است . عجب تظاهرکنندگان آزادیخواهی . کاملا معلوم است که عناصر ضد انقلاب در صف این به اصطلاح انقلابیون رخنه کرده اند . انقلابیانی که وقتی ارتش پارلمان مصر را منحل کرد هیچ نگفتند ، وقتی کاندید محبوب اخوان را از شرکت در انتخابات محروم کرد ساکت بودند ، وقتی مجلس اول موسسان را منحل کردند سوت کشیدند و دست زدند ، اما حال که قانون اساسی به رفراندوم گذاشته میشود و ممکن است با رای اکثریت مردم مصر تایید گردد به خیابانها ریخته اند  . عجب دموکراسی زیبایی . از قرار همه کشته شدگان تظاهرات دیروز نیز اعضای اخوان بوده اند و نه از به اصطلاح تظاهرکنندگان برای دموکراسی . مراکز احزاب اخوان نیز دوباره در چند شهر به آتش کشیده شده است در حالی که احزاب مخالفان کاملا سالم باقی مانده و در تمام این مدت یک حمله به آن نشده است با اینکه اخوان بسیار سازمان یافته اند و اگر بخواهند میتوانند به آسانی مقابله به مثل کنند . اخوان به حدی بر اعضای خود تسلط دارد که حتی سلفیهای افراطی که اعضای آن نیستند و سازمانهای مستقل  خود را دارند نیز تا کنون کنار مانده اند و به خیابان نیامده اند . باید دید اقدامات بعدی این به اصطلاح تظاهرکنندگان برای دموکراسی و آزادی چه خواهد بود ؟  یک کودتا؟؟؟؟

خوشبختانه به نظر می آید توده اصلی مردم مصر در صف این «انقلابیان » حضور ندارند . در دوهفته اخیر نیز مشاهده اقدامات وحشیانه  اینان در تلوزیون و زندگی روزمره بیشتر و بیشتر آنان ار صف مردم منزوی ساخته است . من برای سکولارهای مصر متاسفم که از حضور این به اصطلاح انقلابیان در صفوف خود ابراز انزجار نکرده اند و اگر این وحشیگریها به همین صورت ادامه پیدا کند در معرض خطر این هستند که توسط مردم مصر با نیروهای ضد انقلاب یکی پنداشته شوند و این میتواند یک ضربه بزرگ بر محبوبیت سکولاریسم در مصر باشد که حتی باعث آن شود که در چند انتخابات آینده نیز نتوانند به پیروزی برسند .

سکولارهای مصر و فریب ضد انقلاب

دسامبر 5, 2012

یک انقلاب تنها زمانی پیروز است که تمام مسئولان جنایتکار رژیم سابق را از کار برکنار ساخته و آنان را که جنایتی مرتکب شده اند مجازات کند وگرنه نمیشود آن را انقلاب نامید . انقلاب یعنی تغییر . مردم به خیابان میریزند ، کشته و زخمی میدهند ، فداکاری میکنند تا از شر یک رژیم جنایتکار و فاسد و زورگو و دیکتاتور خلاص شوند . اگر نتیجه این همه فداکاریها بقای رهبران و عناصر رژیم سابق باشد پس این چه انقلابی بود ه است .

بهار عربی بهترین شاهد این مدعاست . در لیبی که سران رژیم دیکتاتور با کشتار گسترده و جنگ داخلی سعی در سرکوب انقلاب داشتند نتیجه آن شد که پس از پیروزی انقلاب کمابیش همه آنان تغییر کردند و انقلاب پیروز شد . در مصر اما سیاست آمریکا بسیار خوب برای نجات ارتش عمل کرد . بر خلاف سایر انقلابها ، ارتش و سران رژیم و دستگاه قضایی مبارک دست نخورده باقی ماند و نسبتا سالم از آتش انقلاب بیرون آمد . پس از پیروزی انقلاب نیز اینان برکنار نشدند و هیچکس به مجازات نرسید و فقط مبارک و چند نفر از اطرافیانش به صورت نمادین کنار رفتند و به دادگاه احضار شدند .

اکنون مردم مصر تاوان این انقلاب نیمه کاره را میپردازند . دستگاه دست نخورده رژیم سابق که از ضربه اولیه انقلاب جان سالم به دربرده و به خود آمده و نیروهایش را جمع کرده است تهاجم جدیدی را برای شکست انقلاب آغاز کرده است .

عملکرد نیروهای پلیس روز سه شنبه در دفاع از کاخ ریاست جمهوری در مقابل تظاهرکنندگان بهترین نماد عدم پیروزی قاطع انقلاب است . همه خبرگزاریها گفتند پلیس مصر از کاخ ریاست جمهوری در مقابل تظاهرکنندگان دفاع نکرد و به آنان اجازه داد داخل محوطه کاخ شوند . به قول خبرنگار الاهرام که متعجب شده بود ، من بیست سال تمام در زمان مبارک حتی اگر از نزدیک کاخ رد میشدم دلم میلرزید و میترسیدم و دیروز وقتی حمله مردم را به داخل محوطه کاخ دیدم حیران شد م .

پلیس مصر همان پلیسی است که انقلابیان را سرکوب کرد . هیچکس در سلسله مراتب این پلیس عوض نشده . امرا و درجه داران پلیس دست در دست ارتش و دستگاه قضایی مبارک سعی دارند از آب گل آلودی که اکنون ایجاد شده ماهی بگیرند . وقتی مرسی دو هفته پیش دادستان عالی مصر را که برگزیده مبارک بود از پست مادام العمر خود برکنار کرد تا یک دادستان جدید سرانجام به جرائم پلیس و نیروهای ارتش در سرکوب انقلاب رسیدگی کند زنگ خطر برای این پلیس به صدا در آمد . آنها عناصر خود را به داخل جنبش خیابانی فرستاده اند و خوشحال و خندان شاهد برخورد بین نیروهای انقلابی هستند و آماده اند وقتی برخورد به مراحل بحرانی رسید همراه با ارتش داخل میدان مبارزه شوند و انقلاب را سرنگون ساخته و رژیم سابق را از نو زنده کنند .

نبرد انقلاب و ضد انقلاب در مصر به مراحل قاطع و نهایی خود رسیده است . سکولارهای مصر متاسفانه متوجه نیستند که تبدیل به ابزاری در دست جانیان رژیم سابق برای حصول آنان به مقاصد خود شده اند و مست از به اصطلاح پیروزیهای «غیر دموکراتیک » اخیر خود همچنان به مخالفت با عناصر دموکراتیک و قانونی انقلاب ادامه میدهند . آنان وقتی به خود خواهند آمد که پس از سرنگونی رییس جمهور قانونی مصر و معلق گذاشتن رفراندوم قانون اساسی ، نوبت خودشان فرا برسد .این به اصطلاح سکولارها وقتی چند ماه پیش این قضات ساداتی/مبارکی مجلس قانونی مصر را منحل کردند کجا بودند ؟ وقتی این قضات مجلس اول قانون اساسی را منحل کردند کجا بودند ؟ آیا یک نفرشان آمد توی میدان تحریر به شعار دادن بر علیه  زیرپا گذاشته شدن رای مردم و انحلال مجلسهای منتخب مردم ؟ مرگ خوب است اما برای همسایه ؟ اگر انحلال مجلس قانونی و منتخب مردم مطابق میل من بود مینشینم توی خانه ام و دست میزنم ؟ اما اگر قانون اساسی مصوب مجلس موسسان مردم به رفراندوم گذاشته شود و من از این قانون اساسی خوشم نیاید می آیم توی خیابان به تظاهرات ؟ انحلال مجلس خوب ، قانون اساسی بد ؟ اینها که الان حنجره شان را بر علیه رییس جمهوری قانونی مصر و قانون اساسی منتخب مجلس قانونی موسسان و رفراندوم قانون اساسی جر میدهند وقتی ارتش مصر و قضات دست نشانده این ارتش مجلسها را منحل میکردند کجا بودند ؟؟؟

اینجاست که انسان در نیت واقعی این به اصطلاح دموکراسی طلبان شک میکند . حتی اگر فرض کنیم اینها واقعا نیروهای سکولار هستند و نه حقوق بگیران ارتش و پلیس ، این گروهها باید بدانند در این لحظه دارند آب به آسیاب دشمنان آزادی میریزند . اینها اگر به نیروهای ضد انقلابی فرصت دهند تا جنگ خود بر علیه دموکراسی در مصر را ادامه دهند نوبت بعد ، نوبت خودشان خواهد بود . نوبت کسانی که با سکوت انحلال مجلسها را نظاره گر بودند و سپس به خیابان آمدند تا رییس جمهور قانونی را سرنگون کنند ومانع رفراندوم قانونی و حاکمیت صندوق رای شوند . فردا وقتی تیغ همین ارتش و پلیس بر گلویشان کشیده شد حق شکایت و گله نخواهند داشت .

طلیعه پیروزی دموکراسی و شکست دیکتاتوری در ایران و مصر

نوامبر 29, 2012

جنبش سبز یادتان هست ؟ مردم در خیابانها بودند و تظاهرات ملیونی میکردند ، اما رهبران جنبش چشمشان به وزارت کشور جمهوری اسلامی و دادگاههای آن بود که مجوز تظاهرات دهند و چون البته هیچوقت مجوز داده نمیشد هربار از مردم میخواستند به خانه ها برگردند چون «مجوز صادر نشده » . خودمان را کشتیم که آخر دوستان مگر میشود از وزارت کشور و قضات دادگاههای جمهوری اسلامی که خود برکشیده و تعیین شده توسط این دیکتاتوری آزادی کش هستند مجوز تظاهرات بر علیه آن گرفت ؟ نشد که نشد .

حال ماجرای مصر و سیستم قضایی آن و بی خبری ایرانیان از ماهیت واقعی این سیستم است . سیستم قضایی مصر تا مغز استخوان فاسد است . تمام قضات مصر به خصوص قضات عالیرتبه برکشیده سیستم کودتایی سادات /مبارک هستند و حتی یک نفر طرفدار انقلاب و دموکراسی بین آنها پیدا نمیشود . دستشان در دست ارتشی است که سالم باقی مانده و در جریان انقلاب مصر کوچکترین لطمه ای ندیده است  . ارتشی که به شدت از احتمال کوتاه شدن دستش از کنتراتها و دزدیها نگران است . ارتش مصر مانند سپاه پاسداران ایران و ارتش چین ، در سالهای دیکتاتوری سادات / مبارک به قول معروف در هر کنتراتی انگشتی داشت و رانت خوار درجه یک کشور بود . این ارتش و این سیستم قضایی با چنگ و دندان برای برگرداندن عقربه ساعت به زمان مبارک و ادامه دزدیها و رانت خواریهایشان خواهند کوشید .

قضات دست نشانده ارتش تا کنون خوب به اربابان خود خدمت کرده اند . امسال پارلمان مصر را که تحت نظارت بین المللی و در یک انتخابات آزاد برگزیده شده بود منحل کردند . سپس یک مجلس موسسان را که قبلا انتخاب شده بود منحل کردند . سپس مانع شرکت محبوبترین و شناخته شده ترین  کاندیدای اخوان در انتخابات ریاست جمهوری شدند و اخوان در آخرین روزها مجبور شد مرسی را که به هیچوجه نه محبوبیت کاندید اصلیش را داشت و نه شناخته شده بود  وارد انتخابات کند ولی معهذا مردم به مرسی رای دادند و او در یک انتخابات آزاد مورد تایید سازمان ملل و عفو بین الملل و سایر سازمانهای حامی حقوق بشر به ریاست جمهوری رسید .

اکنون دادگاه قانون اساسی مصر ، که همه قضات آن مستقیما توسط مبارک دستچین و انتخاب شده اند و هیچیک عوض نشده اند ، سعی دارد روز یکشنبه مجلس موسسان جدید مصر را نیز منحل کند . این یک دهن کجی بزرگ به دموکراسی و به مردم قهرمان مصر است .

مبارزه  ای که در مصر جریان دارد بین سکولاریسم و اسلام نیست . بین دموکراسی و دیکتاتوری است . بین ارتش مبارکی و مردم مصر است .متاسفانه در این میان بخشی از گروههای سکولار مصر که مشی سیاسی خود را دارند و نیتشان نیز پاک است در این نبرد سرنوشت ساز جانب ارتش و قضات را گرفته اند . اقدام و عمل سیاسی کار بسیار ظریفی است .« دشمنِ دشمن من لزوما همیشه دوست من نیست ». این گروهها احتمالا میدانند که سازماندهی تظاهرات و پشتیبانی مالی آن با کیست ولی به دلیل آن که فعلا این پشتیبانی به ظاهر در جهت اهداف آنان است اهمیتی به این مسئله نمیدهند . دشمنی این گروهها با اخوان المسلمین به کلی با دشمنی ارتش و کادر عالیرتبه دولت مبارک با اخوان المسلمین فرق دارد و از قماش دیگری است . این گروهها نباید اجازه دهند طرفداران دیکتاتوری از تظاهرات آنان در جهت سرنگونی دموکراسی در مصر حمایت کنند . اولین قربانیان کودتای خزنده مبارکیان ، پس از پیروزی آنان ، همین گروههای سکولار و دموکراسی خواه خواهند بود زیرا ارتش مصر ظرف شصت سال اخیر نشان داده است که دموکراسی را بر نمیتابد.

به هرحال : نتیجه این مبارزه مرگ و زندگی بین دیکتاتوری و دموکراسی  روز یکشنبه معلوم خواهد شد . اگر ارتش موفق شود مجلس موسسان را منحل کند احتمالا باید فاتحه دموکراسی در مصر را خواند .

آنچه غم انگیز است حمایت بعضی از کاربران بی اطلاع ایرانی از تظاهرات میدان تحریر است . اینان بدون دانستن هیچیک از این حقایق ، فکر میکنند مبارزه بین سکولاریسم و اسلام است . آنها نقش  ارتشیان و نیروهای ضد دموکرات و تفاله های سادات/مبارک را در این شورش نمیبینند و یا متاسفانه خود را به ندیدن زده اند . مردم مصر سی سال تجربه غم انگیز دولت اسلامی در ایران را دیده اند و محال است اجازه دهند یک دیکتاتوری اسلامی در مصر برقرار شود و ضمنا اخوان نیز با آخوندهای شیعه فرق دارد و دنیا نیز فرق کرده است اما دوستان ما هنوز در سی سال پیش درجا میزنند و فکر میکنند تاریخ  تکرار میشود . این دوستان مانند مارگزیدگانی هستند که از ریسمان سیاه و سفید میترسد واین فوبیا را به حد افراط رسانده اند به صورتی که درهر اقدام انقلابی در جهان  ظهور دیکتاتوری اسلامی را میبینند و شوربختانه این باعث میشود که گاه خود را در کنار دشمنان آدمکش دموکراسی بیابند  . خیر دوستان ، تاریخ هرگز تکرار نمیشود و «دشمن دشمن من لزوما دوست من نیست »  و ماجرا به کلی با آنچه شما میپندارید فرق دارد.

این دوستان ما ، با حمایت از تظاهرات برای سرنگونی مرسی و دولت قانونی مصر  در واقع از بازگشت دیکتاتوری به مصر پشتیبانی میکنند . اینها احتمالا اگر روز یکشنبه ارتش دوباره موفق به بستن مجلس موسسان دوم مصر شود برایش دست خواهند زد و هورا خواهند کشید بدون اینکه بدانند چه ضربه سهمگینی به دموکراسی نوپای مصر خورده است . نفرت از جمهوری اسلامی نباید چشم مارا به حقیقت آن چه در مصر میگذرد ببندد . اگر ما خواهان دموکراسی هستیم ، باید از دموکراسی در کشورهای دیگر نیز حمایت کنیم نه آنکه برای دموکراسی کشان و تفاله های ساداتی/مبارکی دست بزنیم . به خصوص باید توجه داشته باشیم که حفاظت از دموکراسی نوپای مصر وظیفه هر ایرانی نیز هست ، زیرا اگر مصر که وزنه اصلی اعراب خاورمیانه است به دموکراسی دست یابد مبارزه ما ایرانیان در راه دموکراسی نیز شدیدا تسهیل خواهد شد .

در رفراندوم رای منفی دهند

نوامبر 29, 2012

به نقل از رادیو فردا

«مجلس تدوین قانون اساسی مصر روز پنج شنبه تصویب کرد که موازین شرع اسلام منبع «اصلی» قانونگذاری است. همچنین اسلام، دین رسمی، و زبان عربی، زبان رسمی کشور خواهد بود.
این مواد در قانون اساسی سابق نیز به همین شکل وجود داشت.
پیش نویس قانون اساسی مصر پس از تصویب باید به همه پرسی گذاشته شود.»

آنان که ادعا دارند قانون اساسی مصر ممکن است اسلامی باشد یک راه ساده برای ابراز مخالفت خود دارند . مصر اکنون یک کشور دموکرات است و بدون رای مردم هیچ چیز تایید و تصویب نمیشود . به جای سعی در سرنگونی اولین رییس جمهوری منتخب مردم در تاریخ مصر ، در رفراندومی که در راه است به این قانون اساسی رای منفی دهند تا لغو شود . دموکراسی را باید یاد گرفت . دموکراسی جر زدن نیست . دموکراسی این نیست که نتیجه انتخابات را تنها وقتی بپذیریم که مطابق میل ما باشد و اگر مطابق میلمان نبود جر بزنیم و خواهان سرنگونی سیستم شویم . اینها همانها هستند که مجلس مصر را که با رای آزاد مردم انتخاب شده بود منحل کردند و حال میخواهند همان بلا را سر رییس جمهور منتخب مردم و قانون اساسی دموکراسی نوپای مصر بیاورند . اگر این تفاله های ساداتی /مبارکی بتوانند قدم به قدم دستاوردهای دموکراتیک مردم مصر را از راههای غیر دموکراتیک لغو کنند به زودی اثری از دموکراسی در مصر باقی نخواهد ماند .

سخت برای دموکراسی مصر نگرانم

نوامبر 28, 2012

اگر قوه قضاییه مصر که از تفاله های زمان مبارک تشکیل شده ، با پشتیبانی ارتشیان که به شدت از کوتاه شدن دستشان از دزدیهای کلان نگرانند ، مرسی را سرنگون سازد باید فاتحه دموکراسی و انقلاب مصر را خواند . این میان طبقه متوسط سکولار شوربختانه فقط ابزاری در دست این قدرتمندان شده است برای ضربه  زدن  به دموکراسی نوپای مصر . اولین کاری که این ارتشیان پس از سرنگونی مرسی و تصرف قدرت بکنند سرکوب همین طبقه متوسط است .

اندر باب شترمرغ لس آنجلسی

ژوئن 25, 2012

به نقل از ویکیپیدیا :  نژاد خاصی از شترمرغ است که فقط در شهر لس آنجلس یافت میشود . از شکارچیان نقل است که گوشت شترمرغ لس آنجلسی خوشمزه تر و آبدارتر است . میگویند در لس آنجلس و اورنج کانتی و هالیوود  به این شترمرغان از هر حیث میرسند و آب و دانشان تامین است  . شترمرغ شناس مشهور،  دکتر اوانز استاد  دانشگاه کالیفرنیا شعبه  لس آنجلس (UCLA)،   میگوید اینها در واقع تنها شترمرغهای اصیلِ جهانند و اگر نسلشان در لس آنجلس منقرض شود دیگر رفت که رفت . اوانز خیلی هم نگران است چون اکثر این شترمرغها سن  بالایی دارند و عجیب پیروپاتال شده اند   . مسقط الراس این شترمرغها را کشوری به نام پرشیا (ایران ) میدانند . این شترمرغها در اواخر دهه هفتاد قرن پیش به صورت فله ای و یکجا به لس آنجلس آورده شدند و از همان زمان هم آنجا ماندگار شدند ، چند تاییشان هم در پاریس نگهداری میشوند .

تحلیلی بر پیروزی مرسی در انتخابات مصر

ژوئن 24, 2012

مرسی برنده انتخابات مصر شد . ارتش مصر که نماینده سیستم سابق و دیکتاتوری مبارک است در مقابل این پیروزی ساکت نخواهد نشست . ارتش (که قبلا پارلمان مصر را که زاییده پیروزی انقلاب است بسته بود) اعلام کرده است  که ریاست جمهوری یک مقام تشریفاتی است و قدرت خاصی ندارد . دو روز پیش هم بیانیه شدید اللحنی در مورد اخلالگران داده بودند که همه میدانند خطابشان به اخوان بوده است . اخوان محبوبترین حزب سیاسی در مصر است و حال که دموکراسی تا حدی حاکم شده است طبعا نمایندگان آن هم در پارلمان و هم در انتخابات ریاست جمهوری به قدرت میرسند . اما ارتش که بازمانده دیکتاتوری مبارک است این امر را خوش ندارد . به نظر من انقلاب مصر خاتمه نیافته بلکه تازه شروع شده است . سرنوشت دموکراسی نوپای مصر در مبارزه ارتش و اخوان رقم خواهد خورد .